در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرزندان سر میرسند و برای اجرای وصیت مادر دارای نظرات متفاوتی هستند و همین نکته باعث میشود تمام کینهها و کدورتهای سالیان گذشته سرباز کند و گویی مادر میخواسته با این وصیت آنها دعواهایشان را با هم بکنند و او با خیال راحت و آرامش خاطر دفن شود که همین هم میشود و گویی همه آن تلخیها با جسم بیجان او دفن میشود.
«مرگ ماهی» ادامه همان سینمای مورد علاقه حجازی است که بر مبنای کنار هم قرار دادن موقعیتها و خرده پیرنگها در کنار هم به یک روایت کلی میرسد و به نظر مرگ ماهی تجربه جدی او در کنار هم قرار دادن کاراکترهای زیاد و بازیگران چهره است. در مرگ ماهی این خردهروایتها اگرچه قصهای پیشبرنده و جدی از نوع سینمای قصه گو ندارد اما همین روابط بین آدمهای قصه و البته رازهای میان آنها باعث میشود بیننده در پی کشف آن باشد و اتفاقا بزرگترین ضعف فیلم درست همین جا اتفاق میافتد؛ جایی که گرفتاریهای این خانواده و مثلا سقط شدن بچه بهرام چندان موضوع عجیبی در خانوادههای امروزی نیست و فیلمساز با اشارههایی از جنس گمشدن تسبیح یکی از دامادهای خانواده در خانه مادرجون یا جملات ضد و نقیض لیلا خدمتکار خانه به بیننده میرساند که واقعیت آن چیزی که همه وانمود میکنند نیست. رازها و دروغهایی کوچک در بین آدمهای این خانه وجود دارد که مادر همانند فیلم علی حاتمی همه آنها را میداند و با جمع کردن بچهها میخواهد آخرین درس زندگی را به آنها بدهد.
مرگ ماهی از آن دسته فیلمهایی است که کارگردانش با وجود حضور بازیگرانی چهره همچون علی مصفا، نیکی کریمی و بابک حمیدیان در هماهنگی بین آنها موفق عمل میکند و بین اجرای نقشها تناسب وجود دارد و این هنر فیلمساز است.البته در این بین ریما رامین فر به اندازه توانش در فیلم حضور ندارد و علی مصفا همانند یکی دو فیلم دیگر از آن کاراکتر مرد روشنفکر و با کلاس فاصله گرفته و اتفاقا اینجا مردی است بددهن و خشن که زنش را کتک میزند!
مرگ ماهی مانند سایر فیلمهای روحالله حجازی باوجود حضور چهرههای مهم سینما به سینمای گیشه تعلق ندارد. این نکته و شیوه روایی فیلم به آرامی تبدیل به مولفه و سبک فیلمسازی کارگردانی میشود که اتفاقا همانند سهگانهاش در سینما یک سهگانه در تلهفیلمهای تلویزیونی دارد.
مرگ ماهی سکانس پایانی درخشانی دارد که با جمع شدن همه خانواده در گورستان برای خاکسپاری مادر اتفاق میافتد. اینجا دوربین روی تک تک کاراکترها حرکت میکند و در همین نماهای بسته میشود حدس زد مادر به آرزویش رسیده و حداقل جسدش در این سه روز توانسته بچههایش را به دریافتی جدید از زندگی برساند. مادری که شاید به دلیل مدرنیته افسارگسیخته در زمان حیاتش نتوانسته بچههایش را دور هم جمع کند اما با مرگش میتواند خانوادهای را دوباره احیا کند. مادر در سینمای ایران همواره جایگاه رفیعی داشته و خواهد داشت؛ مادرانی از جنس مهربانی و فداکاری که هر چه داریم از آنهاست و مرگ ماهی ارادتی هنرمندانه به این فرشتگان آسمانی است.
علی تقی هاشمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: