اما اکنون، در میانه تشدید درگیری با نیروهای انصارالله یمن، این تصویر با پرسشی جدی مواجه شده است: پادشاهی که میلیاردها دلار برای خرید تسلیحات و ایجاد سپر دفاع هوایی هزینه کرده، تا چه اندازه در برابر حملات موشکی و پهپادی آسیبپذیر است؟
گزارشهای روزهای اخیر رویترز، آسوشیتدپرس، گاردین و الجزیره از اختلال گسترده پروازها، آسیبدیدن هواپیماها و تأسیسات فرودگاهی و تداوم حملات به پایتخت عربستان حکایت دارند. این تحولات در کنار گزارشهای پیشین درباره کاهش ذخایر موشکهای رهگیر، پرسشی فراتر از یک حمله نظامی را مطرح میکند: آیا ریاض در جنگی که برای مهار تهدید یمن آغاز کرده، خود به یکی از آسیبپذیرترین نقاط جبهه تبدیل شده است؟
آسمان ریاض؛ از ویترین امنیت تا میدان بحران
رویترز در گزارشی که ۱۲ اکتبر منتشر کرد، نوشت پس از حملات مرگبار آخر هفته، ترافیک هوایی بر فراز ریاض بهشدت مختل شده و مقامهای سعودی تعطیلی فرودگاه بینالمللی ملک خالد را تمدید کردهاند. براساس دادههای شرکت تحلیل هوانوردی سیریوم، ۸۲ درصد پروازهای این فرودگاه لغو شده و اختلال به ۴/۴۶ درصد پروازها در سراسر عربستان رسیده است. شرکتهای هواپیمایی بینالمللی نیز پروازهای خود به پایتخت سعودی را تعلیق کردهاند.
گاردین نیز در گزارش خود از تمدید تعطیلی فرودگاه ریاض و ادامه حملات موشکی و پهپادی خبر داد. این روزنامه نوشت: حملات علاوه بر فرودگاه ملک خالد، فرودگاه ملک فهد در دمام و شهر خمیس مشیط را نیز در معرض تهدید قرار دادهاند. در همین گزارش آمده است که حملات هفتههای اخیر به مخازن سوخت و انبارهای وابسته به فرودگاه ریاض آسیب زده و چند هواپیمای مسافربری را تخریب یا دچار خسارت کرده است.
سپر پدافندی زیر فشار
موضوع مهمتر، هزینهای است که مقابله با حملات مستمر بر ذخایر دفاع هوایی این کشور تحمیل کرده است. سامانههای پاتریوت و تاد، با وجود فناوری پیشرفته، به موشکهای رهگیر وابستهاند؛ مهماتی که تولید و جایگزینی آنها زمانبر و پرهزینه است.
روزنامه سعودی عربنیوز در مقالهای در آگوست ۲۰۲۶، به نقل از برآوردی درباره مصرف حدود ۲۴۰۰ موشک رهگیر PAC-۳ در ۳۸ روز نخست جنگ و معادل بودن این رقم با ۸۶ درصد ذخایر پیش از جنگ اشاره کرد. این رقم، آمار رسمی و حسابرسی شده موجودی ارتش عربستان نیست؛ بااینحال، در کنار گزارشهای دیگر درباره فشار بر ذخایر پدافندی منطقه، نشان میدهد نگرانی از فرسایش مهمات را نمیتوان نادیده گرفت.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا نیز در جولای ۲۰۲۶ درباره کاهش ذخایر رهگیرهای آمریکایی هشدار داده بود. گزارش این مرکز نشان میداد جنگ ایران، ذخایر پاتریوت و تاد آمریکا را تحت فشار قرار داده و پیامدهای این وضعیت میتواند فراتر از خاورمیانه، آمادگی نظامی واشنگتن در سایر مناطق را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در جنگ فرسایشی، برتری تسلیحاتی تنها به تعداد سامانههای خریداریشده بستگی ندارد؛ توان تأمین مهمات، استمرار تولید و مقابله با موجهای متوالی حملات نیز تعیینکننده است. اگر حملات یمن ادامه یابد، عربستان باید میان حفاظت از پایتخت، فرودگاهها، تأسیسات نفتی و دیگر مراکز حیاتی، منابع محدود پدافندی خود را مدیریت کند.
اعتراف ناخواسته به شکاف دفاعی
آسوشیتدپرس در گزارش ۱۲ اکتبر خود نوشت مقامهای سعودی در حال بررسی علت ناکامی پدافند هوایی در جلوگیری از حمله گسترده به فرودگاه ریاض هستند. براساس یافتههای اولیه نقلشده از مقامهای منطقهای، احتمال داده شده پهپادها ابتدا سامانههای دفاعی را درگیر کرده و سپس موشکهای کروز و بالستیک به سمت فرودگاه شلیک شده باشند. علت ناکامی هشدار زودهنگام نیز در دست بررسی بوده است.
اگر تحقیقات نهایی نیز نشان دهد حملات ترکیبی توانستهاند از لایههای مختلف دفاعی عبور کنند، ریاض با مسالهای ساختاری روبهرو خواهد بود؛ مسالهای که با خرید چند سامانه جدید بهسرعت حل نمیشود.
تکرار حملات، تلفات انسانی، خسارت به هواپیماها و تعطیلی فرودگاه اصلی پایتخت، شواهدی ملموس از محدودیت توان دفاعی سعودی در مقابل یمن است.
هزینه بلندپروازی منطقهای
تشدید درگیریها زمانی برای عربستان اهمیت بیشتری پیدا میکند که این کشور در پی معرفی خود بهعنوان مقصدی امن برای سرمایهگذاری، گردشگری و رویدادهای بینالمللی است. تعطیلی فرودگاه پایتخت، لغو پروازهای خارجی و آسیبدیدن هواپیماها مستقیما با این تصویر در تعارض قرار دارد.
رویترز در گزارش ۷ اکتبر خود درباره گسترش جبهه جنگ، هشدار داد که تشدید درگیری در یمن میتواند صادرات نفت عربستان و زیرساختهای آن را با تهدید روبهرو کند. اهمیت بابالمندب نیز در همین چارچوب است: هرگونه بیثباتی در این گذرگاه راهبردی، آثار خود را به تجارت دریایی و امنیت انرژی محدود به یک کشور نمیگذارد.
در این میان، اتکای امنیتی ریاض به واشنگتن نیز با یک پرسش جدی مواجه شده است. اکنون که جنگ با ایران، ذخایر مهمات آمریکا را کاهش داده و همزمان با باز شدن جبهه یمن، عربستان به رهگیرهای بیشتری نیاز دارد، تضمین امنیت همه متحدان منطقهای برای واشنگتن دشوارتر شده است.
مقاومت یمن و تغییر محاسبات ریاض
برای انصارالله، حمله به فرودگاهها و زیرساختهای حیاتی عربستان، افزون بر جنبه نظامی، حامل این پیامی سیاسی است که جنگ را نمیتوان بدون هزینه به داخل یمن محدود کرد و در همان حال انتظار داشت که مراکز اقتصادی و ارتباطی طرف مقابل از پیامدهای آن مصون بمانند. این منطق، بخشی از راهبرد فشار متقابل انصارالله در برابر عملیات نظامی عربستان و متحدانش است.
از منظر ایران و جریان مقاومت نیز تحولات یمن نشان میدهد قدرت نظامی منطقهای را نمیتوان فقط با بودجه دفاعی، شمار جنگندهها و ارزش قراردادهای تسلیحاتی سنجید. توان حفظ ابتکار عمل، تحمیل هزینه به طرف مقابل و ادامه عملیات در شرایط فشار نظامی، از عوامل تعیینکننده در موازنه قدرتند.
ریاض امروز با یک تناقض راهبردی روبهروست. پادشاهی که میخواهد قدرت و ثبات خود را به جهان نمایش دهد، ناچار شده است برای حفاظت از پایتخت و زیرساختهایش با حملات متوالی نتیجه ماجراجویی حاکمان کمتجربه سعودی مقابله کند؛ آن هم در شرایطی که ظرفیت نظامی انصارالله همچنان بدون محدودیت مشغول اقدام است.
در نهایت، آزمون اصلی عربستان نه رهگیری یک موشک یا دفع یک موج حمله، بلکه توانایی پایاندادن به چرخهای است که در آن، هر دور تشدید نظامی میتواند حملات تازهای را به دنبال داشته باشد. تا زمانی که جنگ یمن راهحل سیاسی پایداری پیدا نکند، هزینههای این درگیری برای ریاض نیز ادامه خواهد داشت؛ حتی اگر این کشور همچنان از سامانههای پیشرفته و پشتیبانی متحدان برخوردار باشد. سعودی باید با اذعان به شکست از پیگیری سیاست تهاجمی علیه ملت مقاوم یمن دست بکشد.