پلیس بازی با مایه های طنز

نام مهدی فخیم زاده کارگردان سینما و تلویزیون حالا برای بیشتر مخاطبان آشناست. چرا که او بشدت به داشتن مخاطب در آثارش اعتقاد دارد و بارها گفته است که خود را فیلمسازی حرفه ای از بدنه سینما می داند و اثر ناب را چیزی جز استقبال مردم و فروش گیشه نمی داند.
کد خبر: ۶۳۹۳۰

کارگردان فیلمهای سینمایی همچون: «مسافران مهتاب» ، «تشریفات» ، «توحید» و «همسر» و سریال هایی مثل تنهاترین سردار و ولایت عشق که پیش از این سریالی پلیسی با نام خواب و بیدار را کارگردانی کرده بود،قرار است بار دیگر مجموعه پلیسی دیگری را با عنوان «حس سوم » بسازد.
«حس سوم» داستانی پلیسی و آمیخته با مایه های طنز است که در آن ردپای آثار قبلی فیلمساز، احساس می شود. در یکی از روزهای نه چندان سرد بهاری ، به سراغ گروه سریال سازی فخیم زاده رفتم. باد ملایمی می وزید. وارد حیاط بزرگی شدم که دیوارهای بلندی دور تا دور آن را با پنجره های نیمه شکسته پوشانده بود. هر چه چشم انداختم ، اثری از گروه ندیدم. آسمان کاملا تاریک نشده بود. در گرگ و میش هوا به راه افتادم. به اتاق بزرگی رسیدم.
سیاهی مطلق تمام آن چیزی بود که دیده می شد. چیزی شبیه یک اتفاق. قرار است در سوله بزرگ مجاور آن که بیشتر شبیه گاراژ ماشین های اسقاطی است ، صحنه تعقیب و گریزی تصویربرداری شود. هوای سالن دم کرده و روغن های سیاه ، کف زمین ریخته بود. بوی گازوییل تمام آن چیزی بود که مانند تابلویی راهنما ، مسیر اصلی را نشان می داد. به انتهای سالن که رسیدم ، پرده بزرگ آویزان بر یکی از چارچوب ها را کنار زدم. نگاهی انداختم. گروه برنامه سازی «حس سوم» ، را دیدم. همگی جوان هستند و کنار فخیم زاده ، حلقه زده اند. گروه مشغول تمرین است و فخیم زاده ، نکاتی را به آنها گوشزد می کند.
قرار است صحنه پایانی اپیزود اول فیلمبرداری شود. به گفته حمید قربانی دستیار اول و تدوینگر فخیم زاده ، در این صحنه ، سیما و فریبا را قاچاقچیان به گروگان می گیرند و سیما که جای مواد مخدر را ردیابی می کند ، وارد سوله تعمیرات ماشین می شود تا ماشینی که مواد در آن جاسازی شده است ، را پیدا کند. در این گیر و دار ، پلیس وارد عمل می شود و....
حمید قربانی ، به تفاوت این داستان با داستان های دیگر ژانر پلیسی اشاره می کند و می گوید: «مجموعه حس سوم ، متفاوت تر از داستان پلیسی «خواب و بیدار» است.
در این مجموعه طنز موقعیت هم دخیل است ، که همین مساله باعث شده در دکوپاژ هم شیوه جدیدی ارائه شود. این مجموعه در ژانر فیلمهای پلیسی کار شاخصی خواهد شد. مهدی فخیم زاده با همان دقت و حساسیت ، به صفحه مانیتور دوربین خیره شده و تمام جزییات را زیر نظر دارد و جایی را که باید بازیگران در کادر باشند، به آنها نشان می دهد و بعد از تمرین نهایی سراغ تصویربرداری این صحنه می رود. در کشویی بزرگی باز می شود.
سیما (نسرین مقانلو) ، فریبا (لیلا برخورداری) و سهراب جباری (حبیب دهقان نسب) وارد می شوند و به سمت ماشین پارک شده می روند ، توقف می کنند ، سهراب رو به سیمین می کند و می پرسد: کجاست؛ سیمین پس از کمی سکوت ، نقطه ای را نشان داده و می گوید: همین جاست و فخیم زاده کات می دهد.


از قبل نقشه



کشیدم گروه دست از کار می کشند.چای سر صحنه هم آماده است. فرصت مناسبی است تا با مهدی فخیم زاده درباره تازه ترین اثرش ، گفتگویی کوتاه انجام دهم. بعد از خسته نباشید و احوالپرسی های معمول ، سراغ اصل مطلب می روم و از مجموعه حس سوم و چگونگی روند کار می پرسم.
او در ابتدا به علاقه خود به کار در ژانرهای مختلف اشاره می کند و می گوید: «همیشه به بیلان های مختلف در ژانرهای متفاوت علاقه داشته ام و تا جایی که امکانات ، اجازه داده است ، سعی کرده ام همه نوع ژانری را امتحان کن و تقریبا برای هر نوع کاری هم از قبل نقشه می کشیدم و اعلام آمادگی می کردم. غیر از کار در ژانر تاریخی که هیچ وقت تصور نمی کردم که بتوانم ژانر تاریخی را هم تجربه کنم. چون معتقدم در صنعت فیلمسازی ایران ، که معمولا متکی به بازگشت سرمایه از گیشه است ، نمی توان کارهای تاریخی بزرگ انجام داد. چون فیلمهای سینمایی و مجموعه های تلویزیونی ، معمولا کارهای کم خرجی هستند ، در نتیجه هیچگاه دورخیزی نداشتم. اما زمانی که پیش آمد ، سعی کردم تا آنجا که می توانم ، کار را به درستی پیش ببرم. یکی دیگر از ژانرها ، کار در سینمای کمدی موقعیت بود که در فیلم «همسر» و «خواستگاری» تجربه کردم.
در این بین یکی از ژانرهایی که همیشه به آن علاقه داشتم ، ژانر پلیسی و یا ژانر کمدی اکشن بود. اکشن هایی که با صحنه های زد و خورد همراه است ، اما چندان جدی نیست و وجه طنز آن بر چیزهای دیگر ، غالب است که متاسفانه تا این لحظه ، موقعیت پیش نیامده بود.
قبل از انقلاب فرصت نبود و بعد از انقلاب هم سینمای ایران هر چند سال یکبار کانالیزه می شد ؛ گاهی به سوی سینمای عرفانی ، گاهی به سوی سینمای اخلاقی و گاهی به سوی سینمای جشنواره ای سوق پیدا می کرد و من هم که در بدنه سینما کار می کردم و چشم به مخاطب عام داشتم ، بی تاثیر از این شرایط و هدفمندی هایی که برای سینما ایجاد می شد ، بودم.
به دنبال آن سریال سازی در تلویزیون را آغاز کردم و پس از مجموعه های تاریخی ، به ژانر پلیسی در سریال «خواب و بیدار» رسیدم.» از او خواستم تا درباره تفاوت های پلیس در مجموعه های «خواب و بیدار» و «حس سوم» بگوید که او به اولین قدمهای خود در خواب و بیدار اشاره می کند و می گوید: «پلیس خواب و بیدار ، اولین قدمها برای شناساندن پلیس 110 و کارکردهای آن در اجتماع بودند که نیروی انتظامی پیشقدم شدند تا این مجموعه پلیسی ساخته شود و این در حالی است که تا قبل از خواب و بیدار ، انتظاری که از فیلم یا مجموعه های تلویزیونی پلیسی می رفت ، نقش پلیس را بازتابی از بخشنامه های درون سازمانی خود می دانستند.
در واقع نوعی فیلم آموزشی بود تا این که در خواب و بیدار ، اولین قدمها برداشته شد و سعی کردم به پلیس به گونه ای دیگر نگاه کنم در نتیجه روابط پلیس و نوع برخورد آن با سوژه های موردنظر ، برای بیننده ملموس تر بود. اما در «حس سوم» این گونه نیست.
با تجربه ای که از خواب و بیدار داشتم نقاط حساس را می شناسم ، می دانم که کجا باید چه کرد و تا کجا پیش رفت و چه نوع پلیسی را خلق کرد ؛ به اضافه این که جامعه و نیروی انتظامی در این زمینه آمادگی بیشتری پیدا کرده است.
فخیم زاده ادامه می دهد: از روند کلی کار راضی ام و شخصیتهای داستان را نیز دوست دارم. ایرج و سیما به اتفاق فریبا دخترشان شخصیت های محوری داستان هستند که انسان های خلافکاری نیستند ولی در عین حال منزه هم نیستند. مرد چکهای برگشتی را وصول می کند و زن هم همکاری می کند اما دخترشان با این کار مخالف است ، در هر حال به باند مواد مخدر کشیده می شوند و در نهایت پلیسی آنها را دنبال می کند و ماجراهایی به وجود می آید. فخیم زاده در پایان صحبت هایش به مشکلات گروه تولید با سازمان ها و ارگان هایی اشاره کرد که باید حامی کل کار باشند ، اما متاسفانه همکاری های لازم را نداشتند. حبیب اسماعیلی تهیه کننده این مجموعه هم حرفهایی برای گفتن دارد.
اسماعیلی سینماگری است که اغلب او را به عنوان بازیگر می شناسند و وجهه تهیه و تولید فیلم سینمایی از جانب حبیب اسماعیلی تا اندازه ای شناخته نشده است. جالب این که فیلمهایی مثل خارج از محدوده رخشان بنی اعتماد ، جهیزیه برای رباب ، سالهای خاکستری ، بدل ، یک فیلم با دو بلیت ، بازیگر و قرمز جزئ فیلمهایی بوده که تهیه کنندگی آن را به عهده داشت و مجموعه تلویزیونی «حس سوم» اولین تجربه او در تهیه کنندگی تلویزیون است. حبیب اسماعیلی معتقد است یک اثر خوب اثری است که بیننده داشته باشد و این مساله همکاری های سایر ارگان ها را نیز می طلبد.

  • با تجربه «خواب و بیدار» می دانم که چه پلیسی را می توان خلق کرد و تاکجا می شود پیش رفت

  • او ادامه می دهد: یکی از معیارهای موفقیت یک تهیه کننده داشتن مخاطب است و فکر می کنم این مجموعه با توجه به حساسیت هایی که فخیم زاده دارد موفق خواهد بود البته به شرطی که ارگان های دیگر همکاری لازم را داشته باشند و مشکلی که ما همواره در طول کار با آن مواجه هستیم نبود یک واحد تصمیم گیری درست در نهادهای دیگر است. به محض این که پای همکاری به میان می آید ابتدا شورا تشکیل می دهند تا فیلمنامه را بخوانند که احیانا موردی برخلاف منافع ارگانها دیدند از همکاری سر باز زنند در نتیجه برای مجوز دادن به گروه برنامه سازی یک شبکه رسمی را دچار مشکل کنند که این مساله باعث به تعویق افتادن کل کار می شود در نتیجه مجبور به خودسانسوری می شویم.
    پس از همه این گلایه ها حبیب اسماعیلی به «حس سوم» اشاره می کند و می گوید «حس سوم» علاوه بر داشتن مایه های طنز بیشتر به منظور آشنایی و آگاهی جوانان بر مساله اعتیاد است و سعی شده روی این مساله با زبان طنز و به شکلی شیوا بحث اعتیاد را از جنبه هشدار بیان کند.


    آتش گداخته



    هوا سردتر شده است ، آتش گداخته درون شبکه های فلزی زبانه می کشد و در حالی که روی چرخ دستی سوار است به میان میدان می آید و هر یک از اعضای گروه صندلی پلاستیکی خود را برمی دارد و کنار آتش می نشینند تا صحنه بعد آماده تصویربرداری شود و کم کم گروه فیلمسازی دور آتش حلقه می زنند. نسرین مقانلو هم و آرام و بی صدا نشسته است.
    مقانلو بازیگر کم کاری است تا جایی که پس از ده سال غیبت تنها در 2 پیشنهاد تلویزیونی «مسافری از هند» ، «حس سوم» ، و فیلم سینمایی «مهمان مامان» بازی کرده است. مقانلو در توضیح دقت در انتخاب خود کمی به عقب برمی گردد و می گوید: زمانی که ایران را ترک می کردم چند سالی بود که بازیگری را شروع کرده بودم و تا اندازه ای آن را شناختم. نبود من در این ده سال باعث شد تا نگاه عمیق تری نسبت به انتخاب کاراکترهای پیشنهادی داشته باشم تا شاید با این ریزبینی به نتیجه بهتری برسم و این خلا ده ساله را با انتخاب درست پر کنم.
    مقانلو در حالی که لیوان چای خود را در دست می چرخاند ادامه می دهد: شیرین ترین تجربه کاری ام در فیلم اولی بود که با آقای فخیم زاده تجربه می کردم. در «همسر» نقش پلیس زن را بازی می کردم. در این سریال هم سیما شخصیت زنی ساده و معمولی است و با تمام نقشهایی که تا کنون بازی کردم بسیار متفاوت است و از آنجا که دوست ندارم در هیچ نقشی کلیشه شوم احساس کردم این نقش با دیگر نقشهایی که داشتم متفاوت است. طنزی که به کار گرفته شده ، طنزی است آمیخته با روح داستان و شخصیتها به گونه ای هستند که به راحتی می توان با آنها همذات پنداری کرد.
    ساکت ترین فرد گروه حبیب دهقان نسب است که پس از «تنهاترین سردار» ، «ولایت عشق» و «خواب و بیدار» چهارمین همکاری خود با فخیم زاده را تجربه می کند او بالاخره سکوت را می شکند و از نقش خود می گوید: سهراب جباری رهبر باند قاچاق مواد مخدر است که با مامور نیروی انتظامی در خواب و بیدار بسیار متفاوت است.
    او آدمی است که به لحاظ اقتصادی وضعیت خوبی دارد و آدم مقتدری به نظر می رسد و فقط به منافع خودش فکر می کند تا جایی که دست به کشتن برادرش می زند. در هر صورت احساس می کنم کل کار می تواند رضایت مردم را جلب کند.
    با این اوصاف بهتر است ما هم منتظر باشیم تا «حس سوم» را از شبکه 2 سیما ببینیم.


    پریسا ساسانی


    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها