jamejamsara
سرا خواندنی ها کد خبر: ۶۳۵۶۴۲   ۲۴ دی ۱۳۹۲  |  ۱۴:۴۹

من نمی‌دانم که این تعلیم و تربیت یا به عبارتی همان آموزش و پرورش چرا دست از سر دولت بر نمی‌دارد؟ مدرسه غیرانتفاعی، مدرسه هیات امنایی، مدرسه مخصوص مدرسه ویژه اخص، مدرسه نمونه، مدرسه استعدادهای تابنده، مدرسه ستارگان درخشان نبوغ، خلاصه هر لحظه به رنگی بت عیار درآمد تا این عادت ناپسند تعلیم و تربیت رایگان از یادها فراموش بشود.

به گزارش جام جم سرا، اسماعیل امینی در تهران امروز نوشت: به هر ترفندی که بود خواستند این آموزش و پرورش را از سر دولت، باز کنند و هزینه‌هایش را از جیب والدین دانش‌آموزان تامین کنند، نشد که نشد.اما مسئولان ما که به این سادگی از میدان به در نمی‌روند پس آن همه دانش و تدبیر و تجربه شان به چه کار می‌آید؟
نشستند و فکر کردند، رفتند و مطالعه کردند، سمینار گذاشتند در جزیره کیش و اهل و عیال را با خودشان بردند و در نهایت، راه چاره را یافتند.
به به! مرحبا! حبذا! زها زه! بنازم به این هوشمندی و تدبیر! آفرین بر این چاره‌جویی!
از این بهتر دیگر ممکن نیست! قرار است به میمنت و مبارکی از این پس، سرانه دانش‌آموزان را به مدرسه‌ها بدهند و مدیران مدرسه از همین سرانه چشمگیر، هم حقوق معلمان را بپردازند، هم هزینه آب و برق و گاز مدرسه را بدهند و هم هر هزینه دیگری که برای مدرسه پیش ‌آید.
اعلام کرده‌اند که سرانه هردانش‌آموز می‌شود یک میلیون و چهارصدهزار تومان در سال، آآآآآآآ!! یک میلیون و چهارصدهزار تومان! عجب رقم درشتی! بله یک میلیون و چهارصد هزار تومان! همین ارقام درشت است که به بودجه دولت فشار می‌آورد تا نتواند سرانه ستاره فوتبال را بپردازد که او با خیال راحت بتواند ماهی ده پانزده میلیون برای سر و وضعش هزینه کند.همین حقوق‌های بی‌حساب و کتاب هفتصد، هشتصد هزارتومانی معلمان است که صندوق دولت را خالی می‌کند و نمی‌گذارد برای واردات ماشین‌های آبرومند یک میلیاردی، چیزی باقی بماند.
آه! تصور کنید آن روزهای رویایی را که دیگر، آموزش و پرورش زحمتش را کم کرده و چشم طمع ازبودجه دولت برداشته! آن روز دیگر پول بی‌زبان دولتی به جای آنکه صرف تعلیم و تربیت چند تا بچه فسقلی بشود برای بورسیه کردن مدیران کلان در دانشگاه‌های آن سوی اقیانوس‌ها هزینه می‌شود.
انصافا اگر اختیار این پول‌ها به دست شما بود، ترجیح می‌دادید در کجا هزینه شود؟
پرداخت دستمزد معلمانی که در هفت آسمان یک ستاره ندارند و هیچ‌وقت توجه هیچ رسانه‌ای را جلب نمی‌کنند و اسم‌شان را کسی نشنیده است چه اهمیتی دارد؟ مگر آنها می‌توانند کنفرانس خبری برپا کنند؟ کدام خبرنگاری است که حاضر باشد از یک معلم مصاحبه و خبر تهیه کند؟ کدام دوربینی است که بخواهد از معلم تصویر بگیرد؟
آن کسی که می‌گفت: فهرست غارتگران بیت‌المال در جیب من است دیگر رفته است بی‌آن که فهرست را از جیبش دربیاورد، اما انگار آن فهرست را به مسئولان بعدی سپرده است و آنان به فراست دریافته‌اند که پرداخت حقوق معلمان، بزرگ‌ترین مشکل اقتصاد و بودجه دولتی است و با تدبیری هوشمندانه می‌خواهند جلوی این اسراف بزرگ را بگیرند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
چالش ایجاد شغل برای نخبگان

چالش ایجاد شغل برای نخبگان

مسائل مربوط به نخبگان از سال‌ها قبل مورد توجه من بود، به طوری که از سال ۱۳۸۰ به صورت جدی وارد این بحث شدم و دغدغه‌هایم را پیگیری کردم. علت اصلی‌اش هم این بود که در نمایشگاهی مطلع شدم از۱۵۰ دانش‌آموز المپیادی کشور، حدود ۹۰ نفرشان به خارج کشور مهاجرت کرده‌اند. این موضوع باعث شد تا من نظریه مهاجرت ژن‌ها را مطرح کنم و در مقاله‌ای به آن بپردازم.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر

نیازمندی ها