به گزارش جامجمآنلاین ازروابط عمومی رسانه ملی، مستندهای جنگی این روزها در شبکههای مختلف تلویزیون، هرکدام از زاویهای متفاوت، سهمی در ثبت این مقطع از تاریخ معاصر ایران دارند؛ گاهی در قالب روایت بحران، گاهی در بازخوانی یک شخصیت یا حادثه و گاهی با تکیه بر تحلیل رسانهای، اجتماعی یا راهبردی.
اهمیت این آثار نهفقط در آنچه امروز میگویند، بلکه در آنچهاست که فردا از دل آنها فهمیده خواهد شد؛ تصاویری اولیه که میتوانند بعدها زیربنای روایتهای عمیقتر و فیلمهای پژوهشی آینده باشند. در این گزارش، ضمن نگاهی به مجموعهمستندهایی که در جریان جنگ رمضان روی آنتن تلویزیون رفتهاند، با دو مستندساز دراینباره گفتوگو کردهایم.
مستند جنگی؛ مانع فراموشی رنجها
یاسر فریادرس، تهیهکننده و مستندساز با اشاره به اهمیت روایت مستندسازان از بحران و جنگ بیان کرد: مستند جنگی شاهدی بر واقعیت پیش روست و نمیگذارد رنج انسآنها و مقاومت یک ملت به فراموشی سپرده شود.
وی روایت مستندسازان از جنگ تحمیلی سوم را در این مدت بسیار پرشور، اما برخی را تا حدی سطحی توصیف کرد و افزود: لازم است مستندساز در میان هیاهوی پیش رویش، روایت قابلاتکایی تولید کند، اما بهناگاه وجه شورآفرینی این روایت غلبه میکند که این نکته طبیعی است، زیرا اساساً کارکرد مستند بلند، مستند است و وظیفه خبری ندارد که البته این نوع کارهایی هم که انجام گرفته، واجب است.
تهیهکننده «آبراه کوچکی در میان هور» یادآور شد: مستندهایی که در هفتههای اول تولید شدند، عمدتاً یا جنبه اطلاعرسانی و تبلیغاتی داشتند یا صرفاً به تقویت احساسات میپرداختند، اما با گذر زمان و تعمیق جنگ، کارگردانان باتجربهتر سعی کردند لایههای پنهانی مثل نقش افکار عمومی، رسانههای خارجی و تحلیل راهبردی را وارد روایت کنند.
فریادرس با تأکید بر اینکه مستند در بحران و جنگ، ابزاری ضروری برای گواهی دادن به حقیقت است، متذکر شد: مستندسازی در جنگ، تنها ثبت صحنهها نیست؛ بلکه تحلیل، اخلاق و روایت تاریخ در چنین شرایطی مهمتر است. در یک نگاه کلی، مستندهای تولیدشده بهطور نسبی توانستهاند از زوایای مختلف به این جنگ بپردازند، ولی این نگاه، پنداری کافی نبوده است.
تهیهکننده «بهاضافه مستند» ضمن مقایسه مستندهای جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم اظهار کرد: نسبت به جنگ ۱۲روزه مراکز مستند آمادگی بیشتری داشتند و همکاریهای نهادهای امنیتی با این موضوع منطقیتر بود، اما هنوز هم برنامه جامعی برای مواجهه رسانه با بحران وجود ندارد.
فریادرس یادآور شد: انصافاً برخی مراکز مانند خانه تولیدات جوان با چابکسازی درونی که انجام داده است، فراتر از انتظار بود و در تولیدات مستند رسانه ملی نقش پررنگی داشت، اما برخی مراکز مستندسازی دولتی یا حتی شبکههای تلویزیونی هنوز هم سردرگم هستند و باید برای قضاوت اصلی منتظر خروجی آنها ماند.
وی مهمترین مانع بر سر راه مستندسازی از دل جنگ و بحران را در بخشهای مختلف بررسی کرد و افزود: یکی از مهمترین موانع عدم دسترسی به مناطق جنگی و شخصیتها بهویژه برای تازهکارها که نه امکان اخذ مجوز و نه بودجه کافی دارند، است. ضمن اینکه ما با ضعف در آموزش روایتگری بحران روبهروییم و متوجه میشویم که برخی مستندسازان آشنایی کافی برای روایت پیچیده در جنگ جدید را ندارند. بااینحال فشارهای داخلی و سلیقهای و بروکراتیک نیز به این موضوع دامن زده است و گاه میبینیم که برخی نهادهای رسمی فقط روایتهای بیدردسر را حمایت میکنند و به نگاههای جدی یا نو کمتر توجه میکنند.
این تهیهکننده درخصوص رویکردهای مغفولمانده در این جنگ که میتوانست در قاب مستند بازنمایی شود نیز توضیح داد: فعلاً زمان برای تولید گسترده و فراهم است و برای اینکه بدانیم چه رویکردهایی مغفول مانده، باید منتظر خروجی مراکز مستند بمانیم، اما آن چیزی که از حالا عیان است، فقدان برخی روایتهای ریشهدار و بررسی روزنامهنگارانه اتفاقات سیاسی و اجتماعی است.
فریادرس با اشاره به اهمیت و اثرگذاری بهنگام مستندهای کوتاه در مقابل مستندهای مفصل و عمقی متذکر شد: مستندهای کوتاه اگر خلاقانه و با تمرکز بر یک واقعه اثرگذار یا شخصیت نمادین ساخته شوند، میتوانند تأثیری انفجاری در زمان کوتاه بگذارند، بهویژه در فضای مجازی و در میان مخاطبان بینالملل.
وی یادآور شد: مستند کوتاه ویترین است و مانند زنگ خطر یا تلنگر عمل میکند، درحالیکه مستند بلند، عمق میدان و چشمانداز راهبردی را پیش روی مخاطب میگذارد.
این تهیهکننده، روایت همهجانبه و بیپرده بهدوراز شعارزدگیها و کشف برخی ناکامیها و خطاها با نگاه به حفظ منافع ملی را مهمترین رسالت مستندهای بلند که پس از جنگ ساخته میشود، دانست و تأکید کرد: نیاز است در مستند بلند با بررسی پیامدهای فرهنگی، اجتماعی به نسخه بعد از جنگ فکر شود.
وی به اهمیت نگاه جهانی در مستندها برای برآورده کردن نیاز بازار بینالملل اشاره کرد و گفت: آنچه اهمیت دارد جهانیسازی روایت است. این نگاه بومیکه قابلیت عرضه در فضای بینالمللی را دارد به دلیل انتخاب زوایای انسانی و اخلاقی میتواند در فضای جهانی دیده شود. ازاینرو ما به روایتی فراتر از دیدگاه شخصی یا محلی نیاز داریم.
به گفته فریادرس ترجمه دقیق و حرفهای و روایتگری چندزبانه با مشارکت شخصیتهای بینالمللی میتواند به روایت بکر و مستدل بهدوراز شعارزدگی مستندسازان کمک کند.
وی استفاده از زبان تصویر، مستندنگاری واقعی و پرهیز از تکرار قالبهای مستندهای تبلیغاتی را در حضور بینالمللی مؤثر دانست و تمرکز بر شخصیتها و داستانهای انسانی مشترک در همه جوامع جهانی مانند شهادت کودکان، مقاومت مادران، آرزوها، خاطرات بهجامانده از جنگ و... را عنصر مهمی در دیده شدن مستندهای جنگی در عرصه جهانی به شمار آورد.
این تهیهکننده همچنین شناخت ذائقه و قواعد بازار مستند جهانی را یکی از مهمترین عناصر بایسته در ورود به این عرصه دانست و گفت: با شناختی که مستندساز از سلیقه و نگاه مخاطب خارجی دارد میتواند با تکیهبر مفاهیم مشترک، اثرش را به زبان جهانی تبدیل کند که اینگونه آثار میتواند بیاعتنا به جشنوارههای غربی باشد و مقبولیتش را در نگاه جمعی و جهانی پیدا کند.
مستندسازی جنگ؛ ضرورت روایتهای عمیق و جهانی
حامد شکیبانیا، مستندساز، تهیهکننده و فیلمبرداری که بیشتر با مستندهای سیاسی و جنگ شناخته میشود، سالهاست که میزبان مستندسازان جوان در برنامه «نردبان» شبکه مستند است. وی با گشودن پرونده مستندسازی از جنگ رمضان در شبکه مستند سیما و گفتوگو با ۱۳ مستندساز بحران و جنگ، فصل مهمی از معرفی وقایع جنگ رمضان و مستندنگاری روزهای مختلف آن را در سیما باز کرد.
وی درخصوص روایت مستندسازان از جنگ تحمیلی سوم گفت: خوشبختانه در این جنگ برخلاف تجربه قبلی در جنگ ۱۲ روزه محدودیتهای امنیتی کمتری وجود داشت و بسیاری از مستندسازانی که در بحرانهای مختلف داخلی و خارجی فعال بودند توانستند با این نگاه فعال و همراهی صورتگرفته، در این دوره کارهای ارزشمندی انجام دهند.
این مستندساز یادآور شد: به نظر میرسد به دلیل وضعیت جنگی و لزوم تولید آثاری درخصوص استحکام خطوط دفاع نظامی و ایجاد همبستگی ملی و تهییج وطنی اغلب آثار تولیدی سمتوسوی عاطفی و تبلیغاتی پیدا کردهاند و بهطور مشخص آثار مستند مستقل که با نگاهی مستدل و مستند اوضاع مختلف و تجربههای متنوع این جنگ را بررسی کند، نتوانستهاند فرصت تولید پیدا کنند.
شکیبانیا یادآور شد: مستندهای جنگی به دلیل دور ماندن از فضای هیجانی زمان جنگ باید با فاصله زمانی معقولی از رویداد تولید شوند و البته همچنان برای تولید آنها فرصت از دست نرفته است و بهویژه فعالیت مستندسازانی که بهمثابه سرباز وطن وظیفه روایتهای روزهای جنگ را در زمینههای مختلف به دوش میکشند، اهمیت دارد. این آثار ضامن تولید مستندات کافی برای مستندهای عمیقتر و دقیقتر از تلخ و شیرین این روزها خواهند بود.
تهیهکننده مستند «جنگ به شیوه امریکایی» اضافه کرد: در بحبوحه جنگ و حتی در فواصل زمانی نزدیک به آن و تا وقتیکه سایه جنگ برقرار است، مجال مناسبی برای تولید آثار مستقل و نکتهسنج مستند وجود نخواهد داشت، اما نباید فراموش کرد که تولید آثار روشنگر و وحدتبخش در روزهای جنگ ضروری است و برای مقابله با جبهه جهانی رسانههای دشمن، از نیازهای اصلی برای دفاع ملی به شمار میرود.
وی ادامه داد: فراموش نکنیم به همان میزان به آثاری احتیاج است که مستقل از نیازهای جبهه نظامی و دفاع ملی تولید میشوند، آثاری که با تکیهبر تجارب و درسهای تلخ و شیرینی که از این جنگ پر خسارت میتوان آموخت تولید میشوند که میتوانند آثاری ماندگارتر و مؤثرتر برای حافظه ملی و تاریخی کشور باشند.
شکیبانیا با اشاره به وجوه کمتر دیدهشده یا مغفولمانده که میتواند در قاب مستند بازنمایی شود، متذکر شد: خوشبختانه تنوع همکاران مستندساز باعث شد رویکردهای متنوعی در آثار تولیدی دیده شود، اما آنچه بسیار به چشم میخورد این است که ما نیاز به زبانی جهانیتر داشتیم و اینکه صدایمان را به جهان برسانیم و جای خالی مستندهایی که کاربرد داخلی کمتر و زبان جهانی رساتر داشته باشند، کاملاً حس میشود.
به گفته این تهیهکننده اغلب آثار متعلق به مستندسازان «روایت فتح» و دفاع برای جبهه خودی و مردمی است که پشتیبان اصلی این جبهه هستند. البته باید در نظر داشت که علاوه بر رسانه ملی و شبکههای مختلف تلویزیون، بسیاری از مراکز و حتی بسیاری از گروههای شخصی و خصوصی در این برهه در تولید و توزیع محتواهای مختلف دست داشتهاند و طیف متنوعی از آثار با زبانها و بیانهای مختلف را تولید و منتشر کردهاند. این آثار محدود به قواعد پخش تلویزیون نبوده و همین ماجرا دست مستندسازان بعدی را در دسترسی به تصاویر واقعیتر و نزدیکتر به وقایع رخداده باز گذاشته است.
وی تأکید کرد: آنچه سینمای مستند و آثار تولید شده را مؤثر و ماندگار میکند اتخاذ رویکردی پژوهشی، علمی، سندمحور و بیانی منصفانه و زبانی محکم با پرهیز از فضاهایی با غلظت احساسی بسیار زیاد یا بهدوراز رویکردهای شعاری و تبلیغاتی است و چه آثار کوتاه و چه نیمه بلند و بلند با رعایت این اصول میتوانند به آثاری عمیق و ماندگار تبدیل شوند.
تهیهکننده مستند «من انرژی هستهای نیستم» با مقایسه مستندهایی که بلافاصله حین وقوع بحران روی آنتن میروند، در مقابل مستندهای بلند که پس از جنگ ساخته میشوند، یادآور شد: بدیهی است از یک مستند بلند که با فاصله زمانی مناسبی از بحران تولید میشود، انتظار پرداختی محکم و رویکردی غیرشعاری و غیر تبلیغاتی میرود و این نوع مستندها بهواسطه زمان مناسب برای پژوهش و تأثیرگرفتن از زمان برای رسیدن به منطق درست در تولید، موفقتر هستند.
وی با اشاره به اهمیت دیده شدن مستندها در عرصه بینالملل و توجه به نیاز بازار بینالملل که در انتظار آثار جنگ رمضان است، بیان کرد: مهمترین ضعف ما در تولید آثار مستند عدم برخورداری از تجربه و آموزش کافی برای ارائه روایتهایی با قابلیت فهم و انتشار جهانی است.
شکیبانیا بار دیگر تأکید کرد: اتخاذ رویکردهایی با تکیهبر اصول روزنامهنگاری منصفانه (و بیطرفانه) و نگاهی همهجانبه و در نظر گرفتن قابلیتهای زبانی، فرهنگی و رسانهای مخاطب همچنین فاصله گرفتن از روایتهای غالب شعاری و تبلیغاتی و بهطور مشخص بهرهمندی از بودجههای مستقل از نظارت دولتی و حتی یافتن شرکای جهانی برای سرمایهگذاری، امکان تولید مستندهایی با برد جهانی و اثرگذاری بینالمللی را بیشتر میکند.
روایت تصویری مقاومت در قاب تلویزیون
مستندهای تلویزیونی درباره جنگ و مقاومت ملت ایران در روزگار جنگ تحمیلی سوم، داستآنهای مهم و ناگفتنی را به تصویر میکشند. این مستندها، با ارائه روایتهای متنوع و چندلایه، نه تنها نقاط عطف تاریخ را ثبت میکنند، بلکه ابعادی از رنج و ایستادگی مردم را که ممکن است فراموش شوند، زنده نگه میدارند. در این بخش نگاهی به آثار قابل توجه اخیر خواهیم داشت.
«نردبان» که بهرسم معمول درباره تجربه فیلمسازی مستند با مستندسازان گفتوگو میکند در این روزها از مستندهای جنگی غافل نماند. این برنامه گفتوگومحور در ۲۶ قسمت با مستندسازانی که در جنگ رمضان تولید محتوا کردند گپ زد.
«روایت آقا» با نویسندگی و کارگردانی مصطفی صادقی با روایتی متفاوت و نگاهی کمتر دیدهشده به زندگی و زمانه رهبر شهید انقلاب اسلامی، در چهلمین روز از شهادت از شبکه مستند سیما پخش شد.
«نبرد رسانهای» در فصل دوم خود و در ۱۲ قسمت به بررسی نقش رسانهها در شکلدهی افکار عمومی اثرگذاری در بحرانها و روایتسازی در تقابلهای سیاسی و فرهنگی پرداخته است.
«خداحافظ مامان» به کارگردانی علی تکروستا روایت لحظه حمله امریکا و اسرائیل به اطراف دبستان امام رضا (ع) شهرستان آبیک قزوین و به شهادت رسیدن دانشآموز پایه پنجم ابتدایی، مهیار زنگانه را روایت میکند.
«معرکه» مستند گفتوگومحوری برای تحلیل آخرین تحولات جنگ تحمیلی سوم است و تلاش میکند روایتهای دقیق و معتبری را از چگونگی پیروزی ایران در این نبرد ارائه دهد.
«سلاح ایرانی» مستند سهقسمتی در ۲۶ دقیقه روایت پیشرفت درباره سلاحهای تولیدی ایران اسلامی را به تصویر کشیده است.
«در برابر تاریکی» در ۱۶ قسمت ۳۰ دقیقهای با موضوع حمایتهای قهرمانان و ورزشکاران و اسطورههای ورزشی جهان از حقانیت فلسطین و ضدصهیونیسم دفاع میکند.
«روایت یک جنایت» روایت حمله وحشیانه به مدرسه دخترانه میناب را به تصویر میکشد.
«نظم ایرانی تنگه هرمز» بررسی بزرگترین اختلال عرضه نفت در پی بسته شدن تنگه هرمز را به تصویر کشیده است.
«از قلب ایران» روایت عکاس جنگ، مهدی وکیلی از روزهای نخست جنگ رمضان و عکاسی از مناطق مسکونی آسیبدیده و نیز حضور مردم در میدانها و خیابانها بود که از شبکه مستند روی آنتن رفت.
«این شهر خاموش نمیشود» روایتی از شبهای رمضان در تهران زیر سایه جنگ و آمادگی و ایستادگی نیروهای مسلح در شبهای تهران است.
«نبض وطن» به روایت آزیتا ترکاشوند و کارگردانی روحالله رحیمی نیز روی آنتن شبکه نسیم سراغ زنانی رفت که بهعنوان نیرویی فعال در تقویت روحیه ایستادگی نیز شناخته میشوند.
«خاکریز مردم» در زمان ۱۵ دقیقهای که در اختیار دارد به سراغ مشاغلی رفته که در زمان جنگ پایکار بودند و به مردم خدمات میدادند. این مستند در شبکه یک به تهیهکنندگی نعمت مهدیانی و با روایت نوید جعفرزاده در مکانهای واقعی، حماسه مقاومت را از دل مشاغل، آدمها و گروههای جهادی به تصویر کشیده است.
«جامجم» در گفتوگو با معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی بررسی کرد