سحرگاه متفاوت ۷ زندانی

 سحرگاه دیروز، هفت قاتل و متجاوز در زندان پای چوبه دار رفتند که حکم سه قاتل اجرا شد و بقیه برای جلب رضایت یا بررسی توبه نامه و اعاده دادرسی به سلول خود بازگشتند. 
کد خبر: ۱۵۷۰۷۴۸

سحرگاه متفاوت ۷ زندانیبه‌گزارش خبرنگار جام‌جم، هفت مرد زندانی که به‌اتهام قتل و تجاوز‌به‌عنف محکوم به قصاص و اعدام شده بودند، سحرگاه دیروز در زندان قزل‌حصار پای چوبه دار رفتند. اولین زندانی که قرار بود حکمش اجرا شود، سعید معروف به عامل خانه وحشت بود. اسرار خانه وحشت در جنوب تهران، پانزدهم آذرماه ۱۴۰۰ وقتی فاش شد که ماموران با ورود به خانه‌ای حوالی میدان قزوین، دو دختر جوان را که یکی از سه‌سال قبل و دیگری از هشت‌ماه قبل در آنجا زندانی بودند نجات دادند. معلوم شد سعید با معرفی خود به‌عنوان مامور، دختران فراری را حوالی ترمینال یا راه‌آهن فریب داده و با انتقال به خانه اش، آنها را با همکاری خواهرش زندانی می‌کرد. در بازرسی از خانه وی جسد نایلون‌پیچ یک دختر جوان هم کشف و معلوم شد حدود چهار‌ماه از مرگ او گذشته است. سعید مدعی بود دو دختری که در خانه‌اش زندانی بودند به‌خواسته خودشان در آنجا حضور داشتند و دختری که در خانه‌اش به‌قتل رسیده نیز توسط همان دو دختر کشته شده است. 
ماموران سوابق کیفری سعید را بررسی کردند که مشخص شد او چند‌سال قبل دختری را به این خانه آورده و در جریان درگیری او را هل داده که سر دختر با دیوار برخورد کرده و جان باخته بود. مرد جوان پس از محاکمه از اتهام قتل عمدی تبرئه و به دیه و زندان محکوم شده بود. 
پرونده این متهم در دو بخش یکی در دادگاه کیفری و دیگری در دادگاه انقلاب رسیدگی و متهم محاکمه شد. او بابت قتل حکم قصاص گرفت و بابت تجاوز به دختران و زنان جوان، به اعدام محکوم شد. 
دومین زندانی مهرشاد بود. او به‌اتهام شلیک مرگبار به پسری دانشجو و قتل او بازداشت شده بود. رسیدگی به این پرونده شهریور سال ۱۴۰۲ در دستور کار پلیس جنایی پایتخت قرار گرفت. در جریان تحقیقات معلوم شد یک پسر دانشجو، دوست خود به‌نام کریم را سوار موتورش کرده و تا جایگاه سوخت محله جنت‌آباد تهران رسانده بود که در آنجا او با شلیک دو گلوله زخمی شده و بعد از دو‌ماه بستری شدن در بیمارستان فوت کرده است. 
در ادامه مشخص شد کریم مقابل جایگاه سوخت با مردی به‌نام مهرشاد قرار ملاقات داشته که وقتی به‌آنجا رسیده‌اند، مهرشاد به‌اشتباه جوان دانشجو را به‌جای کریم به‌قتل رسانده است. او سرانجام بعداز چند‌ماه فرار به اداره پلیس تهران رفت و تسلیم شد. متهم در تحقیقات پلیسی گفت‌: پدرم با کریم معامله‌هایی انجام داده بود، اما او یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان به پدرم بدهکار شد. مدتی بعد کریم پیش پدرم آمد و خواست با بازرگانی معامله کنیم تا او بتواند بدهی‌اش را از این راه بپردازد. ۱۲‌هزار دلار دادیم و قرار شد بقیه را کریم از روی بدهی‌اش به مرد تاجر بدهد. کریم بعد از گرفتن دلار زیر قول‌و‌قرارش زد و گفت اگر بقیه پول را ندهم، مرا خواهد کشت. از ترسم یک‌بار قرص خوردم تا خودکشی کنم که ناکام ماندم. در سایت تلگرامی ۱۸ میلیون پرداختم و کلت و فشنگ خریدم تا اگر تهدید‌ها جدی شد، خودم را بکشم. 
وی افزود: معلوم شد او با مردی جوان به محل قرار رفته و مدعی بود او برادر مرد بازرگان است و اگر پول را ندهم مرا به قتل می‌رساند. از ترس شلیک کردم که به مرد جوان اصابت کرد و فرار کردم. او بعد از محاکمه حکم قصاص گرفت. 
سومین و چهارمین زندانی دو دوست بودندکه به‌اتهام ربودن دختری جوان و تجاوز به او به اعدام محکوم شده بودند. آنها ۱۴ سال در زندان به‌سر می‌بردند. یکی از متهمان پرونده با دختر جوان (شاکی) دوست بود. یک‌روز او را به‌بهانه تفریح با خود به باغی برد که دوستش هم به آنجا حضور داشت. بعد آن جوان وی را محبوس کردند و مورد تجاوز قرار دادند و در ادامه پیکر نیمه‌جانش را در یکی از محله‌های تهران رها کردند. راننده‌ای او را یافت و به بیمارستان رساند که زنده ماند. با شکایت دختر جوان، هردو متهم بازداشت و بعد از محاکمه به اعدام محکوم شدند. 
پنجمین زندانی مرد میانسالی بود که همسرش منصوره قدیری، یکی از خبرنگاران خبرگزاری ایرنا را به‌قتل رسانده بود. رسیدگی به این پرونده نوزدهم آبان ۱۴۰۳ وقتی در دستور کار پلیس تهران قرار گرفت که برادر خانم خبرنگار وقتی متوجه شد که او سر کارش حاضر نشده و تلفن همراهش را پاسخ نمی‌دهد، به مقابل خانه او در شمال تهران رفت. چند مرتبه در زد، اما کسی پاسخگو نبود. دل‌نگران شد و سراغ او و خانواده اش را از همسایه‌ها گرفت که گفتند از آنها خبری ندارند، اما صبح صدای مشاجره این زوج را شنیده‌اند. 
درادامه مرد جوان به پلیس زنگ زد و کمک خواست. وقتی در خانه را گشودند و وارد شدند با شوهر خانم خبرنگار و پسر نوجوانش در خانه رو‌به‌رو شدند. مرد میانسال ابتدا مدعی بود زنش بیمار شده و در بیمارستان بستری است و بعد گفت بیرون رفته و بازمی‌گردد، اما حرف‌های متناقض او باعث شد خانه را جست‌و‌جو کنند که در ادامه جسد همسرش را در یکی از اتاق‌های خانه یافتند که منجر به دستگیری شوهر او شد. متهم در جریان تحقیقات، مشکلات مالی و اختلاف‌های خانوادگی با همسرش را علت این جنایت اعلام کرد. معلوم شد او بعد از مشاجره با همسرش با دمبل به او ضربه‌هایی زده که او از دستش فرار کرده و به اتاق رفته و بعد از آن شوهرش چاقو‌به‌دست سمت وی رفته و ضربه‌هایی به زن زده و او را کشته است. بعد هم قصد داشته با دادن قرص به پسرش او را هم بکشد که موفق نشده و در اقدام برای خودکشی خود هم ناکام مانده است. 
ششمین زندانی شاهرخ بود که به‌اتهام قتل مردی از دوستانش محکوم به قصاص شده بود. او اوایل آذر سال ۱۴۰۲ موتورش را در خیابان جا‌گذاشته و، چون مشروب خورده بود، از ترس دستگیری از سوی پلیس با دوستانش فرار کرده بود. این در‌حالی بود که یکی از دوستانش موتورسیکلت را یافته و به خانه اش برده بود، اما برای پس‌دادن موتور مدام امروز‌و‌فردا می‌کرد تا این‌که میان آنها بر سر پس گرفتن موتورسیکلت دعوایی رخ داد. قاتل نیز با برداشتن چوب بیسبال با دوستش درگیر شد و او را به قتل رساند. 
هفتمین زندانی فرید بود که به‌اتهام قتل دوستش زیر حکم قصاص بود. او سی‌ام مهر سال ۱۴۰۳ با دوستش برای تفریح به بوستان چیتگر رفت و در آنجا مواد مصرف کرد و مشروب خورد که حال‌و‌روزش به‌هم ریخت و بعد از آن با دوستش مشاجره کرد. او که تعادل مناسبی نداشت، بنزین موتورش را برداشت و روی دوستش پاشید و مرد جوان را به آتش کشید و متواری شد. مرد جوان به‌سختی با ریختن خاک روی خود شعله‌های آتش را خاموش کرد و به‌سمت محل سوارکاری در همان حوالی رفت و از نگهبان آنجا کمک خواست. مرد جوان بعد از چند‌روز در بیمارستان فوت کرد. با شکایت خانواده او، عامل جنایت تحت تعقیب بود که دستگیر شد. 
سحرگاه چهارشنبه بیست‌ودوم مهر امسال مردان زندانی در محوطه زندان پای چوبه دار رفتند. 
سعید عامل خانه وحشت توبه‌نامه نوشته بود و درخواست عفو کرد. همین باعث شد حکم وی برای بررسی توبه‌نامه به‌طور موقت متوقف شود، اما دومین زندانی مهرشاد بود که نتوانست رضایت خانواده مقتول را جلب کند و حکم قصاص وی اجرا شد. این در‌حالی بود که دو دوست که به‌خاطر تجاوز زیر حکم اعدام بودند، درخواست اعاده دادرسی دادند که قرار شد این موضوع هم بررسی و حکم آن‌دو به‌طور موقت متوقف شد. وکیل سابق دادگستری که همسر خبرنگارش را به‌قتل رسانده بود، با این‌که پسرش او را بخشیده بود، اما والدین همسرش سهم نوه خانواده را هم واریز کردند و او نتوانست رضایت آنها را جلب کند و حکم قصاصش اجرا شد. 
شاهرخ که دوستش را به‌قتل رسانده بود توانست برای جلب رضایت از فرزندان مقتول مهلت بگیرد و حکمش به‌طور موقت متوقف شد. آخرین زندانی فرید بود که نتوانست رضایت خانواده دوستش را جلب کند و حکمش اجرا شد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها