برچسب ها - مریم فلاح

خاطرات کاغذی
«قطره باران» شخصیت مهربان و دوست‌داشتنی بود. محل زندگی‌اش جای مشخصی نبود و می‌توانستیم در هر نقطه از طبیعت پیدایش کنیم. جنگل، رودخانه، دریا و حتی مناطق برفگیر قطبی. جالب این‌که در دمای زیر صفر یخ نمی‌بست و همچنان هویت خودش را حفظ می‌کرد.
کد خبر: ۱۴۵۸۸۸۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۹

داستان در دهه ۱۹۳۰ کشور انگلستان می‌گذرد؛ دختر نوجوان پرشور و پرانرژی‌ای به نام «مِیبل وست» که از قضا خواهرزاده خانم «مارپل» است (زن مسن تنهایی که برای تفنن به حل مسائل جنایی می‌پردازد) تصمیم دارد زندگی خود را آن طور که دوست دارد، بسازد. او می‌خواست بفهمد در انجام چه کار‌هایی می‌تواند بهترین خودش باشد.
کد خبر: ۱۴۵۸۶۹۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۸

خاطرات کاغذی
یک کاراگاه جوان به نام "شینیچی کودو" به طور اتفاقی بعد از خوردن ماده‌ای شیمیایی به یک کودک تبدیل می‌شود. پس از تغییر ظاهر ناگهانی، کودو که همچنان به حل معما‌های پلیسی علاقه دارد همراه همکلاسی هایش سعی در کشف حقایق دارد.
کد خبر: ۱۴۵۸۵۱۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۷

خاطرات کاغذی
سه تمساح در یک ایستگاه خدمات واقع در وسط یک بیابان وسیع زندگی و کار می‌کنند، منطقه‌ای خشک و بی‌آب‌وعلف، جایی که در آن گیاهی جز کاکتوس رشد نمی‌کرد. «SOS کروکو» نام شرکت آن‌ها بود.
کد خبر: ۱۴۵۸۳۷۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۶

خاطرات کاغذی
کارآگاه بازی‌های سگی به نام «ایس هارت» در دنیایی کارتونی و سگی تن پوشی به نام «الیوت» در یک اجرای نمایشی. این دو سگ که از نژاد ژرمن شپرد بودند در دنیای هم زندگی می‌کردند، به این شکل که سگ کارآگاه و سایر شخصیت‌های کارتونی اطراف او ساخته و پرداخته ذهن الیوت در دنیای داستان‌های متحرک کارتونی بودند.
کد خبر: ۱۴۵۸۱۸۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۵

خاطرات کاغذی
نیکلاس، حاکم زورگوی امپراتوری زینبا، می‌خواهد قلمرو خود را گسترش دهد. نقشه او این است که تمام نقاط زمین را به مستعمره شخصی خود تبدیل کند.
کد خبر: ۱۴۵۸۰۳۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۴

خاطرات کاغذی
در جنگل داپل، کلبه گورکن دانشمند و مخترع جنگل هر روز برای حیوانات جوان حکم کلاس درس را داشت. موش جوانی به‌نام مایکل، جوجه‌تیغی‌ای به‌نام راسل، موش کوری به‌نام ادگارد و گورکن کوچولویی به‌نام میشل که نوه گورکن پیر بود. ماجرا از آنجا آغاز شد که استاد تصمیم گرفت کلاس درس را به دل طبیعت ببرد.
کد خبر: ۱۴۵۷۳۲۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۳۰

خاطرات کاغذی
در نزدیکی جنگلی زیبا، یک قصر بزرگ و اسرارآمیز قدیمی وجود داشت که دانشمندی دیوانه در آن زندگی می‌کرد. مرد به‌اصطلاح دانشمند که اصرار داشت از علم و دانش خود در راه نادرست استفاده کند، مدام با آزمایشاتش موجودات عجیب‌وغریبی خلق می‌کرد. از قضا یک روز صبح دختر موطلایی زیبا و دوست‌داشتنی‌ای به‌نام ویکی به همراه خانواده خود برای تعطیلات به این منطقه جنگلی سرسبز و زیبا آمدند.
کد خبر: ۱۴۵۷۱۸۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۹

خاطرات کاغذی
آسیاب بادی قدیمی خارج از دهکده که زیست‌بوم حیوانات طبیعت اطرافش شده آن‌قدر فرسوده است که در مواجه با توفان و بارانی شدید به لرزه در‌آمده و در دل ساکنانش وحشت ایجاد می‌کند.
کد خبر: ۱۴۵۷۰۶۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۸

خاطرات کاغذی
تمامی ماجرا‌ها در دهه ۱۹۳۰ اتفاق می‌افتاد. در هر قسمت خانم خبرنگاری به نام کلی کین‌کید و دستیار نوجوان او مکس، برای تهیه خبر‌های جنایی درگیر موضوعی تازه می‌شدند.
کد خبر: ۱۴۵۶۹۰۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۶

خاطرات کاغذی
شب سال نوی میلادی فرارسیده و سراسر جنگل از برف سفیدپوش شده بود. در آن شب مهتابی، در میان برف و کولاک به یکباره پیرمردی با محاسن سپید، ردایی بلند و عصایی در دست در میان جنگل برفی ظاهر شد. او رفتار عجیب‌وغریبی داشت.
کد خبر: ۱۴۵۶۶۹۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۵

خاطرات کاغذی
خواهر و برادر یتیمی با نام‌های یانکا و اولسیا، با قرض‌کردن اسب آسیابان تصمیم گرفتند مزرعه خود را شخم بزنند. هنوز کار بذرپاشی تمام نشده آسیابان به دنبال اسبش آمد و، چون بچه‌ها پولی نداشتند، در ازای آن چشم طمع به خروس‌شان دوخت، اما خروس از دست آسیابان فرار کرد و مرد طماع ظرف بذر‌ها را با خود برد. خروس با هدف برگرداندن بذر‌ها به‌دنبال آسیابان رفت و موفق شد با حمله به او سه دانه گندم به‌دست‌آورد.
کد خبر: ۱۴۵۶۵۵۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۴

خاطرات کاغذی
درحالیی که مردم کشور چین تحت سلطه چئو، پادشاه مستبد زمان، روزگار خود را تحت ظلم، ودر فقر و تنگدستی می ‌گذرانند، «لی ‌جی ‌فان» مشهور به «بروس‌لی» افسانه ‌ای است که به به‌عنوان یک جنگجوی قهرمان به مدد چشم سوم به گروهی از خدایان خوب کمک می ‌کند تا با تکیه بر هنرهای رزمی با شیاطین اهریمنی مبارزه کرده و آنها را شکست دهند.
کد خبر: ۱۴۵۶۲۹۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۳

خاطرات کاغذی
دکتر یوریکا، نه انسان بلکه موجودی بود با شکل و شمایل حشره که داستان اختراعات بشر را برایمان تعریف می‌کرد.
کد خبر: ۱۴۵۶۱۵۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۲

خاطرات کاغذی
ماجراهای یک سگ ابرقهرمان با ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد. به محض این‌که کلمه «کمک» از دهان شهروندی خارج می‌شد «سگ قهرمان» در کثری از ثانیه بالای سرش بود.
کد خبر: ۱۴۵۵۹۷۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۱

خاطرات کاغذی
این مجموعه روایتگر ماجراهای خرس گریزلی کوچولویی بود که با پدر و مادرش در یک کلبه آجری با شیروانی قرمز در دل جنگل زندگی می‌کرد. او ماجراهای زیادی را با دوستانش یعنی اردک، گربه، جغد، امیلی و عروسکش لوسی، ماربی با، میتزی میمون و توتو سگه، تجربه می‌کرد.
کد خبر: ۱۴۵۵۷۴۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۱۹

خاطرات کاغذی
دلاور کوچولو، یک شوالیه مسافر بود از قرون وسطی که می‌خواست دنیا را بشناسد و از همه چیز سردرآورد. پس روزی از روزها، با دعای خیر پادشاه این ماموریت به او سپرده شد.
کد خبر: ۱۴۵۵۵۹۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۱۸

خاطرات کاغذی
خانواده "جورج جتسون " در آینده‌ای با تصاویرعلمی-تخیلی از زندگی آمریکایی زندگی می‌کردند. خدمتکاران روبات، ماشین‌های بشقاب پرنده و پیاده‌رو‌های متحرک.
کد خبر: ۱۴۵۵۴۱۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۱۷

خاطرات کاغذی
خانم «پرودنس» بانوی مسنی بود که در روستای خیالی موچران زندگی می‌کرد. پیرزن پرانژی و باهوشی که در جوانی معلم مدرسه بود، اوعلاقه زیادی به بافندگی و باغبانی داشت و با گربه اش استانیسلاس زندگی می‌کرد، اما فعالیت مورد علاقه او تحقیق در مورد اسرار دهکده اش بود. درست مانند خانم مارپل، در مورد جنایاتی تحقیق می‌کرد که پلیس نمی‌توانست آن‌ها را حل کند.
کد خبر: ۱۴۵۵۱۰۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۱۵

خاطرات کاغذی
هنگامی که پای انسان به منطقه کوه‌های سر به فلک کشیده استرالیا رسید، افسانه اسبی را شنید که بسیار خوش‌خرام، زیبا و خوش‌اندام بود و در نوع خود نظیر نداشت. مثل مه بامدادی ظاهر و ناگهان ناپدید می‌شد.
کد خبر: ۱۴۵۴۸۵۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۱۲

نیازمندی ها