منشا قدرت ایران؛ از ایمان و اراده تا تمدن‌سازی

قدرت ایران از کجا می‌آید؟ بررسی نقش ایمان، اراده ملی، پیشرفت علمی، هویت مستقل و سرمایه معنوی اهل‌بیت(ع) در شکل‌گیری قدرت تمدنی ایران.
مشی رهبر شهید و رهبرمعظم‌انقلاب در بهره‌گیری از آموزه‌ها و آیات قرآن کریم، مبتنی بر پیوند میان مبانی الهیاتی و مسائل اجتماعی و سیاسی است. در این نگاه، مواضع سیاسی از مبانی اعتقادی جدا نیستند و برای تحلیل تحولات جهان نیز می‌توان از آموزه‌های وحیانی بهره گرفت. یکی از نمونه‌های این رویکرد، آیه شریفه «وَلا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» است؛ آیه‌ای که بر برتری جامعه مؤمنان تاکید می‌کند و می‌توان آن را مبنایی برای تبیین جایگاه ایران در تحولات جهانی دانست. این مضمون، در زبان الهیاتی بیان می‌شود، اما ظرفیت آن را دارد که با استدلال‌های اجتماعی و تمدنی نیز توضیح داده شود. 
کد خبر: ۱۵۷۱۸۹۰
نویسنده حجت‌الاسلام دکتر حبیب الله بابایی / عضو هیات‌علمی پژوهشگاه فرهنگ‌و‌علوم اسلامی

جام جم آنلاین؛ یکی از راه‌های سنجش جایگاه یک جامعه، بررسی موقعیت دوستان و دشمنان آن است. شهید مطهری در کتاب «جاذبه و دافعه امام‌علی (ع)» برای شناخت عظمت شخصیت‌ها، به جایگاه دوستان و دشمنان آنان توجه می‌کند. با الهام از این معیار می‌توان گفت اگر جمهوری اسلامی با قدرت‌های بزرگ جهانی مواجه است و دوستان و متحدان آن در تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی نقش‌آفرینی می‌کنند، نمی‌توان جایگاه این نظام را صرفا با معیار‌های محدود اقتصادی ارزیابی کرد. البته قدرت جهانی فقط به‌معنای برخورداری از توان اقتصادی و نظامی نیست؛ بلکه باید ظرفیت تاثیرگذاری بر نظم جهانی و ارائه الگو‌های فکری و اجتماعی را نیز در‌نظر گرفت. 

 

 

پیچیدگی جهان و آشکارشدن مرز حق و باطل

تحولات شتابان جهان معمولا تشخیص حق و باطل را دشوارتر می‌کنند؛ زیرا انبوه رخداد‌ها و پیچیدگی روابط سیاسی، امکان تحلیل روشن را کاهش می‌دهد. بااین‌حال، گاهی همین تحولات می‌توانند مرز میان حق و باطل را آشکارتر کنند. از این منظر، تحولات و درگیری‌های اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل، زمینه‌ای برای ارزیابی رفتار طرف‌های درگیر براساس معیار‌های انسانی و اخلاقی فراهم کرده است. در چنین شرایطی، برای تشخیص برخی واقعیت‌ها همیشه به نظریه‌های پیچیده فلسفی نیاز نیست و عقل سلیم و وجدان انسانی نیز می‌توانند در داوری نقش داشته باشند. 

اگر یک گفتمان بتواند از مرز‌های جغرافیایی و اعتقادی خود فراتر رود و برای انسان‌های دیگر جوامع نیز قابل فهم و دفاع باشد، به ظرفیت‌های یک قدرت تمدنی نزدیک شده است. در این چارچوب، تمدن صرفا مجموعه‌ای از دستاورد‌های مادی نیست؛ بلکه فضیلت‌های اخلاقی، نوع رفتار با انسان‌ها و توانایی پاسخ‌گویی به نیاز‌های بشر معاصر نیز در شکل‌گیری آن نقش دارند. هر‌اندازه یک جامعه بتواند با انسان‌های دورترین نقاط جهان ارتباطی معنادار برقرار کند و برای مسائل آنان راه‌حل ارائه دهد، امکان اثرگذاری تمدنی بیشتری خواهد داشت.

 

 

تمدن؛ فراتر از اقتصاد و فناوری

در تحلیل تمدن‌ها باید به هسته اصلی و نظام اولویت‌های‌شان توجه کرد. پرسش اساسی این است که آیا تمدن را باید بیشتر با دستاورد‌های مادی و فناوری شناخت یا با معناها، ارزش‌ها و معیار‌های انسانی آن؟ در این دیدگاه، بخش مادی تمدن را می‌توان کالبد آن دانست و معنا و روح را عناصر بنیادین شکل‌دهنده آن به‌شمار آورد. 

از همین زاویه، باید پرسید اختلاف جمهوری اسلامی با آمریکا صرفا بر سر منابع نفتی، موشک‌ها و انرژی هسته‌ای است یا به رقابت بر سر الگو‌ها و معیار‌های زندگی نیز مربوط می‌شود؟ در گذشته، برای تعریف دموکراسی، زن شایسته یا انسان موفق، بسیاری از جوامع غیرغربی به الگو‌های اروپایی و آمریکایی مراجعه می‌کردند و معیار‌های خود را از آنها می‌گرفتند، اما اکنون جامعه‌ای مانند ایران می‌کوشد براساس مبانی فکری و فرهنگی خود، معیار‌ها و الگو‌های مستقلی ارائه کند. در این برداشت، یکی از محور‌های اصلی منازعه، تلاش برای حفظ حق جامعه در تعریف هویت، ارزش‌ها و شیوه زندگی خویش است. 

برای نمونه، حضور یک زن محجبه ایرانی در عرصه‌های بین‌المللی و موفقیت او در رقابت‌های ورزشی، می‌تواند تصویری متفاوت از زن شایسته ارائه دهد؛ تصویری که با برخی معیار‌های رایج در فرهنگ غربی یکسان نیست. این مساله نشان می‌دهد که رقابت تمدنی تنها در میدان اقتصاد و فناوری رخ نمی‌دهد، بلکه عرصه تعریف انسان و معیار‌های زندگی نیز بخشی از این رقابت است. 

 

 

جمع دین و علم؛ یکی از چالش‌های الگو‌های مدرن
یکی از دوگانه‌هایی که طی قرن‌های اخیر در برخی روایت‌های مدرن شکل گرفته، تقابل میان علم‌و‌دین است؛ گویی پیشرفت علمی الزاما به عقب‌نشینی معنویت می‌انجامد و تقویت دین نیز مانع پیشرفت علمی می‌شود. تجربه جمهوری اسلامی، دست‌کم در سطح الگوی مطلوب و جهت‌گیری اعلام‌شده، بر امکان جمع میان این دو تاکید دارد: توسعه علم و فناوری، از نانو و انرژی هسته‌ای تا دیگر حوزه‌های دانشگاهی، در کنار حفظ هویت ایرانی و معنویت اسلامی. 

در این چارچوب، جامعه مطلوب نه جامعه‌ای است که به‌دلیل پایبندی دینی از ابزار‌های علمی و فناوری مدرن فاصله بگیرد و نه جامعه‌ای که برای پیشرفت مادی، هویت فرهنگی و معنوی خود را کنار بگذارد. الگوی مورد تاکید، بهره‌گیری از دانش و فناوری همراه با استقلال فکری و مقاومت در برابر سلطه‌طلبی است. 

بااین‌حال، پذیرش چنین الگویی در جامعه یکسان نیست. برخی افراد با صداقت در پی یافتن راه سعادت‌اند و ممکن است در ارزیابی الگوی ایرانی تردید داشته باشند؛ در مقابل، گروهی نیز به‌دلیل وابستگی به چارچوب‌های مفهومی مدرن، به‌سختی می‌توانند از معیار‌های رایج خود فاصله بگیرند. افزون بر این، همه مواضع سیاسی صرفا از استدلال‌های معرفتی ناشی نمی‌شوند و تمایلات، عواطف و پیش‌فرض‌های ذهنی نیز در شکل‌گیری آنها مؤثرند. 

 

 

جنگ اراده‌ها و ضرورت خودباوری

در اندیشه رهبر شهید، تعبیر «جنگ، جنگ اراده‌هاست» بر نقش اراده ملت‌ها در تحولات تاریخی تاکید می‌کند. تاریخ تمدن‌ها را می‌توان از زاویه اراده‌های فعال و منفعل نیز بررسی کرد؛ اراده‌هایی که به حرکت و ابتکار می‌انجامند و اراده‌هایی که در برابر فشار‌ها دچار انفعال می‌شوند. 

در این نگاه، یکی از وظایف رهبری، تقویت روحیه جامعه اسلامی و جلوگیری از ترس، ارعاب و ناامیدی است. آیه «وَلا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا» نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند: جامعه نباید در برابر دشواری‌ها سست شود یا توانایی خود را از دست بدهد. البته وعده نصرت الهی در کنار سنت آزمایش قرار دارد و تحقق اهداف جامعه به تغییر درونی و تلاش خود مردم نیز وابسته است؛ چنان‌که قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الله لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ». 
بنابراین، خودباوری نه به‌معنای نادیده‌گرفتن واقعیت‌هاست و نه مجوزی برای بزرگ‌نمایی توانایی‌ها؛ بلکه مستلزم شناخت ظرفیت‌ها، تشخیص اولویت‌ها و حفظ اراده برای حرکت و پیشرفت است. 

 


اهل‌بیت (ع)؛ سرمایه معنوی و اجتماعی ایران

یکی از عناصر مهم قدرت ایران در این دیدگاه، پیوند مردم با اهل‌بیت (ع)، تلاش برای اقامه حق و مقاومت در برابر دشمن است. امام خمینی (ره) نیز در وصیت‌نامه خود بر افتخار به میراثی، چون نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه و شخصیت امیرالمؤمنین (ع) تاکید کرده است. این تاکید نشان می‌دهد تمدن‌ها تنها دستاورد‌های مادی خود را عرضه نمی‌کنند، بلکه شخصیت‌ها و ارزش‌هایی را نیز که مایه اعتبار و افتخارشان است، به‌نمایش می‌گذارند. 

اهل‌بیت (ع) در این نگاه صرفا شخصیت‌هایی برای ستایش عاطفی نیستند؛ عقلانیت، حکمت، محبت و سیره عملی آنان می‌تواند الگوی زندگی فردی و جمعی باشد. نمونه روشن این ظرفیت را می‌توان در راهپیمایی اربعین مشاهده کرد؛ پدیده‌ای که انسجام آن تا اندازه زیادی بر محبت، تعلق مشترک و پیوند معنوی زائران استوار است. 
در همین زمینه، مفهوم «تمدن ذکر» در برابر «تمدن نسیان» اهمیت می‌یابد؛ یعنی تمدنی که انسان را از خدا، خویشتن، هم‌نوعان، مسئولیت‌های اخلاقی و سرنوشت نهایی خود غافل نمی‌کند. یاد خدا و توجه به مسئولیت‌های انسانی می‌تواند روابط اجتماعی را اخلاقی‌تر سازد و از طریق تقویت همدلی، اعتماد و احساس مسئولیت، به قدرت اجتماعی بینجامد. 

از این منظر، پیوند مردم با اهل‌بیت (ع) فقط یک امر فردی و عبادی نیست، بلکه می‌تواند در شکل‌گیری همبستگی اجتماعی، تقویت روحیه جمعی و پایداری جامعه نیز نقش داشته باشد. حضور مردم در تجمعات، دعا، روضه و کنش‌های جمعی، در این تحلیل، جلوه‌هایی از همین ظرفیت معنوی و اجتماعی است. 

در مجموع، قدرت تمدنی ایران را باید در پیوند میان ایمان، اراده، علم، هویت مستقل و ارزش‌های انسانی جست‌و‌جو کرد. چنین قدرتی لزوما با شاخص‌های اقتصادی و نظامی به‌تنهایی سنجیده نمی‌شود؛ بلکه توانایی یک جامعه در ارائه الگوی زندگی، ایجاد همبستگی و اثرگذاری بر افکار و رفتار انسان‌ها نیز در آن سهم دارد. بر این اساس، حفظ واقع‌بینی، تقویت خودباوری و تبدیل سرمایه‌های معنوی به رفتار‌های اخلاقی و ظرفیت‌های اجتماعی، از الزامات حرکت تمدنی به‌شمار می‌روند.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها