نگاهی به چهار دهه فعالیت هنری در گفت‌و‌گو با اصغر سمسارزاده

باید به جامعه روحیه داد | مردم به لبخند نیاز دارند

گفت‌و‌گو با اصغر سمسارزاده، هنرمندی که بیش از نیم‌قرن از عمر خود را صرف هنرنمایی در رشته‌های مختلف از جمله تئاتر، سینما، تلویزیون، رادیو و دوبله کرده، فرصتی است برای مرور تاریخچه‌ای از هنر و فرهنگ معاصر ایران.
گفت‌و‌گو با اصغر سمسارزاده، هنرمندی که بیش از نیم‌قرن از عمر خود را صرف هنرنمایی در رشته‌های مختلف از جمله تئاتر، سینما، تلویزیون، رادیو و دوبله کرده، فرصتی است برای مرور تاریخچه‌ای از هنر و فرهنگ معاصر ایران.
کد خبر: ۱۵۴۹۳۴۴

به گزارش جام جم آنلاین از روابط عمومی رسانه ملی، سمسارزاده که فعالیت خود را از اصفهان آغاز کرد و با اجرای نمایش‌ها و سپس نقش‌آفرینی در آثار تلویزیونی و سینمایی به شهرت رسید، در این گفت‌و‌گو از دلایل کم‌کاری‌های اخیر، شیرینی‌های ماندگارترین نقش‌ها، تأثیر هنر بر فرهنگ عامه و تعهد خود به ایجاد روحیه و لبخند در میان مردم سخن می‌گوید.

آقای سمسارزاده، در ابتدای صحبت‌هایمان باتوجه‌به سابقه طولانی شما در عرصه بازیگری و دوبله، لطفاً مروری بر مسیر حرفه‌ای‌تان داشته باشید.
ورودم به دنیای هنر به سال ۱۳۳۷، یعنی حدود ۶۸ سال پیش، با تئاتر و تلویزیون آغاز شد. ماحصل این سال‌ها، دویست تا سیصد نمایش و اجرای زنده بوده است. از آثار شاخص تئاتری و تلویزیونی می‌توانم به «پهلوانان»، «آقای مربوطه»، «قصه‌های شاهنامه» و البته سریال ماندگار «مراد برقی» اشاره کنم. در حوزه سینما، پیش از انقلاب اسلامی حدود ۳۷ تا ۳۸ فیلم در کارنامه دارم، اما پس از انقلاب زیاد کار سینمایی نکردم.

دلیل و ریشه علاقه شما به هنر به کجا بازمی‌گردد؟
علاقه من به هنر و به ویژه بازیگری بر می‌گردد به دوران کودکی. من هر تابستان به اصفهان می‌رفتم و شب‌ها با دایی‌ام، مرحوم رضا ارحام صدر که تئاتر بازی می‌کرد، به تماشای تئاتر می‌نشستم. این تجربه در اصفهان، علاقه مرا به بازیگری شعله‌ور کرد. پس از آمدن به تهران، با زحمات هنرمندان بزرگی، چون نصرت‌الله وحدت، پرویز کاردان و بهزاد اشتیاقی مسیرم هموار شد. من قدردان زحمات پرویز کاردان هستم و سریال «آقای مربوطه» را اثری عجیب‌وغریبی می‌دانم که در آن زمان، تهران را برای ساعتی خلوت می‌کرد.

به وضعیت کاری فعلی شما اشاره کنیم؛ این روز‌ها کم‌کارتر شده‌اید، دلیلش چیست؟ در مصاحبه قبلی که با شما داشتم اشاره کرده بودید که شب‌ها تا ساعت ۲۳ درگیر کار هستید و اوقات فراغتی ندارید؟
شرایط تغییر کرده و کار‌ها کم شده است. علتش را نمی‌دانم تا ببینم چه می‌شود. فعالیتم عمدتاً محدود به رادیو به دلیل تعطیلی نسبی کار‌های دیگر شده است. اخیراً کار سینمایی «ذوق‌مرگ» و همکاری با آقای مهدویان را داشتم.

با توجه به کاهش حجم کار، آیا این فرصت را غنیمت شمرده‌اید تا به مسائل شخصی‌تر بپردازید؟
بله، با افزایش اوقات فراغت، اولویت زندگی‌ام تغییر کرده است. من این فرصت را غنیمت شمرده‌ام تا به امور خانواده بپردازم؛ به زن و بچه‌ام می‌رسم؛ بچه‌ها هیچ‌وقت من را نمی‌دیدند، الان فرصتی دست داده که بیشتر کنار خانواده باشم. حضور فیزیکی من در خانه، برای همسر، پسر و دخترم مایه دلگرمی‌شده است، موضوعی که نشان می‌دهد موفقیت‌های حرفه‌ای در نهایت باید در کنار آرامش خانواده معنا یابد.

فعالیت شما محدود به بازیگری نیست، درباره دیگر تجربیات‌تان صحبت کنید؟
من تقریباً در تمام رشته‌های مرتبط با صدا و بازیگری فعالیت داشته‌ام. علاوه بر اجرا در سینما، تلویزیون و تئاتر، سابقه کار در حوزه دوبله را نیز در کارنامه دارم. آخرین کار تئاتری من نمایش «دوستان بامحبت» به کارگردانی اسماعیل خلج بود که روایتی از رفاقت قدیمی هنرمندان پس از درگذشت یکی از آنهاست. قبل از این، پروژه‌ای در خانه سالمندان داشتم که اکنون به پایان رسیده است.

کدام یک از نقش‌هایی که بازی کرده‌اید، بیشترین تأثیر را بر شهرت شما و ارتباط‌تان با مردم داشته است؟
از میان نقش‌های بی‌شمار، دو شخصیت بیش از همه در خاطره جمعی مردم حک شده‌اند. یکی مرادبرقی، این نقش در سریال «خانه‌به‌دوش» به کارگردانی پرویز کاردان در سال ۱۳۵۲ شکل گرفت. این شخصیت چنان با من عجین شد که شهرت من با این نام گره خورد و دریچه‌ای برای ورودم به سینما، تلویزیون و دوبله شد. نقش اصغر ترقه نیز به دلیل واکنش‌های عصبی این شخصیت، مورد توجه ویژه مردم قرار گرفت و از نظر من، شهرت گسترده‌ام با این نقش رقم خورد. استقبال مردمی تا حدی بود که اداره راهنمایی و رانندگی وقت، افسران خود را در روز‌های پخش سریال این شخصیت مرخصی می‌داد؛ چون ترافیک خیابان‌ها کم می‌شد.

آیا به تدریس و انتقال مستقیم تجربه به نسل جدید فکر کرده‌اید و مهم‌ترین دستاورد فعالیت‌هایتان در حوزه فرهنگ عامه چه بوده است؟
تدریس، کار من نبوده و نخواهد بود، هرچند اگر کسی نیازمند انتقال تجربه‌ام باشد، دریغ نخواهم کرد. من کلاس‌های مفید آقای سمندریان را تحسین می‌کردم. خودم هنرمندی هستم که در گذشته کارمند رسمی وزارت فرهنگ و هنر بودم و به فرهنگ کشور خدمت می‌کردم، اما نقطه عطف فعالیت‌های اخیر من، تغییر رویکرد به سمت طنز پس از انقلاب است. آمدم در کار طنز و خنده چرا که معتقدم مردم نیاز دارند که لبخند بزنند و باید به مردم روحیه داد. همچنین افتخار می‌کنم که ۴۷ سال است در برنامه «صبح جمعه» رادیو ایران، یک پل ارتباطی با مردم برقرار می‌کنم. من تجربه کرده‌ام که چگونه مشکلات مطرح‌شده توسط مردم، با اجرای طنزآمیز تا حد ۴۰ تا ۵۰ درصد مرتفع می‌شود و این تأثیرگذاری اجتماعی، بزرگ‌ترین دستاوردم است.

newsQrCode
برچسب ها: اصغر سمسارزاده
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها