صدای مردم، پارازیت دیپلماتیک نیست

صدای رسای مردم، آن‌گاه که در صفوفی متحد فریادی یگانه سرمی‌دهند، می‌تواند قدرت مردمی را به تصویر بکشد که برای تحقق آرمانی که در ذهن دارند، ایستاده‌اند و حاضر به هیچ‌گونه عقب‌نشینی نیستند.
کد خبر: ۷۳۳۶۳۵

همین صدای رسا در طول تاریخ پشتوانه‌ای برای دولتمردانی بوده که با برخورداری از مشروعیت مردمی، به‌منظور دفاع از منافع ملی تلاش می‌کرده‌اند تا از موضع قدرت با همتایان خارجی خود به مذاکره بنشینند. صراحت مردم در فریاد‌کردن خواسته‌هایشان و نیز نمایش قدرت آنها در حرکت‌های خودجوش و هماهنگ، مدت‌هاست ابزار مناسبی در دست دولتمردان بوده تا بتوانند با تکیه برهمین فریادها از حق کشور خود دفاع کنند.

با این حال در کنار همه مزیت‌هایی که دیپلماسی مردمی برای دفاع از منافع ملی و یاری رساندن به دولت‌های مشروع دارد، این نگرانی نیز وجود دارد که مبادا به خیابان کشیده شدن موضوعات دیپلماتیک، کار را بر دیپلمات‌هایی سخت کند که با روش‌های حرفه‌ای و پیچیده سعی می‌کنند از آرمان‌های مردم و منافع ملی دفاع کنند. واقعیت این که دیپلماسی رسمی کشورها دارای مقتضیات و ویژگی‌هایی است که الزاما با شاخص‌های دیپلماسی مردمی منطبق نیست. دیپلماسی رسمی مبتنی بر برخی ظرایف سیاسی و رایزنی‌های معمولا غیرعلنی است. لابی‌هایی که به‌دلیل جلوگیری از ورود طرف‌های ثالث به موضوع مذاکره به‌طور پنهان مطرح می‌شود و ماهیت محرمانه مباحث مطرح شده در آن اجازه طرح ریزه‌کاری‌های مذاکراتی در عرصه عمومی را نمی‌دهد. چه بسیار مذاکرات و فرآیندهای دیپلماتیکی که صرفا به دلیل رعایت نشدن طبقه‌بندی‌های اطلاعاتی به فرجام مناسبی منتهی نشده و چه بسیار دیپلمات‌هایی در طول تاریخ معاصر جهان که به سبب افشای مذاکرات خود با دیگر کشورها نتوانسته‌اند به آنچه ‌باید دست یابند.

دیپلماسی رسمی همچنین دارای واقعگرایی ناگزیر است. بسیاری از دیپلمات‌ها، آرمان‌های زیبایی در ذهن دارند، اما فنون دیپلماسی به آنها آموخته که در عرصه مذاکره باید واقعگرا بود. باید یک نگاه به آرمان‌ها و مطلوب‌ها داشت و یک نگاه هم به واقعیت‌ها، محدودیت‌ها و امکانات موجود کشور. به همین دلیل وقتی یک کشور با بحران‌های درونی دست و پنجه نرم می‌کند، دیپلمات‌هایش در عرصه بین‌المللی نمی‌توانند چنان که باید از منافع ملی دفاع کنند.

این ویژگی‌های دیپلماسی رسمی، درست در نقطه مقابل شاخص‌های دیپلماسی عمومی قرار دارد، چراکه برخلاف تکنیک‌های پنهان رسمی، رویکردهای مردمی دارای نوعی صراحت بیان، آرمانگرایی و شالوده‌شکنی است. در این عرصه، مردم آرمان‌ها و مطلوب‌های ذهنی خود را بدون رودربایستی‌های معمول و تشریفات سیاسی و دیپلماتیک فریاد می‌کنند و اتحاد و همبستگی ملی چنان قدرتی به آنها می‌بخشد که تا اندازه‌ای ملاحظات برخاسته از منطق سیاست‌ورزی رسمی را کنار می‌گذارند. چنین است که مردم در عرصه‌های دیپلماسی عمومی، برخلاف دیپلماسی رسمی، مواضعی قاطع، صریح و علنی گرفته و در واقع خطوط کلی دیپلماسی کشور را برای دیپلمات‌ها روشن می‌کنند.

هرچند اختلاف‌های روشی ـ و نه الزاما محتوایی ـ دیپلماسی رسمی و مردمی به‌نوعی تکمیل‌کننده یک سلسله تاکتیک‌های دیپلماتیک بوده و این دو ـ در نظام‌های سیاسی مشروع و فاقد شکاف سیاسی میان دولت و ملت ـ بسان دو بال هماهنگ قادرند از منافع ملی یک کشور دفاع کنند، اما گاهی همین اختلافات شکلی میان شیوه بیان مواضع در دو نوع دیپلماسی یاد شده باعث می‌شود نه فقط این دو نوع دیپلماسی همگرا با یکدیگر ضامن مصالح کشور نباشند، بلکه حتی مسیر یکدیگر برای رسیدن به مقصد مشترک را ناهموار سازند. درست به همین دلیل است که دیپلماسی مردمی و دیپلماسی رسمی نیازمند نوعی هماهنگی، همگرایی و انسجام تاکتیکی و استراتژیک به‌منظور دفاع از منافع ملی است. بی‌تردید اگر چنین هماهنگی وجود نداشته باشد، نه دیپلماسی مردمی می‌تواند راه به‌جایی ببرد و نه راهبرد دیپلماسی رسمی موفقیت‌آمیز خواهد بود. نباید از یاد برد این همگرایی به‌معنی تغییر ماهیت هیچ‌یک از این دو شکل دیپلماسی نیست و نباید به نام هماهنگی این دو روش، نه دیپلماسی رسمی، شاخص‌های دیپلماسی مردمی را عملیاتی کند و نه دیپلماسی مردمی گرفتار ملاحظات دیپلماتیک رسمی شود. این انتظار نابجایی است که از دیپلمات‌های کشورمان بخواهیم به دلیل مردمی‌بودن، اصول اولیه مذاکره را زیرپا نهاده و تمام جزئیات مذاکرات خود با سایر کشورها را به‌طور علنی پشت تریبون فریاد کنند تا به تحریک لابی‌های مخالف منجر شود. همچنین این هم انتظار نادرستی است که به بهانه نزدیکی این دو روش، از مردم بخواهیم چون دیپلمات‌های حرفه‌ای، شعارهای خود را با در نظر گرفتن برخی مصالح محرمانه تنظیم کنند.

فرزانه عرفانی ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها