کاش کارنامه ام نمره 20 داشت

امید زندگانی آنقدر دیدش نسبت به بازیگری فرق داشته که تحصیل در رشته مهندسی الکترونیک دانشگاه را رها کرده تا در رشته بازیگری تئاتر درس بخواند و بعد از آن کارگردانی تئاتر را تا مرحله فوق لیسانس ادامه داده است.
کد خبر: ۷۷۱۸۳

باز هم در دانشگاه تهران در رشته حفظ و مرمت بنای سازمان میراث فرهنگی قبول شده؛ اما باز هم انصراف داده است.
اعتقادش هم این بوده که اگر قرار است بازی کند، باید ریشه ای برخورد کند نه از روی هوی و هوس. اما الان اعتراف می کند که این معیارها عملی نیست و در بعد حرفه ای معنایی ندارد.
مثالش هم این است که یک روز جمشید هاشم پور به عنوان الگوی سینمای اکشن و گیشه تلقی می شد، در حالی که هیچ مویی روی سر نداشت، ولی الان از کسانی استفاده می کنند که موی سرشان از موی سر خانمها بلندتر باشد؛ چون هیچ ملاکی نیست.
امید، برادر بزرگتر امین زندگانی 38 ساله است و اکنون بازی او را در سریال هتل پاپلی ، از تولیدات سیمای خانواده ، شاهد هستیم.


از ابتدا می دانستید پاپلی یعنی چه؛
تا آنجا که می دانم ، خود عوامل هم اطلاعی نداشتند که پاپلی به زبان مازندرانی یعنی پروانه. البته فکر می کنم اسم مناسبی برای این کار نیست.
تنها دختربچه ای به اسم پاپلی وارد داستان می شود. به نظرم این اسم زیاد مصداق ندارد و به دل نمی نشیند، حتی برای موسیقی آن به من پیشنهاد دادند که کار کنم و شعری برای آن بگویم که در آن پاپلی وجود داشته باشد؛ اما من قبول نکردم.
مثلا گل پامچال حکایت دختری بود که در داستان گفته می شد، اما پاپلی طنز فانتزی است.

پس ایراد اول را به اسم سریال می گیرید. چرا سریال هایی که در سیمای خانواده به نمایش درمی آیند، به این شکل است؛
در ساخت یک سریال پتانسیل هنری و مالی تاثیر می گذارند. در تولید یک سریال نگاهی که کارگردان دارد، شاید نگاه شخصی او نباشد.
بحث مالی که به میان می آید، شاید به تخیل و تجسم کارگردان صدمه بزند. در این کار فکر کردیم نقش چگونه باشد. مجید کارگردانی است که از طرف صداوسیما برای حل موضوعات طلاق و ازدواج به استان مازندران مامور شده ، به این شکل دچار کلیشه ها می شدیم.
چون باید چارچوب یک کارگردان را می داشتم ؛ ولی کارگردانی که برای صداوسیماست و به فراخور شغلش وضع لباس پوشیدن و آرایش ظاهری او فرق دارد؛ به همین علت خواستیم کمی ساختارشکنی کنیم.

هتل پاپلی از ابتدا قرار بود در سیمای خانواده به نمایش درآید؛
از ابتدا گفتند که کار برای شب است و سیمای خانواده در درجه دوم است. وقتی آقای جعفری جلوه ، مدیر شبکه یک به اتفاق هیات عمومی شان برای دیدن کار آمدند احساس کردیم کار پشتوانه خوبی دارد.
اما وقتی کار مونتاژ شد ظاهرا آن پتانسیل را برای پخش شب نداشت و آن را در سیمای خانواده پخش کردند.

و لطمه دیگر را صداگذاری کار می زند؛
بله. اولین سوالی که می شود این است که اکثر بازیگران این کار خودشان صداپیشه هستند؛ چرا از صدای خود آنها استفاده نشده است.

خیلی ها معتقدند که حتما کارگردان نتوانسته دیالوگ های خوبی از بازیگرانش بگیرد یا این که بازیگران در ادای دیالوگ ها ناتوان بودند؛
علت این که بعضی سریال ها ضبط سر صحنه ندارند این است که سرعت کار باید بالا برود و هزینه پایین بیاید. اگر قرار است صدا سر صحنه باشد، کاتهای تصویری وقفه ایجاد می کند.
سرعت کار برای آنها خیلی مهم بود، چون اکثر لوکیشن ها شهرستان بود و هزینه کار بالا می رفت.

فکر می کنید برای برنامه ای که بیشتر بیننده های آن را خانمها شکل می دهند، اینها دلیل می شود؛
اگر کارگردانی در تهیه یک کار شریک باشد، معمولا این اتفاقات می افتد، چون سعی می کند از جایی هزینه را سرشکن کند.
بعد در پایان وقتی کار مونتاژ شد، مشخص می شود که برای 2میلیون تومان کل کیفیت کار را پایین آورده اند.

اگر اشتباه نکنم ، بازی در هتل پاپلی این امتیاز را برای شما داشت که نقش اول بود؛
بله. بالاخره نقش اول آدم را جذب می کند. شاید 60درصد انتخاب ها برای نقش اول باشد، شاید ما در شعار می گوییم نقش بلند و کوتاه نداریم ؛ ولی در نهایت برای امرارمعاش ناچاریم.

پس به نظر شما کسانی که می گویند برای دستمزد بازی نمی کنند، دروغ می گویند؛
باید به جیبشان نگاه کنند. البته من ترجیح می دهم تریبون بقیه نباشم اما به هر حال این قضیه برای بعضی ها 80 درصد است برای بعضی ها 60درصد.

حتما برای شما 80 درصد است؛
نه ، بسته به شرایط مختلف فرق دارد. من بعضی از اجراهایم را به دلیل این که احساس نکردم حضورم غنی تر است ، انتخاب کردم.
گاهی رایگان کار موسیقی اجرا کردم و حتی آموزش بازیگری رایگان دادم.

هتل پاپلی را در شرایط مالی دشوار انتخاب کردید؛
برای هر کس ممکن است پیش آید. این که فکر کنیم همه بازیگرها متمول هستند یک سوتفاهم است.

خوب مسلما نقشی که برای بازی اول و از لحاظ مادی در نظر گرفته شود، چنین نتایجی هم خواهد داشت؛
دقیقا همین طور است ، چیزی که در درجه اول برای من جذاب بود، نقش اول بودن آن بود.
خوب از لحاظ مادی هم شرایط خوبی داشت و من را مجاب کرد که در این کار باشم.

پس آقای رنجبر را از کجا می شناختید؛
اصلا ایشان را ندیده بودم. دستیار کارگردان ایشان جزییاتی راجع به سریال به من داد و من پیش نویس سریال را خواندم و ایرادهایی هم گرفتم و حتی می خواستم در نقش بازیگر مقابلم دخالت کنم.

چه ایرادی به بازی خودتان می گیرید؛
از بعد هنری آن؛

یعنی چی از بعد هنری ، بیشتر توضیح دهید.
کارگردان می توانست بازی بهتری از من بگیرد. بعضی جاها آنقدر سراسیمه بودیم که در گرفتن پلانها و تغییر لوکیشن ها و تامل روی آنها اهمال کردیم.

هتل پاپلی را می توان یک گزارش مستند به حساب آورد که در آن همه چیز به شکل سطحی و جزیی پرداخته می شود؛
اگر کلمه مستند را برای آن انتخاب می کنید، یک فاکتور خوب است و یک مزیت تلقی می شود. درباره خیلی از کارهای هنری ، حتی مقاله ای که می نویسید، بعد از این که کامل شد می توان نظر داد. حتی مقاله ای که شما می نویسید با آنچه روی کاغذ می رود، فرق دارد.
آقای رنجبر معتقد بود که نمی خواهیم کار خیلی بار دراماتیک داشته باشد، خیلی آه و ناله و شکوه و شیون در آن ایجاد شود.
طبیعتا چند تا خط صاف موازی کنار همدیگر، پنج خط عامل موسیقی ماست که برای آنها روش نتی نوشته نشده و این سریال هم همان است.
«دوره می فا سو لاسی » را داریم ؛ ولی یک ملودی باتلورانس زیادی در کار دیده نمی شود.

راجع به مجید بگویید. این نقش چه جذابیتی داشت ، غیر از نقش اول بودن؛
از نقش راضی بودم ، اما یک جاهایی تحت تاثیر سرعت کار قرار گرفته بودم و بعضی جاها اهمال کاری کردم و راحت گذشتم. می شد بهتر بازی کرد.

شاید امید زندگانی قرار است در همه کارهایش این گونه باعجله و تشویش کار کند، آقای خواجویی قبل از رسم شیدایی کارهای دیگری داشت که مورد توجه قرار گرفت ، اما رسم شیدایی نه. همچنین بازی امید زندگانی هم چنگی به دل نزد. در این کار هم همین طور؛
درست است ، مثال خوبی زدید. دقیقا من راجع به این دو تا کار هم چنین نظری دارم.

بهتر نیست آقای زندگانی فقط اجرا کند؛
(با خنده) نمی دانم. اگر به این نتیجه برسیم که زندگانی بازیگر خوبی نیست و مجری بهتری است.

شاید هم نشود چنین نتیجه گیری کلی کرد؛ اما این بداقبالی از کجاست؛
به اجبار برمی گردد و به دیدگاهی که اکثر تهیه کنندگان و کارگردانان درباره یک مجری دارند. اگر قرار باشد 10 انتخاب برای سینما و تلویزیون داشته باشند و یکی آنها مجری باشد، او همیشه آخرین انتخاب است.

اما در هتل پاپلی که انتخاب اول بودید؛
انتخاب اول بودم و فکر می کردم کار خوبی از آب درآید.

بعد کارنامه بازیگری شما چی ، چقدر قابل ارزیابی می شود؛
دلم می خواست کارنامه ام نمره 20 داشت ، مثل همه آدمها؛ اما باز هم می گویم فشارهای زندگی برای همه وجود دارد. من اگر یک سال 10 تا اجرا بکنم و هیچ بازی نکنم، شاید افسرده شوم ولی اگر دو اجرا بکنم یک بازی ، شاید تمام سال احساس کنم که کاری انجام داده ام و این فشاری است که من را مجبور می کند انتخاب هایی بکنم که مال من نیست ، نه این که بگویم هتل پاپلی کار بدی است.

به همین علت است که امید زندگانی معیارها را برای بازی گم کرده است؛
شاید این طور باشد، به دلیل این که حق انتخابم کمتر شده ؛ ولی برای اجرا خیلی حرف دارم.

بعد از سریال بازگشت به خانه و فردا دیر است ، شاید نظر مخاطبان مثبت بود؛ اما بعد از رسم شیدایی دوباره نظرها برگشت ، موافقید؛
نظرها کمی خنثی شد و خوشبختانه جایی هست که اگر فرصتی پیش بیاید، خودی نشان دهم. شاید هر بازیگری هر چقدر هم که تجربه داشته باشد، بگوید که حق انتخاب ندارد و انتخاب می شود خوب وقتی بازیگری 3 4سال نبوده چی؛

یعنی همه تقصیرها را به گردن آن 3-4 سال غیبت می اندازید؛
باید گردن چه کسی بیندازم؛ من باید انتخاب شوم. در سه چهار سالی که نبودم ، فرمت ، مدیوم ها و همه چیز عوض شد و آدمهایی مثل برادر من (امین) روی کار آمدند که خوب هم درخشیدند.

دیگر سعی می کنید در سیمای خانواده نباشید؛
نه این که خط کشی کنم. مسوولیتی که در قبال کارم دارم وخیم تر و حساس تر است.

راجع به هتل پاپلی صحبتی ندارید؛
خیلی خودخواهانه است که تنهایی بنشینم و نگاه شخصی خودم را بگویم ، چون از نزدیک شاهد زحمت بچه ها هم بودم، ای کاش می شد از اول هتل پاپلی را ساخت ، چیز بهتری از آب درمی آمد.
اگر نگاه محبت آمیز دیگری به این پروژه می شد، نتیجه بهتری می داشت.

مریم درستانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها