بررسی فیلم «آنچه مردان درباره زنان نمی‌دانند» در برنامه «هفت»

شریفی نیا: بحث «ازدواج موقت» نیاز به آسیب‌شناسی دارد

دو عیب خیلی بزرگ «محمد رضا شریفی نیا» به روایت داریوش مهرجویی

کتاب «مهرجویی؛ کارنامه چهل سالگی» که متن گفتگوی چندین ساعته مانی حقیقی با داریوش مهرجویی را منعکس می کند، شامل بخش های جالب و خواندنی درباره افراد مشهور سینمای ایران است.
کد خبر: ۶۲۸۶۹۸
دو عیب خیلی بزرگ «محمد رضا شریفی نیا» به روایت داریوش مهرجویی

مهرجویی در این کتاب درباره همکاریش با محمدرضا شریفی نیا می گوید: «برای فیلم «پری» دستیار نداشتم و عبدالله اسکندری گفت کسی را می شناسم که در پروژه «امام علی» بوده و خیلی به درد کار تو می خورد. شریفی نیا یک روز آمد خانه ما و دیدمش و از هم خوشمان آمد. در طول ساخت «پری» هم متوجه شدم که در همه زمینه ها می شود رویش حساب کرد. هم کاری و کاردان است، و هم تحصیل کرده و روشنفکر و باسواد و اهل مطالعه. بالاترین حسنش هم این است که مردم دار است و می داند با دیگران چه طور باید حرف زد، خصوصا در مورد مسائل مالی. تا قبل از آمدن او اغلب کارهای مدیریتی و قراردادی را خودم انجام می دادم، با این که از این کار منزجر بودم. معمولا هم چون چانه زدن بلد نبودم، به خاطر شأن هنری و منزلت آدم ها دستمزدها را دائم می بردم بالا! خلاصه، این کاره نبودم و از وقتی شریفی نیا آمد، اوضاع رو به راه شد. البته در فیلم «پری» آقای شریفی نیا هم در مقام مدیر تولید بود که او هم کارا و کاربلد و تواناست، اما ایرادش این است که ریشش زیادی بلند است و آدم ها را می ترساند!

*مرد همه کاره

یکبار گفت چرا دیگر با من کار نمی کنی؟ گفتم شرطم این است که ریشت را دو سانت کوتاه کنی! شریفی نیا همه فن حریف است، بازیگرها و عوامل فنی سینما را خوب می شناسد و راحت پیدایشان می کند و در مسائل مالی هم خیلی وارد است، چون در بازار بزرگ شده. از این نظر من دیگر خیالم راحت بود. او خودش بازیگرها را پیدا می کرد و از آنها عکس می گرفت و به من معرفی می کرد تا من از میانشان انتخاب کنم. خودش هم قراردادها را تنظیم می کرد، و حساب و کتاب و پرداخت پول ها هم با خودش بود و من دیگر کاری به این کارها نداشتم.

*می خواهیم از دستش شکایت کنیم

 در «سنتوری» حتی دکور و لباس ها را هم طراحی کرد. در فیلم های دیگر عکاسی هم می کرد و تیتراژ درست می کرد و خلاصه مرد همه کاره بود. حسن بزرگش هم این است که صداقت دارد و یک جور بی اعتنایی قشنگی نسبت به مسال مالی. آقای نیک بین می گفت از زمان «بمانی» طبق فاکتورها هنوز حدود دو میلیون طلب دارد ولی نیامده تسویه کند. ولی شریفی نیا دو عیب خیلی بزرگ هم دارد: اول اینکه خیلی بد قول است، دوم اینکه جنون یا مانیای بایگانی کردن دارد. همیشه سر پخش فیلم ها چندین تنش شدید عصبی به من می دهد، چون عکس های فیلم را پیش خودش نگه می دارد و جان آدم را به لبش می رساند تا یکی دوتا عکس به پخش کننده برساند. پخش کننده عکس می خواهد و شریفی نیا عکس نمی دهد، یا بد قولی می کند و طفره می رود.

 هنوز که هنوز است، فیلم های پشت صحنه «مهمان مامان» و «سنتوری» را در بایگانی شخصی خودش نگه داشته و باید خودت را بکشی که دوتا دانه عکس به کسی بدهد، که تازه نمی دهد. با وجود اینکه سر فیلم «سنتوری» دادگاه عدالت اداری در شکایت ما از وزارت ارشاد به نفع ما رای داد، و وزارت ارشاد هم پذیرفت که باید به ما خسارت بپردازد، ولی ماه ها طول کشید تا این آقای شریفی نیا حساب های «سنتوری» را ردیف کند و به ما تحویل بدهد، و هنوز که هنوز است نکرده و نداده! هر چه اصرار می کنیم، التماس می کنیم، تهدید می کنیم، فایده ندارد که ندارد. دیگر کار به جایی رسیده که می خواهیم زنگ بزنیم به پلیس و از دستش شکایت کنیم! یا بلند شویم یک روز بریزیم خانه اش و فیلم نامه ها و عکس ها و فیلم هی پشت صحنه ام را به زور از او بگیریم!

 

شرط بندی مهرجویی و گلاب آدینه
مهرجویی در مورد رفتار محمدرضا شریفی نیان با گلاب آدینه می گوید: «سر «مهمان مامان» انگار با هم یک جور شرط بسته بودند: شریفی نیا رقمی را برای دستمزد گلاب آدینه پیشنهاد کرده که نصف رقم مورد نظر خانم آدینه بوده. شریفی نیا هم استدلال می کند  که نقش اول و کلیدی فیلمی از مهرجویی ست و می ارزد که تخفیف بدهی. عاقبت انگار خانم آدینه قرارداد را سفید امضا می کند، ولی به این شرط که غذا بهشان کباب کوبیده ندهند. برای همین هم سر آن فیلم همیشه دو سه جور غذا داشتیم، که یک وقت چلو کباب کوبیده نرود جلوی خانم آدینه و قرار داد به هم بخورد! ولی در نهایت خانم آدینه شاکی شده، چون چند باری روی میز جلویش کباب کوبیده دیده و خلاصه کباب و ظرف و گوجه اش را با هم فرستاده روی هوا! همه جا هم می گوید شریفی نیا هم دستمزدم را کم کرد، که همان را هم نداد، و ناهار کوبیده گذاشت جلوی من!»

خبرگزاری آریا

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها