نگاه فلسطین به جام ملت‌های آسیا فراتر از فوتبال است

فوتبال در سرزمین خون و زیتون

فوتبال و سیاست؛ معمولا می‌گویند نباید اینها را باهم درگیر کنیم اما برای محمد عثمان و زید جبران که تیم ملی فلسطین را در جام ملت‌های آسیا حمایت می‌کنند، در کشورشان این یک مساله ذاتی و تحمیل شده است.
کد خبر: ۷۶۰۹۲۱

آنها از ترکیب تیمشان خبری ندارند و تا پیش از آغاز مسابقات بازیکنانی را که قرار است برای کشورشان در میان غول‌های فوتبال آسیا بجنگند هرگز ندیده‌اند اما رابطه آنها با تیم چیزی ماورای ورزش است.

کشوری که سال‌هاست برای احراز هویت از دست رفته‌اش و مرزهایی که توسط دشمن اشغالگر به تصرف درآمده، تلاش می‌کند و می‌جنگد و خون می‌دهد، با گل ستاره‌اش، اشرف نعمان در ماه می‌با برتری مقابل فیلیپین به قهرمانی چلنج کاپ آسیا دست پیدا کرد و توانست به جام ملت‌های آسیا راه پیدا کند. این بزرگ‌ترین تورنمنتی است که فلسطین پس از به رسمیت شناخته شدن توسط فیفا در سال 1998 در آن شرکت کرده است. پس از این‌که حضور فلسطین در این مسابقات قطعی شد، محمد عثمان مانند دیگر هموطنانش در صفحات شبکه‌های اجتماعی از فلسطینی‌ها خواست تا برای حمایت از تیم ملی فوتبال در استرالیا با هم متحد شوند.

برای محمد فوتبال راهی است برای ارتباط با هویت، مردمش و افزایش آگاهی نسبت به معضل فلسطینی‌ها. او به راه‌اندازی لیگ فوتسال فلسطینی‌ها در حومه ملبورن کمک و این لیگ مدتی است که کارش را آغاز کرده است. تیم‌های حاضر در آن نام شهرهای مختلف فلسطین است مانند اف سی شجاعیه که همسایه غزه محسوب می‌شود. البته همه بازیکنان از فلسطین نیستند اما برای محمد چیزهای مهم‌تری از برگزاری این لیگ به‌دست آمده است. خیلی از گروه‌ها ما را حمایت می‌کنند که باعث نیرو گرفتن و ایجاد انگیزه در ما می‌شود.

کمتر از 9 هزار استرالیایی با اصلیتی فلسطینی در سرزمین کانگوروها زندگی می‌کنند. محمد بیست و شش ساله و جبران بیست و نه ساله هر دو برای یک شرکت بهداشتی در ملبورن کار می‌کنند. آنها سرحال هستند و حرفه‌ای و خیلی مسلط درباره مشخصات شرکتی که در آن کار می‌کنند، صحبت می‌کنند اما ناامیدی و ناراحتی در صدایشان موج می‌زند و نمی‌توانند آن را پنهان کنند. زید می‌گوید: نام هر کس نشان می‌دهد از کجا آمده است. قلب من در فلسطین است اما نمی‌توانم آنجا باشم پس کجا را دارم که بروم؟ من واقعا در استرالیا خوشحال هستم اما آیا اگر اینجا زندگی و این کشور را حمایت می‌کنم، یعنی کسی هستم که از کشوری حمایت می‌کنم که از حق قانونی زندگی و میراثم حمایت نمی‌کند؟ این سوالی است که همیشه ذهنم را آزار می‌دهد و در شرایط سختی قرارم می‌دهد. محمد و زید هر دو در کویت متولد شده و پس از جنگ خلیج‌فارس این کشور را ترک کرده‌اند. خانواده محمد در ملبورن زندگی می‌کنند اما خانواده زید در عربستان به سر می‌برند. محمد می‌گوید هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ما فلسطینی هستیم. اما در پاسپورت اردنی‌ پدر و مادرم نام شهرهای فلسطین آمده است. در پاسپورت استرالیایی ما نوشته شده که زاده اوکلند هستیم.

آنها از وطنشان رانده شده‌اند و امید اندکی برای بازگشت دارند؛ آنهایی که زاده کویت هستند، مدارک اردنی دارند و استرالیا را برای زندگی انتخاب کرده‌اند اما همیشه فلسطینی هستند. با این حال هویت‌شان با نژاد، تاریخ و حافظه هنوز جان دارد و نفس می‌کشد. پدرم خاطراتی از خانه‌اش، خانه پدرش و خانه عمویش در سر دارد. او هنوز درباره باغ خانه‌اش و آن درخت‌های میوه‌ای که در پشت خانه داشتند، صحبت می‌کند. او هنوز می‌تواند تمام خیابان‌ها و مغازه‌ها را با جزئیات تصور کند. این تصاویر هرگز از ذهنش کنار نخواهند رفت. این داستان پدر زید در روزهای دور از وطن است.

مانند بسیاری دیگر از فلسطینی‌ها پدربزرگ محمد کلید خانه‌اش در قلونیا ـ شهری که پس از به‌وجود آمدن اسرائیل در سال 1948 ویران شدـ را با خود داشت. او کلیدهایش را به عنوان خاطره‌ای از خانه‌اش نگه می‌داشت. وقتی در کودکی به فلسطین و خانه پدربزرگم رفتم، او کلیدهای آهنی سیاه‌رنگی را نگه داشته بود که به نوعی تمام زندگی‌اش بود.

شانس همراهی تیم ملی فلسطین برای محمد و زید در استرالیا تجربه‌ای است که شاید یک بار در زندگی‌شان اتفاق بیفتد. دیگر فلسطینی که تیم ملی این کشور را در استرالیا همراهی می‌کند مردی است که در حاشیه ورزشگاه‌ها پیراهن می‌فروشد؛ پیراهنی که خودش طراحی کرده و نیمی از آن پیراهن فلسطین است و نیمی دیگر استرالیا «4000 عدد از پیراهن‌ها را تولید کرده‌ام. ایده چنین کاری از بازی دو تیم کرواسی و ایتالیا در جام جهانی 2006 به ذهنم آمد». این مرد آیمن نام دارد که در حاشیه دیدار دو تیم باشگاهی از فلسطین و مالزی در سیدنی پیش از آغاز مسابقات حضور داشت. این بازی پشت درهای بسته برگزار شد اما حدود صد فلسطینی به هر شکلی که بود از نماینده کشورشان حمایت کردند و پرچم فلسطین را در باد می‌چرخاندند. در این بازی فلسطینی‌ها پیراهن‌های تولید شده توسط آیمن را بر تن کرده بودند. او که به همراه سه فرزندش به شهرهای نیوکاسل، ملبورن و کانبرا سفر کرده تا بازی‌های تیم ملی فلسطین را از نزدیک تماشا کند، می‌گوید هموطنانم اول کمی از دیدن این پیراهن‌ها گیج بودند اما حالا آنها کمی بیشتر با پیراهن‌ها اخت شده‌اند در حالی که در ابتدا باید در مورد پس‌زمینه پیراهن‌ها با آنها صحبت می‌کردم. ما با هم عربی صحبت می‌کنیم چون فلسطینی هستیم. ما همیشه کانگوروها را حمایت کرده‌ایم اما حالا می‌خواهیم نشان دهیم که از فلسطین بهتر حمایت می‌کنیم.

حالا اگرچه این فلسطینی‌ها کیلومترها از سرزمین خودشان دور هستند اما در استرالیا هم حس خوبی دارند. مروان رهامی دوست آیمن می‌گوید فلسطین مانند مادر من است اما استرالیا هم بهترین کشور دنیاست. زید و محمد هم نظر مشابهی دارند و معتقدند هواداران استرالیایی از نظر احساسی خودشان را به فلسطینی‌ها وصل کرده‌اند. خیلی از آنها از فوتبال فلسطین به عنوان حمایت از چالش بزرگ‌تری که در این کشور وجود دارد، حمایت می‌کنند. فکر می‌کنم ورزش یک فرصت ایده‌آل است. ما هم مانند هر کس دیگری هستیم. ما هم طرفداران خودمان را داریم و بخشی از کنفدراسیون فوتبال آسیا هستیم. این نظر زید درباره فوتبال کشورش است. محمد، زید، آیمن و همسرش هنا، بخشی از فلسطینیانی هستند که در استرالیا زندگی می‌کنند. آنها از فلسطین تا اردن، عراق تا سوریه و لبنان تا کویت به سختی سفر کرده‌اند اما به گفته محمد تا زمانی که نتوانند حق بازگشت به کشورشان را پیدا کنند او و همه فلسطینیان در سراسر دنیا به دنبال خانه‌های جدید خواهند بود و چیزهای زیادی را در عمق زندگی شان از دست خواهند داد. اما در کنار این همه آنها در یک نقطه نظر اشتراک دارند و آن اهمیت حضور در جام ملت‌های آسیاست. حضور در این مسابقات باعث غرور و خوشحالی ملی است و یک فرصت بی‌نظیر برای همه فلسطینیانی است که در کشورهای مختلف پراکنده شده‌اند تا از این طریق باردیگر به کشورشان پیوند بخورند و آن را لمس کنند. با فوتبالیست‌های نیمه حرفه‌ای و بعضا آماتوری که در ترکیب تیم فلسطین حضور دارند، حتی عبور از مرحله گروهی دشوار است اما مانند محمد برای خیلی از آنها عبور از این مرحله طعم قهرمانی دارد.

گاردین / مترجم: عرفان آذر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها