مجموعه‌ای از تجربه‌های زیسته و تصویر مادران مختلف؛

«کلینیک رؤیا» داستان همبستگی خانواده ایرانی

معصومه کریمی، بازیگر سریال کلینیک رؤیا گفت: برای رسیدن به شخصیت «ماهرخ»، مجموعه‌ای از تجربه‌های زیسته و تصویر مادران مختلف را در ذهن مرور کردم؛ از مادر مرحومم گرفته تا مادرانی که در اطرافم دیده‌ام. او با تأکید بر اینکه مادر فقط «نقش مادر» را بازی نمی‌کند، بلکه همزمان همسر، دختر، خواهر و شخصیتی مستقل است، می‌گوید تلاش کرده در این نقش تعادلی میان مهر مادرانه، حفظ حرمت پدر و انسجام روابط خانوادگی ایجاد کند.
معصومه کریمی، بازیگر سریال کلینیک رؤیا گفت: برای رسیدن به شخصیت «ماهرخ»، مجموعه‌ای از تجربه‌های زیسته و تصویر مادران مختلف را در ذهن مرور کردم؛ از مادر مرحومم گرفته تا مادرانی که در اطرافم دیده‌ام. او با تأکید بر اینکه مادر فقط «نقش مادر» را بازی نمی‌کند، بلکه همزمان همسر، دختر، خواهر و شخصیتی مستقل است، می‌گوید تلاش کرده در این نقش تعادلی میان مهر مادرانه، حفظ حرمت پدر و انسجام روابط خانوادگی ایجاد کند.
کد خبر: ۱۵۵۲۰۹۶

به گزارش جام‌جم‌آنلاین از روابط عمومی رسانه ملی، معصومه کریمی درباره نحوه پیوستش به این مجموعه اظهار کرد: ماجرای پیوستن من به این مجموعه، به تماس دو دوست و همکار قدیمی‌ام برمی‌گردد؛ نرجس ابراهیمی و کیومرث مرادی. من سال‌ها پیش با هر دوی آنها همکاری داشته‌ام و واقعاً برایشان ارادت ویژه‌ای قائلم. پیشنهاد‌ها و توصیه‌هایشان برای من همیشه ارزشمند بوده و به همین دلیل، وقتی از طرف آنها برای این کار مطرح شدم، برایم بسیار قابل‌توجه بود.

کریمی ادامه داد: بعد از اینکه فیلمنامه را برای من فرستادند و آن را مطالعه کردم، صحبت کردیم و قرار شد جلسه بعدی را بگذاریم. در ادامه هم با دوستان دیگری که بعداً به گروه اضافه شدند آشنا شدم و درنهایت همکاری شکل گرفت. در این میان، آشنایی با سجاد مهرگان، کارگردان سریال هم برای من خیلی مهم بود.

او فردی بسیار پرانرژی، خلاق و دوست‌داشتنی است و همین موضوع باعث شد انگیزه‌ام برای پیوستن به گروه بیشتر شود. من پیش‌تر کار قبلی ایشان، «آقای قاضی»، را دیده بودم و تصویر خوبی از آن اثر در ذهنم داشتم. همین شناخت اولیه باعث شد اعتماد بیشتری پیدا کنم و با خیال راحت‌تری به این مجموعه بپیوندم.

وی به جذابیت‌های موجود در فیلمنامه نیز اشاره کرد و گفت: نقشی که برای من در نظر گرفته شده بود، نقش مادر یک رزیدنت زنان و زایمان بود؛ شخصیتی که برای من ازاین‌جهت جالب بود که حدود ۱۰ سال کار تصویری انجام نداده بودم و پیش از آن‌هم معمولاً نقش مادرانی را بازی کرده بودم که فرزندان کوچک‌تری داشتند.

این بار، اما با مادری روبه‌رو بودم که بچه‌های بزرگ دارد؛ یک پسر دانشجو و یک دختر رزیدنت بیمارستان. برای من جالب بود که در این مقطع از زندگی‌ام، چنین نقشی را تجربه کنم و ببینم آیا می‌توانم از پس آن بر بیایم یا نه.

در «کلینیک رؤیا» هم نقش برایم جذاب بود و هم کلیت فیلمنامه

این بازیگر افزود: درمجموع وقتی فیلمنامه را خواندم، ارتباط بسیار خوبی با آن برقرار کردم. گاهی پیش می‌آید که یک فیلمنامه در کل خوب است، اما نقشی که به شما رسیده چندان مؤثر یا دل‌چسب نیست. از آن طرف، ممکن است نقشی خوب باشد، اما در دل یک ساختار ناپخته یا نامنسجم قرار گرفته باشد و همین باعث شود که آدم تمایلی به پذیرفتن آن نداشته باشد. اما در «کلینیک رؤیا» هم نقش برایم جذاب بود و هم کلیت فیلمنامه.

کریمی‌با بیان اینکه ساختار داستان، فرازوفرود‌ها و چفت‌وبست کلی کار برایم جالب بود، گفت: همین باعث شد هم به‌عنوان خواننده فیلمنامه و هم به‌عنوان بازیگر، با آن ارتباط بگیرم. در کنار همه اینها، این‌که داشتم نقش یک مادر متفاوت را بازی می‌کردم، برایم جذابیت مضاعفی داشت و همین باعث شد این پیشنهاد را بپذیرم.

وی در پاسخ به این سؤال که چطور به شخصیت «ماهرخ» نزدیک شدید، عنوان کرد: بازی در نقش مادر این مزیت را دارد که شما نمونه‌های زیادی از مادر‌های مختلف را در اطراف خود دیده‌اید؛ مادر خودتان، مادر همسرتان، مادر دوستتان، خواهرها، برادر‌ها و حتی آدم‌های دیگری که در زندگی واقعی در نقش مادر حضور دارند.

درواقع ما برای بازی کردن، می‌توانیم از هرکدام از این مادر‌ها نکته‌هایی را برداریم؛ نکاتی که به ساختن و پرورش کاراکتر کمک می‌کند.

بازیگر سریال کلینیک رؤیا افزود: در طول بازی هم خیلی جا‌ها به یاد مادر خودم می‌افتادم و خیلی جا‌ها هم یاد مادرانی می‌افتادم که در طول زندگی‌ام دیده بودم. البته همه اینها وابسته به این است که شخصیت نوشته‌شده در فیلمنامه به چه سمت‌وسویی می‌رود؛ چون درنهایت همه چیز به متن اصلی، نگاه نویسنده و خاستگاه کارگردان برمی‌گردد که چه مادری را می‌خواهند به تصویر بکشند. من هم سعی کردم نزدیک‌ترین و درست‌ترین نسخه را برای این شخصیت پیدا کنم. برای من این مسیر، با مرور لحظه‌های شیرین و تلخ زندگی‌ام و تجربه‌هایی که از مادران مختلف داشتم، شکل گرفت.

کریمی خاطرنشان کرد: برای اینکه به نقش ماهرخ نزدیک شوم، در کنار مادر خدابیامرزم و دیگر مادرانی که در زندگی با آنها مواجه شده بودم، همه را در ذهنم مرور کردم و سعی کردم از مجموع این تجربه‌ها و تصویر‌ها به یک شخصیت واحد برسم.

تلاش برای باورپذیری؛ خلق مادری خوشایند در «کلینیک رویا»

وی گفت: یکی از مادرانی که همیشه در ذهن من بسیار شیرین، زیبا و دوست‌داشتنی باقی‌مانده، کاراکتری است که زنده‌یاد حمیده خیرآبادی بازی می‌کرد. او همیشه مادرانی را به تصویر می‌کشید که در عین دوست‌داشتنی بودن، جدی، مقتدر و دلنشین هم بودند.

فکر می‌کنم همه ما از بازی‌های مادرانه ایشان در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف خاطره‌های زیبایی داریم. برای من، این تصویر بسیار جذاب بود و طبیعتاً او هم در روند نزدیک شدنم به این کاراکتر، در ذهنم حضور داشت. به‌این‌ترتیب سعی کردم به شخصیت نزدیک شوم و امیدوارم درنهایت توانسته باشم یک مادر خوشایند و باورپذیر را به تصویر بکشم.

این بازیگر در پاسخ به این سؤال که «کلینیک رؤیا» چه تصویری از خانواده ایرانی ارائه کرده است، گفت: واقعیت این است که ما نباید انتظار داشته باشیم در یک سریال طنز، آن هم طنزی که جنبه فانتزی هم دارد، تصویر کامل، جامع و دربرگیرنده همه جوانب یک خانواده را ببینیم.

در هر جای دنیا، خانواده متناسب با فرهنگ همان جامعه شکل می‌گیرد و البته در دل همان فرهنگ هم تنوع‌های مختلفی وجود دارد. در ایران هم خانواده‌های متفاوتی داریم؛ با سلیقه‌ها و سبک‌های زندگی مختلف.

کریمی افزود: مثل هر خانواده دیگری، آنها هم نقاط قوت و ضعف خودشان را دارند و این کاملاً طبیعی است. اما درمجموع، دوست‌داشتنی، مهربان و پشت‌هم هستند.

این هم یکی از ویژگی‌های مردم ماست؛ مردمی‌با فرهنگی دیرینه، مهربان، مهمان‌نواز و اهل کنار هم بودن. خانواده مرزبان هم از این قاعده مستثنا نیست و اعضای آن در کنار هم حضور دارند. من این‌طور می‌بینم و امیدوارم توانسته باشیم تصویر مناسبی از خانواده ارائه کرده باشیم.

کریمی به معیارش برای انتخاب نقش‌ها اشاره کرد و گفت: اولین معیار من این است که وقتی فیلمنامه را می‌خوانم، بتوانم با فضای کلی کار ارتباط برقرار کنم. یعنی اول از همه، خودِ فیلمنامه و مجموعه اثر باید برای من جذابیت داشته باشد.

در مرحله بعد، نقشی که قرار است خودم ایفا کنم باید این ارتباط را در من ایجاد کند. برای من زیاد یا کم بودن نقش خیلی اهمیت ندارد، اما تأثیرگذار بودنش مهم است. در مرحله بعد هم این مسئله مطرح می‌شود که آیا این نقش می‌تواند تجربه‌ای تازه برای من ایجاد کند یا نه؛ اینکه آیا می‌توانم در کنار آن کاراکتر، چیز جدیدی را زندگی و تجربه کنم و آیا این نقش چیزی به تجربه‌های من اضافه می‌کند و برایم چالش‌برانگیز هست یا نه. اینها مواردی هستند که در انتخاب نقش‌ها به آنها دقت می‌کنم.

newsQrCode
برچسب ها: کلینیک
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها