تمدن شکسته

مستند سیاسی گلادیاتورهای جنگ به شرح و تفسیر جنگ جهانی دوم که نابود کننده ترین ، تجربه انسان اروپایی ، هم از لحاظ مادی و هم از نظر معنوی به شمار می رود، می پردازد.
کد خبر: ۷۵۹۶۵
مستند سیاسی گلادیاتورهی جنگ به طرز وحشتناکی در به تصویر کشیدن 25میلیون نفر انسان کشته شده در جنگ جهانی بسیار موفق و تاثیرگذار عمل می کند.
دوربین های عکاسی و فیلمبرداری انبوه خبرنگاران جنگی بی پرده اعمال آلمانی ها را که مرتکب اعمال وحشیانه ای شدند که در تاریخ ، نظیرش کمتر ثبت شد و بخصوص در تاریخ اروپا کاملا بی سابقه است ، بسیار هوشمندانه عمل می کنند و در دوران سختی وقایع جنگ جهانی را ثبت و ربط می سازند.
در طول سالهای جنگ و بعد از آن اروپاییان بقایای سلطه خود بر سایر قسمتهای جهان را از دست دادند. در نتیجه ، هیچ جای تعجبی نیست که مستند گلادیاتورهای جنگ سخن از سقوط اروپا به میان آورد و حتی پایان حیات تمدن اروپایی را اعلام کند.
این برنامه در کمال تعجب و در مقام مقایسه با فاجعه های قبلی نظیر جنگ جهانی اول ، بهبود اوضاع اروپا بعد از جنگ جهانی دوم را خیلی سریع تر و کامل تر از گذشته صورت گرفته می نمایاند.
تنها 20سال بعد از خاتمه جنگ ، اروپاییان پیشرفته تر و صلح جوتر نسبت به یکدیگر و به طور کلی ، در رفتارشان انسانی تر از هر وقت دیگری شده بودند. ایالات متحده بدون تردید، از لحاظ ثروت و قدرت اقتصادی بر اروپا پیشی گرفت.
از طرفی ، فاصله و شکافی که بین زندگی ، در اروپا و خارج از اروپا، وجود داشت و نمایانگر برتری تمدن اروپا بود، بعد از جنگ به مراتب بیشتر شد. تمدن همچنان فراز و نشیبهای خاص خودش را پشت سر می گذاشت.
همان عواملی که تقریبا موجبات ویرانی اروپا را فراهم آورده بود، بار دیگر آن را بازسازی کرد. با این همه جنگ دوم جهانی پایه های تمدن اروپایی را متزلزل و در نهایت ، در طول مدتی که ادامه داشت ناخوشایند و ناگوار بود.
عبور از مرحله صلح به جنگ دوم جهانی در سال 1939یکی از مباحث اصلی مستند سیاسی گلادیاتورهای جنگ است که کمتر از شروع جنگ اول در سال 1914موحش و تکان دهنده به نمایش گذاشته می شود؛ زیرا از نظر این مستند تاریخی و جنگی این بار اذهان مردم برای جنگ ، آمادگی بیشتری داشت.
نهادهای مربوط به جنگ بر طبق همه شواهد و قراین قبلی کاملا آماده شده بود. بعضی از کشورها از قبل مشغول تدارک عملیات نظامی بودند. دولت آلمان برنامه اش را براساس جنگ پایه گذاشته بود و هیتلر تقریبا قدرت دیکتاتوری کاملی را در اختیار داشت.
مطبوعات به شدت تحت کنترل قرار گرفته بودند، حیات اقتصادی جامعه گرچه ظاهرا قسمت اعظم آن در دست بخشهایی خصوصی بود؛ لیکن عملا از سوی دولت اداره و هدایت می شد. در حقیقت وقتی آتش جنگ شعله ور شد، هیچ گونه تغییراتی در روند اقتصادی جامعه آلمان صورت نگرفت.
با کمال تعجب ، آلمان که در زمان صلح ظاهرا جنگ طلب ترین دولتها بود در هنگام جنگ صلح جویانه ترین دولتها از کار درآمد و تا سال 1943 به تعبیر بورتون کلین به اعمال یک سیاست اقتصاد جنگی بر صلح ادامه داد.
در آن دوران دولتهای دموکرات هم حتی پیش از این درست در مسیر جنگ حرکت می کردند.
مثلا در ماه فوریه 1939 دولت بریتانیا بدون هیچ محدودیت های مالی ، شروع به تولید تسلیحات نظامی کرد و در ماه مارس همان سال خدمت نظام وظیفه عمومی را اجباری کرد و اکنون هم که جنگ شروع شده بود، کار بیشتری نداشت که انجام دهد و تا ماه مه سال 1940در روند تسلیحات نظامی هیچ گونه تسریعی به چشم نمی خورد.
احضار افراد مشمول به خدمت زیر پرچم از سر فرصت و به منظور ایجاد ارتشی قابل ملاحظه تنها تا فرارسیدن سال 1942صورت گرفت.
جنگ دوم جهانی از منظر مستند سیاسی گلادیاتورهای جنگ یک زد و خورد محدود میان آلمان از یک طرف و فرانسه ، بریتانیا و لهستان از طرف دیگر، آغاز می شود و در ماههای آوریل و مه ، سال 1940زمانی که آلمان کشورهای نروژ، دانمارک و هلند را مورد تاخت و تاز بی امان خود قرار داد و در ژوئن 1940که ایتالیا به طرفداری از آلمان وارد جنگ شد، با شدت هر چه بیشتری بر وسعت دامنه آن افزوده شد.
آوریل 1941زمانی که آلمان شبه جزیره بالکان را مورد تجاوز قرار داد، علاوه بر آن وقتی که در ماه ژوئن به روسیه حمله برد، دامنه جنگ وسعت بیشتری یافت.
جنگ در دسامبر 1941زمانی که ژاپن به پرل هاربور حمله کرد و آلمان و ایتالیا علیه امریکا اعلان جنگ کردند به صورت یک جنگ جهانی تمام عیار درآمد.
بریتانیای کبیر و کشورهای وابسته به آن و به حسب ظاهر لهستان تنها کشورهایی بودند که از آغاز تا پایان در جنگ شرکت داشتند. مستند گلادیاتورهای جنگ جدا از بخش نمایش چگونگی حمله ور شدن ارتش آلمان به رهبری هیتلر بر کشورهای مختلف اروپایی تصاویر تلخی از جبهه های نبرد را نمایش می دهد.
ارائه تصاویری از اعدام ها، وضعیت فلاکت بار روستاییان ، مهاجران جنگ ، کشته شدن انبوهی از سربازان و بمباران شهرهای گوناگون و به توپ بستن کشتی های جنگی و تجاری و فرستادن آنان به قعر دریاها و اقیانوس ها و انتظار خانواده های مفقودان جنگ از تکان دهنده ترین صحنه هایی است که می توان نظیر آنان را در آثار دیگری در این زمینه دید.
بمباران های شبانه گرچه به عنوان یک اقدام جنگی موثر نیستند؛ اما پیامدهای روحی عمیقی به همراه دارد. این امر روان شناسی جنگ تمام عیار را کامل کرد.
در ابتدا ادعا می شد که این بمباران ها فقط جنبه استراتژیکی دارد و هدفش صرفا کارخانه های مهمات سازی و تاسیسات نظامی است ؛ ولی زمانی که مسلم شد زدن این هدفها غیرممکن است ، خانه های کارگرانی که در تولیدات سلاحهای جنگی کار می کردند، هدف حملات بمب افکن ها قرار گرفت و این امر بزودی به انهدام و از میان بردن غیرنظامیان منجر شد.
اصل تسلیم بلاشرط هیتلر تنها برنامه ای بود که می توانست متفقین را در کنار یکدیگر نگه دارد و هیتلر به عنوان عامل تضمین کننده اتحاد متفقین باقی ماند. این امر به این علت نبود که جنگ تمام عیار، نفرت و انزجار همه جانبه را برانگیخته ، بلکه صرفا تسلیم بلاشرط تنها راه عملی برخورد با هیتلر محسوب می شد.
با این که آلمانی ها با تمام دنیا در حال جنگ بودند؛ اما در کمال تعجب ، کیفر و مجازات کمی برای خلافکاری های خویش دیدند.
پس از پیروزی هایی در جبهه های روسیه تعداد معدودی از رهبران آلمانی پس از نوعی محاکمه اساسا به دلیل این که در جنگ شکست خورده بودند، به دار آویخته شدند. غیر از این مورد، خیلی زود پذیرفته شد، زمانی که این جنایات وحشیانه صورت می گرفت.
بجز هیتلر هیچ یک از آلمانی ها در صحنه ، حضور نداشتند. این نوع برداشت هر چند بعید به نظر می رسید بسیاری از مشکلات را حل کرد و بزودی به صورت افسانه ای که مقبولیت عام پیدا کند، درآمد.

علیرضا آقابالایی
aghabalaee@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها