روزی که ایران دوباره متولد شد

برای همه کسانی که سهمی در عملیات بیت المقدس داشته اند، چگونگی اعلام این فتح عظیم از صدای جمهوری اسلامی بخش مهمی از متن حماسه آزادی خرمشهر است.
کد خبر: ۹۷۴۹۰
اعلام رادیویی این پیروزی درواقع به نوبه خود، یک عملیات باشکوه رسانه ای بود که از طراحی تا اجرای دقیق و کامل آن تنها یک و نیم روز طول کشید؛ اما تمام ایران را به عرصه شوری فراگیر و جشن ملی تمام عیار تبدیل کرد.
مدیریت این عملیات پرشکوه رسانه ای را واحد پخش صدای جمهوری اسلامی ایران به عهده داشت که در آن روز، طوفانی از هیجان و خبرهای امیدوارکننده را به وجود آورد.
با حمیدرضا خزائی که مدیریت رادیو جبهه را به عهده داشت ، گفتگویی انجام داده ایم که به آن روزها می پردازد.


نزدیک به ربع قرن از حماسه فتح خرمشهر می گذرد و شما تقریبا نیمی از عمر خود را با خاطره آن روز بزرگ سپری کرده اید؛ چه نکته گفتنی ای دارید؛
همسلان من چند خاطره مشخص تلخ و شیرین از روزهای اوج حیات سیاسی اجتماعی خود دارند که نسلهای بعدی برای ارتباط عمیق با تاریخ انقلاب اسلامی ناچار به مطالعه و درک دقیق این چند خاطره یا حادثه به عنوان یک زنجیره تاریخی هستند.
این چند خاطره عبارتند از مجموعه وقایع بهمن 57بویژه از ورود امام به تهران تا پیروزی انقلاب اسلامی ، آغاز جنگ تحمیلی و روند تبدیل آن به دفاع مقدس ، فتح خرمشهر و تاکید امام خمینی ره بر این که «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، روند پذیرش قطعنامه 598و بالاخره ارتحال امام خمینی ره.
درواقع فتح خرمشهر؛ از آیات اصلی عنایت ویژه الهی به ملت ماست و اگر این روز در تاریخ 40سال اخیر ایران وجود نداشت ، شاید امروز به سختی می شد از پدیده ای به نام انقلاب اسلامی حرف زد. همین طور اگر فتح خرمشهر نبود، ایجاد موازنه ذهنی میان شیرینی پیروزی انقلاب اسلامی و تلخی وداع با امام امت امکان نداشت.
مهمترین حرف من به نسلهای جوانتر، این است که رابطه این حوادث را شناسایی کنند تا بتوانند قضاوت متین و منصفانه درباره نسل ما داشته باشند.

به عنوان یک کارشناس رسانه و فارغ از جایگاه و مواضع انقلابی خود چه دیدگاهی نسبت به سوم خرداد دارید؛
برای یک رسانه فعال ملی ، وجود نقاط عطف به عنوان فرصتهایی برای ایجاد، ارائه و بازسازی الگوها، بسیار حایزاهمیت است.
صدای جمهوری اسلامی ایران در ربع قرن اخیر؛ نقطه عطفی بزرگتر از روز فتح خرمشهر به خود ندیده است. در این روز الگویی ماندگار از فعالیت رسانه ای و پیوند رسانه با مخاطبان خود به ثبت رسید که ارزشهای آن نیازمند تحلیل جدی است تا بتوانند بیش از پیش راهنمای آینده صدای جمهوری اسلامی باشد.
سوم خرداد 61روزی بود که رادیو توانست جشن بزرگی را برای یک ملت و یک امت تدارک ببیند و به ملت ارائه کند، عطش ملت برای برپایی چنین جشنی را از قوه به فعل تبدیل کند، انرژی عظیم حاصل از این میل عمومی را هدایت کند؛ پیوند سنتهای ملی و مذهبی را با یک حادثه جدید تاریخی آن هم از نوع حماسی و نظامی به جهانیان عرضه بدارد، مفهوم جشن را که یک فرصت بازیابی ملی است در بهترین و کامل ترین شکل فعلیت ببخشد و هیجان ملی را در خدمت حاکمیت مردمی درآورد.
در همین روز، ما توانستیم تجربه ای از برپایی عظیم ترین حماسه های ملی با کمترین امکانات و کوتاه ترین مدت تدارک را ثبت کنیم و جشنی بگیریم که همه سلیقه ها بدون کمترین تعارض در آن سهیم باشند و همه از روند برپایی این جشن احساس رضایت کنند.
از طرفی رادیو، مدیریت یک حادثه عظیم تقریبا پیش بینی نشده را با کمترین امکانات فنی و نیروی انسانی با کمال موفقیت تجربه کرد و به این ترتیب می بینیم که حماسه های فراوان در دل حماسه فتح خرمشهر رخ داده اند که به راستی محتاج بازشناسی هستند.

آیا مایلید مروری بر جزییات ماجرا داشته باشید؛
از آغاز عملیات بیت المقدس که فتح خرمشهر در سومین مرحله آن بود، صدای جمهوری اسلامی فشار عظیمی را برای پوشش و هدایت صحیح تبلیغات جنگ متحمل می شد که قابل مقایسه با مراحل قبلی دفاع مقدس نبود.
عظمت این عملیات در عین حال ، توقع بجایی را ایجاد می کرد و عموم مردم انتظار کسب نتایج ویژه ای را از این عملیات داشتند.
این انتظار، فراتر از آن بود که حتی با آزادسازی هزاران هزار کیلومترمربع از اراضی اشغال شده توسط دشمن برآورده شود. از طرفی ، خوش بین ترین تحلیلگران نظامی هم تصور نمی کردند که پاسخ همه انتظارها با فتح خرمشهر داده شود.
به همین دلیل و دلایل متعدد دیگر نظامی سیاسی و اطلاعاتی ، تقریبا تا عصر روز دوم خرداد هیچ اشاره ای به احتمال فتح خرمشهر در تحلیل های رادیویی مطرح نمی شد و مسوولان جنگ هم از ورود به این چنین بحثی کاملا پرهیز داشتند.
اما هنگامی که طلیعه های فتح نمایان شد، مسوولان رادیو، ناباورانه در مقابل آزمونی قرار گرفتند که یک سوی آن موفقیت و افتخار برای رادیو بود و یک سوی آن ممکن بود هدر دادن ارزشهای تبلیغاتی و روانی فتح خرمشهر و در واقع تلف کردن یک نقطه عطف تاریخی باشد و فکر می کنم همین جمله برای بیان فشاری که رادیو بر دوش خود احساس می کرد کافی است.

چه ساعتی خبر آزادسازی خرمشهر به شما رسید؛
حدود ساعت 11صبح خبر فتح خرمشهر به ما رسید و مقرر شد تا ساعت 15یعنی تا 4ساعت بعد به هیچ وجه اعلام نشود. رزمندگان اسلام برای تثبیت مواضع و ما برای کسب آمادگی لازم و طراحی اجرای یک عملیات رسانه ای واقعی و همه جانبه نیازمند این فرصت 4ساعته بودیم.

همکاران شما چه کسانی بودند؛
گویندگان اصلی ما در آن روزها آقایان محمود کریمی علویجه ، محمدحسین نورشاهی ، علیرضا معینی و نصرت الله اکبری بود که بعضی از آنها فراخوانده شدند. نویسندگان اصلی پخش آقایان محمدباقر راستگو، حسن فتحی ، محمدعلی محمدی ، فتح الله جوادی ، محمود دهقان ، محمد کوکب ، سیدحمید جاوید موسوی و سیدهاشم هوشی سادات بودند که دست به کار نگارش مطالب حماسی ، تحلیلی شدند.
گزارشگران مجرب ما آقایان محمد اسماعیل براری ، احمد طبعی ، جیران پور، رحمان نظام اسلامی ، اردشیر تفقد راد، عباس سنجری ، افشار و مهدی فوادیان بود که به نقاط مختلف شهر اعزام شدند تا به محض اعلام خبر، لحظات ناب اولین برخورد مردم با این خبر حیات بخش را ثبت و منعکس کنند.
مسوولیت تهیه کنندگی و مدیریت برنامه به عهده من گذاشته شد که می بایست تمام این عوامل را به اضافه صدابرداران و سایر عوامل با یکدیگر هماهنگ می کردم.
در عین حال هماهنگی میان پخش صدا و پخش خبر هم کار ظریفی بود که ساعتی بعد ظرافت و حساسیت آن صدها برابر شد.

آن روز، خیابان ها غرق در جشن و سرور بودند. آیا دوست نداشتید شما هم از نزدیک شاهد این اتفاق باشید؛
تشخیص این که حضور در پخش مهمتر است یا رفتن به میان مردم ، بسیار سخت بود و سرانجام بعضی نیروها حضور در خیابان ها را بر توقف در پخش ترجیح دادند.
برای مثال ، محمدعلی محمدی ، شاعر معاصر که نویسنده و سردبیر برنامه های مختلف بود و تجربه حضور فعال در خطوط مقدم را هم داشت ، پس از یکی دو ساعت همراهی در نوشتن و آماده سازی مطالب به جمع گزارشگرها پیوست و میدان شهدای تهران را به عنوان کانون فعالیت خود انتخاب کرد.
اما برای من حتی خارج شدن از ساختمان پخش برای چند دقیقه ، آن هم برای تجدید آمادگی و تحمل ادامه فشاری که قابل توصیف نیست ، وجود نداشت.

هماهنگی میان پخش صدا و پخش خبر چگونه شکل گرفت؛
آن روز در حالی که همه چیز در جهت یک آمادگی تمام عیار پیش می رفت ، صمیمی ترین رفقای ما ناگهان تبدیل به رقبایی قدرتمند شدند.
مدیریت خبر با تاکید بر اهمیت خبری موضوع اصرار داشت آن را در اخبار ساعت 14اعلام کند و ما از موضع مسوولیت هدایت روحی و اجتماعی ماجرا اصرار داشتیم که تا ساعت 15هیچ اشاره ای به موضوع نشود و در عین حال افتخار تقدیم چنین مژده بزرگی به ملت یکسره از آن پخش رادیو شود.
بالاخره توافق شد که همکاران خبر، تنها یک بار آزادی خرمشهر را اعلام کنند و بلافاصله پخش رادیو در این زمینه فعال شود.
لذا بخش خبری در ساعت 14.45به پایان رسید و پس از زمانی کوتاه برنامه های عادی رادیو در ساعت 15قطع شد و مارش حمله به مدت 3دقیقه از رادیو پخش شد.
مردم هیجان زده منتظر خبری مهم بودند. آقای ناصر کاشانی گوینده خبر چندبار اعلام کرد:
«توجه فرمایید، شنوندگان عزیز توجه فرمایید! خونین شهر، شهر خون، آزاد شد» و سپس مارش ادامه پیدا کرد و به دنبال آن آقای محمود کریمی علویجه آنتن را در اختیار گرفت و این جمله معروف را گفت : «شنوندگان عزیز توجه فرمایید، خرمشهر، شهر خون و حماسه ، آزاد شد.»
با شنیدن این جمله ، مردم که ابتدا با شنیدن صدای گوینده خبر بهت زده شده بودند، با توجه به حس ویژه ای که نسبت به صدای محمود کریمی داشتند، به خیابان ها ریختند و یک انقلاب عظیم عاطفی در گرفت.
همه مردم ایران آن روز دوباره متولد شدند و اگر امروز از تک تک افرادی که آن روز را درک کرده اند بپرسید، متوجه می شوید که غالبا محمود کریمی و پخش صدای جمهوری اسلامی را به عنوان اعلام کننده اصلی خبر فتح خرمشهر می رسانند و کمتر به خاطر می آورند که قبل از محمود کریمی ، این خبر را از زبان گوینده خبر شنیده باشند.

بعد از اعلام خبر چه اتفاقی افتاد؛
در عرصه رادیو، همکاران ما در مرکز طوفانی از هیجان و خبر قرار گرفتند.
در عرصه ملی مواضع رزمندگان اسلام تثبیت شد، نشاط ملی به اوج خود رسید، تفاهم و آمادگی تلاش مثبت بار دیگر معنی شد.
در عرصه بین المللی، نفس جبهه متحد دشمنان انقلاب اسلامی در سینه حبس شد و موازنه قوا در منطقه به هم خورد و در یک کلام انقلاب اسلامی ، موج سوم خود را پس از بهمن 57و آبان 58(فتح لانه جاسوسی امریکا) تجربه کرد.

آیا می توان آن روز را ماندگارترین روز رادیو نامید؛
خرمشهر را خدا آزاد کرد و رادیو در کنار ملت بزرگ ایران توانست توان و ظرفیت خود را در مسیر اراده الهی قرار دهد و از این طریق اوج قدرتی را که می شود برای یک رسانه تصور کرد، در ماندگارترین روز تاریخ رسانه در ایران تجربه کرد.

همکاران فعلی رادیو شناخت مناسبی از این تجربه دارند؛
متاسفانه خیر. نسل قبلی گردانندگان رادیو که امروز در آستانه بازنشستگی است در ثبت ابعاد این تجربه و ارائه آن به عنوان الگو کوتاهی کرده است و نسل جدید در عین نیاز و حتی خلائی که به واسطه عدم برخورداری از فرصت خلق چنین تجربه ای به نام خود احساس می کند، شناخت چندانی از گذشته رادیو و توجه چندانی به ضرورت کسب این شناخت ندارد.

مهدی دهقان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها