پایان فرار خواستگار قاتل

خواستگار قاتل
مرد جوان که پس از شنیدن پاسخ منفی ازدواج از دختر مورد علاقه‌اش، او را با هشت ضربه چاقو کشته و گریخته بود، بعداز شش ماه فرار و زندگی مخفیانه بازداشت شد. 
کد خبر: ۱۵۷۰۷۴۶

به گزارش خبرنگار جام‌جم، هفتم فروردین امسال زنی با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و اعلام کرد دختری جوانی مورد اصابت ضربه‌های متعدد چاقو قرار گرفته و در خیابان یکی از محله‌های دولت‌آباد شهرستان ری افتاده است. مأموران و نیرو‌های امدادی اورژانس با حضور در محل دختر جوان غرق در خون را به بیمارستان منتقل کردند، اما ساعاتی بعد با وجود تلاش پزشکان فوت کرد. با تحقیقات محلی و بازبینی فیلم دوربین‌های مداربسته در اطراف محل حادثه معلوم شد دختر جوان پیاده در حرکت بوده که خودروی تیبایی مقابلش توقف کرده و راننده آن بعداز مشاجره ضربه‌های مرگبار را وارد و فرارکرده است. 
با شناسایی خانواده مقتول مأموران به تحقیق از آنها پرداختند که معلوم شد دخترشان در یک فروشگاه زنجیره‌ای مشغول به کار بوده که در آنجا همکارش او را برای ازدواج به برادرش معرفی کرده است. مدتی بعد دختر جوان که متوجه شده مرد خواستگار کسب و کار درستی ندارد و نمی‌تواند زندگی مناسبی برای وی فراهم کند، به وی پاسخ منفی داده و او هم دختر را کشته است. 
با گذشت بیش از شش ماه از این ماجرا سرانجام مأموران دو روز پیش مخفیگاه قاتل فراری را در خانه اجاره‌ای در یکی از محله‌های شهرکرد استان چهارمحال و بختیاری به دست آوردند. مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران با دستور قضایی به مخفیگاه متهم اعزام شدند و دیروز چهارشنبه قاتل را بازداشت کردند. 
متهم ۲۷ ساله در تحقیقات با اعتراف به قتل در تشریح ماجرا گفت‌: مقتول با خواهرم همکار بود و هردو در یک فروشگاه زنجیره‌ای کار می‌کردند. درجریان رفت و آمد به آنجا با مقتول آشنا شدم و تصمیم به ازدواج با وی گرفتم.
 قرار شد مدتی با هم در رفت‌وآمد باشیم تا اخلاق و رفتار یکدیگر را بهتر بشناسیم و بعد رسما خواستگاری کنم. دختر جوان بعداز مدتی به درخواستم پاسخ منفی داد، اما من که به آن دختر علاقه‌مند شده بودم، نمی‌توانستم او را فراموش کنم؛ بنابراین از آن دختر کینه به دل گرفتم. سراغش رفتم و با چاقو هشت ضربه به او زدم و فرار کردم. سپس به فردی پول دادم و با شناسنامه جعلی و هویت دروغین به شهرکرد رفتم و به عنوان کارگر در یک کارگاه مشغول شدم. چون با خانواده‌ام در ارتباط نبودم دلم برای آنها تنگ شده بود. طاقت نیاوردم و از یک معتاد سیمکارتی خریدم و برای دقایقی با مادرم حرف زدم تا آرام شوم، اما فکر نمی‌کردم مخفیگاهم لو برود و دستگیر شوم. 
سرهنگ مرتضی نثاری، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با تأیید این خبر به جام‌جم گفت‌: با اعتراف متهم به قتل، او برای ادامه تحقیقات بیشتر از شهر‌کرد به اداره دهم پلیس آگاهی تهران منتقل می‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها