محبوبیت شیرین تر از شهرت

نسرین مقانلو با بازی در سریال «حس سوم» نظرها را به خود معطوف کرده است. حس سوم علاوه بر داستان جذابی که دارد، بازیگرمحور نیز هست. با نگاهی به بازیهای هنرپیشه هایی چون خود فخیم زاده، حبیب دهقان نسب،
کد خبر: ۸۹۷۹۸
سیروس ابراهیم زاده و نسرین مقانلو می توان فهمید که کارگردان برای پیشبرد قصه سریال روی نوع و ساختار بازیها کار کرده است تا سریال از محوریت کلام خارج شده و به رفتار کمدی نزدیک شود.
مقانلو در حس سوم ، کاری جدید را تجربه کرده است ، وی تاکنون در برنامه های کمدی ظاهر نشده بود و حس سوم می تواند در ادامه فعالیت های او باب جدیدی را باز کند.
مقانلو 2سال پیش در فیلم میهمان مامان بازی کرد، اما پس از آن بیشتر فعالیت خود را در تلویزیون متمرکز کرد. وی سریال های شهر آشوب و شهریار را در مراحل مختلف آماده سازی دارد.
از دیگر کارهای تلویزیونی مقانلو می توان به سریال مختارنامه اشاره کرد. او در این سریال که تصویربرداری آن ادامه دارد، نقش همسر اول مختار را بازی می کند.


از ورودتان به سینما بگویید. چرا که فضای تئاتر و سینما خیلی با یکدیگر متفاوت است و اصلا حس و حال دیگری دارد.
شاید بشود گفت به طرف سینما کشیده شدم. در آن زمان فارابی فرمی در ارتباط با پذیرش هنرجوی بازیگری داده بود. من هم آن فرم را گرفتم و پر کردم. بعد از آن هم از ما تست گرفتند و برای اولین بار آقای کیانوش عیاری پرونده من را دیدند و مرا برای بازی در دو سکانس از فیلم دو نیمه سیب انتخاب کردند.
بعد از آن به آقای صدرعاملی برای فیلم قربانی معرفی شدم.

پس خیلی زود جایگاه خودتان را پیدا کردید؛
بله. برای خودم هم مثل یک خواب بود که چطور توانستم این پله ها را یکی پس از دیگری طی کنم. اما خوشحال بودم از این که این اعتماد را به من داشتند و این خیلی برایم باارزش و قابل اهمیت بود.

در ابتدای کارتان ، چه برنامه ها و ملاکهایی داشتید. با توجه به این که سن و سال کمی هم داشتید؛
وقتی وارد سینما شدم ، 21ساله بودم و طبیعتا حس شهرت برایم خیلی دلنشین بود.
اما کم کم متوجه شدم محبوبیت خیلی شیرین تر از شهرت است و پس از بازی در فیلم امید (حبیب کاوشی) حس کردم با ارائه نقشهای متفاوت می توانم آدمهای مختلف را به تصویر بکشم. بنابراین معیارهایم خیلی جدی شدند و همین مساله باعث شد به طور جدی تری کارهایم را انتخاب و ارائه دهم.

اما به یکباره کنار رفتید و فقط مدت کوتاهی به فعالیت هنری پرداختید.
بله. چون درست در اوج کارم ازدواج کردم و به امریکا رفتم.

کناره گرفتن از کاری که دوستش داشتید و به قول خودتان در اوجش هم بودید، سخت نبود؛
چرا. اما مطمئن بودم اگر روزی برگردم ، جایگاه خودم را خواهم داشت. چون من کارم را درست انجام داده بودم.
ضمن این که معتقدم که اگر تو در ذهنها خوب بمانی ، همیشه راهی برای بازگشت وجود خواهد داشت.

پس از چند سال دوباره به ایران برگشتید؛
10سال و در طول این مدت سعی می کردم با دیدن فیلمهای ایرانی ارتباطم را با فضای سینمای ایران حفظ کنم.

در سینما شما با فیلم همسر فخیم زاده شناخته شدید. از آشنایی تان با این کارگردان بگویید.
زمانی که قرار شده بود آقای فخیم زاده فیلم همسر را کار کند، با من تماس گرفتند. من رفتم تست دادم و بعد از چند روز هم اطلاع دادند که قبول شدم.
فکر می کنم آقای فخیم زاده بازی من را در سریال لبخند زندگی (محمود دستگردی) دیده بودند.

پس خودتان شناختی از ایشان نداشتید؛
خیر. ولی از کودکی کارهایشان را می دیدم و شیوه کارشان را هم دوست داشتم. وقتی قرار شد با او کار کنم ، خیلی برایم جذاب و غیرقابل باور بود.

اگر اشتباه نکنم ، در این فیلم نقش یک پلیس زن را داشتید؛
بله. درست است و به همین دلیل هم خیلی برای مخاطبان جذاب و دیدنی بود. من فکر می کنم پس از نمایش این فیلم هم بود که دیگر نسرین مقانلو دیده شد و در واقع بقیه هم به توانایی هایش پی بردند.

خب از این نمی ترسید که مخاطب نتواند شما را باور کند، آن هم در آن زمان یعنی دهه 70؛
چرا. اما راهنمایی های خود آقای فخیم زاده خیلی کمک کرد. ضمن این که من سعی کردم در بازی ام بیشتر اقتدار یک زن پلیس را نشان دهم ، البته به همراه کارهای اکشنی که انجام می دهد و نشان دادن همین فضا و این نوع از شخصیت یک زن پلیس بود که برایم جالب و متفاوت بود.

اما من فکر می کنم هنوز هم مردم آن باور را نسبت به یک پلیس زن ندارند.
اتفاقا من فکر می کنم پس از کارهای پلیسی که ساخته و پخش شد، پلیس زن بیشتر مورد توجه قرار گرفت. به هر حال پلیس زن هم مثل همه آدمهای دیگر است و من خیلی دوست داشتم با تمام وجودم مشکلات و حساسیت های کاری آنها را به تصویر بکشم به هر حال پلیس زن هم وظایفی دارد که باید انجام دهد. بنابراین باید او را باور کرد.

گفتید که پس از 10سال به ایران آمدید. وقتی قرار شد دوباره شروع به فعالیت کنید، فضا را چگونه دیدید؛
به نظرم قصه ها از لحاظ محتوا خیلی بهتر از گذشته شده بودند و کارها در سطح بالاتری قرار داشتند. پیش از رفتنم فیلمها یا درباره طلاق بود، یا درباره اعتیاد، اما امروز ما کارهای متفاوتی را در سینمای ایران شاهد هستیم.
مثل فیلمهای رنگ خدا، خیلی دور خیلی نزدیک و... به نظرم بازیگران ایرانی جزو بهترین بازیگران هستند چرا که در سخت ترین شرایط کاری و نبود تکنیک های سینمایی ، زیباترین فیلمها را به تصویر می کشند و براحتی از کارها نمی گذرند.
در هر حال فضای سینما و تلویزیون خیلی فرق کرده و این تفاوت واقعا مثبت بوده است.

سخت ترین نقشی که دیده اید و شما با تمام وجود سختی آن را حس کردید؛
می توانم به کارهای خانم سوسن تسلیمی و کار خانم معتمدآریا در فیلم ننه گیلانه اشاره کنم. البته لازم به ذکر است که بگویم هیچ وقت یک فیلم خوب براحتی ساخته نمی شود.

سطح سلیقه مردم را چطور دیدید؛ چقدر با گذشته فرق کرده است؛
خیلی زیاد، دید مردم خیلی بازتر شده است و خیلی جدی تر از گذشته کارها را دنبال می کنند. امروز دیگر نمی شود هر کاری را ساخت و به قول معروف به خورد مردم داد، چرا که آنها منتقدان هوشیاری هستند.

و اما تلویزیون. پس از این وقفه طولانی، کارتان را در تلویزیون با سریال مسافری از هند (قاسم جعفری) شروع کردید. با توجه به این که این نقش ، یک نقش منفی یا بهتر است بگویم خاکستری بود، چطور با آن به عنوان اولین کار تلویزیونی تان ارتباط برقرار کردید؛
اول خیلی ترس داشتم ؛ اما کم کم سیمین را پیدا کردم . ضمن این که به نظر من سیمین آدم منفی ای نبود. او شرایط سختی داشت و گذشته بدی را گذرانده بود.
حتی زمانی که زندگی اش را برای پسرش تعریف می کند، یک قطره اشک هم نمی ریزد، چون دوست ندارد بیش از این بشکند. به نظر من قلب بد وجود ندارد. این شرایط است که آدمها را عوض می کند. من وقتی آدمهایی مثل سیمین را دیدم ، احساس کردم آنها هم واقعا حق زندگی دارند. چطور یک مرد می تواند چندین ازدواج داشته باشد اما یک زن نمی تواند.

اما سیمین در مقابل زنی قرار گرفته بود که بسیار درونگرا و ساکت بود و شاید همین مساله هم باعث شد که او منفی دیده شود.
بله. سیمین در مقابل زنی قرار گرفته بود که با کناره گیری کردن کینه را در وجودش پرورش می داد. اما در نهایت هم او و هم سیمین توانستند یکدیگر را ببخشند.

خودتان سیمین را چطور دیدید؛
او یک زن زیرک و دانا بود که تلاش می کرد زندگی اش را نجات دهد.

به نظر خودتان این کار شروع خوبی برایتان بود؛
بله. به نظرم نقش تازه و متفاوتی بود و از آنجا هم که همیشه دوست دارم متفاوت فکر کنم ، به نظرم انتخاب بجا و درستی در پرونده هنری ام بوده است.

پس از آن هم سریال حس سوم را کار کردید؛
در تلویزیون بله ، اما در سینما میهمان مامان را کار کردم.

وقتی نقش سیما به شما پیشنهاد شد، تعجب نکردید؛
عجیب بودنش که خیلی عجیب بود. وقتی فیلمنامه را می خواندم ، هم برایم غیرقابل باور بود و همه خنده دار. دایم پیش خودم فکر می کردم چرا آقای فخیم زاده من را برای این کار انتخاب کردند، چون من در میان همکارانم به یک زن مقتدر و محکم شهرت دارم ولی حالا قرار شده بود طنز بازی کنم.

خب از آقای فخیم زاده ، چرایی این مساله را پرسیدید؛
بله. ایشان گفتند من احساس می کنم تو بازیگری هستی که وقتی نقشی را به تو می سپارند اگر دوست داشته باشی ، آن را به نحو احسن درمی آوری.
ضمن این که تکنیک کار را هم خیلی خوب بلد هستی. بنابراین نقش سیما به من واگذار شد.

ارائه این نقش از لحاظ ویژگی ای که داشت برایتان سخت نبود؛
اوایل چرا و تمام رگهای صورتم درد می گرفتند. ولی به مرور به خاطر تمریناتی که داشتم ، ناخودآگاه جاهایی را که باید بو می کشیدم این کار را می کردم و این مساله دیگر برایم به صورت یک عادت شده بود.


اتفاقا به نظرم طنز بودن آن بیشتر باعث جذب مخاطب شده است. این کار یک کار اکشن و البته طنز موقعیت است. به هر حال قرار گرفتن در این فضا برایم خیلی جذاب بود. چرا که اساسا دوست ندارم کارهایم به سمت کلیشه برود.
به هر حال به نظرم آقای فخیم زاده بهترین فکر را در مورد این کار داشته و ارائه داده اند.

استاندارد خودتان در ارتباط با کارهای پلیسی چیست؛
نشان دادن واقعیت های یک کار پلیسی به نظرم وجه مهمی از این نوع کار را شکل می دهد. این که یک پلیس چگونه رفتار می کند و ارتباط او با مردم چطور است.

حس سوم چند درصد از این مسائل را که عنوان کردید، دارد؛
به نظرم همه این ویژگی ها را دارد و اگر در بعضی جهات آن طور که باید نیست ، فقط به خاطر همان کمبود امکاناتی است که در ابتدا اشاره کردم.

اما قبول دارید که پلیس در کارهای پلیسی ما خیلی رفتار مصنوعی و غیرقابل باوری دارد؛
شاید در کارهای دیگر این طور باشد، اما حداقل در کارهای آقای فخیم زاده ، این گونه نیست چون ایشان نسبت به این مساله بسیار حساسیت دارند.
از طرفی اکشن را هم خیلی خوب می شناسند. به هر حال عملکرد پلیس به فضا، داستان و کارگردانی هم برمی گردد؛ اما در کل پلیسهای ایران ، افراد خوب و مهربانی هستند.

کمی هم درباره گریمتان صحبت کنیم. خودتان چه واکنشی نسبت به گریمتان داشتید؛
وقتی برای اولین بار خودم را دیدم ، نشناختم و حس کردم که خودم نیستم.

از گریمتان راضی بودید؛
بله. به هر حال آقای اسکندری ، گریم سیما را این گونه طراحی کرده بودند. آن هم به لحاظ کاراکتری که داشت.
مثلا رنگ چشمها را تغییر دادند که به آن حس بویایی نزدیک تر شوم و از طرفی چشمها را هم درشت تر نشان می داد.

لنزها اذیتتان نمی کرد؛
چرا. 6ماه این لنز روی چشم من بود و اواخر کار دیگر برایم خسته کننده شده بود.

خودتان ژست خاصی را به سیما اضافه کردید؛
بله. بخصوص روی راه رفتنش. اما درکل سعی کردم طبق فیلمنامه و راهنمایی های خود آقای فخیم زاده پیش بروم.

خودتان چقدر مخاطب کارهای پلیسی هستید؛
خیلی زیاد. سعی می کنم کارهای خوبی را که در این زمینه ساخته می شود، ببینم.

شما در کار مختارنامه هم حضور دارید. از این کار بگویید.
مختارنامه اولین سریال تاریخی ای است که کار کرده ام و به همین لحاظ خیلی آن را دوست دارم. بخصوص این که به عنوان یک ایرانی در نقش یک عرب ظاهر شده ام.
عربی که ایرانی ها را هم قبول ندارد و همین مسائل برایم بسیار جذاب و دلنشین بود.

کار با آقای میرباقری چطور بود؛
خیلی خوب بود. ایشان خیلی خوب صحنه ها را کنترل می کردند و توانایی بسیاری هم در نشان دادن وقایع تاریخی دارند.

در این زمینه کارهای دیگری هم داشته اید؛
بله. شهرآشوب و شهریار را کار کردم که همه آنها در نوبت پخش هستند.

به عنوان آخرین سوال بگویید که حس سوم خودتان چقدر قوی است؛
حس سومم نرمال است؛ اما حس ششم قوی ای دارم و هر موقع که حس کنم ممکن است اتفاقی بیفتد، آن اتفاق رخ می دهد.

محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها