در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«پل چوبی» گرچه شاید میتوانست فیلم خیلی بهتری باشد و جزو آن عاشقانههای ماندگار سینمای ایران، اما با همین وضعیت هم، به دلیل برخی دیالوگها و صحنههایش، نمره قبولی میگیرد. از جمله این دیالوگ: «عشق یعنی حالت خوب باشه.» و واقعا هم چه خوب که آدمها حالشان خوب باشد و با انتقال این حال خوب به دیگران، بساط عاشقی راه بیندازند.
مهدی کرمپور، کارگردان این فیلم بتازگی در پست تازهای یک نقاشی را به اشتراک گذاشته که این دیالوگ فیلمش زیر آن به چشم میخورد. در تصویر که یک استیکر طراحی شده به وسیله یک دوستدار فیلم «پل چوبی» است، دو زرافه دلداده را میبینیم که ظاهرا حالشان خوب است. کرمپور که این روزها خود را برای کارگردانی یک عاشقانه دیگر به نام «سوفی و دیوانه» آماده میکند، با به اشتراک گذاشتن این پست نوشته: «این که دیالوگهای پل چوبی، بعد از پنج سال هنوز بین مردم جاریه و حالا تو فضای مجازی ازش طراحی میکشن و استیکر میسازن خوشحالم میکنه.»
او همچنین گفت که یکی از دوستان پزشکش این استیکر را برایش فرستاده؛ با این حساب این پست و آن اقدام اولیه دوست پزشک یک فیلمساز، به نوعی میتواند نشانگر رابطه دوستانه جامعه پزشکی و جماعت سینمایی هم باشد که برخی از آنها این روزها به بهانه درگذشت کیارستمی، روبهروی هم قرار گرفتهاند. به امید اینکه حال همه ما خوب باشد و عاشق باشیم.
مترو و یک روز
شاخصههای یک فیلمساز اجتماعی چیست؟ یک کارگردان چگونه این عنوان را از طرف مردم و منتقدان به دست میآورد؟ البته واضح است که بستر همه فیلمها جامعه است و بیشتر آثار در فضایی شهری میگذرند و به نوعی دغدغههای اجتماعی دارند، اما گاهی چربش مسائل و مشکلات جامعه در آثاری برجستهتر است و برای همین در ژانر اجتماعی قرار میگیرند و کارگردان آنها هم عنوان فیلمساز اجتماعی را یدک میکشد؛ سعید روستایی جوان هم به گواه نخستین ساختهاش، «ابد و یک روز» و فیلمهای کوتاه قبلیاش، فیلمسازی علاقهمند به روایت آدمها در دل جامعه است. درواقع او باوجود جوانی، نگاه دقیق و موشکافانهای به اجتماع دارد و تلاش میکند در نوشتهها و آثارش، تصویری ملموس و باورپذیر از مردم ارائه دهد. یکی از دلایل استقبال تماشاگران از «ابد و یک روز» هم همین مساله است؛ برخی یا چنین زندگیهایی دارند یا آن را از دور و نزدیک دیدهاند. گرچه عدهای معتقدند، این کارگردان نیمه پر لیوان جامعه را نمیبیند و زندگی طبقات فرودست، به این سیاهی و بی امیدی هم نیست.
با این حال روستایی با کلام و رفتارش نشان میدهد که حواسش به جامعه است و دریافتهایش را در قالبی دراماتیک، به فیلم تبدیل میکند. این مساله حتی از یک پست ساده اینستاگرامی او هم پیداست. روستایی عکسی را از داخل واگن شلوغ متروی تهران به اشتراک گذاشته که در آن جا برای سوزن انداختن نیست و زیر تصویر هم فقط به یک پرسش ساده بسنده کرده: «مترو، شلوغ است؛ نه؟؟؟»
درواقع روستایی با دیدی هنرمندانه به یک معضل اجتماعی پایتخت در بحث حمل و نقل اشاره میکند که میتواند حتی سوژه یک فیلم جامعهشناسانه باشد و دیگر اینکه همین سوال ساده درباره شلوغی، ما را به پرسشهای دیگری درخصوص چرایی این حجم فشرده مسافر، بیکاری، مهاجرت، فقر و معضلات دیگر میرساند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: