در منظومه فکری ایشان، وحدت اسلامی نه یک حربه سیاسی، بلکه یک ضرورت هستیشناختی و فقهی و تمدنی است. سیاست منطقهای ایشان، معلول این نگاه عمیق فرهنگی ــ تمدنی است و نه علت آن. بهعبارتی رهبری فرهنگی، ستون فقرات و موتور محرک کلان راهبردی است باعنوان وحدت امت اسلامی.
در فقه سنتی سیاسی، گاهی وحدت بهعنوان یک حکم ثانوی یا مصلحت زمانه تلقی میشد؛ یعنی اگر مصلحت اقتضا داشت باید از اختلافات بگذریم. اما وحدت در اجتهاد پویای رهبر شهید، یک حکم اولی و تکلیفی است. ایشان با استناد به آیاتی، چون وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا، حبلالله را نه یک پیماننامه سیاسی، بلکه یک پیوند وحیانی و فرهنگی میدانند. از منظر فقهی ایشان، تفرقه نه فقط یک گناه اخلاقی، بلکه خیانت به امانت نبوی و مانع تحقق مدینه فاضله اسلامی است؛ بنابراین فتاوای مشهور ایشان در حرمت توهین به مقدسات اهل سنت، ریشه در یک فقهالوحده عمیق دارد که مرزهای مذهبی را ذیل هویت برادرانه ایمانی بازتعریف میکند.
اکنون جا دارد به عینیت رهبری فرهنگی بهعنوان ستون فقرات تصمیمات سیاسی بپردازیم. امروز از محور مقاومت در ادبیات سیاسی سخن میگوییم، اما این محور، پیش از آنکه یک ائتلاف نظامی یا سیاسی باشد، یک پدیده نظاممند فرهنگی و عاطفی است.
چگونه یک جوان شیعه ایرانی، یک نوجوان اهل سنت فلسطینی و یک جوان زیدی یمنی امروز در یک جبهه واحد میایستند؟ این همبستگی، البته محصول موشک و موشکباران نیست و ماحصل دههها رهبری فرهنگی است. رهبر شهید انقلاب سالها بر مشترکات عاطفی، فرهنگی و نمادین تمرکز کردند مانند محبت اهلبیت که در دل (اهل سنت) نیز امت اسلام هست، یا حماسه عاشورا که فراتر از مذهب به گفتمان مقاومت تبدیل شده. تصمیمات سیاسی سخت ایشان در حمایت از ملتهای منطقه، دقیقا بر بستر این نرمافزار فرهنگی مشترک استوار شده. اگر ایشان سالها در سطح نخبگانی و تودهای، پیوست فرهنگی وحدت را تزریق نمیکردند، امروز آیا محور مقاومت فقط در برابر فشارهای سیاسی داخلی کشورها، دوام میآورد؟ قطعا خیر.
ایشان با یک مهندسی فرهنگی بینظیر، دست روی حافظه تاریخی مشترک گذاشتند. از شکوه تمدن اسلامی مشترک در اندلس و بغداد میگفتند یا از شعر و ادبیات مشترک یا از دردهای مشترک امروز جهان اسلام مثل غزه و میانمار. این رویکرد، نشان میدهد که ایشان میخواستند اتاق فکر وحدت را از یک دادگاه کلامی دیرینه فراتر ببرند و تعالی ببخشند و به یک کارگاه تمدنسازی تبدیل کنند. این دقیقا اوج رهبری فرهنگی است: تغییر زمین بازی از تفاوتهای سلبی به آرمانهای ایجابی. برداشتهای رایج از وحدت اسلامی معمولا به دو سو میروند؛ یا وحدت سیاسی صرف مثل تشکیل یک ناتوی اسلامی که صرفا علیه یک دشمن خارجی باشد یا وحدت ادغامی که در آن هر گروهی از عقاید خود بگذرد تا به یک خوانش جدید دینی یا دین جدید یا یک مذهب واحد برسیم. اما قرائت رهبر انقلاب، وحدت در عین کثرت بود. ایشان به دنبال تکصدایی مذهبی نبودند، بلکه همافزایی تمدنی را دنبال میکردند. در مدل ایشان، تفاوتهای فقهی و کلامی بهعنوان یک تنوع طبیعی حتی مایه غنای تمدن اسلامی دانسته شده و به رسمیت شناخته میشود، اما این تفاوتها نباید به گسست سیاسی و دشمنی فرهنگی منجر شود. فرمول عملیاتی ایشان این است: مدیریت تفاوتها در فضای خصوصی علمی همچنین تمرکز مطلق بر مشترکات در فضای عمومی تمدنی؛ بنابراین تأکید رهبر شهید بر وحدت اسلامی، ریشه در یک پارادایم (مؤلفه) تمدنساز دارد که ستون فقرات آن، رهبری فرهنگی است. ایشان معتقد بودند تمدن نوین اسلامی محال است بدون سوژه واحد اسلامی و بدون زیستجهان فرهنگی مشترک شکل بگیرد. برای نسل جوان و نخبگانی که در دانشگاهها و نهادهای فرهنگی فعالند، بهخصوص کنشگرانی که در حوزههای مرتبط با تقریب فعالیت میکنند، پیام این تحلیل بسیار روشن است؛ مثلا وحدت اسلامی، شعار نیست برای مناسبتی مثل هفته وحدت، بلکه زیرساخت نرمافزاری قدرت ملی و منطقهای ماست. هر کنشگر فرهنگی که بتواند یک پل عاطفی، یک اثر هنری مشترک یا یک گفتمان علمی مشترک میان مذاهب ایجاد کند، در واقع در حال انجام یک کنش استراتژیک سیاسی ــ امنیتی است. سیاست منطقهای ما، دقیقا به اندازه عمق فرهنگی ــ وحدتی اقتدار خواهد داشت که در جامعه اسلامی ایجاد کردهایم.
معاون دبیر ستاد هماهنگی امور ایمنی و آتشنشانی کشور در گفتوگو با «جامجم» به تشریح آخرین وضعیت تجهیزات و ظرفیت عملیاتی آتشنشانی میپردازد
گفتوگو با دبیر آیین نکوداشت چهرههای ماندگار میراث فرهنگی ایران درباره کارنامه مرحوم دکتر میرشکرایی؛
حسین زمانی، بازیگر تلویزیون در گفتوگوی اختصاصی با روزنامه «جامجم» از ۲۰۰ بار اهدای خون و ترویج فرهنگ ایثار میگوید
در گفتوگوی روزنامه «جامجم» با رئیس مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام بررسی شد: