6 نکته برای پرواز در حباب

1) رسانه فراگیر سیما می تواند در ساخت مجموعه های داستانی برد موثری داشته باشد و به همین سبب در جامعه مخاطبان ، از عهده رسالت تربیتی و فرهنگی خود به شکل چشمگیری برآید.
کد خبر: ۱۲۱۸۹۸

این روش در شرایطی محصول می دهد که تهیه کننده اثر ، ملاحظات زائد و نخ نما شده ای مانند اندرزهای خام و مستقیم و باید و نبایدهای شعاری را در کار رسانه ای به کناری نهد. سریال «پرواز در حباب» به کارگردانی سیروس مقدم که از آبان امسال در گروه فیلم و سریال شبکه 3 شاهد پخش آن هستیم ، مصداق متعهد بودن رسانه به رسالت خویش است ؛ تعهدی که به تعبیر علمی می توان آن را راهنمایی رسانه ای یا روند تصمیم سازی برای جوان قلمداد کرد.
2) آیا سیروس مقدم در برنامه سازی به این سبک و سیاق سابقه روشنی در پرونده کاری خود دارد؛ با یک فلاش بک سریع ، مجموعه هایی مانند وکیل ، پلیس جوان ، مسافر، ریحانه و همچنین کار طولانی نرگس در ذهن تداعی می شوند.
نقطه مشترک این آثار نگاه ویژه کارگردان به طرح مشکلات و مسائل حاد جوان امروزی است که در کانون خانواده و عرصه پرگره اجتماع مجال بروز می یابند. تلاش نویسندگان این آثار زیرنظر سیروس مقدم بر این بوده که به نوعی راههای خروج از بحران را به قهرمانان شکست خورده خود نشان دهند تا از این رهگذر ، مخاطبان جوان با تماشای این قصه ها با ستاره مغلوب ، احساس همذات پنداری کنند و موضوعات طرح شده را ملموس و نزدیک به واقعیت حس کنند. دست کم باید اذعان کرد که این احساس تعهد کارگردان نسبت به طرح معضلات جوانان در کارنامه اش قابل اثبات است ، اما مشکل کار در مرحله اجرا نمود پیدا می کند ، یعنی در پرداخت این آثار و تحقق آن افکار مثبت به نظر می رسد در این مرحله سیروس مقدم گاه دچار لکنت بیان شده است ، هر چند جای بسی خرسندی است که این آدم جدی و منظم ، گام به گام در سریال هایش از کار خود غلطگیری کرده آن چنان که در پرواز در حباب پیشرفت محسوس و چشمگیری در کارش نمودار و روند دراماتیک آثارش بتدریج پذیرفتنی تر و کامل تر از پیش شده است.
3) داستان پرواز در حباب درباره جوانی است به نام امید که رویای ممتاز بودن او را به سودای قهرمانی در مسابقه دوچرخه سواری و آن گاه به راه میان بر مصرف داروهای نیروزا برای ادای شرط پدر برای رسیدن به دختر مورد علاقه اش می کشاند ، اما با لو رفتن قضیه و برخورد تند پدر ، جوان مغلوب و سرخورده به داروهای روانگردان و... روی می آورد. همه این مراحل تا سقوط در ورطه تباهی با اداره و تشویق کسی صورت می گیرد که در خطی موازی با خط اول داستان پیش می رود.
او که نام اصلی اش رامین است جوانی است که پس از سالها دوری از وطن به کشور بازگشته تا تقاص خون پدرش را از پدر امید بگیرد که در آن زمان رهبر عملیات تعقیب یک گروه خلافکار بوده است.
رامین در گام اول می کوشد از رویاهای حباب وار و بی سرانجام امید رخنه ای برای تخریب او و پدرش بگشاید و او را به خاک سیاه اعتیاد بنشاند. در این جهت باید نگرش مجموعه را به موضوع اعتیاد ستود زیرا برخلاف نگاه کلیشه ای انبوه آثار تولیدی در شبکه های مختلف سیما و حتی سینما در سالهای اخیر ، زندگی پرزرق و برق یک قاچاقچی و قدرت نمایی او و تعقیب و گریزهای باند قاچاق را محور قرار نداده است و بعکس ، قصه پرواز در حباب از حرکتی درونی برخوردار است که انگیزه های روحی و روانی پذیرش اعتیاد را میان متقاضیان جوان جامعه بررسی می کند و حتی پا را فراتر می نهد و در بیان موانع راه وصلت امید با دختری که پدری معتاد دارد با مهارت نوعی انزجار و نفرت را در بیننده ایجاد می کند و از این منظر باید تلاش نویسنده ، علیرضا کاظمی را تحسین کرد.
نویسنده در خانواده امید فرصت لازم را برای شخصیت پردازی آدمها و بویژه توجه کردن روی تصمیمات غلط پدر که موجب ایجاد انگیزه فرار از خانه در فرزند می شود پدید آورده است که از این زاویه هم قلم نویسنده ستایش برانگیز است. داستان پرواز در حباب از آفتهای آثار پیشین سیروس مقدم تقریبا فاصله گرفته است ، ایجاد موقعیت های متنوع در خلق حادثه که از بستر داستان برمی خیزد باعث شده داستان از حالت تخت و یکنواخت کارهایی مثل ریحانه خارج شود و در خلق حوادث تا آنجا شلوغ و درهم نمی شود که تمرکز عاطفی و سمپاتی بیننده از دست برود ؛ چیزی که در پلیس جوان تماشاگر را آزار می داد.
آنچه در این داستان بیشتر به چشم می خورد ایجاز در بیان است که مقدم از آن در کوتاه کردن نماها و بالا بردن ضرباهنگ کار بهره برده است.
4) دکوپاژ و صحنه پردازی این مجموعه بسیار متفاوت و قشنگ از آب درآمده است و در مقایسه با کارهای پیشین کارگردان مثل نرگس ، زیبایی شناسی تصویری ، حرف اول را می زند. این ویژگی در قطع نماها یا ایجاد عمق میدان در کادر تصویر در 3 لایه پیش زمینه ، میان زمینه و پس زمینه سبب شده که بیننده در بیشتر صحنه ها غنای بصری را به عینه لمس کند ، به عبارت جزیی تر استفاده از ظرفیت آکسسوار صحنه در زمینه کادر و فرصت ارتباط عاطفی در فیگورنماهای درشت آدمهای پیش زمینه کادر سبب شده بیننده صفحه تلویزیون را با عمق بیشتری بنگرد و از آن بهره مند شود.
5) نکته دیگری که ضروری است بدان اشاره کنیم ، میزان استقبال مخاطب از این کار است. خوشبختانه هر قسمتی از این مجموعه که از سیما پخش می شود نسبت به قسمت قبلی ارتباط بهتر و صمیمی تری با مخاطب پیدا می کند یعنی تعامل مجموعه با مخاطبش روبه بهبود است و به نظر می رسد هر چه به دغدغه های پنهان پدر امید و رویاهای پوشالی خود امید و ضلع سوم ، اندیشه مخرب رامین نسبت به این رابطه پدر و پسری نزدیک می شویم بیننده بیشتر از گذشته ، جذب ایده می شود.
ای کاش به جای رامین ، پدر امید با شخصیت پررنگ تر و بستر ریشه دارتری طراحی می شد تا قصه واقعی تر و بومی تر می شد ؛ اما به نظر می رسد خط داستان در قسمتهای بعدی به همین سو حرکت کند و این همان چیزی است که بیننده از یک مجموعه با حال و هوای ایرانی انتظار دارد.
6) نکته آخر درباره پرواز در حباب پرسشی است از متولیان گروههای برنامه ساز شبکه های سیما که آیا تاکنون از چشم اندازی دور به شیوه کار مجموعه سازان نگریسته اند؛ و آیا تاکنون این پرسش برایشان پیش نیامده که چرا مضمون و ساز و کار بیشتر سریال ها تکراری ، سطحی و فاقد ابعاد زیباشناسانه است؛

محمدجواد لسانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها