در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این هفته سراغ ورزشکارانی رفتیم که در سالهای اخیر در صفحات حوادث خبر ساز شدهاند. جایگاه آنها در میدانهای ورزشی است، اما به علت یک لحظه غفلت یا کنج زندان میافتند یا قربانی جرایم میشوند.
تبعید برای مدالآور
مدالآور مشهور المپیکی زمانی که با دختر مورد علاقهاش به اختلاف خورد، او را به خانه دوستش دعوت کرد و این مهمانی برای او پایان خوشی نداشت.
شاکی پرونده درباره این موضوع گفت: حدود پنج سال با این ورزشکار دوست بودم و میخواستیم با هم ازدواج کنیم. در این مدت او مدام درگیر اردوهای تیم ملی بود و کمتر وقت میکرد حرفهایش را درباره ازدواج عملی کند.
آن طور که شاکی پرونده ادعا کرده، از وضعیت دوستیاش خسته شده بود و دیگر نمیخواست با ورزشکار جوان ادامه دهد. موضوع را با ورزشکار معروف در میان گذاشت و همه چیز از نظرش تمام شده به حساب آمد تا اینکه مدتی قبل قهرمان ملی با او تماس گرفت و خواست تا در تولد دوستش همراهیاش کند.
دختر جوان درباره این موضوع گفت: به دلیل اصرارهایی که کرد دعوتش را قبول کردم و به خانه دوستش رفتم که دیدم فقط او و یکی از دوستانش در خانه هستند. خواستم از خانه بیرون بروم که مانعم شدند. یک لیوان آبمیوه به من دادند. بعد از خوردن آن بیهوش شدم و دیگر هیچ چیز نفهمیدم. فقط زمانی به خود آمدم که متوجه شدم آنها من را مورد آزار و اذیت قرار دادهاند.
بعد از ثبت شکایت شاکی پرونده متهمان به دادگاه خوانده شدند و در آنجا ادعا کردند که آزار و اذیت در کار نبوده و هر اتفاقی با رضایت شاکی شکل گرفته است.
با توجه به مدارک موجود قاضی دو مرد جوان را متهم شناخت و حکم 100 ضربه شلاق و یک سال تبعید برای ورزشکار معروف و 100 ضربه شلاق و دو سال تبعید برای همدستش صادر شد.
قویترین قاتل
مردی که سنگینترین وزنهها را بر میداشت و خارقالعادهترین کارها را در مسابقات انجام میداد، بعد از جنایتی دور از ذهن برای فرار از مجازات تن به زندگی مخفیانه داده است. امیر یکی از شرکتکنندگان مسابقه قویترین مردان ایران، سال 90 در پی درگیری با دوستش او را به قتل رساند. عصر چهارشنبه هفتم اردیبهشت سال 90 درگیری شدیدی میان چند پسر جوان در محله جنتآباد تهران رخ داد. دقایقی بعد تیمی از مأموران خود را به محل حادثه رساندند. در نخستین بررسیها مشخص شد در نزاع خیابانی، پسر جوانی به نام «حمید» با ضربه قمه مجروح شده، همین موضوع کافی بود تا او بعد از منتقل شدن به بیمارستان به کما برود. خانواده حمید وقتی از مرگ مغزی پسرشان باخبر شدند در اقدامی انساندوستانه اعضای بدن او را به بیماران نیازمند هدیه کردند. این در حالی بود که مأموران تجسسهای پلیس دریافتند قاتل این پسر جوان یکی از قویترین مردان ایران بوده که به خاطر اختلاف مالی با حمید، دست به جنایت زده است.
با گذشت بیش از چهار سال از این جنایت، هیچ ردی از قاتل قوی هیکل پیدا نشده است. البته بازار شایعات در اطراف او داغ بوده و هست. برخی مدعی هستند او در ترکیه زندگی میکند و گروهی با انتشار عکس از اعدام او خبر میدهند. حال باید منتظر بود تا مشخص شود، این پرونده چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد.
سرنوشت تلخ کشتیگیر
پسر جوان از سال 2007 تا 2011 در مسابقات مختلف بینالمللی برای کشورمان افتخارآفرینی کرده بود. مدتها بود که اسمش در کشتی شنیده میشد و بسیاری از افراد به او افتخار میکردند تا اینکه در یکی از آزمایشهای دوپینگ که از همه ورزشکاران میگیرند، جواب آزمایش او مثبت شد.
همین ماجرا باعث محرومیتش در ورزش شد. سرمربی تیم ملی این اتفاق را یکی از تلخترین اتفاقات ورزشی در آن زمان دانست، اما باید به تصمیمات درباره محرومیت او احترام میگذاشت.
در همین مدت بود که جوان خوشاندام کرمانشاهی به خانه بازگشت و وقتش را با خانواده میگذراند. در یکی از همین روزها او همراه برادرش به کوههای اطراف محل زندگی رفت تا شکار کند. در راه بازگشت خواست در رودخانه شنا کند که افرادی مانع این کار شدند. بین آنها درگیری شکل گرفت. در همین زمان بود که ورزشکار جوان به اشتباه فکر کرد برادرش توسط یکی از افراد طرف مقابل کشته شده است. او از شدت عصبانیت، با تفنگ شکاری شلیک کرد و قتلی را رقم زد.
قهرمان ملی به جای حضور در میدانهای ورزشی،در زندان حاضر شد. خیلی ناراحت و افسرده بود. ناراحتی آنقدر به او فشار آورده که در زندان و در حالی که هنوز پرونده قتلش تکمیل نشده بود قرص برنج خورد و به صورت خودخواسته جان باخت.
قویترین مرد؛ قربانی جنایت
ورزشکار جوان و قهرمان مسابقات مردان آهنین درحالی جان خود را از دست داد که حدود 32 سال بیشتر نداشت.
او که اصالتا اهل میانه بود در رشتههای بدنسازی و پرورش اندام کار میکرد و دو سال هم قهرمانی مسابقات مردان آهنین را در کارنامه ورزشی خود داشت،در یک درگیری خیابانی مجروح شد و جان باخت.
روایتها درباره چگونگی این درگیری و اینکه چه کسی مقصر اصلی بود فراوان است. هرکسی چیزی میگوید و ادعایی دارد. شاهد درگیری مدعی بود که ممکن است این اتفاق از پیش برنامهریزی شده باشد، البته ماموران پس از تکمیل تحقیقات پرونده ادعای او را رد کردند.
برخی میگویند قاتل درحالی به این ورزشکار حمله کرده که او حتی از ماشین پیاده هم نشده بوده و برخی دیگر نیز میگویند بعد از توهینهایی که متهم به ورزشکار کرده است او عصبانی شده و به سمت او رفته و با هم درگیر شدهاند. خود متهم که 18 سال هم نداشت در بازجوییها درباره این اتفاق اظهار کرد: درحال رانندگی بودم که با ماشین مقتول تصادف کردم. همین تصادف باعث ایجاد درگیری لفظی شد. هر دو طرف به هم فحاشی کردیم. بعد هم از ماشین پیاده شدیم و درگیری فیزیکی پیش آمد. در آن زمان من فقط کتک میخوردم و طرف مقابل فقط میزد. هرچه به او گفتم رهایم کند به حرفم گوش نداد و همچنان میزد تا اینکه من هم برای رهایی و ترساندن این ورزشکار و همراهش چاقو را درآوردم. اول به دستهایش و بعد هم به گردنش زدم تا او بالاخره من را رها کرد.
این ادعا درحالی اعلام شد که هیچوقت در مراحل تحقیقات تائید نشد.
ورزشکار جوان بعد از این حادثه به علت شدت جراحت جان باخت و پسر جوان نیز در دادگاه متهم شناخته شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: