به بهانه پخش مجموعه این شب‌های شبکه یک نقاط مثبت آن را بررسی کرده‌ایم

مسیری به نام گذرگاه

مدت‌ها بود که نام «زمین‌خواری» در تیتر خبرها، خطابه‌های مسئولان و گلایه‌های مردم تکرار می‌شد اما کمتر اثری در تلویزیون توانسته بود بدون گرفتار شدن در اغراق‌های امنیتی یا ساده‌انگاری‌های کلیشه‌ای، به این زخم کهنه اجتماعی بپردازد. آثاری که به‌جای «قهرمان از پیش ساخته»، «شخصیت‌هایی با تردید و باور» را به تصویر بکشند، همواره کم ‌بودند.
مدت‌ها بود که نام «زمین‌خواری» در تیتر خبرها، خطابه‌های مسئولان و گلایه‌های مردم تکرار می‌شد اما کمتر اثری در تلویزیون توانسته بود بدون گرفتار شدن در اغراق‌های امنیتی یا ساده‌انگاری‌های کلیشه‌ای، به این زخم کهنه اجتماعی بپردازد. آثاری که به‌جای «قهرمان از پیش ساخته»، «شخصیت‌هایی با تردید و باور» را به تصویر بکشند، همواره کم ‌بودند.
کد خبر: ۱۵۵۰۹۸۹
 
در این میان، سریال «گذرگاه» به تهیه‌کنندگی محمد مصری‌پور، کارگردانی جواد میرزاآقازاده و نویسندگی امین و مصطفی حسینیون، مدتی است از شبکه یک پخش می‌شود و تلاش کرده نقطه‌عطفی در این حوزه باشد؛ اثری که هم ژانر را درست انتخاب کرده، هم سوژه را با نیاز روز جامعه پیوند زده و هم در شیوه روایت، پیچیدگی‌های اخلاقی یک پرونده فساد را به‌درستی به تصویر کشیده است، بدون آن‌که به شعار یا سیاه‌نمایی تقلیل پیدا کند. این همان مدل روایتی است که با رعایت جزئیاتی چون حفظ ریتم داستان، بازی قابل‌اعتنای بازیگران و پرداخت دقیق چفت‌وبست‌های شخصیتی و روایی، می‌تواند مطالبه عمومی را جدی بگیرد و اعتماد مردم به ظرفیت‌های اصلاحی نظام مدیریتی را زنده نگه‌دارد. تجربه نشان داده که هرگاه تلویزیون توانسته روایتی همسطح با درک اجتماعی مخاطب ارائه دهد، نه‌تنها باعث افزایش امید اجتماعی شده بلکه زمینه را برای پیگیری رسمی مطالبات نیز فراهم کرده است.
 
درام اجتماعی، بستر پرداخت به فساد سیستمی 
یکی از رایج‌ترین اشتباهات در آثار سریالی و اجتماعی تلویزیون، انتخاب ژانر نامناسب است. مثلا گاهی برای روایت یک فساد پیچیده و لایه‌لایه از قالب اکشن پلیسی استفاده می‌شود یا برای پرداخت مسأله‌ای اجتماعی به بهانه روایتی جذاب به ملودرام‌های عاطفی پناه می‌برند و به این شکل فرصت بیان امری اجتماعی را فدای جذب مخاطب می‌کنند اما گذرگاه با درک درستی از ذات سوژه، تلاش کرده روایت خود را در بافت «درام اجتماعی» به تصویر بکشد. چرا این انتخاب هوشمندانه است؟ چون زمین‌خواری یک «جنایت لحظه‌ای» نیست؛یک «تباهی تدریجی» است که آرام‌آرام زیر پوست شهر و زندگی مردم پیش می‌رود. ژانر اجتماعی به فیلمنامه‌نویس این امکان را می‌دهد که این روند خزنده را گام‌به‌گام نشان دهد: از یک سند ساده، تا مفقودشدن یک خانواده یا دوست، تا رد یک محبت غیرمستقیم در گذشته یا حتی شریک‌شدن آدم‌های با شرارت‌های کوچک، در یک فساد کلان.گذرگاه در این مسیر موفق عمل کرده، چون قهرمانانش نه پلیس‌های افسانه‌ای هستند و نه وکلای بی‌نقص؛ آنها آدم‌هایی هستند که در بستر زمان سرنخ یک فساد را رها نکرده‌اند. نکته مهم آنجاست که این پیگیری صرفا از سر وظیفه شغلی یا جاه‌طلبی شخصی نیست بلکه ریشه در یک تعهد اخلاقی به دوستی قدیمی دارد که در این لحظه از تاریخ، آنها را در یک دوراهی وجودی قرار داده است: چشم ببندند یا بایستند.این دقیقا همان ظرفیتی است که ژانر اجتماعی در اختیار روایت می‌گذاردوهمین ویژگی است که این سریال را ازبسیاری آثارمشابه دردهه اخیر تلویزیون متمایز می‌کند. درواقع، سریال به‌خوبی از پس نمایش «فساد به مثابه فرآیند»، نه «فساد به مثابه رویداد» برآمده است.

روایتی همسطح دغدغه عمومی
در سال‌های اخیر، پرونده‌های متعدد زمین‌خواری بخش قابل‌توجهی از دغدغه‌های افکارعمومی را شکل داده‌اند. مردم می‌بینند که گاهی زمینی که حق آنها یا بیت‌المال است، با یک مهر جعلی یا یک رابطه به نام دیگری سند می‌خورد. این نگرانی، یک «مسأله ساختاری» است و نه یک حاشیه. نکته درخشان در انتخاب سوژه این اثر همین است: تلویزیون نشان داده که از جامعه عقب نیست و در این مورد به‌جای پرهیز از موضوعات داغ یا محدودکردن آنها به گزارش‌های خبری ۳۰ ثانیه‌ای، وارد میدان روایت جدی شده است.تفاوت اساسی گذرگاه در این است که فساد را نه توطئه‌ای از سوی «یک فرد شرور»، که «آسیبی ساختاری و قابل‌اصلاح در نظام نظارت» بازنمایی و روایت می‌کند.این نگاه هم موجب بدبینی مخاطب به نظام نمی‌شود و هم او را در مقابل فساد منفعل نمی‌گذارد. برعکس، نشان می‌دهد که آگاهی و ایستادن یک شهروند آگاه می‌تواند یک پرونده پیچیده را به جریان بیندازد. در دورانی که مطالبه شفافیت و مبارزه با رانت به دغدغه اصلی نسل جوان تبدیل شده، چنین روایتی کاملا در تراز انتظار عمومی قرار دارد. این سریال عملا به تزریق یک «امید نهادی» کمک می‌کند؛ یعنی این باور که دستگاه‌های نظارتی و قضایی ظرفیت شنیدن و پیگیری یک فساد ریشه‌دار را دارند.
 
بزنگاه‌هایی که مخاطب را شریک می‌کنند
بسیاری از سریال‌های اجتماعی از «روایت خطی بی‌بازگشت» رنج می‌برند: قهرمان از اول قهرمان است، شرور از اول شرور، و تماشاگر فقط نظاره می‌کند که چه زمانی خوبی پیروز می‌شود. گذرگاه اما فهمیده که کشف فساد، فرآیندی است پر از شک، تردید و تغییر موازنه‌ها. مهم‌ترین عنصر داستانی در این سریال، «بزنگاه انتخاب» است. در طول روایت، شخصیت‌های مختلف در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که میان ترس از دست دادن امنیت خود و باور به عدالت، مستاصل باقی می‌مانند. این دقیقا همان جایی است که درام شکل می‌گیرد.در گذرگاه، فیلمنامه‌نویس با مهارت نشان می‌دهد که یک کارمند معمولی شهرداری، یا حتی یک کشاورز ساده، یک مشاور حقوقی ــ نه‌فقط یک قهرمان از پیش ساخته ــ هرکدام در یک نقطه باید تصمیم سرنوشت‌سازی بگیرند که می‌تواند در کمترین حالت، آنها را در موقعیت بی‌بازگشت اخلاقی قرار دهد. گذرگاه با روایت این ایستادن‌های هزینه‌دار، بی‌آن‌که شعار دهد، به مخاطب القا می‌کند که سکوت هزینه‌های پنهانی دارد که گاهی از هزینه اعلام خطر هم بیشتر است.
البته از منظر شخصیت‌پردازی فرعی نیز گذرگاه به‌جای کلیشه‌های تکراری (همسایه ترسو، مأمور فاسد، وکیل بی‌اعتنا) آدم‌هایی ساخته که هرکدام نمادی از یک نوع مواجهه با فساد هستند: سکوت راحت‌طلبانه، همکاری ترس‌آلود، مقاومت هزینه‌دار، و گاهی خیانت از روی ناچاری. همه اینها نمونه‌هایی هستند که مخاطب می‌تواند خود را با آنها قیاس کرده و همدلانه با داستان پیش برود. این تنوع، سریال را از دوقطبی ساده «خوب و بد» خارج کرده و به آن رنگ‌وبوی واقعی‌تری بخشیده است. به عبارت دیگر، گذرگاه جهان اخلاقی خاکستری ایران امروز را به تصویر می‌کشد؛ جهانی که در آن مرز قهرمان و ضدقهرمان گاهی تنها به یک تصمیم لحظه‌ای گره می‌خورد و این داستان را برای مخاطب باورپذیر می‌کند.
 
گامی در مسیر استانداردهای نوین روایت 
وقتی تلویزیون به‌عنوان رسانه‌ای جریان‌ساز، سراغ سوژه‌های پیچیده و ساختاری می‌رود، طبیعتا انتظار مخاطب از آن فراتر از یک روایت ساده خواهد بود.مخاطب امروز، علاوه بر داستان، به دنبال شیوه‌ای نوین و استاندارد در بیان مسائل اجتماعی و حقوقی نیز هست. لازم است گفته شود گذرگاه در این مسیر، با وجود نقاط قوت قابل‌توجه، هنوز نتوانسته به اثری تمام‌عیار و بی‌نقص تبدیل شود. این واقعیتی است که نباید از آن عبور کرد، زیرا بررسی صادقانه نقاط ضعف، به اندازه تأکید بر نقاط قوت، برای رشد کیفی آثار آینده ضروری است.
همان‌طور که گفته شد، از امتیازهای اصلی این مجموعه می‌توان به انتخاب ژانر مناسب، ایده‌محوری درست و قالب روایی نسبتا سنجیده اشاره کرد. اما در اجرا، گاهی ناهماهنگی میان حرکت دوربین و بازی بازیگران، نوسان کیفی در برخی سکانس‌ها و توزیع نامتوازن صحنه‌ها در پیشبرد قصه دیده می‌شود. این ضعف‌ها هرچند ممکن است به چشم مخاطب عام نیاید، اما نشان می‌دهند که گذرگاه هنوز به پختگی کامل نرسیده است. باید منتظر پیشرفت داستان باشیم، چراکه ممکن است آنچه در ذهن کارگردان برای پیشبرد محتوا در نظر گرفته شده، چنین ریتمی و انتخاب‌هایی را در روایت توجیه کند.

توجه به سوژه‌های روز بدون شعارزدگی
مهم‌ترین دستاورد سریال، جرأت ورود به موضوعی ریشه‌دار و کم‌تکرار مانند زمین‌خواری، آن‌هم بدون شعارزدگی، حاشیه‌سازی و به‌صورت سیستمی است. «گذرگاه» کوششی است برای اثبات این حقیقت که با ریتمی مناسب و تعلیقی منطقی، می‌توان روایتی واقعی و تأثیرگذار از قصه‌ای عینی ارائه داد.
عبور از انفعال در طرح موضوع، بزرگ‌ترین دستاورد گذرگاه فارغ از نقدهای فنی آن است. اگرچه این مجموعه در مرز کمال نیست اما راهی تازه گشوده و نشان داده که تلویزیون همچنان می‌تواند نقش مؤثری در طرح مسائل جدی ایفا کند. امید است این اثر سرآغازی باشد برای تولید آثاری که به‌جای گریز از واقعیت، با زبانی دراماتیک و حرفه‌ای به دغدغه‌های اصلی مردم بپردازند. این همان مسیری است که می‌تواند رسانه را از حاشیه به متن بیاورد؛ مسیری به نام گذرگاه. البته قضاوت نهایی درباره توفیق این اثر در گرو  دو چیز است: نخست، واکنش افکارعمومی در بستر شبکه‌های اجتماعی و دوم، میزان اثرگذاری این روایت بر روند واقعی برخورد با پرونده‌های مشابه. اگر این روایت بتواند گامی هرچند کوچک در جهت افزایش حساسیت عمومی نسبت به پدیده‌ زمین‌خواری بردارد، کارکرد رسانه‌ای خود را فراتر از سرگرمی صرف، به اثری هویت‌بخش ارتقا داده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها