سایه سکوت در بوته نقد

«سایه سکوت» ، عنوان مجموعه ای داستانی است که روزهای شنبه هر هفته از شبکه یک سیما پخش می شود.
کد خبر: ۱۲۲۸۶۰

این مجموعه که 3 سال پیش با نام «راز نرگس» در مرکز مهاباد مقابل دوربین رفته بود ، اینک با «سایه سکوت» به روایت گمگشتگی و بازیابی هویت انسانی می پردازد. شخصیت اصلی ، نرگس است که در آستانه ازدواجش درمی یابد فرزند خانواده دیگری است.
با مرگ منصور پدرخوانده وی و آزادشدن برادرش امیر ، داستان نقطه عطف دیگری را آغاز می کند. «سایه سکوت» را می توان از منظرهای گوناگون مورد مداقه قرار داد و با وجود آن که ارزیابی همه جانبه از جنبه های هنری و محتوایی پس از اتمام پخش آن امکانپذیر خواهد بود ، اما با در نظر گرفتن قسمتهای پخش شده و نمایان گشتن موضوع و زمینه اصلی داستان و بعضی از ابعاد هنری آن ، می توان مسائل و نکاتی از این مجموعه را مورد بحث قرار داد. گمگشتگی و بازیابی هویت تمی است که دستمایه بسیاری از فیلمها و مجموعه های داستانی قرار گرفته و می گیرد.
در این میان ، آنچه آنها را از هم متفاوت می کند ، نحوه پرداخت و روایت از آنها نیست ؛ به گونه ای که هرقدر از روزنه ای خلاقانه تر و به روزتر به موضوع نگریسته شود ، داستان نیز از جذابیت عمیق تری بهره مند خواهد شد. عناصر شکل دهنده هویت انسان گوناگون است که در این حیطه ، خصلت ها و گرایش های درونی ، خانواده ، جامعه ، تاریخ و فرهنگ و دین را می توان از زمره آنها برشمرد.
به عنوان نمونه ، در درون هر انسانی دو «من» وجود دارد ؛ «من الهی» و «من شیطانی». به موازات آن که از «من الهی » فاصله می گیریم ، هویت انسانی مان دچار سرگشتگی و شکنندگی خواهد شد ؛ و به همین گونه است هنگامی که ارتباطمان با خانواده ، جامعه ، تاریخ و دینمان دچار شکاف و یا گسست می شود. درباره شکافهای درونی و پیامدهای آن می توان به مجموعه هایی نظیر «او یک فرشته بود» اشاره کرد ؛ و در زمینه نقش خانواده در سامان بخشی به هویت فرد نیز می توان مجموعه داستانی «خاک سرخ» را به خاطر آورد. این مجموعه ، روایت دختری بود که هنگام مراسم عروسی درمی یافت که پدر و مادر واقعی اش کسان دیگری اند. آگاهی به این واقعه چنان شوریدگی ای را در او ایجاد می کند که باعث می شود برای یافتن والدین واقعی اش ، به منطقه جنگ زده خرمشهر برود و سفر پرفراز و نشیبی را آغاز کند.
«باران بهاری» نیز که پخش آن در ماههای اخیر به پایان رسید ، از مجموعه های داستانی دیگری است که به تلاش پسری برای یافتن پدر و مادر اصلی اش می پرداخت ؛ برنامه ای که آن هم نظیر «سایه سکوت» تولید و تهیه اش را یکی از مراکز سیمای استانی به عهده گرفته بود. با این بیان می توان دریافت که «سایه سکوت» پرداخت مشابهی با شماری از مجموعه های نمایشی و فیلمهای داستانی دارد که از تم یاد شده بهره گرفته است ؛ و از همین روست که با شکل گرفتن وقایع آغازین ، فضای داستان تازگی و جذابیت خود را از دست داده ، مخاطب را برای درگیر شدن با حوادث آن ترغیب نمی کند.
تیتراژ پایانی «سایه سکوت» نمایانگر آن است که این مجموعه به سفارش اداره کل سیمای استان ها در مرکز مهاباد انجام پذیرفته است. در این خصوص پرسشی که مطرح می شود ، این است که موضوع ، محتوا و پیام داستان چه تناسبی با فرهنگ ، آداب و سنتهای آن منطقه و یا حتی سایر نواحی ایران داشته که اداره کل یاد شده پذیرفته است ، اجرای آن را به مرکز سیمای مهاباد بسپرد؛ در چارچوب تعاریفی که برای مراکز و بخشهای مختلف سازمان صدا و سیما ، از جمله شبکه های سراسری و داستانی شده است ، جهتگیری اداره کل استان ها و همچنین مراکز سیمای آن حوزه باید در زمینه قوام فرهنگ و باورهای هر منطقه باشد ، به سخنی دیگر ، بالندگی و استحکام فرهنگ ملی به شبکه های سراسری و خرده فرهنگ ها به شبکه های استانی واگذار شده است.
با پذیرش این دیدگاه ، می توان این نظر را هم پذیرفت که تولید و تهیه مجموعه ای تلویزیونی که ارتباط و سنخیتی با فرهنگ بومی مناطق کشور ندارد ، حتی با وجود پخش از شبکه های سراسری نه تنها مزیتی برای اداره کل استانها و یا مرکزی که مسوولیت عملیاتی شدن آن را پذیرفته ، محسوب نشده ، بلکه نقطه ضعف نیز به شمار خواهد رفت.
اداره کل استانها و مراکز تابعه آن باید بکوشد نه تنها موضوع و محتوا و برنامه تولیدی ، برگرفته از فرهنگ و باورهای آن منطقه باشد ، بلکه تلاش ورزد در برنامه هایی با ساختار داستانی ، تا حد امکان در همه زمینه های فنی و هنری ، از تصویربرداری گرفته تا بازیگری ، چهره پردازی ، طراحی صحنه و لباس ، کارگری و مانند آن ، از عوامل محلی و یا داخل مرکز بهره گیرد. پرواضح است که ایجاد چنین فضایی ، امکان خلاقیت و انگیزه بخشی به نیروهای یاد شده و به طور کلی هنرمندان بومی را فراهم ساخته ، در صورت آمیختگی موضوع و محتوای داستان با فرهنگ منطقه ، به غنا و اثرگذاری بیشتر برنامه خواهد افزود. بر همین اساس است که تولید و تهیه مجموعه داستانی در یکی از مراکز سیمای منطقه در حالتی که عوامل اصلی آن را پایتخت نشینان و یا حتی نیروهای غیرمحلی تشکیل می دهند ، نمی تواند گام موفقی برای اداره کل سیمای استانها ارزیابی شود.

محمدرضا کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها