سایز 42 نمونه روی پیشونی تون

از بیرون حیاط بوی آغل می زند توی دماغ . بوی گوسفندان آقا هیبت همه جا را پر کرده است. کف آبی رنگ استخر کوچک داخل حیاط دیگر ربطی به خانه ای شهری ندارد، بلکه فضایی روستایی را تداعی می کند، اسمش چه بود؛
کد خبر: ۷۳۸۵۱
آهان برره ! برره ای که گاهی جواد رضویان هم یادش می کند و سرصحنه به زبان برره ای ارد می دهد.
فضای روستایی لوکیشن ارث بابام سرشار از مگس است و جواد رضویان زمانی در اوقات فراغت با متن فیلمنامه ای که در دست دارد، تند تند مگسها را می کشد.
ساعت 5بعدازظهر در خانه پشنگ که نقش آن را مهران غفوریان بازی می کند، خبرهایی است.
فلور نظری از 6صبح تا حالا سر صحنه بوده و گاه روی صندلی چرت می زند.
او نقش مادر جواد رضویان را بازی می کند. زنی متخصص زیبایی پوست که تنها به چین و چروک و پوست صورتش توجه دارد
. تا آنجا که می دانیم ، فقط 6 ماه سایه شوهر بر سرش بوده ؛ اما همیشه فکر می کند که مجرد است و خودش را 24ساله می داند.
اینها را فلور نظری گفت. آن طرف عزت الله مهرآوران شبیه دیگر نقشهایش با دستمال گردن ، شق و رق راه می رود و طول لوکیشن را گز می کند، جواد رضویان بعد از تغییرات شبکه5/3 حالا نقش کارگردان را دارد.
از ابتدای ورود سعی اش بر این بود که گروه را جمع کند تا هر چه زودتر به پخش برسند.
آن طور که از شواهد و قراین برمی آید، ضبط امروز فردا روی آنتن می رود. پیمان عباسی ، یکی از نویسندگان ارث بابام سر صحنه حضور دارد و چند بار با جواد رضویان راجع به تغییر دیالوگ ها صحبت می کند.
چیز عجیبی نیست ، شاید در چنین برنامه ای از جایی کل داستان تغییر کند.
شهرام قائدی با قد و قواره و هیبتی که به هم زده ، در نقش هیبت متفاوت ظاهر شده است. او هم راه می رود و گاه سیبیل مصنوعی اش را برمی دارد و چیزهایی می گوید.
مهران غفوریان جلوی آینه اتاق گریم چیزهایی زیر لب زمزمه می کند. سینا (امیر نوری ) برادر مهران غفوریان است.
هر دو چاق و هر دو اهل شکم که هیچ وقت هیچ چیز برای خوردن ندارند؛ اما خودشان هم متعجب هستند که چرا همچنان چاق مانده اند!!
جواد رضویان روبه روی مانیتور نشسته و دوباره فریاد می زند روی سینا به طرف دیوار باشد چون اگر لگد بزنی ، خنده اش می گیرد و خودش جلوتر از همه از خنده ریسه رفته است.
آنقدر سر صحنه ارث بابام شلوغ است و آدمهای زیادی در تردد هستند که با رفتن شهرام قائدی ، عزت الله مهرآوران و فلور نظری هنوز هم پشت صحنه آرامش ندارد.
جواد رضویان فریاد می زند: «سکوت ! اگر حرف بزنید سایز 42 می مونه روی پیشونی تون ها.»
منظورش لنگه کفشی است که به طرف فرد خاطی پرت می کند! آن طرف اتاق گریم طراحان صحنه و دکور در حال آماده کردن تابلویی روی دیوار راهرو هستند.
مثل این که مهران غفوریان از کار خودش خیلی راضی است ، خودش می گوید:
مهمترین چیز این بود که حس نکردم دارم به سمت چرت و پرت گویی می روم. فاضلی دستیار کارگردان و آهنگرانی مدیر برنامه ریزی اطراف جواد رضویان هستند.
حالا یک مهمان ناخوانده هم سر صحنه آمده است ، خانم آقای صدابردار به همراه دختر کوچکش که آن وسطها در رفت و آمد هستند و گاه با صدای خنده او عصبانیت جواد رضویان اوج می گیرد.
مهشید حبیبی ، منشی صحنه این سریال دومین تجربه کار روتینش را پشت سر می گذارد.
قبلی «جایزه بزرگ » به کارگردانی مهران مدیری بوده است.
خودش می گوید: یک بازی هم در هتل پاپلی داشتم که به نمایش در می آید حالا پرستو صالحی برای گریم آماده می شود تا بازی اش مقابل جواد رضویان شروع شود.
چندین بار دیالوگ هایشان را با هم مرور می کنند و در تمرین سوم جواد رضویان می گوید:
بریم ، برای ضبط آماده ایم و پیراهن زرد و قرمز آتشینش را می پوشد. پیراهنی که هر بیننده ای را به یاد بازی او در شاخه گلی برای عروس می اندازد.
انگار قرارداد چند ساله با تولیدی این پیراهن بسته ، چون در شاخه گلی برای عروس هم همین لباس را پوشیده بود. رضویان بافنده می گوید:
نه این آن پیراهن نیست ، یکی دیگر است . اون یکی رنگش فرق داشت و رو به منشی صحنه می گوید: یادش بخیر، من و امین حیایی رفته بودیم خرمشهر فکر می کنم یکی دوجین از این پیراهن ها خریدیم.
کارگردان ارث بابام همان طور مشغول کار می گوید: کار روتین سخت است اما ارث بابام سختی های خودش را دارد.
چیزی حدود 2ساعت است که می گوید. بگیریم ؛ ولی هنوز ضبط آغاز نشده است ، یک رتیل مشکلی رنگ در دستان پرستو صالحی است و خود رضویان قرار است نقش دلباخته مقابل او را بازی کند. 2 دوربین آماده ضبط هستند؛ اما هر بار به دلیل سر و صدا و پدیدار شدن سایه ای بر دوربین یکی از تصویربرداران ، آه از نهاد تصویربردار و صدا بردار برمی آید.
فاضلی ، دستیار کارگردان پشت مبل درون راهرو یعنی درست جایی که در کادر دوربین است خیمه می زند به طوری که دیده نشود، اما هی بیرون می آید و می گوید:
بچه ها تو رو خدا ساکت ، چقدر بگم ، ببینید برای یک پلان کوچولو چند بار گفتیم.ساکت.
مهران غفوریان هنوز زمزمه می کند و راه می رود. مسعود فروتن ، کارگردان تلویزیونی ارث بابام بسیار با تجربه است. سر صحنه همچنان شلوغ است و همچنان ضبط ادامه دارد، چون کار کار روتین است. بیرون از اتاق هنوز بوی تند آغل می آید.
مریم درستانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها