حاجی فتوحی در بوته آزمایش

: «میوه ممنوعه» انسان عابد و خیری را محور روایت خود قرار داده و کوشیده شخصیت روحی و فکری او را از منظری بیشتر عرفانی ، در معرض دید مخاطبان قرار دهد.
کد خبر: ۱۴۷۳۳۷

حاجی فتوحی که شخصی دیندار است ، به اخلاق و رفتارهای شرعی بسیار پایبند بوده ، در انجام کارهای خیر دستی گشاده دارد ، دارای باورهایی است که باید ناشی از سطحی نگری و غفلت اش دانست . نگرش ظاهربینانه او در مواردی که عرف و شرع رویاروی هم قرار می گیرند ، نمود بیشتری می یابد. در چنین شرایطی ، حاجی فتوحی گاه عرف را بر شرع ترجیح می دهد. در این ارتباط می توان به مخالفت شدید او به ازدواج دخترش غزاله با مصطفی اشاره کرد. مصطفی ، انسانی وارسته و هنرمند است . داشتن زن و فرزندی که در زلزله ای از دنیا رفته اند و عدم بهره مندی اش از وضعیت مالی و شغلی ممتاز ، بهانه ای می شود تا پدر غزاله انجام این پیوند را خدشه دارشدن شان خانوادگی و اجتماعی اش ، قلمداد کند. حاجی فتوحی ، گاه از موضع غفلت نه به عرف توجهی دارد و نه به شرع ، مثل عیان کردن دلدادگی اش به هستی . لایه های بیرونی «میوه ممنوعه» مسائل و مشکلات خانوادگی و اجتماعی یا فزون طلبی های مالی و اقتصادی را پیش رویمان قرار می دهد ، در این میان با تامل بیشتر روی آنها، به وضوح درمی یابیم که درونمایه اصلی داستان «غفلت » است . غفلت جلوه های گوناگونی دارد ، لیکن این مجموعه بیشتر به مفهوم و بعد عرفانی آن نظر دارد. اهل معنا ، غفلت را اصطلاحی عرفانی دانسته اند و از آن به غافل بودن دل از حقیقت تعبیر کرده اند. بعضی گویند، غفلت از خدا کفر است و نیز بیان داشته اند، در راس همه بدیها و زشتی ها ، جهل و غفلت است . وجود تنش و درگیری در عرصه خانواده حاجی فتوحی ، اگرچه نمادی از غفلت او نسبت به اهل و عیالش محسوب می شود اما با جلو رفتن داستان درمی یابیم که او در چنبره عمیق ترین غفلت ها، یعنی غفلت از خدا گرفتار شده است .داستان برای عشق حاجی فتوحی به هستی ، زمینه چینی و فضاسازی هایی کرده است ، نظیر عدم توجه همسرش به وی و یا درگیری های خانوادگی . نکته اساسی این روایت آن است که تمایل او به دختر شایگان به گونه ای سامان گرفته که روز به روز مایه گسست اش از خدا و کمرنگ تر شدن شیفتگی اش نسبت به حق می شود. شک کردن های مداوم حاجی فتوحی در رکعت نمازهایش و یا آگاه نشدن از نزدیکی ماه رمضان جلوه هایی از درستی این دیدگاهند که ارتباط با هستی ، نه به عنوان یک زن ، بلکه «میوه ممنوعه ای» است که خوردن آن ، ساختار و مبنای شخصیت دینی او را متزلزل و نابود خواهد کرد. کندوکاو حاجی فتوحی این پیام را نیز به ما منتقل می کند که سالها عبادت خدا و انجام کارهای خیر، طهارت و پارسایی همیشگی را برای ما به ارمغان نخواهد آورد. به سخنی دیگر، شیطان آن چنان فروغ پرفریبی دارد که گاه فردی باسابقه و پیشینه دینی حاجی فتوحی را نیز به سوی خود می کشاند و ازهمین روست که باید همیشه در برابر مکرهای او هشیار باشیم . نکته دیگری که می توانیم از این روایت بیاموزیم چگونگی ورود ابلیس به درون انسان های پرهیزگار است . بدین معنا که شیطان ، از طریق وسایل و ابزارهای مورد علاقه آنان است که فعالیت های وسوسه گرانه اش را صورت می دهد. تسبیح که نمادی از مظاهر و شعائر دینی است و مورد علاقه حاجی فتوحی ، در این داستان به وسیله ای بدل می شود که هرگاه حاجی آن را به دست می گیرد ، او را از ساحت قدسی و حوزه بندگی حق دور می کند. هستی ، جهت همراه کردن حاجی فتوحی برای رفع مشکلات اقتصادی خود ، تسبیحی گران قیمت را خریداری کرد، به وی هدیه می نماید. این تسبیح نه تنها الهام بخش او برای ذکر خدا نیست ، بلکه هر بار او متوجه گسست و فاصله اش با پروردگار می گردد ، با دیدن آن ، خود را از این فضا و تضادها رهانیده ، آرامشی از جنس شیطانی اش را تجربه می کند. مثل عصبانیت اش از غفلتی که درباره نزدیکی ماه رمضان داشته و احساس خوشایندش پس از دیدن و به دست گرفتن تسبیحی که هستی به او داده است .رمضان ماه خودسازی و مبارزه با نفس است ، روزه داری ، قرائت آیات قرآن و تامل در آنها و راز و نیاز با خدا . روزها و شبهای این ماه نورانی همه برای این است که روح و اندیشه خویش را با انوار الهی ، تعالی و روشنی ای جاودانه بخشیم . در این میان ، تولید و طراحی مجموعه های داستانی ای نظیر «میوه ممنوعه» می تواند فضای مطلوبی را برای نمایاندن و یادآوری مظاهر و راههای جوراجور و پرفریب شیطان فراهم کند.این مضامین ، با وجود آن که در ادبیات منظوم و منثور عرفانی و دینی و از جمله در قصه شیخ صنعان بسیار مورد توجه قرار گرفته اند اما انعکاس تصویری - نمایشی آن ، آن هم به گونه ای خلاق و به روز ، جذابیت و اثرگذاری عمیق تری به آنها می دهد.فیلمنامه در قسمتهای پخش شده ، حکایت از پرداخت مطلوبی دارد ، به غیر از همسر حاجی فتوحی که رفتارهایش با موقعیت شغلی و اجتماعی اش تناسبی ندارد. پردازش دراماتیکی شخصیت های اصلی ، همچون حاجی فتوحی ، جلال و هستی به گونه ای سامان گرفته اند که باورپذیر و جذاب اند. گره افکنی و گره گشایی ، کشمکش و تعلیق ها، طراحی مناسبی داشته و به پرکشش شدن داستان ، کمک شایانی می کنند.در این زمینه همچنین باید به دیالوگ ها اشاره کرد که از نظر فرم و مضمون و به جهت ایجاز و همخوانی اش با شخصیت ها برجستگی و غنای خوبی ار خود نشان می دهند.پرداخت مطلوب شخصیت و سیر رویدادهای روایت ، بازیها را نیز اثرگذارتر کرده است . غالب نقش آفرینان با قرار گرفتن در موقعیت های دراماتیک جذاب ، این زمینه را فراهم کرده اند تا مخاطب با بازیهای آنها ، ارتباط خوبی برقرار کند. از این منظر اجرای نقش علی نصیریان و امیر جعفری نمود بیشتری یافته است .تصویربرداری ، نورپردازی ، طراحی صحنه و لباس ، صدابرداری و تدوین در کنار کارگردانی ای خلاق به مجموعه داستانی «میوه ممنوعه» سیمای پرفروغ تری بخشیده است.

محمدرضا کریمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها