یادداشتی بر فیلم روز هشتم

فیلم «روز هشتم» ریشخندی است به دنیای مدرن امروزین ما که همه چیز را در محدوده ای از قانون ، معامله ، فنآوری و عقلانیت خلاصه کرده است .
کد خبر: ۱۹۸۶۵
هری نماینده این تمدن به ظاهر منظم و پیچیده است که به شاگردان خود روان شناسی مشتری را تدریس می کند و از 4اصل لبخند، نگاه نافذ ، چهره موفق و اشتیاق وافر سخن می گوید؛ ولی او هویت خود را چنان گم کرده است که از اصول مورد تدریسش نیز کاری برنمی آید. هری روز هشتم ، تجلی کامل این بن بست است . مردی که همسرش او را طرد کرده است و رفتارهای نمایشی مرد نیز ارتباط میان وی و دخترانش را به کمترین حد رسانده است . در این موقعیت محدود، هیچ روزنه سعادتی به چشم نمی خورد و کارگردان تنها با حضور ژرژ، به عنوان نماینده تخریب گر تمدن جدید سعی دارد از طریق تمسخر دنیای مدرن ، راهی را به سوی آرامش و کامیابی از نوع دیگر که فارغ از هیاهو و پیچیدگی تمدن پوزیتیویستی است ، بیابد. ژرژ موجودی است که در قید و بند متعلقات به این تمدن نیست و عالم خیال و واقعیت ، آرمان و حقیقت و رویا و بیداری را چنان در هم آمیخته است که گویی در دنیایی جدید و هنوز کشف نشده سیر و سیاحت می کند و راه گریزی از عالم موجود را در این مسیر می خواهد پیدا نماید. در حقیقت حضور ژرژ یادآور رهیافت های پست مدرنیستی است که در چند دهه اخیر مبانی عقلانیت ابزاری و استدلال های اثبات گرایانه فلسفه علوم اجتماعی را به وادی نقد کشانده اند و با گسستن پوسته نازک این تمدن به دنبال چشم اندازی نوین هستند. نظم گریزی ژرژ در موقعیت هایی مثل ایجاد آشوب و شلختگی در ساختمان بانک یا نمایشگاه خودرو یا گالری نقاشی (به مثابه اقتصاد مدرن ، فناوری مدرن و هنر مدرن) ، تداعی کننده حملاتی است که پست مدرنیست ها به ابعاد مختلف دنیای مدرن امروز وارد ساخته اند و اعتبار به ظاهر تثبیت شده آن را به چالش کشیده اند. اتکای روزافزون مدرنیست ها به علوم و روشهای اثباتی و دوری فزاینده آنها از روح انسانی و معنویت ، نوعی خلاءعاطفی و روانی را در میان انسان های تحت سیطره این تمدن ایجاد کرده است که هری یکی از قربانیان آن به شمار می رود و همراهی او با ژرژ، رفته رفته ، هری را به سوی یک حرکت انقلابی علیه مدرنیسم هدایت می کند. هری که روزگاری خود مروج اصول مدرنیسم به شمار می رفت ، در اثر معاشرت با ژرژ ساختار شکن ، با رفتارهایی نظیر خیابان گردی و به هجوگرفتن جلسات اداری و فراری دادن بیماران از آسایشگاه و بردنشان به سمت شهر بازی تعطیل شده و راه اندازی دوباره آن علیه این مبانی شورش و طغیان می کند و هویت گم گشته اش را باز می یابد و نزد خانواده اش مجددا مورد استقبال قرار می گیرد. این سیر عزیمت دقیقا حرکتی ضدمدرنیستی است که در بستر فلسفه پست مدرنیسم تداوم یافته است و در جستجوی روح و معنای مفقوده ای است که در لابلای پیچیدگی تمدن جدید، گم شده است.

مهرزاد دانش
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها