دلم می خواهد درخت سرو باشم

بای بسم الله: قرار و مدار گفتگوی ما با حسن ریاحی به 3سال پیشتر برمی گردد. همینه که یه خرده صمیمت مون بیشتر از رسمیت مون شده.
کد خبر: ۷۰۶۶۲
خیلی به ما عنایت داشت: دکتر اصلا ساز مخالف نمی زد / هر چند نه از رانندگی خوشش می یاد، نه از طراحی سمند، نه از تلفن همراه. (البته این اواخر جیب ایشان را مجبور کردن که یک عدد تلفن همراه را حتما تحمل کند.)
سازنده همین سرود ملی جمهوری اسلامی است. سوالهایی که جواب نداد خیلی بیشتر از سوالهایی بود که در اینجا پاسخ گفته ؛ به هر حال مصاحبه ای که تازه پایش را توی 3سال گذاشته خیلی بیشتر از این حرفها قد و قامت داشته.
ما را پیچوندین چه سوالهای پست مدرنی ، مخلصیم ، با تشکر و... از جمله الطاف بی شمار و تعارف های مقرون به صحتی بود که بارها در طول این 3سال رد و بدل شد.
بریم سر اصل مصاحبه با دکتر ریاحی ، برگزیده همایش چهره ماندگار در رشته موسیقی.


نخستین ساعت بامداد زندگی؛
بعد از یه مقدار پیاده روی و شاید خرید نان و... که لازم باشه.

اولین عادت صبحگاهی؛
گوش کردن به تیتر اخبار، بعد راهی دانشکده می شم.

لحظه اول زندگی؛
22بهمن 1323.

درباره تولدتون ، احساسی که هنوز هم ادامه داره؛
هنوز هیچ احساسی ندارم.

8صبح همیشگی؛
شروع کاره دیگه.

اولین رفتار و عادت کاری؛
بررسی امور همون روز.

روزی که هیچی سرجای خودش نباشه؛
خب سعی می کنم اینهارو خلاصه بکنم.

بعد از یه روز پرکار؛
سعی می کنم مضحک ترین {= طنز، کمدی} برنامه ای که پخش می شه نگاه کنم ؛ البته برنامه طنز.

وقتی 99درصد کار مثبت (مثلا خود همین گفتگوی ما) رو به خاطر فقط یک درصد ضعف (مثلا اشتباه مطبعه یا)، قربانی کرد و نادیده می گیرن (خود مصاحبه شونده یا تعدادی از مخاطبان)؛
معمولا در قرآن کریم 60 بار اسم انسان آمده 60 بار اسم شیطان. طبیعی است که اون کار، کار شیطانی است.

ماده اصلی سهل انگاری؛
امروز توی جوانان ، موادمخدره.

شیوع سهل انگاری در اقشار جامعه؛
سهل انگاری شاید ریشه اش بی انگیزگی هم باشه.

برخورد با ارزش ننهادن به شان و شخصیت افراد از سوی جامعه یا؛
فقط به طور درونی اندوهگین می شم.

آیا همه ارزشمندند؛
انسان ها بله.

مشاهده اهانت به یکدیگر و به دیگران (از راننده تاکسی تا کسانی که در حرفه ها و طبقات گوناگونند)؛
من از لحاظ روان شناسی برام جالبه ، همیشه دقت می کنم.

نتیجه در نظر نگرفتن یکدیگر؛
نمی دونم چی جواب بدم.

فرد معتقد شهروند فعال...؛
انسان قابل احترام.

ما ایرانی ها چه وقتهایی و کجا بیش از حد روراست نیستیم؛
خیلی پست مدرنیزمه سوال هاتون.

یکی از بهترین های TV که از قضا دوست ندارین؛
اصولا برنامه های سیاسی رو دوست ندارم.

یکی از برنامه های TVکه دلپسند شماست؛
برنامه های طنز.

یکی از کارتون هایی که هنوز و هر بار هم که پخش شه می بینین و لذت می برین؛
باگزبانی.

آرزویی واقعی برای مردم جهان؛
صلح و دوستی.

آرزویی نه از سر رویا برای ایران و ایرانی؛
دروغ و خشکسالی از بین بره.

اثرگذارترین ها در زندگی شما؛
استادانم....

اثری در تصمیم های قطعی شما نداره؛
هیچ وقت تصمیم قطعی نمی گیرم. همیشه تسلیمم. اصلا مسلمان یعنی تسلیم.

اثرگذارترین موقعیت / رفتار/ کارتان؛
بیشتر، همان محبته.

نقد شما؛
زیاد خوشم نمی یاد.

با تاکید بر نکات مثبت آثار؛
بدتر.

انتقاد دانشجوهاتون؛
انتقاد درست رو می پذیرم.

از... که خیلی لذت می برین / خوشتون می یاد؛
زمانی که خیلی تشنه باشم آب بخورم.

فروغ آتشی که در روح شماست؛
حقیقتش همان کمک به نسل جوانه. از موسیقی های دلپسند / سلیقه شخصی. موسیقی های بسیار خاص یا به اصطلاح دیگر ابتدایی. اصولا هنر ابتدایی رو خیلی دوست دارم.

آن موسیقی ای که هنگام شنیدنش انگار توی نور قدم می زنین؛
بعضی از آثار باخ.

و آن موسیقی ای که با شنیدنش پرواز می کنیم؛
بعضی آثار بزرگان موسیقی.

اثری که از آن غم بباره؛
معمولا متنفرم ، البته نوع غم رو باید مشخص کرد.

به قول بزرگان پارسی ، غم اندیشه ورانه ، همان غمی که خود فکره؛
بله آن نوع موسیقی رو دوست دارم منتها خیلی نادر ساخته شده.

توجه و برداشت از موسیقی محلی؛
من کلا یک آدم وطن پرستی ام. توی ذهنم هست : وطن ، مادری است که هرگز نخواهد مرد.
پس هنرهای تمدنها و اقوامی که هستن (در ایران) مخصوصا موسیقی علاقه داشته ام.

خودشناسی شما از کجا می یاد؛
شاید سعی کردم کمی خدا رو بشناسم.

کدام بیشتر است : دانسته ها یا ندانسته هاتون؛
من ، دانسته هام بیشتره.

بیشتر در کجاها؛
بیشتر فضای هنر موسیقی.

اوج؛
شاید بی وزنی یه.

سربالایی / فراز؛
کلا لازمه.

برای انسان سازی دیگه؛
بله.

کسانی که با بادها می رن و می یان؛
شکل شون همون باده که می بردشون.

از دانشجوها چی می خواین؛
معمولا شعور دیگه.

کاری که فقط شما می تونین انجام بدین؛
آثاری که خودم می سازم.

امیدتون به...؛
کلا امید دارم توی زندگی با آرزو موافق نیستم ، ولی امید را چرا.

اگه در یک اتفاق نادر، همه ساعتها در کشور به هم بریزه...؛
ساعت بدنشان که بهم نمی ریزه.

اگه تلفنهای تهران ، همه خط روی خط شده به هم بریزه و غیره؛
من خیلی خوشحال می شم چون با تلفن و موبایل موافق نیستم.

یا در یک برنامه ریزی از پیش اعلام نشده ، شماره های تلفن تغییر کنه/ عوض بشه؛

دکتر اصلا ساز مخالف نمی زد هر چند نه از رانندگی خوشش می یاد، نه از طراحی سمند، نه از تلفن همراه. 
 سازنده همین سرود ملی جمهوری اسلامی است.

والا... تسلیم هستیم تا درست بشه.

ساعت دلتون با چه زمانی کوک است؛
با زمانی که به پروردگار فکر می کنم.

ساعت دلتون با چی می زنه؛
با موسیقی.

و چه جوری تندوتندتر می کوبه و...؛
در صورتی که بشه. بیشتر به انسان ها خدمت کرد یا خدمت کردم ضربان تندتر می شه.

نقش تلفن در زندگی تون؛
خیلی کم.

تاثیر وقتهای ساعت در اوضاع روحی و حرفه ای تون؛
من در عمرم ساعت نبستم. ولی هیچ اتفاقی نیفتاده ، کارهام رو منظم تر انجام دادم.

و دلبسته کدام سیستم و رفتار؛
خشونت.

تابلوی ساعتهای سالوادور دالی نقاش بزرگ سوررئال؛
باید از خود سالوادور دالی می پرسیدین.

آهنگ ساعتهای پینگ فلوید؛
کار قشنگی یه من کلا آثار پینگ فلویدرو دوست دارم و خیلی لذت می برم.

یه خواست قلبی معنوی؛
خداوند سالها فورا جلوی زلزله رو نگه داره.

یه خواست قلبی دنیایی؛
بیشتر خواستم برای انسان هاست. خداوند همه رو به راه راست هدایت بکنه.

یک خواست قلبی خانوادگی؛
بچه هام موفق باشن.

از نزدیک / خیلی آشنایین؛ (با چه هنری؛)
با هنر نقاشی آشنا هستم یا اصولا کل هنرها آشنام ، مطالعه کردم و...

دورادور می شناسین؛
شاید جاده بهشت باشه.

با... اصولا بیگانه این؛
با شب.

یادی هنری از شب؛
یه فیلم یادمه «لنوت» یعنی شب اثر آنتونیونی ایتالیایی.

همیشه پایدار؛
ظاهرا کوه.

همیشه قابل مراجعه؛
عالم درون.

درونگرا هستین؛
بله.

آیا می دونید که / درونگراها بسیار قابل اعتمادند؛
(آها... چایی تون...)

مقدمه چینی همیشگی برای...؛
اگر در موسیقی باشه ، بخش آهنگسازی چون مقدمه / یه شروع / قطعه برای من خیلی مهمه.

یه تلاش مستمر و پیگیرانه؛
در مورد تحصیل پسرم.

مهمترین نتیجه ای که باید بگیرین؛
از چی ؛!

می شه گفت از زندگی از تلاش حرفه ای تون؛
همان واژه همیشگی: موفقیت.

چیزی که فقط یک بار برای همیشه بوده و تکرار نشده؛
عشق نسبت به همسر.

کاری که شما برای کشور انجام دادین؛
بیشتر در بخش آموزش بوده.

کاری که ایران برای شما کرده؛
همون که در ایران متولد شدم.

درباره حس کودکی؛ (کودکی خودم یا...). از شکفتگی لحظه به لحظه نوجوانی و جوانی؛
من خاطره های خوب دارم.

رونق میانسالی؛
زمان خلاقیت و فعالیت.

موسیقی رو کجاها می شنوین؛
شبانه روز کارم طوری است که می شنوم. موسیقی که دوست دارم بشنوم شبهاست.

از درونتان چی می شنوین؛
مسلما موسیقی خاص خودم.

نت های این موسیقی رو چی شروع می کنه / می نویسه؛
اونم بیشتر خودم.

شده در لحظاتی حس کنین کسی که نتها رو می نویسه شما نیستین؛
خیلی کم اتفاق می افته برای یه هنرمند.

و اگر اتفاق بیفته؛
اون اثر جاودانه خواهد بود.

تاثیر تربیت ذهنی / کارورزی برای نوشتن آهنگ تا کجاست / چقدر است؛
در ایران هنوز این سبک آموزش ارائه نشده ولی خب ، خیلی مهمه باید رفت این آموزش را (یاد گرفت و) وارد کرد.

برای بهبود وضع آموزش؛
بیشتر جوانها را با فلسفه آشنا بکنیم ، چون موسیقی شرق بیشتر فلسفه است.

پیشنهادی برای تربیت ذهنی جامعه یعنی بالاترین سطح توقع جامعه در حوزه موسیقی؛
بیشتر موسیقی خوب تولید و پخش بشه به اصطلاح.

موسیقی ای که شبانه روز گوش می کنیم؛
شاید 60تا 70درصدش مخرب هم باشه و تاثیر منفی بر اعصاب و روان بگذاره.

حالا چه تولید خودمان باشه چه خارج از کشور. توجه به خط اتو؛
مسلما بله ، خودش نظمه.

اهتمام در تهیه لباسهای گران / تنوع لباس و...؛
علاقه دارم تا آنجا که بتونم.

پوشیدن لباسهای اسپرت در اماکن عمومی؛
علاقه ندارم.

چنانچه مثل آیینه باشین ، چه خواهین بود / چه خواهین کرد؛
نه هیچ وقت مثل آینه نمی توانم باشم یعنی به آن مرحله نرسیده ام.

یا چنانچه مثل باران باشین؛
آرزو می کنم.

هستین دیگه «بارون آموزش »؛
باران رحمت نشدیم هنوز.

و چنانچه مثل درخت...؛
دوست دارم همان درخت سرو باشم.

وقتی که باید از خود بگذرین؛
اصولا چیز خوبی یه.

وقتی که باید به خود سر زد / به خود رسید؛
معمولا در خلوت.

وقتی که باید در خود فرو رفت و حتی در خود ماند؛
لحظه نوشتن موسیقی.

شما و اعجاز؛
با دو سه جوانی که در حد نابغه بودن ، آشنا شدم...

یه ملاک درونی / شخصی؛
موسیقی سبز.

علی اکبر مظاهری
mazaheri@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها