رودخانه ، اتوبوس و یک رستوران

مجموعه مزرعه کوچک با مقابل هم قرار دادن انسان ها و کندوکاو درون آنها شناختی اولیه به مخاطب از هر پرسوناژ می دهد که با پیشرفت قصه و دقت در روابط شخصیت ها و مسائل دیگر، کامل می شود.
کد خبر: ۷۴۱۰۳
تقابل زندگی شهرنشینی با ذهنیتی آرام ، درونگرا، ساده و صمیمی و عاشق طبیعت ، زوج جوان قهرمان قصه را که از نامهربانی ها، نفهمیدن ها، اخم وتخم ها و سوئتفاهم ها به ستوه آمده اند به سرزمینی در آن سوی آلودگی زمین می کشاند تا با قدم نهادن در بستر رودخانه و شستن پاهای خسته در آن زلال جاری ، صفا دادن چهره با آب پاک ، غبار راه برگرفته و با شادمانی به زندگی نگاه کنند.
وقتی امیر در آن ایوان کوچک ، به اتوبان و حرکت پرشتاب اتومبیل های جورواجور، با چراغهای رنگی در شب نگاه می کرد، هر چند شبهای زیبای تهران را در نی نی چشمانش داشت ، اما نگاهش در دور دستی ناپیدا می چرخید که گویای همه غصه های درونش بود.
او نمی توانست برای کسی که دوستش دارد، زندگی آرامی فراهم کند.
زنی که به علت بیماری بچه دار نمی شود، اما امیر نمی تواند او را از دست بدهد.
عشق برای او درمان هر دردی است و به همین دلیل بار سفر می بندد و با همسفر تنهایی اش راهی ناکجاآبادی می شود که در نهایت مامن زندگی آرمانی اوست.
هر کسی نمی تواند این شرایط را تحمل کند و به همین دلیل است که این قصه به طور آشکاری آرمانی و دور از دسترس به نظر می رسد.
مزرعه کوچک روایتی ساده و صمیمی و زیبا برای عبور از «مرحله سخت » و اشعار خود قرار داده است و براحتی از دیوار فولادینی که همه ما به دور خود ساخته ایم عبور می کند.
در حقیقت به مخاطب می گوید گذار از قواعد دست و پاگیری که خود و اطرافیانمان را درگیر آن کردیم ، بسیار آسان است و زندگی آنقدر زیبا و شیرین است که عشق به هستی و انسان ها به هر شکلی می تواند نجات بخش باشد.
مجموعه مزرعه کوچک در چند قسمت اول به روایت روابط زوج جوان و اطرافیانشان پرداخت تا فضایی ملموس را تصویر کند و شناختی از پرسوناژها و شیوه روایت به دست دهد، هرچند این شیوه روایت بسیار ساده اما قوی و تاثیرگذار است.
زمانی که قصه به جریان افتاد و زوج جوان در محل جدید مستقر شدند، در هر قسمت با ورود افراد جدید و قصه های نو، مخاطب به همراه زوج جوان درگیر مسائلی شد تا درستی تجربیات خود را محک زده و شناخت خود را کامل کند و در نهایت راوی قصه به آنچه می خواهد دست پیدا خواهد کرد.
اعمال و رفتار پرسوناژهای فرعی در طول قصه همواره در جهت تکمیل پرداخت شخصیت پرسوناژهای اصلی و نیات ایشان و پیشبرد اهداف قصه حرکت می کند؛ به طور مثال در ابتدای قصه افرادی وجود دارند که دلیل مهاجرت فیزیکی و هجرت معنوی زوج جوان را با عملکردشان نسبت به ایشان کاملا توجیه می کنند و در مقابل در نیمه دوم قصه ، این دو نفر در برخورد با عزیز، که شاهد درگیری های نامعقول زوج جوان است به فضای روستا می روند و با همکاری اهل محل ساکن اتوبوس متروکه در حاشیه رودخانه می شوند.
در لابه لای این قصه شلوغ اما دلنشین ، افرادی وجود دارند که در عین ایجاد مایه های طنز به روایت سادگی و صمیمیت قصه کمک کرده و پیش برنده آن هستند.
رئیس کلانتری در عین ابهت و قدرت طنزآمیز، در مقابل «بیماری گاو» که حیوانی مفید و ارزشمند برای اهالی روستا محسوب می شود، چون کودکی می گرید و کمک می طلبد.
البته این ماجراها و شخصیت های فرعی همه و همه برای پیش بردن ماجرای اصلی و شناساندن پرسوناژهای اصلی به مخاطب هستند و این به روانی در یکدیگر ادغام شده است به طوری که مخاطب حرکت نرم روایت را احساس نمی کند.
جاده ، اتوبان ، اتومبیل ، اتوبوس ، راننده ، سفر، رودخانه و... حرکت در این مجموعه بسیار مهم است.
هرچند روایت مجموعه بسیار ساده و روان است اما برای ایجاد تعادل بین سطوح زیربنایی و روساخت قصه از نمادها و وجوهی بهره گرفته شده است که حرکتی درونی به قصه می دهد و تعادل برقرار می شود و این تدوین درونی صحنه های متفاوت را به یکدیگر امکان پذیر ساخته است.
در حقیقت در این مجموعه دو نوع تدوین وجود دارد که اولی ظاهری و فیزیکی و دومی درونی و ساختاری است.
دومی از اولی بسیار مهمتر است زیرا زیرساخت قصه را محکم می سازد.

انسیه نجفی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها