در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
منظورمان همان خطهای خرچنگ قورباغه یا نقش و نگارهای کج و معوجی است که عدهای به هردلیل بر در و دیوار خیابانها و مبلمان شهری حک میکنند تا به خیالشان چیزی از خود به یادگار گذاشته باشند.
این یادگارنویسان هر چه را که دمدستشان است، از هنرنمایی خود بینصیب نمیگذارند؛ در و دیوار کوچهها و خیابانها، باجههای تلفن عمومی، نیمکتهای چوبی پارک، ایستگاههای اتوبوس، تنه درختان، تابلوها و علائم شهری هیچ کدام از دستشان در امان نیست.
آنها اصرار دارند به هر قیمتی شده چیزی از خود برای دیگران به یادگار بگذارند، حتی اگر این کار به قیمت تخریب اموال عمومی شهر تمام شود.
آنها با این یادگارنویسیها روی در و دیوار شهر میخواهند هنر خود را به رخ همه شهروندانی که چشمشان به این اثر هنری میافتد، بکشند، غافل از اینکه این کارشان تا چه اندازه چهره شهر را زشت و آرامش بصری شهروندان را بههممیریزد.
شاید هنوز کسی به رویشان نیاورده یا خودشان هنوز به این واقعیت پی نبردهاند که باید به جای هنرنمایی روی دیوارهای کوچه و خیابانها و دیگر اموال عمومی شهر، هنرشان را برای خود نگه دارند!
یادگارینویسی؛ آن روی سکه وندالیسم
شهروندانی که از وقتی روی صندلی اتوبوس مینشینند تا هنگامی که به مقصد برسند، ترجیح میدهند به جای مطالعه یا تماشای خیابانهای شهر با نوشتن یادگاری روی صندلیها، مسافران دیگر را مستفیض کنند، آن وقت اگر برای لحظهای هم که شده ناگهان عذاب وجدان به سراغ شان بیاید، سریع به خود نهیب میزنند که: ای بابا این فقط یک یادگاری برای ماندگاری است.
فکر میکنند زمین تا آسمان با آنهایی که دق دلیشان را با پاره کردن روکش صندلی اتوبوسی که روی آن نشستهاند، خالی میکنند، فرق دارند؛ غافل از اینکه یادگارینویسی هم چهره دیگر رفتار تخریبگران شهری است، اما چهره مهربان آن که به بسیاری از شهروندانی نهیب میزند: خیالتان راحت شما جزو تخریبگران شهری نیستید!
اینها همان کسانی هستند که حتی در سفر هم دست از رفتارهای تخریبگرانه خود برنمیدارند و آثار و بناهای تاریخی هم از یادگاری نوشتنهایشان خلاصی ندارند.
وقتی در شهر قدم میزنید حتما چشمتان به آثاری که یادگارینویسها روی در و دیوار کوچهها و خیابانها، باجههای تلفن عمومی، نیمکتهای چوبی پارک، ایستگاههای اتوبوس، تنه درختان، تابلوها و علائم شهری و... خلق کردهاند، افتاده است.
روانشناسان، افرادی را که تمایلات وندالیستی دارند، به دو گروه تقسیم میکنند: آنهایی که ناخواسته دست به این کار میزنند مانند یادگارینویسها و دسته دیگر آنهایی که آگاهانه و با روحیهای خشن اموال عمومی شهر را تخریب میکنند.
برای شهروندان یک شهر وندالیسم نهتنها بهعنوان یک واقعیت گریزناپذیر زندگی اجتماعی در شهرها مطرح است، بلکه به مثابه عملی بزهکارانه با هدف تخریب آگاهانه اموال عمومی شهروندان محسوب میشود؛رفتاری که همزمان با توسعه زندگی شهرنشینی و تغییر مناسبات زندگی اجتماعی در شهرها، این آسیب اجتماعی نیز هر روز ابعاد تازهای به خود گرفت.
خنجر یادگارینویسها بر قلب آثار تاریخی
در ایام نوروز بسیاری از خانوادهها بار سفر میبندند و برای دیدار اماکن و ابنیه تاریخی به شهرهای دیگر عزیمت میکنند. تخت جمشید، عالیقاپو، چهل ستون اصفهان، حمام فین کاشان و دهها اثر دیگر آغوش به روی مسافران میگشایند تا در حریم امن خود، گردشگران را به صرف تاریخ مهمان کنند.
در این میان بعضی از مسافران آنقدر از عظمت و شکوه تمدن ایرانی به وجد میآیند که تصمیم میگیرند در گوشه و کنار این بناها و آثار تاریخی دلنوشتهای، نام شهری، اسمی، امضایی و... به یادگار بگذارند و اینگونه میشود که یک وقت چشم باز میکنی و میبینی تمام در و دیوار آن کهن یادگاری پر شده از یادگارینویسیهای امروزی!
دیوارنویسیها توسط گردشگرانی که بدون کنترل و حضور راهنما در حمام فین کاشان چرخیدهاند و هر جا را که دستشان رسیده از حضورشان مستفیض کردهاند، ببینید. این کار باعث شده بناهای این باغ تاریخی ثبت شده در فهرست میراث جهانی چهرهای زشت بر خود بگیرد، تا آنجا که دیوارهای حمام امیرکبیر سیاه شده است.
سی و سه پل، حتی پاسارگاد و ستونهای 2500 ساله تخت جمشید و دیوارهای خانههای تاریخی یزد و... نمونههایی از آثار تاریخی کشورمان است که از این مشکل در امان نیستند.
از همه بدتر اینکه کارشناسان میگویند پاک کردن این یادگارینویسیها در بسیاری از موارد امکانپذیر نیست چون احتمال اینکه به کل بنا آسیب برسد، کاملا جدی است.
گرچه ماده 558 قانون مجازات اسلامی مبارزه با خسارت زدن به میراث تاریخی را مورد تاکید قرار داده و مجازاتهایی را برای تخریبکنندگان آثار مقرر داشته است و بهرهگیری از این ماده قانونی این امکان را در اختیار دفتر حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قرار میدهد تا نسبت به ادامه این روند واکنشهای جدی نشان داده و با اتکا به قانون زمینههای حفاظت از آثار تاریخی را از چنین تهدیدهایی فراهم کند، اما وضع فعلی نشان میدهد که دستکم تاکنون در این زمینه اقدام جدی انجام نشده است.
یک معضل جهانی
خصوصیت تخریبگرایان در هر کشوری متفاوت است، بهعنوان نمونه در کشورهای اروپایی ریختن سس روی مبلهای اماکن عمومی برای یادداشتهای بیربط و... رایج است.
در ایران نیز گرچه برداشتن علائم راهنمایی و رانندگی در جادهها یا تغییر شکل آنها مانند کشورهای دیگر رایج نیست، اما کندن پوست درختان برای نوشتن یادگاری، استفاده از در دستشوییهای عمومی برای یادداشتهای بیربط و... رایج است.
پاره کردن روکش صندلیها در اتوبوس و اماکن عمومی نیز مانند دیگر کشورها، جذابیت خاص خود را برای وندالها دارد، آنها از این کار لذت میبرند و انرژیهای متراکم منفی را به این وسیله بیرون میریزند.
جامعهشناسان و صاحبنظران دلیل بروز چنین رفتارهایی را در تحولات شهرنشینی به هم ریختن روابط و مناسبات جمعی به واسطه تغییر ماهیت زندگیها و توسعه زندگیهای شهری، تغییر زندگیهای ساده و مبتنی بر روابط عاطفی و همدلی به یک زندگی مبتنی بر روابط رسمی و بیروح همراه با فردگرایی مفرط، رقابت سرسختانه و خردگرایی افراطی ارزیابی میکنند.
ما و وظیفه شهروندی
شاید برای شما هم پیش آمده وقتی در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستادهاید، مسافری را دیده باشید که از سر بیکاری و بیحوصلگی با خودکاری که در دست دارد در حال نوشتن چیزی روی بدنه ایستگاه اتوبوس است یا آن یکی وقتی که در باجه تلفن با کسی آن سوی خط گفتوگو میکند همزمان با کلیدی که در دست دارد روی بدنه باجه حکاکی میکند و...
خیلی از ما ممکن است صحنههایی مشابه اینها را دیده باشیم، اما چند نفر از ما با دیدن این صحنهها وقتی دلمان به درد آمده بیتفاوت از کنار آن نگذشتهایم؟
در چنین شرایطی است که نقش شهروندان در تذکر و بازدارندگی پررنگتر میشود، هرچند دیدن چنین صحنههایی به دلیل عادی شدن آنچنان عادی شده است که هیچکس عکسالعملی نشان نمیدهد و اگر شهروندانی نیز در صورت مشاهده چنین رفتاری ناراحت شوند، ترجیح میدهند روی خود نیاورند.
خیلی وقتها هم شهروندانی که تذکر میدهند با عکسالعمل تند فرد متخلف مواجه میشوند و به قول معروف پشت دستشان را داغ میکنند که دیگر با مشاهده چنین صحنههایی حتی لب به اعتراض و تذکر نگشایند، اما حتی این واکنشهای منفی هم نباید موجب شود که ما از وظیفه شهروندی خود در تذکر دادن غافل شویم و ضروری است با اعتراض کردن و تذکر دادن حتی اگر باعث بازدارندگی فرد متخلف از رفتار نادرستش هم نشود، تلنگری به او بزنیم تا بداند همه شهروندان نسبت به چنین رفتارهایی بیاعتنا نیستند.
پوران محمدی / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: