در گفت‌وگوی «چاردیواری» با نایب‌رئیس کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شورای اسلامی مطرح شد

عدالت آموزشی با مدرسه تلویزیونی

با شیوع ویروس کرونا، نظام آموزشی در بسیاری از کشورها ازجمله ایران، با تغییری ناگهانی و گسترده روبه‌رو شد. تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، آموزش را به‌سرعت به فضای مجازی کشاند؛ تغییری که در ابتدا راه‌حلی اضطراری به نظر می‌رسید اما به‌تدریج به بخشی از ساختار آموزش تبدیل شد. این گذار سریع، اگرچه چالش‌های متعددی به همراه داشت، در عین‌حال فرصت‌هایی تازه برای بازنگری در شیوه‌های یاددهی و یادگیری فراهم کرد.
با شیوع ویروس کرونا، نظام آموزشی در بسیاری از کشورها ازجمله ایران، با تغییری ناگهانی و گسترده روبه‌رو شد. تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، آموزش را به‌سرعت به فضای مجازی کشاند؛ تغییری که در ابتدا راه‌حلی اضطراری به نظر می‌رسید اما به‌تدریج به بخشی از ساختار آموزش تبدیل شد. این گذار سریع، اگرچه چالش‌های متعددی به همراه داشت، در عین‌حال فرصت‌هایی تازه برای بازنگری در شیوه‌های یاددهی و یادگیری فراهم کرد.
کد خبر: ۱۵۴۹۹۳۶
نویسنده باران حیدری - روزنامه‌نگار 
 
پس از فروکش کردن بحران کرونا، انتظار می‌رفت آموزش حضوری به‌تدریج از سر گرفته شود و دیگر شاهد مجازی شدن آن نباشیم؛ با این‌حال در شرایط خاصی مانند آلودگی هوا، برودت شدید و حتی جنگ، آموزش مجازی همچنان به‌عنوان راهکاری برای تداوم فرآیند آموزش مورد استفاده قرار می‌گیرد.آموزش مجازی مزایای قابل‌توجهی به همراه داشته است. از مهم‌ترین آنها می‌توان به افزایش دسترسی به منابع آموزشی، انعطاف‌پذیری در زمان یادگیری و کاهش هزینه‌های جانبی اشاره کرد. با این‌حال این شیوه با چالش‌های جدی نیزمواجه است. یکی ازمهم‌ترین چالش‌ها،نابرابری دردسترسی به اینترنت و ابزارهای دیجیتال است؛ مسأله‌ای که می‌تواند به تعمیق شکاف آموزشی منجر شود. برای بررسی دقیق‌تر مزایا و معایب این شیوه، بادکترفرشاد ابراهیم‌پور،نایب‌رئیس کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شورای اسلامی گفت‌وگو کرده‌ایم.

به نظر شما آموزش مجازی در شرایط فعلی بیشتر یک فرصت است یا تهدید؟ چرا؟
آموزش مجازی در شرایط فعلی ایران با درنظر گرفتن چالش‌های زیرساختی، فرهنگی و تربیتی، بیش از آن‌که یک تهدید مطلق باشد، یک فرصت محدود و موقعیتی به‌شمار می‌آید. به بیان دقیق‌تر، این شیوه آموزشی می‌تواند در موقعیت‌های خاص و اضطراری، مانند بحران‌ها یا برای دسترسی اولیه و سریع به محتوا، کارآمد و مفید باشد اما در عین‌حال نمی‌توان آن را به‌عنوان جایگزین کامل و دائمی آموزش حضوری پذیرفت. تداوم و غلبه این مدل، در بلندمدت ممکن است بیش از آن‌که به بهبود نظام آموزشی کمک کند، به آن آسیب وارد کند.آموزش مجازی فرصت‌هایی مانند دسترسی آسان‌تر به منابع، کاهش برخی هزینه‌ها (رفت‌وآمد، زمان) و ایجاد انعطاف زمانی را فراهم می‌کند. برای مثال، دانش‌آموزان می‌توانند محتوای درسی را در زمان مناسب خود مشاهده کنند و از منابع متنوعی مانند ویدئو، تصاویر آموزشی، انیمیشن‌ها و نرم‌افزارهای تعاملی بهره ببرند. این ویژگی‌ها می‌تواند یادگیری را شخصی‌سازی کرده و تا حدی کیفیت انتقال دانش را افزایش دهد.با این حال، چالش اصلی آموزش مجازی در حوزه پرورشی و تربیتی نمایان می‌شود. آموزش حضوری تنها محدود به انتقال دانش نیست، بلکه بستری برای شکل‌گیری مهارت‌های اجتماعی، تعاملات انسانی، رعایت نظم و انضباط جمعی، تجربه رقابت سالم و تقویت هویت جمعی دانش‌آموزان است. این مؤلفه‌ها در محیط مجازی یا به‌سختی قابل تحقق هستند یا کیفیت لازم را ندارند. برای نمونه، احساس تعلق به مدرسه، شکل‌گیری دوستی‌های عمیق، یادگیری مدیریت هیجان در جمع و تجربه زیست اجتماعی واقعی، از‌جمله مواردی هستند که در فضای مجازی به‌خوبی پرورش نمی‌یابند.در نتیجه اگرچه آموزش مجازی می‌تواند در انتقال بخشی از محتوا موفق عمل کند اما در حوزه تربیتی دچار ضعف است. ادامه‌دار شدن این مدل به‌صورت غالب، ممکن است به کاهش انگیزه و تمرکز دانش‌آموزان، افزایش شکاف‌های آموزشی و کمرنگ شدن نقش معلم به‌عنوان الگوی تربیتی منجر شود. بنابراین بهترین رویکرد، استفاده هوشمندانه، هدفمند و محدود از آموزش مجازی به‌عنوان مکمل آموزش حضوری است، نه جایگزین آن.
 
چرا به نظر می‌رسد انگیزه تحصیلی دانش‌آموزان در آموزش مجازی کاهش یافته است؟

کاهش انگیزه تحصیلی در بستر آموزش مجازی پدیده‌ای قابل انتظار و تا حدی طبیعی است. یکی از مهم‌ترین دلایل آن، فقدان تعامل مستقیم و چهره‌به‌چهره میان دانش‌آموزان، معلمان و همکلاسی‌هاست. در کلاس حضوری، فضای زنده و پویا، ارتباط انسانی و انتقال انرژی مثبت از سوی معلم و گروه همسالان، نقش مهمی در ایجاد انگیزه ایفا می‌کند؛ در حالی‌که در محیط مجازی این عناصر تا حد زیادی تضعیف می‌شود و احساس تنهایی و انزوا افزایش می‌یابد.از سوی دیگر، وجود عوامل حواس‌پرتی در فضای دیجیتال مانند اعلان‌ها (نوتیفیکیشن‌ها)، شبکه‌های اجتماعی و دسترسی همزمان به سرگرمی‌ها، تمرکز دانش‌آموزان را کاهش می‌دهد. همچنین نبود ساختار فیزیکی کلاس، نظارت مستقیم معلم و نشانه‌های رفتاری مانند نگاه یا حضور فعال در کلاس، باعث کاهش سطح انضباط فردی می‌شود.در بعد پرورشی نیز دانش‌آموزان حس هدفمندی جمعی و مشارکت در یک فرآیند مشترک را از دست می‌دهند. یادگیری به تجربه‌ای فردی و گاه منزوی تبدیل شده که در آن انگیزه‌های درونی به‌مرور تضعیف می‌شود. مجموع این عوامل سبب می‌شود انگیزه تحصیلی در آموزش مجازی نسبت به آموزش حضوری کاهش یابد.
 
آیا آموزش مجازی می‌تواند جایگزین کامل آموزش حضوری شود؟

خیر. آموزش مجازی، با وجود ظرفیت‌های قابل توجه، نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین آموزش حضوری شود. این شیوه می‌تواند انتقال بخشی از محتوا و مفاهیم نظری را پوشش دهد اما در حوزه‌هایی مانند آموزش‌های عملی، کارگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها، فعالیت‌های ورزشی و مهارت‌های دستی، کارایی محدودی دارد.
از منظر پرورشی نیز بسیاری از جنبه‌های رشد انسانی از‌جمله اجتماعی شدن، یادگیری از طریق مشاهده رفتار دیگران، مدیریت تعارض، رشد عاطفی و شکل‌گیری ارزش‌ها نیازمند حضور فیزیکی و تعامل واقعی هستند. شواهد و مطالعات نشان می‌دهد که آموزش مجازی ممکن است به برخی ابعاد مانند رشد اجتماعی، اخلاقی، اعتقادی و حتی جسمانی تأثیرات منفی داشته باشد، در حالی‌که در برخی جنبه‌های آموزشی و محتوایی می‌تواند مفید واقع شود.در این میان، بهترین و واقع‌بینانه‌ترین رویکرد، استفاده از مدل ترکیبی است؛ مدلی که در آن آموزش حضوری و مجازی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. در این الگو، از انعطاف‌پذیری و دسترسی آسان آموزش مجازی در کنار تعامل، ساختار و پویایی آموزش حضوری بهره گرفته می‌شود.
 
چه راهکارهایی برای افزایش مشارکت و انگیزه دانش‌آموزان در کلاس‌های آنلاین پیشنهاد می‌کنید؟

برای بهبود کیفیت آموزش مجازی و جبران بخشی از ضعف‌های آن، لازم است رویکردهای متنوع و خلاقانه‌ای به‌کار گرفته شود. نخست، تولید محتوای جذاب و متناسب با ویژگی‌های سنی دانش‌آموزان اهمیت زیادی دارد. استفاده از ویدئوهای کوتاه، انیمیشن‌ها، مثال‌های واقعی از زندگی روزمره و نیز به‌کارگیری روش‌های بازی‌محور (گیمیفیکیشن) می‌تواند میزان درگیری ذهنی و علاقه‌مندی دانش‌آموزان را افزایش دهد.
علاوه بر این، ایجاد تعامل فعال در کلاس‌های آنلاین ضروری است. طرح پرسش‌های زنده، استفاده از نظرسنجی‌های فوری، تشکیل گروه‌های کوچک برای کارهای مشارکتی و تشویق دانش‌آموزان به ارائه‌های کوتاه، ازجمله راهکارهایی هستند که حس حضور و مشارکت را تقویت می‌کنند.نقش معلم نیز در این میان بسیار کلیدی است. ارائه بازخوردهای منظم و شخصی، توجه به پیشرفت دانش‌آموزان و حتی جشن گرفتن موفقیت‌های کوچک، می‌تواند انگیزه آنها را افزایش دهد. همچنین داشتن ساختار مشخص برای کلاس (زمان شروع و پایان معین، قوانین شفاف) و طراحی فعالیت‌های کوتاه و متنوع برای جلوگیری از خستگی ذهنی، اهمیت زیادی دارد.در کنار این موارد، ارتباط مستمر با خانواده‌ها و اطلاع‌رسانی درباره روند آموزشی، می‌تواند حمایت خانگی را تقویت کند. این مجموعه اقدامات، هم به بهبود انگیزه آموزشی کمک کرده و هم تا حدی خلأهای پرورشی را جبران می‌کند.
 
چرا هنوز برای برخی خانواده‌ها آموزش مجازی جانیفتاده؟ والدین چه نقشی در موفقیت یا شکست آموزش آنلاین دارند؟

برای بسیاری از خانواده‌ها به‌ویژه در بستر فرهنگی ایران، مدرسه صرفا مکانی برای آموزش دروس نیست، بلکه نهادی برای پرورش اجتماعی، ایجاد امنیت روانی و اعمال نوعی نظارت جمعی بر رشد فرزندان به شمار می‌آید. آموزش مجازی این کارکردها را به‌طور کامل تأمین نمی‌کند و همین مسأله باعث نگرانی والدین می‌شود. دغدغه‌هایی مانند کاهش نظارت بر رفتار فرزند، افت مهارت‌های اجتماعی و دوری از محیط واقعی مدرسه، ازجمله عوامل مقاومت در برابر این نوع آموزش است. افزون بر این، مشکلات فنی مانند اینترنت ناپایدار، کمبود ابزارهای مناسب (گوشی، تبلت، رایانه) و نیز عادت دیرینه به شیوه‌های سنتی آموزش، از دیگر موانع پذیرش آموزش مجازی است.در این میان، نقش والدین در موفقیت یا شکست این شیوه آموزشی بسیار تعیین‌کننده است. ایجاد یک محیط آرام و منظم برای مطالعه، نظارت غیرمستقیم و ملایم، تشویق مستمر و کمک به مدیریت زمان، ازجمله اقداماتی است که می‌تواند به موفقیت آموزش مجازی کمک کند. در مقابل، بی‌توجهی کامل یا اعمال فشار بیش از حد، هردو می‌توانند پیامدهای منفی داشته باشند و انگیزه دانش‌آموز را کاهش دهند. مشارکت آگاهانه والدین مانند پیگیری روند پیشرفت تحصیلی یا گفت‌وگو درباره محتوای درسی می‌تواند اثربخشی آموزش مجازی را افزایش دهد، بدون آن‌که جایگزین نقش مدرسه و معلم شود.
 
نبود دسترسی برابر به اینترنت و ابزار دیجیتال چه تأثیری بر عدالت آموزشی دارد؟ آیا آموزش مجازی شکاف طبقاتی در آموزش را عمیق‌تر کرده است؟

نبود دسترسی برابر به اینترنت پرسرعت و ابزارهای دیجیتال مناسب، یکی از جدی‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین چالش‌های آموزش مجازی در مسیر تحقق عدالت آموزشی به شمار می‌رود. در شرایطی که بخشی از دانش‌آموزان به‌ویژه در مناطق روستایی، محروم یا کم‌برخوردار از حداقل امکانات لازم مانند گوشی هوشمند، تبلت یا اتصال پایدار به اینترنت محروم هستند، عملا امکان بهره‌مندی برابر از فرصت‌های آموزشی برای آنان فراهم نمی‌شود. در چنین وضعیتی، آموزش مجازی نه‌تنها به کاهش نابرابری‌ها کمک نمی‌کند، بلکه می‌تواند به حذف تدریجی برخی دانش‌آموزان از چرخه آموزش رسمی منجر شود.از سوی دیگر، خانواده‌های ساکن در مناطق شهری و برخوردار، به ‌دلیل دسترسی بهتر به زیرساخت‌ها و منابع مالی، می‌توانند امکانات آموزشی بیشتری برای فرزندان خود فراهم کنند؛ ازجمله شرکت در کلاس‌های آنلاین خصوصی، استفاده از ابزارهای پیشرفته‌تر یا بهره‌گیری از منابع آموزشی متنوع‌تر. این تفاوت در دسترسی، به‌مرور زمان شکاف آموزشی و طبقاتی را عمیق‌تر می‌کند و فرصت‌های برابر برای پیشرفت تحصیلی را از بین می‌برد.
بنابراین، تحقق عدالت آموزشی مستلزم فراهم‌سازی زیرساخت‌های برابر و دسترسی عادلانه برای همه دانش‌آموزان است. در غیر این صورت، آموزش مجازی با وجود ظرفیت‌های مثبت می‌تواند به عاملی در جهت تشدید نابرابری‌های موجود تبدیل شود و نظام آموزشی را با چالش‌های جدی‌تری مواجه سازد.
 
برای دانش‌آموزان مناطق محروم و روستاها چه راهکار عملی وجود دارد؟

برای کاهش اثرات منفی نابرابری دسترسی و حمایت از دانش‌آموزان مناطق محروم، لازم است از راهکارهای ترکیبی، واقع‌بینانه و متناسب با امکانات موجود استفاده شود. یکی از مهم‌ترین این راهکارها، بهره‌گیری از آموزش‌های تلویزیونی و رادیویی به‌عنوان یک بستر فراگیر و دردسترس است. این شیوه، به‌دلیل عدم وابستگی به اینترنت، می‌تواند بخش قابل‌توجهی از نیازهای آموزشی پایه را پوشش دهد و حداقل دسترسی به محتوا را برای همه فراهم سازد.در کنار آن، برگزاری جلسات حضوری محدود و هدفمند (برای مثال در مدارس محلی و با رعایت شرایط ایمن) می‌تواند نقش مهمی در رفع اشکال درسی و تقویت ارتباط انسانی ایفا کند. این جلسات نه‌تنها به بهبود یادگیری کمک می‌کند، بلکه بخشی از نیازهای پرورشی مانند تعامل با معلم و همسالان را نیز پوشش می‌دهد.
همچنین، توزیع بسته‌های آموزشی چاپی، جزوات درسی یا محتوای دیجیتال آفلاین (مانند فایل‌های ذخیره‌شده روی حافظه‌های USB) می‌تواند راهکاری مؤثر برای مناطق فاقد اینترنت باشد. استفاده از ظرفیت معلمان محلی برای ارائه پشتیبانی حضوری محدود یا نیمه‌حضوری نیز می‌تواند کیفیت یادگیری را افزایش دهد.این ترکیب از روش‌ها، ضمن حفظ پیوستگی آموزشی، تا حدی نگرانی خانواده‌ها را کاهش می‌دهد؛ زیرا حس حضورونقش‌آفرینی مدرسه همچنان باقی می‌ماند.
 
حضور طولانی‌مدت دانش‌آموزان در فضای مجازی چه پیامدهایی دارد؟ چطور می‌توان بین استفاده آموزشی و غیرآموزشی از موبایل و اینترنت تعادل ایجاد کرد؟

حضور طولانی‌مدت در فضای مجازی می‌تواند پیامدهای متعددی در ابعاد جسمی، روانی و رفتاری برای دانش‌آموزان به همراه داشته باشد. از نظر جسمی، مشکلاتی مانند خستگی چشم، کاهش تحرک، دردهای عضلانی و اختلال در الگوی خواب ازجمله عوارض شایع هستند. از منظر روانی نیز، افزایش اضطراب، احساس انزوا، کاهش تعاملات واقعی و حتی افت خلق‌وخو در برخی موارد مشاهده می‌شود.علاوه‌براین، قرارگرفتن مداوم در معرض عوامل حواس‌پرتی در فضای آنلاین، می‌تواند تمرکز و کیفیت یادگیری را کاهش دهد. در چنین شرایطی، مرز میان استفاده آموزشی و غیرآموزشی از ابزارهای دیجیتال کمرنگ می‌شود و دانش‌آموزان ممکن است به سمت مصرف بی‌رویه محتوای سرگرم‌کننده سوق پیدا کنند.برای ایجاد تعادل، ضروری است برنامه‌ریزی مشخص و ساختارمند برای زمان استفاده از فضای مجازی وجود داشته باشد. تعیین ساعات آموزشی ثابت، محدودسازی استفاده غیرضروری از اینترنت (برای مثال با استفاده از ابزارهای کنترل والدین) و ایجاد وقفه‌های منظم در طول زمان مطالعه، می‌تواند به حفظ سلامت جسمی و ذهنی کمک کند.در کنار این موارد، تشویق دانش‌آموزان به فعالیت‌های جایگزین مانند ورزش، مطالعه کتاب، بازی‌های خانوادگی و تعاملات حضوری ایمن، اهمیت زیادی دارد. همچنین، آموزش مهارت استفاده هدفمند از فضای مجازی ــ به‌جای صرفا محدود کردن آن ــ می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا این فضا را به ابزاری برای یادگیری و رشد تبدیل کنند، نه صرفا سرگرمی. این رویکرد متعادل، هم جنبه‌های پرورشی را تقویت می‌کند و هم کارایی آموزشی را افزایش می‌دهد.
 
چه اقداماتی می‌تواند کیفیت آموزش مجازی را بهبود دهد؟

برای ارتقای کیفیت آموزش مجازی، لازم است مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ در سطح معلمان، محتوا و زیرساخت‌ها صورت گیرد. نخست، توانمندسازی معلمان برای تدریس در محیط آنلاین اهمیت اساسی دارد. آموزش روش‌های تدریس تعاملی، مدیریت کلاس مجازی و استفاده مؤثر از ابزارهای دیجیتال، می‌تواند کیفیت ارائه محتوا را به‌طور قابل‌توجهی بهبود بخشد.از سوی دیگر، استفاده از پلتفرم‌های آموزشی پایدار، ساده و در دسترس، نقش مهمی درکاهش مشکلات فنی و افزایش مشارکت دانش‌آموزان دارد. همچنین، ارزیابی مستمر فرآیند یادگیری و دریافت بازخورد منظم از دانش‌آموزان و والدین، امکان اصلاح و بهبود مداوم را فراهم می‌کند.با‌این‌حال، مدل ترکیبی (ترکیب آموزش حضوری و مجازی) می‌تواند راه‌حلی کارآمدتر و پایدارتر باشد. در این مدل، بخش قابل‌توجهی از محتوا و تمرین‌ها به‌صورت مجازی ارائه می‌شود تا مزایایی مانند انعطاف‌پذیری و دسترسی آسان مورد بهره‌برداری قرار گیرد؛ درحالی‌که جلسات کلیدی، فعالیت‌های عملی، تعاملات اجتماعی و برنامه‌های پرورشی به‌صورت حضوری برگزار می‌گردد.این رویکرد، ضمن حفظ کیفیت آموزشی، نگرانی خانواده‌ها را نیز کاهش می‌دهد؛ زیرا نقش مدرسه به‌عنوان یک نهاد تربیتی و نظارتی همچنان حفظ می‌شود. درمجموع، می‌توان‌گفت آموزش مجازی ابزاری مفید به شمار می‌رودامابه‌تنهایی ناکافی است ونظام آموزشی بایدبارویکردی هوشمندانه، از ترکیب روش‌های مختلف شامل آموزش حضوری، مجازی، رسانه‌ای و حمایت‌های محلی برای دستیابی به تعادل میان کیفیت آموزشی و پرورشی بهره بگیرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها