قهرمان ماجراها، سگی سفید رنگ با لکه های قهوه ای روشن به اسم «رکسیو» بود.
کد خبر: ۱۳۸۲۱۱۴
نویسنده مریم فلاح
تعداد بازدید : 48

زندگی این سگ مهربان وعاقل خلاصه می شد در ظرف غذا،تکه ای استخوان، یک لانه گرم و نرم و پسربچه ای که صاحبش بود والبته اتفاقاتی که در اطرافش می افتاد. کلی طنازی و نمک داشت، استخوانش را هزار تا سوراخ قایم می کرد.

وقتی در حال فکر کردن بود ابری سفید رنگ بالای سرش درست می شد و اگر فکرش به نتیجه نمی رسید پارس می کرد تا ابرها پراکنده شوند.

اول کارتون یک مهر دستش بود و به ریتم موسیقی کارتون، یکسری نگاتیو را به تصویر خودش مهر می زد.

در آخر هم می پرید تو حاشیه سبز نوشته های تیتراژ. وقتی هم که کارتون تمام شده و تصویر مثل فیلم های صامت جمع می شد، رکسیو از آن بیرون می پرید یا سعی می کرد آن را با دست باز کند.

این کارتون صامت که مخصوص گروه سنی خردسال بود برای پدر و مادرایمان اصلا جذاب نبود.

این کارتون لهستانی سال‌ ۱۹۶۷ به کارگردانی مشترک یوزف چیِرتنیا، ریشارد لِپورا ولِخوسواف مارشاوِک تولید شد.

 

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها