استعدادکشی در مدرسه!
آیا محتوای کتب درسی، شاخصه‌‌های لازم برای رشد و بالندگی نسل آینده را دارد؟

استعدادکشی در مدرسه!

«جام جم» جزئیات زیست‌بوم جدید برنامه درسی را در گفت‌و‌گو با مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و تلیف کتاب‌های درسی ابتدایی و متوسطه نظری سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش بررسی می‌کند

زنگ تازه یادگیری

زیست‌بوم جدید برنامه درسی چیست؟ جزئیات تغییر شیوه آموزش مدارس، نقش معلمان، بازی و اردو در یادگیری و وضعیت اجرای آزمایشی طرح در ۲۰۰ مدرسه را بخوانید.
آموزش‌وپرورش با اجرای «زیست‌بوم جدید برنامه درسی» به‌دنبال تحول در شیوه یادگیری دانش‌آموزان است؛ طرحی که با حفظ کتاب‌های درسی، بازی، اردو، فعالیت‌های گروهی و فرصت‌های یادگیری متنوع را وارد برنامه مدارس می‌کند. این الگو اکنون با مشارکت حدود ۲۰۰ مدرسه در مرحله الگوسازی قرار دارد و قرار است نقش معلمان را در طراحی و اجرای فرایند یادگیری پررنگ‌تر کند.
کد خبر: ۱۵۷۳۷۱۷
نویسنده تهمینه سبحانی شاد / گروه جامعه
جام جم آنلاین: قرار نیست دانش‌آموزان با کتاب‌های درسی خداحافظی کنند، اما قرار است مدرسه فقط به کلاس و تدریس کتاب محدود نماند. آموزش‌وپرورش در قالب «زیست‌بوم جدید برنامه درسی» در حال اجرای الگویی تازه برای برنامه درسی است که در آن بازی، اردو، فعالیت‌های گروهی و برنامه‌های تربیتی و پرورشی هم می‌توانند بخشی از فرایند یادگیری دانش‌آموزان باشند. حرکتی از کتاب‌محوری به برنامه‌محوری که ضمن حفظ جایگاه کتاب‌های درسی، می‌خواهد فرصت‌های یادگیری را متنوع‌تر کند. اجرای آزمایشی این طرح از سال گذشته در دو منطقه در تهران و دو منطقه در شهرستان‌های استان تهران آغاز شده و امسال با مشارکت حدود ۲۰۰ مدرسه در مرحله الگوسازی قرار دارد. طرحی که قرار است در آن معلمان، موقعیت‌های یادگیری جدیدی را ایجاد کنند. در همین زمینه به صورت اختصاصی با سیدمهدی باقریان، مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و تلیف کتاب‌های درسی ابتدایی و متوسطه نظری سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، درباره جزئیات این طرح، تغییرات پیش‌بینی‌شده در کلاس‌های درس، نقش معلمان، سهم فعالیت‌های تربیتی و پرورشی و چالش‌های اجرای آن در مدارس کشور گفت‌و‌گو کرده‌ایم.
 
در الگوی جدید آموزش و افزایش اختیار معلمان، دقیقا چه اتفاقی قرار است رخ دهد؟ 
نکته مهم در تبیین زیست‌بوم جدید برنامه درسی، توجه به نسبت میان برنامه درسی طراحی‌شده و اجراشده در مدرسه است. ما همچنان یک نظام آموزشی متمرکز هستیم و در این زمینه تغییری در ساختار نظام آموزشی ایجاد نشده است؛ اما معتقدیم تاکنون نتوانسته‌ایم به‌طور کامل از ظرفیت‌های این نظام بهره‌برداری کنیم. یکی از دلایل این مسئله آن است که مدارس نسبت به برنامه درسی و انتظاراتی که نظام تعلیم و تربیت از آنها دارد، آگاهی و شناخت کافی ندارند. از سوی دیگر، ما نیز به‌عنوان متولی برنامه درسی، نتوانسته‌ایم این انتظارات را به‌اندازه کافی برای مدارس شفاف کنیم. بر همین اساس، یکی از اقدامات اساسی در زیست‌بوم جدید، تدوین «راهنمای عمل برنامه درسی در سطح مدرسه» است.
این راهنما در واقع ترجمان اسناد تحولی به زبان مدرسه است و به مدارس کمک می‌کند انتظارات عملکردی نظام تعلیم و تربیت از دانش‌آموزان و مدرسه را در هر دوره تحصیلی به‌درستی بشناسند. این رویکرد در امتداد مطالبه اسناد تحولی برای حرکت از کتاب‌محوری به برنامه‌محوری قرار دارد.
ما معتقدیم کتاب درسی و برنامه درسی یکسان نیستند و کتاب درسی به‌تنهایی نمی‌تواند تمام انتظارات نظام تعلیم و تربیت را برآورده کند. کتاب درسی یکی از ابزار‌های تحقق برنامه درسی است و در کنار آن، فعالیت‌های مدرسه‌ای و سایر فرصت‌های یادگیری نیز باید در خدمت اهداف تربیتی قرار بگیرند. در این الگو، اولویت اصلی، تحقق اهداف و انتظارات عملکردی است. برای رسیدن به این هدف، متناسب با شرایط مدارس، سه وضعیت پیش‌بینی شده است: برخی مدارس مجری کامل بسته‌های تربیت و یادگیری هستند؛ برخی دیگر امکان انطباق و انتخاب بخشی از فرصت‌های یادگیری را دارند و در مراحل بعدی، زمینه برای تولید و استفاده از محتوای بومی نیز فراهم خواهد شد. البته این اختیارات به معنای تغییر اهداف و انتظارات عملکردی نظام آموزشی نیست.
 
این زیست‌بوم جدید چه تغییری در کلاس درس ایجاد می‌کند و دانش‌آموزان چه تفاوتی را در فرایند یادگیری خود احساس خواهند کرد؟
یکی از محور‌های بنیادی ما در دوره اول ابتدایی، ایجاد شوق یادگیری و حفظ و گسترش ارتباط عاطفی کودک با جهان هستی است. تلاش می‌کنیم دانش‌آموز ارتباط عمیق‌تر و معنادارتری با مدرسه و فرایند یادگیری برقرار کند و حضور در مدرسه برای او تجربه‌ای خوشایند و اثربخش باشد. در این مسیر، استفاده از موقعیت‌های یادگیری مبتنی بر بازی، فعالیت‌های جمعی، نمایش و فعالیت‌های دست‌ورزی مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. در بسته‌های تربیت و یادگیری نیز تلاش شده است چنین فرصت‌هایی برای معلمان و مدارس پیشنهاد شود.
علاوه بر این، فعالیت‌های مهارتی و رویداد‌های تربیتی مدرسه نیز با همین هدف طراحی می‌شوند تا انس و الفت دانش‌آموز با محیط مدرسه افزایش یابد و شوق یادگیری در او تقویت شود. البته در کنار این موضوع، مهارت‌های پایه یادگیری مانند مشاهده، طبقه‌بندی و تحلیل و همچنین سواد پایه در زبان فارسی و ریاضیات همچنان از مطالبات اصلی نظام آموزشی هستند. تمام این فعالیت‌ها ذیل مجموعه‌ای از شایستگی‌های پایه معنا پیدا می‌کنند که چهار محور اصلی دارند: هویت ملی و انقلابی، ارتباط مسئولانه، تفکر و تعقل و خویشتن‌سازی. این شایستگی‌ها چارچوبی هستند که فعالیت‌های آموزشی و تربیتی دوره اول ابتدایی را به یکدیگر پیوند می‌دهند و به آنها جهت می‌بخشند.
 
در الگوی جدید، قرار است مدارس تا چه اندازه در انتخاب و تغییر محتوای کتاب‌های درسی اختیار داشته باشند؟
ابتدا باید تأکید کنم که در زیست‌بوم جدید، نظام آموزشی همچنان متمرکز است و اهداف و انتظارات عملکردی آن تغییر نمی‌کند. آنچه مورد توجه قرار گرفته، فراهم کردن امکان انعطاف در اجرای برنامه درسی و استفاده از ظرفیت‌های مدرسه متناسب با شرایط و اقتضائات آن است. در این الگو، برخی مدارس ممکن است مجری کامل بسته‌های تربیت و یادگیری باشند و برخی دیگر بتوانند بخشی از فرصت‌های یادگیری را متناسب با شرایط خود انتخاب یا با یکدیگر انطباق دهند. نکته مهم این است که این اختیار ناظر بر فرصت‌های یادگیری است، نه تغییر اهداف و انتظارات عملکردی. برای مثال، اگر بخش عمده‌ای از زمان آموزش در دوره اول ابتدایی به آموزش زبان فارسی اختصاص دارد، این محوریت باید در برنامه مدرسه حفظ شود. حتی فعالیت‌های تکمیلی و کیفیت‌بخش مدرسه، به‌ویژه در مناطق دوزبانه، باید در خدمت تقویت آموزش زبان فارسی قرار بگیرند. همچنین معلمان باید بتوانند منطق هر درس را در بسته تربیت و یادگیری آن بشناسند و متناسب با آن، آموزش را در کلاس درس پیش ببرند.
در واقع، مهم‌تر از بودجه‌بندی زمانی کتاب‌های درسی، مراقبت از تحقق اهداف و انتظارات عملکردی برنامه درسی است. بنابراین، قرار نیست مدارس به‌صورت ناگهانی اختیار تغییر محتوای کتاب‌های درسی یا تولید مستقل همه محتوا‌های آموزشی را به دست آورند. این مسیر، تدریجی و متناسب با میزان آمادگی و ظرفیت مدارس دنبال خواهد شد.
 
چه تضمینی وجود دارد که اجرای این طرح به سردرگمی دانش‌آموزان و معلمان در شیوه آموزش منجر نشود؟
یکی از راهکار‌های ما برای جلوگیری از بروز سردرگمی، اجرای تدریجی برنامه و ارزیابی مستمر آن است. در سال گذشته، اجرای آزمایشی این الگو در هشت مدرسه انجام شد و امسال نیز اجرای آزمایشی در همان هشت مدرسه برای پایه دوم ابتدایی ادامه دارد. علاوه بر این، امسال حدود ۲۰۰ مدرسه در استان‌های مختلف کشور در مرحله الگوسازی قرار گرفته‌اند. در این برنامه، از همه استان‌ها خواسته‌ایم حداقل دو منطقه و از هر منطقه نیز دو مدرسه برای مشارکت در اجرای الگو معرفی کنند. این مدارس به‌صورت مستمر رصد و ارزیابی می‌شوند تا ضمن شناسایی چالش‌های احتمالی، زمینه اجرای صحیح برنامه درسی فراهم شود. از سوی دیگر، تلاش کرده‌ایم فرهنگ راهبری برنامه درسی در مدارس را تقویت کنیم. در گذشته، بیشتر با فرهنگ نظارت و بازرسی مواجه بودیم، اما اکنون به دنبال آن هستیم که راهبری علمی و پشتیبانی از اجرای برنامه درسی در مدرسه جایگاه پررنگ‌تری پیدا کند. در همین راستا، از استان‌ها درخواست شده است افرادی را به‌عنوان راهبران برنامه درسی معرفی کنند.
این افراد آموزش می‌بینند تا در نقش مشاوران علمی، به مدارس در اجرای صحیح برنامه و حل مسائل احتمالی کمک کنند.
 
آیا همه مدارس کشور، به‌ویژه مدارس مناطق محروم و روستایی، امکانات لازم برای اجرای این الگوی جدید را دارند؟
باید توجه داشته باشیم که شرایط مدارس در کشور بسیار متنوع است و نمی‌توان همه آنها را با یک معیار واحد ارزیابی کرد. گاهی ممکن است اجرای این برنامه در یک مدرسه برخوردار در مرکز تهران، به دلیل محدودیت فضای فیزیکی، تراکم بالای کلاس‌ها یا دوشیفته بودن مدرسه، دشوارتر از یک مدرسه عشایری یا چندپایه باشد. اتفاقاً برخی از راهبران برنامه درسی که در این مسیر با ما همکاری دارند، از ظرفیت‌های این الگو برای مدارس مناطق مختلف استقبال کرده‌اند؛ زیرا در این رویکرد، به‌جای تمرکز صرف بر بودجه‌بندی کتاب درسی، توجه معلم به انتظارات عملکردی و واحد‌های یادگیری معطوف می‌شود.
البته این شیوه نیازمند آموزش، پشتیبانی و مراقبت علمی مستمر است و ما نیز به این ضرورت توجه داریم. نمی‌توان گفت همه مدارس بدون چالش هستند، اما نباید تصور کرد که مدارس مناطق محروم و روستایی لزوماً با دشواری بیشتری نسبت به مدارس برخوردار مواجه خواهند شد. حتی در برخی شرایط، امکانات و زمینه‌هایی که این الگو برای انعطاف در اجرای برنامه درسی فراهم می‌کند، می‌تواند برای مدارس کوچک، چندپایه و عشایری فرصت‌های مناسبی ایجاد کند. یکی از مسائل مهم در اجرای برنامه درسی، زمان واقعی آموزش است. 
 
معلمان برای اجرای این الگو چه آموزش‌هایی دریافت خواهند کرد و این آموزش‌ها چگونه ارزیابی می‌شود؟
یکی از الزامات اجرای این الگو، توانمندسازی معلمان و تقویت پشتیبانی علمی از مدارس است. ما معتقدیم معلم برای اجرای درست برنامه درسی باید پیش از هر چیز با منطق برنامه، اهداف و انتظارات عملکردی آن آشنا باشد. در همین راستا، تدوین راهنمای عمل برنامه درسی در سطح مدرسه و آموزش راهبران برنامه درسی از اقدامات اصلی ماست.
از استان‌ها درخواست کرده‌ایم افرادی را معرفی کنند تا پس از دریافت آموزش‌های لازم، به‌عنوان مشاوران علمی در کنار مدارس قرار بگیرند و به اجرای صحیح برنامه درسی کمک کنند. این راهبران قرار است به جای ایفای نقش نظارتی و بازرسی صرف، در مسیر راهبری علمی و حل مسائل اجرایی مدارس نقش‌آفرینی کنند. همچنین یکی از موضوعات مهم در این فرایند، شناخت منطق یادگیری هر درس و توانایی معلم در جاری کردن آن در کلاس درس است. معلم باید بتواند متناسب با انتظارات عملکردی مشخص‌شده، فرایند آموزش و ارزشیابی دانش‌آموزان را سامان دهد.
در حوزه ارزشیابی نیز همچنان به رویکرد کیفی ـ توصیفی معتقدیم، اما مشخص بودن انتظارات عملکردی این امکان را فراهم می‌کند که معلم ارزیابی دقیق‌تر و هدفمندتری از میزان تحقق یادگیری دانش‌آموزان داشته باشد.
 
آیا نتایج ارزشیابی اجرای آزمایشی این طرح نشان داده که این الگو نسبت به روش قبلی اثربخشی بیشتری داشته است؟ مستندات این برتری چیست؟
برای بررسی این موضوع باید به ماهیت فرایند برنامه‌ریزی درسی توجه کنیم. ما نگاه صفر و صدی به اجرای آزمایشی نداریم که بخواهیم صرفاً در پایان یک مرحله اعلام کنیم طرح موفق یا ناموفق بوده است. برنامه‌ریزی درسی یک فرایند چرخه‌ای است. سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی بر اساس مطالعات، اسناد تحولی و بررسی نیاز‌های نظام آموزشی به این جمع‌بندی رسیده است که برخی تغییرات در شیوه اجرای برنامه درسی ضرورت دارد.
طبیعتاً روش‌های پیشنهادی برای تحقق این تغییرات نیز باید در عمل مورد ارزیابی قرار گیرند. اجرای آزمایشی سال گذشته و ادامه آن در سال جاری، بخشی از همین فرایند ارزیابی است. در این مسیر، شرایط اجرا رصد می‌شود، مسائل و چالش‌ها شناسایی می‌شوند و بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، اصلاحات لازم صورت می‌گیرد. بنابراین، این فرایند را باید مسیری مستمر برای بهبود کیفیت برنامه درسی دانست که قرار است سال‌به‌سال تکمیل‌تر شود. هدف ما این است که با اتکا به ارزیابی‌های انجام‌شده، زمینه اجرای صحیح‌تر و اثربخش‌تر برنامه در مدارس فراهم شود.
 
اگر یک مدرسه محتوای آموزشی بومی تولید کند و این محتوا از نظر کیفیت علمی با بسته ملی تفاوت داشته باشد، چه نهادی مسئول تأیید و نظارت خواهد بود؟
ابتدا باید تأکید کنم که در مراحل فعلی، تولید محتوای مستقل به‌عنوان یک تکلیف برای همه مدارس تجویز نشده است. ما معتقدیم این مسیر باید بسیار تدریجی طی شود و قرار نیست از همان ابتدا به مدارس گفته شود که همه محتوای آموزشی خود را تولید کنند. در حال حاضر، نظام آموزشی همچنان متمرکز است و سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، اهداف، انتظارات عملکردی، چارچوب‌های کلان، عناوین دروس و فعالیت‌های مدرسه‌ای را مشخص می‌کند. همچنین برای تحقق این اهداف، راهنما‌های تفصیلی و بسته‌های تربیت و یادگیری در اختیار مدارس قرار می‌گیرد.
در ادامه مسیر، متناسب با میزان آمادگی مدارس، امکان انطباق و انتخاب فرصت‌های یادگیری و در مراحل بعدی، استفاده از ظرفیت تولید محتوای بومی نیز فراهم خواهد شد. این فرایند به‌تدریج پیش می‌رود و ممکن است برای استقرار کامل آن به چندین سال زمان نیاز باشد. در صورت ورود مدارس به این حوزه، نظارت بر این فرایند از سوی استان‌ها و مناطق انجام خواهد شد و چارچوب‌های انسجام‌بخش برنامه درسی نیز باید رعایت شوند.
نکته مهم این است که ما می‌خواهیم اختیار و مسئولیت را در کنار یکدیگر به مدارس واگذار کنیم. اختیار دادن به مدرسه به معنای ایجاد فرصت برای بروز ابتکار و خلاقیت است، اما این اختیار باید همراه با پذیرش مسئولیت و پایبندی به اهداف و انتظارات نظام آموزشی باشد.
در واقع، اعتقاد ما این است که مدارس برای تقویت و ارتقای کیفیت خود، پیش از هر چیز باید از مسیر اجرای درست برنامه درسی حرکت کنند. این رویکرد فرصتی برای تقویت مدرسه و افزایش نقش معلم در فرایند یاددهی و یادگیری است، نه واگذاری ناگهانی مسئولیت تولید و تأمین همه محتوای آموزشی به مدارس.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها