آنچه جنگ روایتها را از پروپاگاندای کلاسیک جدا میکند، مشارکت عمومی و غیرمتمرکز در تولید و انتشار محتواست. امروز فقط دولتها و نهادهای رسمی روایت نمیسازند؛ شهروندان عادی نیز با بازنشر یک توییت، به سربازان این جنگ تبدیل میشوند. همین موضوع تشخیص منبع و کنترل جریان اطلاعات را دشوار میکند.
مقابله با تبعات جنگ روایتها نیازمند پرورش سواد رسانهای و تفکر انتقادی درسطح عمومی است.شهروندان باید بیاموزند هر روایتی با عواطف آنها سازگار باشد لزومی ندارد حقیقت کامل باشد. همچنین شفافیت و صداقت در ارائه اطلاعات از سوی نهادهای مسئول میتواند جامعه را در برابر روایتهای مسموم ایمنتر کند. در سطح کلان، کشورها و نهادهای بینالمللی نیز باید به تدوین هنجارهایی برای جلوگیری از جنگهای هیبریدی اطلاعاتی بیندیشند. درنهایت، جنگ روایتها نشان میدهد قدرت نرم و تسلط بر فضای ذهنی انسانها اگر مهمتر از قدرت سخت نباشد، دستکم همسنگ آن است. در جهانی که حقیقت به میدان نبرد تبدیل شده، برنده کسی است که بتواند داستان خود را باورپذیرتر، جذابتر و ماندگارتر تعریف کند. از اینرو، فهم سازوکارهای این جنگ نهتنها برای تحلیلگران سیاسی، بلکه برای هر شهروندی که میخواهد فریب نخورد، ضرورتی انکارناپذیر است.
در چنین فضایی، شبکههای مختلف سیما و در رأس آنها شبکه مستند، در سایه جنگ و مقاومت ملت از قافله جنگ روایتها عقب نمانده و با تولید و پخش برنامههای روشنگرانه میکوشند حقیقت را پیشروی مخاطبان حقیقتجو قرار دهند. در ادامه مروری داریم بر برنامههای مستندی که با آغاز جنگ تحمیلی سوم روی آنتن رفته و همچنان در حال پخش هستند.
«نردبان» که طبق روال معمول درباره تجربه فیلمسازی مستند با مستندسازان گفتوگو میکند، اینروزها از مستندهای جنگی غافل نمانده است. این برنامه گفتوگومحور در ۲۶ قسمت با مستندسازانی که در جنگ رمضان تولیدمحتوا کردهاند گفتوگو کرده و از شبکه مستند پخش میشود.
«نبرد رسانه» نام برنامه دیگری از شبکه مستند است که در فصل دوم خود و در ۱۲قسمت به بررسی نقش رسانهها در شکلدهی افکارعمومی، اثرگذاری در بحرانها و روایتسازی در تقابلهای سیاسی و فرهنگی پرداخته است. «خداحافظ مامان» به کارگردانی علی تکروستا لحظه حمله آمریکا و اسرائیل به اطراف دبستان امامرضا(ع) شهرستان آبیک قزوین و بهشهادترسیدن دانشآموز پایه پنجم ابتدایی (مهیار زنگانه) را روایت میکند. «معرکه» مستندی گفتوگومحور برای تحلیل آخرین تحولات جنگ تحمیلی سوم است و تلاش میکند روایتهایی دقیق و معتبر از چگونگی پیروزی ایران در این نبرد ارائه دهد. «سلاح ایرانی» مستند سهقسمتی ۲۶دقیقهای است که روایت پیشرفت در حوزه سلاحهای تولیدی ایران اسلامی را به تصویر کشیده. «در برابر تاریکی» نیز در ۱۶قسمت ۳۰دقیقهای با موضوع حمایت قهرمانان، ورزشکاران و اسطورههای ورزشی جهان از حقانیت فلسطین دفاع میکند.
«روایت یک جنایت» برنامه دیگری از شبکه مستند است که حمله وحشیانه به مدرسه دخترانه میناب را به تصویر میکشد. «نظم ایرانی تنگه هرمز» نیز بزرگترین اختلال عرضه نفت را در پی بسته شدن تنگه هرمز بررسی میکند. «از قلب ایران» برنامهای متفاوت است که با روایت عکاس جنگ، مهدی وکیلی، از روزهای نخست جنگ رمضان، عکاسی از مناطق مسکونی آسیبدیده و نیز حضور مردم در میدانها و خیابانها، از شبکه مستند روی آنتن رفت. «نبض وطن» به روایت آزیتا ترکاشوند و کارگردانی روحالله رحیمی نیز روی آنتن شبکه نسیم رفت و سراغ زنانی آمد که بهعنوان نیرویی فعال در تقویت روحیه ایستادگی شناخته میشوند. «خاکریز مردم» مدت در زمان ۱۵دقیقهای که در اختیار دارد، سراغ مشاغلی رفته که در زمان جنگ پای کار بودند و به مردم خدمات میدادند. این مستند در شبکه یک به تهیهکنندگی نعمت مهدیانی و با روایت نوید جعفرزاده در مکانهای واقعی، حماسه مقاومت را از دل مشاغل، آدمها و گروههای جهادی به تصویر کشیده است.
روایتهای قابلاتکا در آثار مستند
یاسر فریادرس، تهیهکننده و مستندساز، در همین خصوص با اشاره به اهمیت روایت مستندسازان از بحران و جنگ گفت: مستند جنگی شاهدی بر واقعیت پیشروست و نمیگذارد رنج انسانها و مقاومت یک ملت به فراموشی سپرده شود. لازم است مستندساز در میان هیاهوی پیشرو، روایتی قابلاتکا تولید کند، اما ناگهان وجه شورآفرینی این روایت غلبه میکند که این نکته طبیعی است. زیرا اساسا کارکرد مستند بلند، مستندسازانه است و وظیفه خبری ندارد. البته این نوع کارهایی هم که انجام گرفته، واجب است. مستندهایی که در هفتههای اول تولید شدند، عمدتا یا جنبه اطلاعرسانی و تبلیغاتی داشتند یا صرفا به تقویت احساسات میپرداختند اما با گذر زمان و تعمیق جنگ، کارگردانان باتجربهتر کوشیدند لایههای پنهانی مانند نقش افکار عمومی، رسانههای خارجی و تحلیل راهبردی را وارد روایت کنند. مستندسازی در جنگ تنها ثبت صحنهها نیست بلکه تحلیل، اخلاق و روایت تاریخ در چنین شرایطی مهمتر است. در یک نگاه کلی، مستندهای تولیدشده بهطور نسبی توانستهاند از زوایای مختلف به این جنگ بپردازند، ولی این نگاه به نظر کافی نبوده است. نسبت به جنگ ۱۲روزه، مراکز مستند آمادگی بیشتری داشتند و همکاری نهادهای امنیتی با این موضوع منطقیتر بود، اما هنوز هم برنامه جامعی برای مواجهه رسانه با بحران وجود ندارد.
این تهیهکننده درباره رویکردهای مغفول در این جنگ که میتوانست در قاب مستند بازنمایی شود نیز توضیح داد: فعلا زمان برای تولید گسترده فراهم است و برای اینکه بدانیم چه رویکردهایی مورد غفلت قرار گرفته باید منتظر خروجی مراکز مستند بمانیم اما آنچه از اکنون عیان است، فقدان برخی روایتهای ریشهدار و بررسی روزنامهنگارانه اتفاقات سیاسی و اجتماعی است. او به اهمیت نگاه جهانی در مستندها برای برآوردهکردن نیاز بازار بینالملل اشاره کرد و گفت: آنچه اهمیت دارد جهانیسازی روایت است. این نگاه بومی که قابلیت عرضه در فضای بینالمللی را دارد، بهدلیل انتخاب زوایای انسانی و اخلاقی میتواند در سطح جهانی دیده شود. از اینرو ما به روایتی فراتر از دیدگاه شخصی یا محلی نیاز داریم. او استفاده از زبان تصویر، مستندنگاری واقعی و پرهیز از تکرار قالبهای مستندهای تبلیغاتی را در حضور بینالمللی مؤثر دانست و تمرکز بر شخصیتها و داستانهای انسانی مشترک در همه جوامع مانند شهادت کودکان، مقاومت مادران، آرزوها و خاطرات بهجامانده از جنگ را عنصر مهمی در دیدهشدن مستندهای جنگی در عرصه جهانی برشمرد.
این تهیهکننده همچنین شناخت ذائقه و قواعد بازار مستند جهانی را یکی از مهمترین الزامات ورود به این عرصه دانست و گفت: با شناختی که مستندساز از سلیقه و نگاه مخاطب خارجی دارد، میتواند با تکیه بر مفاهیم مشترک، اثرش را به زبان جهانی تبدیل کند؛ آثاری که بیاعتنا به جشنوارههای غربی، مقبولیت خود را در نگاه جمعی و جهانی پیدا میکنند.
مستندسازی برای ایجاد زبان جهانی
حامد شکیبانیا، مستندساز، تهیهکننده و فیلمبرداری که بیشتر با مستندهای سیاسی و جنگ شناخته میشود نیز درباره روایت مستندسازان از جنگ تحمیلی سوم گفت: خوشبختانه در این جنگ، برخلاف تجربه قبلی در جنگ ۱۲روزه، محدودیتهای امنیتی کمتری وجود داشت و بسیاری از مستندسازانی که در بحرانهای مختلف داخلی و خارجی فعال بودند، توانستند با این نگاه فعال و همراهی صورت گرفته، در این دوره کارهای ارزشمندی انجام دهند.
این مستندساز افزود: به نظر میرسد بهدلیل وضعیت جنگی و لزوم تولید آثاری درباره استحکام خطوط دفاع نظامی و ایجاد همبستگی ملی و تهییج وطنی، اغلب آثارتولیدی سمتوسوی عاطفی وتبلیغاتی پیدا کردهاند وبهطورمشخص آثارمستند مستقل که با نگاهی مستدل و مستنداوضاع مختلف و تجربههای متنوع این جنگ را بررسی کند، نتوانستهاند فرصت تولید پیدا کنند.
شکیبانیا گفت: مستندهای جنگی بهدلیل دور ماندن از فضای هیجانی زمان جنگ باید با فاصله زمانی معقولی از رویداد تولید شوند و البته هنوز فرصت برای تولید آنها از دست نرفته است؛ بهویژه فعالیت مستندسازانی که بهمثابه سرباز وطن، وظیفه روایت روزهای جنگ را در زمینههای مختلف بر دوش میکشند اهمیت دارد. این آثار ضامن تولید مستندات کافی برای مستندهای عمیقتر و دقیقتر از تلخوشیرین این روزها خواهند بود. تهیهکننده مستند «جنگ به شیوه آمریکایی» اضافه کرد: در بحبوحه جنگ و حتی در فاصلههای زمانی نزدیک به آن و تا وقتی سایه جنگ برقرار است، مجال مناسبی برای تولید آثار مستقل و نکتهسنج وجود نخواهد داشت اما نباید فراموش کرد که تولید آثار روشنگر و وحدتبخش در روزهای جنگ ضروری است و برای مقابله با جبهه جهانی رسانههای دشمن از نیازهای اصلی دفاع ملی بهشمار میرود. شکیبانیا با اشاره به وجوه کمتردیدهشده یا مغفول که میتواند در قاب مستند بازنمایی شود، افزود: خوشبختانه تنوع همکاران مستندساز باعث شد رویکردهای متنوعی در آثار تولیدی دیده شود اما آنچه بسیار به چشم میآید این است که ما به زبانی جهانیتر نیاز داریم تا صدایمان را به جهان برسانیم و جای خالی مستندهایی که کاربرد داخلی کمتر و زبان جهانی رساتر دارند، کاملا احساس میشود. او ادامه داد: آنچه سینمای مستند و آثارتولیدشده رامؤثر وماندگار میکند، اتخاذ رویکردی پژوهشی، علمی، سندمحور و بیانی منصفانه و زبانی محکم، همراه با پرهیز از فضاهای با غلظت احساسی بسیار زیاد یا رویکردهای شعاری و تبلیغاتی است.چه آثار کوتاه وچه نیمهبلند و بلند، بارعایت این اصول میتوانندبه آثاری عمیق وماندگار تبدیل شوند. مستندهای تلویزیونی درباره جنگ و مقاومت ملت ایران در روزگار جنگ تحمیلی سوم، داستانهای مهم و ناگفتهای را به تصویر میکشند. این مستندها با ارائه روایتهای متنوع و چندلایه، نهتنها نقاط عطف تاریخ را ثبت میکنند، بلکه ابعادی از رنج و ایستادگی مردم را که ممکن است فراموش شوند، زنده نگه میدارند. در این بخش نگاهی به آثار قابلتوجه اخیر خواهیم داشت.