استفاده درست از عنصر تغییر

کمتر فیلمسازی را چه در مدیوم سینما و چه در رسانه ملی سراغ داریم که با یک حرکت صعودی و پیش رونده، آثار خود را به تصویر بکشد و تماشاگران خود را به همراه داشته باشد.
کد خبر: ۹۰۰۹۷

گر چه این ، در نوع خود خواسته هر هنرمند و بویژه فیلمسازی است که طیف وسیعی از تماشاگران را مجذوب اثر خود کند، اما بواقع عوامل بسیاری باعث می شوند تنها چند اثر از میان آثار یک هنرمند مورد توجه مخاطب خود قرار گیرد. در هنر هفتم ، نام مهدی فخیم زاده همراه با جذب تماشاگر است.
از روایت های تاریخی گرفته تا پلیسی و اجتماعی ، زمینه آثار این فیلمساز کهنه کار را شکل داده اند، اما با وجود تنوع در ژانرهای مختلف آنچه جلب توجه می کند، سیر صعودی در آثار این کارگردان بازیگر است.
هنوز تماشاگر دهه 60، نمکی را در فیلم مسافر مهتاب به یاد دارد و یا اصغر کپک را در سریال خواب و بیداری. اما براستی چگونه چنین روندی امکان پذیر است؛
این که فیلمسازی بتواند تماشاگر خود را از اولین قسمتهای یک سریال تا پایان آن مجذوب اثر خود کند، امری نیست که براحتی بتوان از کنار آن گذشت.
این مهم هنگامی بیش از پیش خود را نمایان می کند که تنوع ژانر را در آثار این فیلمساز مشاهده می کنیم. حس سوم آخرین سریال این فیلمساز است که به نوعی یکی از کامل ترین آثار او نیز محسوب می شود.

درام ، عامل موفقیت
اولین نکته ای که در آثار مهدی فخیم زاده خود را نمایان می کند، تکیه بر درام است. فخیم زاده که نویسندگی آثار خود را نیز به عهده دارد، از تاثیر درام و عناصر آن بخوبی آشناست و می داند چگونه از آنها در جهت به دام انداختن تماشاگر خود استفاده کند.
در سریال حس سوم ، از اولین قسمت شاهد استفاده صحیح از این عناصر هستیم ، به طوری که از همان اولین قسمت بیننده در جهت پیگیری روایت حرکت می کند.
استفاده از 3رویداد به طور موازی و حضور بیننده در مقام دانای کل باعث شده است عناصر درام در روایتی کاملا تاثیرگذار قالب بندی شوند. قاچاقچیان ، خانواده ایرج و در نهایت ماموران پلیس 3گروهی هستند که با ورود ایرج به داستان شکل می گیرد.
به بیان دیگر فخیم زاده در این سریال توانسته است موقعیت دراماتیک اولیه را که از مهمترین ابزار نویسنده در به دام انداختن تماشاگر است ، طوری طراحی کند تا علاوه بر ارائه اطلاعات ، شخصیت پردازی و انگیزه شخصیت ها را نیز به تصویر کشد.
چنین رویکردی باعث شده است برخلاف بسیاری سریال ها و مجموعه های تلویزیونی بیننده از همان قسمت اول با درام و شخصیت های آن ارتباط برقرار کند.
اما نکته ظریف دیگری که در این میان بدان توجه شده ، جلوگیری از اغتشاش و پراکنده گویی است ؛ به طوری که ذهن بیننده درگیر ماجراهای بسیارشده و محور اصلی داستان گم نشود. از این رو می توان گفت فخیم زاده توانسته است با شروعی مناسب ذهن بیننده را جهت دهد و از سوی دیگر، این شروع توان بالقوه ای را برای پیگیری داستان در ذهن تماشاگر ایجاد می کند.

ریتم ، عامل جذب تماشاگر
از دیگر نکات سریال حس سوم و به طور کلی سریال های تلویزیونی فخیم زاده استفاده صحیح و بموقع از عنصر تغییر است ، این عنصر که بواقع عامل اصلی تعیین ریتم در روایت است می تواند از جمله عواملی باشد که باعث جذب و یا واکنش منفی مخاطب می شود. چرا که با کوچک ترین لغزشی حرکت سریع رویدادها و یا بعکس عدم تغییر در موقعیت ها می تواند بیننده را به واکنش منفی وادارد.
اگر به ریتم سریال حس سوم نگاه کنیم ، در می یابیم با ورود ایرج به داستان و حرکت او به سمت جلو، بیننده نیز با ریتمی خاص و البته تاثیرگذار همراه وی حرکت می کند و تغییر کنشها را که از تصمیم گیری شخصیت ها در شرایط متفاوت ناشی می شود، به زیبایی پشت سر می گذارد.
ایرج ناخواسته وارد بازی های خطرناک می شود. اما براساس ویژگی هایی که به طور کاملا صحیح برای او در نظرگرفته شده ، حرکت می کند؛ چرا که اولین تغییر که بازگشت حس بویایی همسر ایرج است ، فضا را برای رویدادهای آتی کاملا فراهم می کند.
این رویداد به همراه ویژگی های ایرج دست به دست هم می دهد تا تغییرات بعدی و خلق موقعیت های متنوع نمایشی را رقم زند. این که ایرج با استفاده از حس بویایی همسرش از عابران اخاذی می کند و یا با درج آگهی در روزنامه ها به طور رسمی درآمدزایی می کند، همگی از این اتحاد ناشی می شوند. فخیم زاده با طراحی اولیه توانسته است تغییر و پیامد آن ریتم صحیحی را در داستان و روایت خود خلق کند.
در چنین شرایطی ، بیننده انتظار هر کنشی را از این شخصیت دارد. چرا که می داند شرایطی را که از ابتدا به او نشان داده اند، این توان را دارد تا علاوه بر خلق موقعیت های گوناگون ، منطق و علیت آن نیز برای بیننده کاملا روشن شود. حس سوم از منظری یکی از کامل ترین آثار مهدی فخیم زاده است.
گر چه این کارگردان بازیگر در ولایت عشق و خواب و بیدار نیز توانست با مخاطب خود ارتباط برقرار کند؛ اما بواقع به دلیل موضوعی که انتخاب شده و نیز قالب و ساختار این سریال از ابتدای آن ، بیننده ارتباط تاثیرپذیر را برقرار کرد.
از این رو می توان گفت مهدی فخیم زاده از معدود فیلمسازانی است که زبان هنر هفتم را خوب می شناسد، زبانی که اگر درست از آن استفاده شود، اجازه تعویض شبکه تلویزیون را در هیچ شرایطی به بیننده نمی دهد.

احمد جزایری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها