جوانی رویای گذشته یا تلقی امروز؛

جوانان دنیای امروز ما در وضعی معلق و بحرانی قرار دارند: معلق در گذار از سنت به مدرنیته جوان سعی در یافتن پاسخ دارد که او متعلق به کدام نسل است و یااین که می خواهد با کدام نسل باقی بماند
کد خبر: ۹۴۲۰
محتوای سریال "جوانی " در این گذار فلسفی قرار دارد و پسرهای رحمان هر کدام به نوعی در این تحول درونی قرار دارند و شاید هر کدام به نحوی نماد یکی از اقشار جوانان نیز باشند. آن که بسیار عاطفی است ، یا پسری است که به سراغ دوستان دلال و شغلهای بودار رفته و یا جلال که دیگر سالهای آخر جوانی اش را طی می کند مرگ مادر در خانواده آقا رحمان نقطه آغازی هر چند نامناسب بر یک زندگی عادی و کاملا معمولی است که قرار است کنشهای خاص در آن اتفاق بیفتد در نتیجه ساختار دراماتیک اثر نیز از سادگی و روانی ای که داشته ، دور می شود تا به نحوی پاسخ پرسشهای آن جوانان پیدا شود اما در این گذر نیز قصه آن قدر ابتدایی و به تعبیری کشدار است که مخاطب و بیننده تلویزیون ، پایان ماجراهای اصلی و فرعی را با درصد خطایی پایین حدس می زند. روان و خطی بودن قصه عیب نیست ، اما استناد صرف به واقعیت های غم انگیز جامعه نمی تواند تنها راه چاره باشد. ارائه راهکار برای مبارزه با ناهنجاری های موجود به همراه اشاره به کمبودها و مشکلات ، راهکاری کاربردی ، عملی و حقیقی است . ساختار مجموعه ، ساده و بی تکلف است ؛ اما خلق موقعیت های مختلف در آن به جای قوام ساختاری ، آن را در وضعیتی معلق قرار می دهد. موارد ذکر شده تا اینجا به معنی رد و طرد کامل سریال نیست ؛ اما ای کاش روایت یک زندگی ساده با ساختار روایتی ساده تر همراه نمی شد. هرچند قرار بوده است چالشهایی پس از مرگ مادر به وجود بیاید، اما همین چالشها با نماهای کشدار و گفتگوها پر می شود جوانی به بررسی زندگی جوانانی می پردازد که در گروههای سنی مختلف درگیر مشکلات و موقعیت های اجتماعی خاصی می شوند، آنها دغدغه های ذهنی خود را در عمل محقق نمی یابند. در ساختار جوانی ابتدا به یکی از آن جوانان و مشکلاتش پرداخته می شود و وقتی او به سرانجام رسید، موقعیت برادران دیگری که در روند گذر سریال به آنها نیز اندکی پرداخته شده است، کمکم کاملتر می شود تعدد شخصیت ها و پرداخت موازی به زندگی و مشکلات آنها موجب شده ریتم اثر کند شود و مجموعه در ارائه تصویر درستی از آنها زیاد موفق نباشد ندادن پیش زمینه قوی درباره شخصیت ها سبب می شود حس همذات پنداری و همدردی و ارتباط با آنها به نحو مطلوبی برقرار نگردد؛ بجز شهاب که حضورش به دلیل نقش خاص او در ایجاد رابطه عاطفی با مادر که )پس از مرگ حضوری معنوی در زندگی آنها دارد( دردناک تر و واقعی تر جلوه می کند، انتخاب موقعیت های خاص و ناشناخته و غیرقابل پیش بینی و قرار دادن اشخاص در آن فضای زمانی و مکانی تا حدودی موفق است. دایی و پدر خانواده ، نماینده دو گروه طبقاتی هستند که با نگاه های متفاوت به مسائل می نگرند انتخاب دو خانواده که یکی دختردار و یکی پسردار است نیز از مشکلات آنان چالشهای مناسبی طرح می کند شاید اگر پسرها خواهری داشتند، بازتاب تنهایی و غمشان اینقدر موثر نبود فریبا کوثری در نقش زنی تنها ظاهر شده که دغدغه های خود را دارد و جلال که بزرگترین برادر است ، در این جامعه فرزند سالار می کوشد به سنتها وفادار باشد او رابطی میان 2 نسل جوان و سالمند بوده و سعی دارد چالشهای 2 گروه را برطرف کند. وفاداری او به سنتها، به شغل و حرفه او و نگاهش به جامعه برمی گردد، هر چند پرسشهایی بدون پاسخ از وجود شخصیت جلال و حتی علت حضور چنین شخصیتی و چرایی های دیگر به ذهن متبادر می شود، اما به هر حال نقش جلال خوب از آب در آمده است و در آخر این که تعدد و تنوع شخصیت ها، موقعیت ها و دیدگاهها، گردابی از سرگذشت هایی تو در تو به وجود آورده که به جای پیوستگی ، در ذهن مخاطب آشفتگی ایجاد می کند ولی به هر حال ، پرداخت های چشم نواز نیز در جوانی موجود است و در نتیجه لحظات خوب هم دارد به طور نمونه ، جذابیت های بصری در بعضی زوایای مجموعه در شکل گیری ، فرم و محتوا همراه با بازیهای خوب بازیگران ، کاستی های جوانی را تا حدود زیادی تعدیل می کند و سبب این مهم می شود که در مجموع سریال جوانی، یک مجموعه تلویزیونی کمی تا قسمتی خوب از آب درآید.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها