محمد شیری، بازیگر تلویزیون و سینما:

از بازیگری متنفر شد‌ه‌ام!

گفتگو با سیاوش گرجستانی، بازیگر سینما و تلویزیون

یک بازیگر، بار‌ها متولد می‌شود

پدرش از بازیگران محبوب و چهره سینما و تلویزیون ایران بود و علاقه داشت پسرش سیاوش هم پا در این وادی بگذارد. به همین دلیل، زمانی که چهار ساله بود در فیلم سینمایی دوران سربی به ایفای نقش پرداخت. سیاوش گرجستانی، فرزند سیروس گرجستانی که نقش سلطان را در سریال حکم رشد برعهده دارد، متولد ۱۳۶۲ است
کد خبر: ۱۳۷۰۲۴۰
نویسنده الهام قبادی - گروه رسانه

به گزارش جام جم آنلاین؛ وی زمانی که ۱۸سال داشت به صورت جدی‌تر وارد دنیای هنر شد و ۱۳سال فقط به فعالیت در حوزه گریم پرداخت و سپس تصمیم گرفت به مستندسازی و فیلمسازی بپردازد و بازیگری را هم ادامه دهد. از آثار او می‌توان به سریال دولت مخفی، جاده چالوس و… اشاره کرد. با او درباره این نقش، حضورش در تلویزیون و تاثیرات پدرش گپ زدیم.

چقدر از حضورتان در سریال حکم رشد و نقشی که داشتید، راضی هستید؟

همه فیلم‌ها و سریال‌ها یک سری نقاط ضعف دارند و یک سری نقاط قوت. با اشراف به این مساله یاد گرفته‌ام از کاری که انجام می‌دهم دفاع کنم چراکه انتخاب من بوده و برای زحمت کشیده‌ام، مخصوصا حکم رشد که با حضورم در آن بعد از مدت‌ها حس خوبی راجع به خودم پیدا کردم. قبل‌تر از حکم رشد، سریالی از من پخش شد که از حضورم در آن حس خوبی نداشتم تا این‌که یک روز از پروژه حکم رشد با من تماس گرفته شد. با خواندن سه قسمت، شیفته سلطان شدم.


برای ایفای این نقش با چالشی روبه‌رو بودید؟

من از پدرم یاد گرفته‌ام یک بازیگر بار‌ها و بار‌ها متولد می‌شود و هر بار این وظیفه را بر دوش دارد تا از نقش و شخصیت بازی‌اش دفاع کند. همین فرمان در «حکم رشد» و تکمیل سلطان با من همراه بود. سعی کردم سلطان افسارگسیخته را قضاوت نکنم و به عملکردش احترام بگذارم. به او حق بدهم؛ حتی اگر از او با عناوین روان‌پریش و یاغی یاد می‌کردند.


حضور پدرتان چقدر در راه پیدا کردن شما به بازیگری تاثیرگذار بود؟

از اول، دغدغه‌ام بازیگری بود. پدرم هم سماجت داشت تا من بازیگر شوم و از تئاتر ورود پیدا کنم؛ یعنی مسیر درستی که خیلی از اساتید آن را پیمودند. منتها من جوان بودم و جویای نام. نمی‌خواستم با اکتفا به سفارش‌ها و روابط پدرم ورود کنم. به همین دلیل مسیری را انتخاب کردم که مقصد را برایم دورتر کرد. سال ۷۹ دوره گریم سینمایی دیدم تا شاید از این طریق بتوانم روابطی پیدا کنم و وارد بازیگری شوم که نشد. حدود ۱۳سال به شکل حرفه‌ای گریم سینما و تلویزیون انجام دادم؛ ولی کار من نبود. شما برای داشتن حال خوب و رسیدن به خواسته‌هایتان باید دغدغه داشته باشید و گریم دغدغه من نبود. این شد که با هدایت بابا و حمایت همسرم گریم را برای همیشه کنار گذاشتم و سراغ بازیگری که عاشقانه دوستش دارم، رفتم. از صفر شروع کردم. درفیلم‌ها و سریال‌ها، نقش‌های کوتاه بازی کردم. نمایشنامه‌خوانی کردم. در یکی دو تئاتر روی صحنه رفتم. کتاب خواندم. فیلم دیدم. برایم مهم نبود کاری برایم نیست؛ در خانه اتود می‌زدم و همچنان هم اتود می‌زنم. نمی‌دانم چه زمان نوبتم خواهد شد، اما سعی می‌کنم برای آن روز آماده باشم و بالاخره آن روز خواهد رسید. عجله‌ای نیست؛ مهم عشق است. این موارد، آموزه‌ها و تاثیرات پدرم است که من با آن‌ها قد کشیدم و بزرگ شدم.


زنده‌یاد گرجستانی در بیشتر نقش‌هایش در ژانر‌های مختلف درخشید. دلیل این ماندگاری و حرفه‌ای از نگاه شما چیست؟

عشق و رنج. سیروس گرجستانی فرزند طلاق بود. فرزند فقر، سختی، آوارگی و سرخوردگی. هیچ وقت به یاد ندارم در انتظار شانس نشسته باشد. همیشه زحمت می‌کشید؛ حتی برای کوچکترین خواسته‌اش. بازیگری برایش عشق بود و از کنار کوچک‌ترین نقش‌ها و به قول معروف کار‌های شانه تخم‌مرغی هم به آسانی نمی‌گذشت. بالاخره کار‌هایی هم در شناسنامه کاریش داشت که صرفا برای ارتزاق بود.

منبع: روزنامه جام جم 

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها