متهم به قتل در‌ «مرخصی»

فیلم تلویزیونی مرخصی به کارگردانی مسعود آب‌پرور که چند روز قبل از شبکه سه به نمایش درآمد، با این دیالوگ‌ها آغاز می‌شود: زن جوان: «خراب نکن زندگی‌ام رو آقا»، مرد مسن: «کامم شیرین بشه زندگی رو به کامت شیرین می‌کنم».
کد خبر: ۶۰۶۹۲۷

همین دیالوگ‌ها بعلاوه چهره رنگ‌پریده و رنج‌دیده پریناز ایزدیار در نقش زن جوان و تصویر مرد مسن و آراسته با بازی حمید جدیدی، بی‌پرده و به سرعت مخاطب را در جریان فضای داستان می‌گذارد. فیلم با نمایش پنج سکانس پیش نیاز آغاز می‌شود که همچون مروری سریع و غافلگیرکننده، مخاطب را در جریان ماجراهایی قرار می‌دهد که داستان اصلی را شکل می‌دهد. این سکانس‌ها حکم مقدمه را دارند و کارگردان برای جدا کردن آنها از روایت اصلی و جلوگیری از مخدوش شدن یکدستی فیلم، این سکانس‌ها را به عنوان تیتراژ در کنار تصاویر گرافیکی و اسامی عوامل ارائه می‌کند.

در سکانس‌های ابتدایی فیلم می‌بینیم چطور زن جوان (فروغ) با همکاری برادرش و خلافکار خرد، پایی به نام نادر موفق می‌شود به گاوصندوق مرد متمول (پرویز) دستبرد بزند و مقدار زیادی طلا را در گورستان اتومبیل‌ها دفن کند. اما فروغ بعد از این اتفاقات به سرعت دستگیر و زندانی می‌شود. تله‌فیلم مرخصی ماجرای مرخصی کوتاه مدت فروغ است. خانواده فروغ برایش درخواست مرخصی کرده‌اند و این مرخصی چندان عادی به نظر نمی‌رسد چراکه فروغ تمایلی به رفتن به مرخصی ندارد، اما خانواده‌اش اصرار دارند او حتما چند روزی به خانه بیاید. بیننده تله‌فیلم مرخصی از همان ابتدا براساس پیش‌شرط‌ها خودش را برای تماشای یک ملودرام آماده می‌کند، چرا که قهرمان فیلم یک زن جوان است که به خاطر مقاومت در برابر هوسرانی و طمع یک مرد پولدار محبوس شده است. ارائه کدهای مختلف درباره بیمار بودن پدر فروغ هم در ایجاد این ذهنیت بی‌تاثیر نیست، اما مرخصی روند دیگری در پیش می‌گیرد و با اولین غافلگیری تماشاگر را به دیدن اثری متفاوت امیدوار می‌کند، اما این تقریبا اولین و آخرین غافلگیری در تله‌فیلم مرخصی است! فروغ در بازگشت به خانه متوجه می‌شود پدر بیمارش مثل همیشه است، اما برادر فروغ دختر خردسال خود را برای تامین مواد مخدر فروخته است. تله‌‌فیلم مرخصی از این پس به ماجرای کشمکش‌های فروغ برای بازگرداندن دختر برادرش معطوف می‌شود و تقریبا تا انتهای فیلم تماشاگر شاهد تلاش فروغ است و جز یک غافلگیری کوچک در بخش پایانی اثر، تحت تاثیر هیچ ویژگی شاخصی در این تله‌فیلم قرار نمی‌گیرد. ‌مسعود آب‌پرور در مقام کارگردان در تله‌فیلم مرخصی بیش از هر چیز تلاش دارد تا یک قصه سالم را با همه اوج و فرودهایش به درستی روایت کند و اصراری ندارد که بر مخاطب تاثیر بگذارد یا عواطف او را برانگیزد. او حتی اصراری ندارد که با غافلگیری یا ایجاد تعلیق‌ها حس کنجکاوی مخاطب را بی‌جهت قلقلک دهد.

مرخصی نه یک ملودرام اجتماعی است، نه یک اثر اکشن و نه حتی اثری با ساختاری تازه و متفاوت. این تله‌فیلم گاهی در روایت قصه‌ها به ملودرام پهلو می‌زند، گاه یک اثر اجتماعی به نظر می‌رسد و گاه از قواعد آثار اکشن پیروی می‌کند، اما در هیچ کدام از این موارد به تمام فاکتورهای یک ژانر وفادار نمی‌ماند، اما با همه اینها مرخصی یک اثر سالم است که در تولیدش معیارهای منطقی مدنظر قرار گرفته است.

آب‌پرور در کارگردانی این اثر بیش از هر چیز به ارائه یک تصویر درست و واقعی از شخصیت‌ها، رویدادها و پیوستگی و منطق رویدادها توجه دارد و اصراری ندارد گامی فراتر بگذارد. در این اثر صرفا تلاش شده در خلق موقعیت‌ها و تعریف شخصیت‌ها جزئیات مد نظر قرار گیرد و مقولات دیگر مانند طراحی صحنه و لباس، طراحی نور و حتی انتخاب بازیگران نیز در حد قابل قبول باقی ‌می‌ماند. بازیگران نیز اگر چه هیچ کدام بازی درخشانی از خود نشان نمی‌دهند، اما در تناسب با کلیت اثر قابل قبول ظاهر می‌شوند.

مسعود آب‌پرور در تله‌فیلم مرخصی آگاهانه از شعار دادن پرهیز کرده، اغراق نکرده و تا حد ممکن رویدادها را قابل باور و منطقی به تصویر کشیده است. او برای جلب همراهی مخاطب صرفا به قواعد و اصول پایبند می‌ماند و از این بابت فیلم مرخصی حکم اثری ساده و بی‌ادعا را دارد که با تعریف قصه‌ای سالم و قابل باور مخاطبش را راضی می‌کند، اما هیچ نکته برجسته‌ای در این فیلم نیست. به عبارت دقیق‌تر اگر مورد خاصی به عنوان ضعف بارز و مشخص در این تله‌فیلم وجود نداشته باشد، هیچ نقطه قوت، شاخصه ارزشمند یا هنرنمایی قابل تحسینی نیز در آن به چشم نمی‌خورد. در نگارش و ساخت تله‌فیلم مرخصی، سلامت اثر نقطه غایی و نهایی مدنظر نویسنده و کارگردان بوده است، این در حالی است که مسعود آب‌پرور در مقام کارگردان همواره به تجربه‌های تازه و آزمایش ساختارها و شیوه‌های نو علاقه‌مند بوده است.

آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها