در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مقدم که پیشینه مثبتی در کارگردانی مجموعههای حادثه ای، اجتماعی و خانوادگی دارد، این بار و در تازهترین ساخته خود سراغ «بچههای نسبتا بد» در قالب یک درام اجتماعی رفته تا مقولههایی چون بزهکاری و توبه را در بستر قانون، اخلاق و هنجارهای موجود در جامعه مورد نقد و بررسی قرار دهد.
هرچند در نگاه نخست، محور اصلی قصه و سوژه سریال تا اندازه زیادی تکراری و نخنما به نظر میرسد، اما ساختار روایی و زبان بصری آن کاملا متفاوت بوده، بهگونهای که نمونهاش را پیش از این در مجموعههای داخلی کمتر دیدهایم. نویسنده و کارگردان این سریال نیز با همین رویکرد سعی کردهاند با بهرهگیری از تعلیق و داستانهای پرکشش از تکخطی شدن آن پرهیز کنند تا روایتگر گوشهای از ماجرای زندگی جوانانی باشند که دست به سرقت زده و سرنوشتشان به اموال سرقتی گره خورده است. اما یکی از امتیازها و ویژگیهای مثبت این مجموعه خوش ساخت، پرهیز از خلق شخصیتهای کاملا مثبت یا منفی و تاکید بر خاکستری بودن قهرمانانش است. این در حالی است که در صورت تکبعدی بودن شخصیتهای داستان، ارتباط مخاطب با آنها خدشهدار میشد چرا که مخاطب با جوانهایی سر و کار دارد که هریک بهدلیلی دست به بزهکاری میزنند و باید ریشههای این بزهکاری به مخاطب شناسانده میشد. اینگونه است که داستان مدام بین گذشته و حال در نوسان است تا با معرفی پیشینه این جوانان، انگیزههای آنها را نیز به بیننده منتقل کند.
از این منظر «بچههای نسبتا بد» سعی دارد منطبق با نام سریال، تصویرگر زندگی و اعمال انسانهای خاکستری باشد و برخلاف بسیاری از آثار مشابه، تماشاگر را از آغاز به محاکمه بچههایی که کارهای اشتباه و نادرست میکنند، نکشاند. البته سریال در کنار سویه سرگرمسازیاش، وجهی آموزشی اما دور از شعار هم دارد.
هرچند بچههای نسبتا بد کاستیها و ضعفهایی را در فیلمنامه و اجرا دارد، اما با کمی اغماض میتوان ادعا کرد که این مجموعه به لحاظ ایده، فرم و ساختار به سریالهای استاندارد روز دنیا پهلو میزند و از این منظر تلاش ارزشمندی است. در شرایطی که بسیاری از کارگردانان و فیلمنامهنویسان حتی زحمت تجربههای جدید را هم به خود نمیدهند و با انتخاب قصههای کلیشهای و پرداختی دمدستی همه چیز را ساده برگزار میکنند، بچههای نسبتا بد جای تامل و درنگ دارد. هرچند ممکن است ذائقه مخاطب ایرانی هم در این سالها بهدیدن و شنیدن این قصههای ساده و تکخطی عادت کرده باشد اما به هرحال ساخت چنین آثار متفاوتی میتواند نقطه آغاز تحول در عرصه سریالسازی در کشور باشد. به هرصورت «بچههای نسبتا بد» در کارنامه هنری سیروس مقدم جایگاه قابل قبولی دارد و او با این سریال جوانپسند، نشان میدهد که در آستانه ورود به دهه ششم زندگی همچنان پرتلاش و به روز بوده و حرفهای تازهای برای گفتن دارد.
عرفان جلالی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: