رسانه انتقال فرهنگ

بهروز رضوی گوینده ، مجری ، شاعر و ترانه سرا، سردبیر، دوبلور بازیگر تئاتر و سینماست. به قول خودش از هر هنری 2 نخود دارد. او بیشتر عمر خود را در وادی هنر سرکرده است.
کد خبر: ۶۴۸۴۱

با ما از تجربیات خود و از برنامه های مختلفش صحبت کرد.


اگر به گذشته برگردیم فضا و محیطی که شما در آن رشد پیدا کردید قطعا روشنگر مسیر و راه زندگی بوده است؛
در خانواده نسبتا مذهبی رشد پیدا کردم. دایی پدرم نواب الذاکرین در آغاز جوانی تار می زد و از صدای خوبی هم برخوردار بود.
آن زمان هر کس که به موسیقی علاقه نشان می داد از نظر دیگران کاری ناشایست محسوب می شد. نواب الذاکرین شبی در خواب می بیند که امام حسین ع از او می خواهد که در مدح خاندان اباعبدالله از صدایش استفاده کند.
او تار خود را می شکند و از آن به بعد مداح خاندان اهل بیت می شود و صدای او تنها صدایی است که از دوره مظفرالدین شاه باقی مانده است.
نقل می شود که روزی مظفرالدین شاه از او می خواهد که برایش آواز بخواند. نواب الذاکرین غزلیات عطار، حافظ و سعدی را در دستگاههای مختلف مثل ماهور می خواند که هم اکنون صفحایی از آن هم موجود است.
من هم در این خانواده و با این شرایط بزرگ پرورش یافتم. خوب به یاد دارم که در کودکی به بیماری سختی دچار شدم. مادرم نذر کرد که اگر شفا پیدا کنم تا ده سالگی در سوگ اباعبدالله لباس سقایی بپوشم و به مردم تشنه آب بدهم.
نذر او قبول شد، من وقتی پنج سال بیشتر نداشتم با مشک ، به مردم شربت و آب می دادم. ناگهان متوجه شدم که کسی مرا از زمین بلند و بر پشت یک اسب سوار کرد.
این اتفاق آنقدر سریع افتاد که من میان هیجان و ترس بودم. اما بعد آرامشی عجیب را احساس کردم. خوب یادم هست که نخستین بار در روز جهانی کودک یکی از مجریان برنامه کودک و نوجوان شدم.
این برنامه تا مدتها ادامه داشت. هنر در خانواده من نقش زیادی دارد بطوری که برادرم آقای بهزاد رضوی نوازنده تنبک است و خواهرانم هر کدام خانمها عاطفه رضوی و آزاده ، مرضیه رضوی در حوزه هایی چون سینما، تئاتر و موسیقی مشغول هستند.
همه ما با تایید خانواده هنر را دنبال می کنیم. به طوری که من هنوز لالایی های مادرم را در گوشم احساس می کنم.

از چه سالی وارد رادیو شدید؛
ورود من به رادیو خیلی تصادفی بود. هیچ وقت فکر نمی کردم که روزی گوینده شوم. هر چند که به گویندگی همیشه فکر می کردم و هر از گاه هم برنامه های رادیویی را گوش می دادم.
وقتی برای اولین بار برنده مسابقات هنری تهران شدم مسوولان برندگان را به اردوی رامسر می بردند. در آنجا گزارشگران رادیو با من مصاحبه رادیویی کردند و من به عنوان استعداد و هنرمندی جوان معرفی شدم.
باز شدن پای من به رادیو همان و باقی ماندن من تا سالها همان شد. وقتی به رادیو آمدم با خانم پوران فرخزاد آشنا شدم که مرا به برنامه های جنگ ادبی دعوت کرد. در آن برنامه نمایشنامه های طنز را اجرا می کردم.
مدتها بعد کار نویسندگی را آغاز کردم. برای آشنایی کودکان و نوجوانان داستان های مختلفی از ایران و جهان انتخاب و پخش می کردیم. بخش دیگری از فعالیت های من در رادیو گویندگی است که در این باره به جوانان و گویندگانی که در اول راهند باید بگویم نباید مقلد باشند بلکه با گوش دادن به شیوه ها و روشهای مختلف گویندگی خود باید مبدع باشد.
در حوزه سینما و تئاتر هم این موضوع صدق می کند. پیش از انقلاب من در فیلم «برهنه در باد» ایفای نقش کردم که به کارگردانی آقای سیروس الوند بود. این تجربه را بعد از انقلاب با فیلم «ردپایی بر شن » به کارگردانی آقای محمدرضا هنرمند ادامه دادم.

از فعالیت های خودتان در سینما و تئاتر بیشتر صحبت کنید؛
فعالیت در تئاتر و صحنه را خیلی دنبال نکردم چرا که تئاتر از قدیم مهجور مانده و هنرمندان آن نه تنها از امکانات لازم بی بهره هستند بلکه از نظر مالی هم تامین نمی شوند.
برای همین در کنار تئاتر و سینما، مدیریت شرکت تبلیغاتی هم از عمده فعالیت هایم است. حقوق و دستمزد کارکنان رادیو بسیار پایین است این موضوع را حتی مدیران رادیو می دانند و واقفند که نسبت به تلویزیون حقوق بسیار ناچیزی به کارکنان رادیو داده می شود.
اما با این وجود من ترجیح می دهم که در رادیو کار کنم چرا که رسانه ای مردمی است.

ظاهرا شما شاعر هم هستید؛ آیا شاعر بودن شما بر نحوه اجرایتان تاثیری دارد؛
من در انجمن های ادبی زیادی شرکت می کردم و گاهی شعری می خواندم اما شعر گفتن من به زمانی قبل تر باز می گردد.
در یکی از انجمن های ادبی وقتی استاد حسین منزوی شعر می خواند من شروع به یادداشت شعر او کردم و در آخر چند مصرعی را که من نتوانسته بودم بنویسم جلوی او رفتم و از استاد خواستم شعر را کامل برایم بنویسند.
از همان زمان رفاقت من با استاد منزوی باعث شد که به سراغ شعر بروم. اما این موضوع بیشترین تاثیر را در شناخت من از دنیای ادبیات داشت .

بیشتر برنامه های شما مربوط به مفاخر و مشاهیر ادبی است. چرا این برنامه ها را انتخاب می کنید؛
همیشه طبق علایق و تمایلات خودم این برنامه ها را دوست داشته ام. گاهی هم پیش می آمد که از من می خواستند اجرای یک برنامه ورزشی را قبول کنم چرا که معتقد بودند صدای پر من به درد این برنامه می خورد. اما نمی توانستم قبول کنم.
به یاد دارم که سالها پیش قبل از انقلاب وزیر بهداری خواسته بود که گویندگی برنامه هایش در رادیو را قبول کنم. به یاد دارم که سالها پیش قبل از انقلاب وزیر بهداری خواسته بود که گویندگی برنامه هایش در رادیو را قبول کنم.
موضوع برنامه در مورد توصیه های بهداشتی بیماری های فصل تابستان بود و اولین برنامه آن «اسهال خونی» نام داشت. این موضوع آن قدر مرا ناراحت کرد که نتوانستم و فورا از استودیو بیرون آمدم.
گاهی هم پیش می آمد که وقتی گوینده خبر، شب دیر به سر کار می رسید به ناچار اخبار را من می گفتم. این موضوع آن قدر مرا ناراحت کرد که نتوانستم و فورا از استودیو بیرون آمدم.
اما برنامه ادبی بخش اصلی و با اهمیت کارم است. اخیرا یکی از برنامه های خوب و موفق شبکه فرهنگ به اسم «نام آوران» را اجرا می کنم.
در این برنامه به مشاهیر ادب و هنر و فرهنگ در 100سال گذشته تا کنون می پردازیم.برنامه دیگری که با علاقه اجرای آن را به عهده دارم «دانای کل» نام دارد که درباره تاریخ است و راویان رویدادهای تاریخی دیده ها و شنیده های خودشان را برای شنونده تعریف می کنند.

برنامه دیگری هم دارید که اگر اشتباه نکنم همان «روایت شب » است؛
«روایت شب » برنامه موفقی است که خلاصه رمانهای موفق جهان را مرور می کند. در این برنامه هر شب نویسندگان خلاصه ای از یک رمان را در عرض شش برنامه به صورتی که خط قصه ، شخصیت های اصلی و محوری از میان نرود به شنوندگان عرضه می کنند به گونه ای که اگر یک شنونده هر شب پای رادیو نشسته باشد می تواند یک رمان 300صفحه ای را در عرض نیم ساعت و طی یک هفته گوش کند.
این برنامه را قبلا در شبکه تهران با نام «کتاب شب » اجرا می کردم. مرحوم حسین میرعلیزاده اولین مجری و از گویندگان بسیار خوب و توانای این برنامه بود.
یکی دیگر از برنامه ها «شرق شناسی » است که تاریخ اسلام را از پیش از آن مرور می کند. این برنامه هم برنامه ای موفق و پرشنونده است.

اما اجرای این گونه برنامه ها مثل روایت شب تاثیر زیادی بر مخاطب می گذارد و در واقع شما در این هرج و مرج وقت و کار و گرفتاری برای ما کتاب می خوانید، به نظر شما کتاب شنیداری چه تاثیراتی می تواند بر شنوندگان بگذارد؛
برنامه سازی در رادیو شیوه های خودش را دارد. این برنامه ها با توجه به سلیقه ها و سنین مختلف ساخته می شود. برنامه «روایت شب » برنامه ای داستانی است و می تواند مخاطب گسترده ای داشته باشد. چرا که داستان را همه دوست دارند.
در دنیای امروز که فرصتها اندک است و یا در انتهای روز خستگی ، رمقی برای خواندن باقی نمی گذارد شنیدن یک داستان از سری کتابهای ادبیات داستانی جهان می تواند به فرهنگ کتابخوانی کمک کند.
همین جاست که «رادیو فرهنگ» با مدیریتی مثال زدنی کار خودش را به بهترین نحو انجام داده است. شنونده ای که در حال رانندگی است می تواند رمان بهترین نویسنده جهان را هم گوش کند و یا چه بسا کنجکاوی او تحریک شود تا همان رمان را خود بخواند.
این کتابها بنا به مناسبت های مختلف تغییر می کند. مثلا در ماه مبارک رمضان ، ادعیه ها و نهج البلاغه و در عید نوروز کتابهای مخصوص همین ایام انتخاب و به شنونده معرفی می شود. در زمستان انتخاب یک کتاب مناسب آب و هوا، می تواند در ذهن شنونده همذات پنداری را تقویت کند.
بزرگترین وظیفه رادیو آموزش است. آموزشی که همه مردم را تحت تاثیر قرار دهد می تواند بیشترین فرهنگ رسانی را انجام دهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها