ماخودمان ؛د...کورشدیم!

دکور در برنامه های تلویزیونی ما، بیش از هر چیز نمودی است از ترسها، عقده ها و نابلدی های طراح آن. اگر در نگاهی منصفانه حساب استثناها را جدا کنیم ، باید یک بار و برای همیشه بپرسیم دکور چیست؛... و گیر کار ما کجاست؛
کد خبر: ۶۸۵۷۸

مجری معمولا قسمت اصلی دکور پست سر خود را می پوشاند. بارها رخ داده طرحی که به صورت کروماکی پشت سر مجری قرار گرفته است (که چه بسا به تنهایی زیبا و جالب توجه باشد) توسط مجری ، بلوکه شده ، ناقص ، گنگ و زشت می شود.
طراح آن پس زمینه تفاوت کار خود را با طراح جلد کتاب نمی داند او نمی داند قرار است یک نفر جلوی طراحی او ظاهر شود. او نمی تواند طرحش را نه به عنوان یک جزو مستقل که در ترکیبی از سایر اجزای صحنه ببیند. اکثر طراحان دکور برنامه ها با در نظر نگرفتن وقایعی که قرار است جلوی دکور ایشان اجرا شود یا بی توجه به نحوه حرکات دوربین ، دکور می سازند.
در میزگردها گاهی دوربین دور افراد می چرخد و آنجاست که اشتباه محاسبه دکوراتوری که کارش را تنها با توجه به یک زاویه خاص طراحی کرده ، نمود می یابد. عموم دکوراتورها گویی هنوز نمی دانند دکور، چیزی آن پشتها نیست.
جزیی است در تعامل با دیگر اجزای صحنه. کسی از یک دکور انتظار ندارد به تنهایی ارزش هنری جدی داشته باشد و زیباترین دکورها اگر با توجه به مدیوم تلویزیون طراحی نشده باشد، به کل بی ارزش اند.


مفاهیم ، مفاهیم
ذهن طراحان دکور ما مفهوم گراست. آنان یک سمبولیسم منحط نخ نما را جانشین نگاه زیباشناسانه تصویری کرده اند که از ایشان انتظار می رود.
چقدر ساعت به مفهوم زمان ، چقدر پوکه فشنگ به مفهوم دفاع مقدس ، چقدر تنگ ماهی به مفهوم نوروز، چقدر چیزهایی به مفهوم چیزهایی دیگر.
براساس قضاوت تاریخ این نوع نگاه سمبولیک ، پیش از اختراع تلویزیون رسما به نقطه پایان خود رسیده و امتداد چنین نگاهی (خصوصا با تلقی هنرمندانه) در دوره و زمانه ای که ما در آن هستیم ، شگفت انگیز است.
باوجود این که این سمبل کاران (چرا نگوییم سمبل کاران ؛)، هر ساله از سازمان صداوسیما بازنشست می شوند اما در کمال تعجب نسل جوان جایگزینشان همچنان سفت و سخت این میراث پرمدعی و توخالی را حفظ می کند.
دکوراتورهای جوان جرات تخطی از قواعد زیبایی شناسی منقرض شده ای را که مدتها بر تولید برنامه و طراحی دکورها حاکم بوده است ، ندارند. یک خاکریز و پوکه فشنگ به صرف این که اشاره به مفاهیم زیبایی دارد در چارچوب زیبایی شناسی تصویری لزوما زیبا نیست.
با این حال تا اطلاع ثانوی همچنان شاهد چیزهایی به مفهوم چیزهای دیگری خواهیم بود.


فضای خالی
بیشتر دکوراتورهای تلویزیون ، از فضای خالی وحشت دارند پیگیری ریشه های این ترس روانی قطعا برای روان کاوان اجتماعی ، نتایج جالب توجهی خواهد داشت . وسواس بیمارگونه در پر کردن تمام قسمتهای صحنه گاه به چشم آزاری های بی مورد می انجامد.
شاید مناسبات حرفه ای به دکوراتورها اجازه استفاده از فضای خالی را نمی دهد. شاید کارفرمایانشان چنین فضاهای خالی را به حساب نابلدی و کم کاری بگذارند، شاید به تنبلی متهمشان کنند.
ولی با این حال ما سخت به دکوراتور و برنامه ساز پر دل و جراتی که چنین تهمتهایی را به جان بخرد؛ اما در عوض اهمیت زیبایی شناسانه فضای خالی را بشناساند، نیازمندیم. گاه تماشاگر از تعدد اشیای صحنه خسته می شود. اتفاقی که چند سال پیش در برنامه نیم رخ افتاد.
یعنی استفاده از فضای استودیویی سفید و خالی آنقدر بی دلیل مورد تقلید قرار گرفت که نشان داد چه تعداد برنامه ساز در تبدیل آوانگاردیسم به تحجر، توانایی نبوغ آسا دارند. پس مدآه استودیوی سفید را فراموش کنیم و مطمئن باشیم ترس از فضای خالی همچنان عمیق و ریشه دار، پابرجاست.


کامپیوتر...این کامپیوتر لعنتی
سال 72با خریداری تجهیزات میکس کامپیوتری از سوی صدا و سیما، نوع دیگری از زیبایی شناسی (زشت شناسی) تصویری در تلویزیون پا گرفت شیفتگی غریبی به اعوجاج خود را نشان داد و می دیدیم گوینده در یک فضای مجازی نشسته و صحبت می کند و گاه پشت سرش چیزهایی می پکد و می رقصد و کله معلق می زند.
امکانات بی نظیر تجهیزات جدید (انواع افه های تصویری ممکن) بدون سلیقه مشخصی ، به نمایش گذاشته شد و اجرای انواع شعبده بازی ها تصویری به صرف امکانشان ، مجاز شمرده شد و اعصاب تماشاگران به همراه امکانات جدید تا مدتها ابزار دست شیفتگان اعوجاج بود.
باید پذیرفت ، آن بی بندوباری ابتدایی در استفاده از تصاویر رایانه ای امروز کمتر به چشم می خورد؛ اما متاسفانه گرایش غالب استفاده کنندگان از جلوه های مجازی همچنان در سطح سلیقه تدوین گران فیلمهای عروسی باقی مانده است.


کاش جایی بود...
اول می گوییم کاش جایی بود که گرافیست تلویزیونی پرورش می داد، یعنی مدت 4سال متخصصی را پرورش می داد که وجودش در تلویزیون ضروری است.
بعد می فهمیم چنین جایی وجود دارد؛ دانشکده صداوسیما دریکی از گرایش های تخصصی گرافیست تلویزیونی تعلیم می دهد؛ کسانی که یک بار و برای همیشه باید به سوالات ابتدایی مطلب پاسخ دهند و به فکر چشمان (و شعور) مخاطبشان باشند. این که به طور همزمان شاهد نابلدی و از سویی تعلیم افراد متخصص باشیم ، قضیه بغرنجی است که حلش قطعا از وظایف مدیران سازمان است.
لازم است گروهی پیگیر این ماجرا شوند که از لحظه ورود یک دانشجوی صداوسیما در رشته گرافیک تلویزیونی تا انجام اولین کار حرفه ای اش چه اتفاقاتی می افتد و باید در چه چیزهایی تجدید نظر شود. تلویزیون ما قرار است پابرجا باشد.

سروش روحبخش
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها