آدمهایی که جامعه تحویلشان نمی گرفت

آل پاچینو «مترسک» (1973) را یک سال قبل از موفقیت عظیم مالی و انتقادی «پدرخوانده» بازی کرد.
کد خبر: ۱۲۲۸۸۵

آن زمان توجه منتقدان و تماشاگران سینما به بازیگر جوان و کوتاه قدی جلب شده بود که با بازی زیرپوستی خود کاملا در درون نقش خود فرو می رفت و یک کاراکتر منطقی ، مقبول و قابل باور را ارائه می داد. پاچینو در این سالها بهترین بازیها و فیلمهای سینمایی خود (همچون «بعد از ظهر سگی» و «سرپیکو») را به دوستداران جدی سینما هدیه می کند.درام اجتماعی «مترسک» را جری شاتزبرگ کارگردانی کرده و منتقدان به آن لقب یک «فیلم جاده ای فراموش نشدنی» را داده اند. فیلم که در زمره کارهای سینمای معترض امریکا قرار می گیرد، در جشنواره های مختلف بین المللی با استقبال روبه رو شده و 4جایزه (و از جمله یکی از جوایز اصلی جشنواره کن) را از آن خود کرده است . نقش مقابل پاچینو را در فیلم جین هکمن بازی می کند که در آن زمان یکی از سوپراستارهای هالیوود بود و فیلمهایی مثل «مکالمه» ، «ارتباط فرانسوی» و «جهنم زیرورو» را در همان سالها بازی کرد.اگر جاده ها بخواهند تعیین کننده هدف و مسیر آدمها باشند چه اتفاقی می افتد و آیا سفر بی انتهای دو کاراکتر اصلی در همان مقصدی تمام خواهد شد که خودشان می خواهند؛ مکس میلان (جین هکمن) تا پیش از این یک خلافکار بوده است ، ولی حالا می خواهد به سراغ یک زندگی سالم و شرافتمندانه برود. او می خواهد با پولهایی که جمع کرده در پیترزبورگ یک کارواش راه اندازی کند. فرانسیس لیونل دلبوچی (آل پاچینو) دریانوردی که دارد به خانه و کاشانه اش می رود. زمانی که او روی آب بوده پسرش به دنیا آمده و وی هنوز او را ندیده است . هدف او از بازگشت به خانه دیدار با پسرش است . مکس و فرانسیس با یکدیگر همسفر می شوند و این در حالی است که در طول راه تفاهم چندانی با هم ندارند. در طول سفر، مکس موفق به شناخت بهتر فرانسیس شده و متوجه می شود که وی توانایی تطبیق دادن خود را با دنیای واقعی ندارد و تلاش زیادی هم نمی کند که خود را با واقعیت ها وفق دهد. فرانسیس باور دارد که مترسک ها باعث ترس پرنده ها نمی شوند بلکه برعکس باعث تفریح و مزاح آنها می شوند. به چشم فرانسیس ، پرنده ها عقیده دارند مترسک ها موجوداتی با نمک و دوست داشتنی هستند.برخی از منتقدان سینمایی عقیده دارند «مترسک» یک اثر کلاسیک فراموش شده دهه هفتادی است که باید دوباره مورد توجه قرار گیرد. به گفته آنها نام این فیلم در فرصتهای مختلف سینمایی که بهترین تاریخ سینما را انتخاب و معرفی کنند، حضور ندارد. حتی زمانی که صحبت از بهترین فیلمهای آل پاچینو و جین هکمن هم می شود، باز هم نام این فیلم کمتر به چشم می خورد. این در حالی است که «مترسک» نه تنها یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای امریکا که یکی از بهترین و زیباترین کارهای سینمایی پاچینو و هکمن هم هست . فیلمهای جاده ای معمولا فاقد یک خط اصلی قصه هستند اما «مترسک» قصه و هدف خاصی دارد. فیلم دارای دو کاراکتر اصلی ناجور است که به طور اتفاقی با یکدیگر همسفر می شوند و ارتباط عاطفی عمیقی بین آنها پدیدار می شود. حتی آن دو تصمیم می گیرند که یک کار و حرفه مشترک را با هم شروع کنند.اما واقعیت این است که مکس و فرانسیس دارای روحیات و خصوصیات متفاوتی هستند و دنیا را به شکلی متفاوت تماشا و ارزیابی می کنند. مکس آدمی خشن و فرانسیس روحیه ای حساس دارد. در طول پیشرفت ماجرا کاملا مشخص است که مکس بر فرانسیس تسلط دارد. با آن که هکمن در فیلمهای دیگر خود هم در نقش آدمهای سرسخت و خشن ظاهر شده ، اما در اینجا او باید داخل لایه های درونی تر نقش رفته و کار بیشتری انجام دهد. نقش او در این فیلم سنگین تر از نقشهای قبلی اوست . لباسهای متعددی که او بر روی هم می پوشد، تلاشی از سوی کارگردان برای معرفی دقیق تر کاراکتر مکس است .با وجود آن که قصه فیلم حدود 2 ساعت طول می کشد ولی بیننده به هیچ وجه متوجه گذر زمان نمی شود و ناگهان خود را با تیتراژ پایانی فیلم روبه رو می بیند. این در حالی است که فیلمهای جاده ای معمولا حوصله تماشاچی خود را سر می برند و او برای پایان آنها لحظه شماری می کند. بجز قصه خوب و تدوین منطقی فیلم ، بازی عالی دو بازیگر اصلی مهمترین عامل در جذب تماشاچی است . هکمن و پاچینو با بازی دقیق و کاملی که ارائه می دهند نه تنها مانع از خستگی تماشاچی می شوند بلکه وی را به دنبال قصه و پیگیری ماجراها می کشانند.

کیکاوس زیاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها