گفت‌وگو با میثم حسینی، کارگردان برنامه «نورالدین پسر ایران»

روایتی تازه از جنگیدن مرد بی‌ادعا

برنامه «نورالدین پسر ایران» روایت تلویزیونی کتابی به همین نام نوشته سید نورالدین عافی است که این شب‌ها از شبکه یک پخش می‌شود. این برنامه در مقایسه با دیگر برنامه‌هایی که با همین رویکرد ساخته شده‌اند، مثل برنامه پایی که جا ماند و کتاب دا، یک ویژگی مهم دارد و آن این که برای برنامه نورالدین پسر ایران انیمیشن‌ها ساخته شده و پیداست که در تولید این انیمیشن به مستندات تاریخی و جغرافیایی توجه شده است. به نظر می‌رسد میثم حسینی به‌عنوان کارگردان در این برنامه از تجربیاتی که در کارگردانی برنامه «دا» به دست آورده، نهایت بهره را برده و بخصوص توانسته با مشارکت یک حامی مالی ساختاری هویت‌مند برای این برنامه تدارک ببیند. درباره ویژگی‌های برنامه «نورالدین پسر ایران» گفت‌وگویی با حسینی ترتیب دادیم که در ادامه می‌خوانید:
کد خبر: ۶۰۵۷۶۷

برنامه نورالدین در 30 قسمت ساخته شده است. حتما بخش‌هایی از این کتاب را حذف کرده‌اید! بنابراین مخاطبی که این برنامه را می‌بیند در جریان همه رویدادهای کتاب قرار نمی‌گیرد!

این برنامه ساخته شده تا بیننده به خواندن کتاب تشویق شود و به همین دلیل چکیده‌ای از آن را در این برنامه تلویزیونی به مخاطبان ارائه می‌کنیم. در خلاصه‌سازی کتاب به عناصر جذاب توجه داشته و سعی کرده‌ایم بخش‌هایی از کتاب را در برنامه بگنجانیم که مخاطب ترغیب شود تمام کتاب را بخواند.

اما مخاطبی که کتاب را نخوانده از کجا باید بفهمد که برنامه شما خلاصه‌ای از این کتاب است؟

در برنامه کتاب «دا» تمام کتاب را روایت کردیم، اما بیشتر شبیه یک نمایشنامه رادیویی شده بود و مخاطب اگر برنامه را به‌صورت مرتب پیگیری می‌کرد، تمام کتاب را می‌شنید و دیگر نیازی نبود که خود کتاب را بخواند. بنابراین در برنامه نورالدین پسر ایران سعی کردیم مخاطب را کنجکاو کنیم و به نظر می‌رسد موفق بوده‌ایم، چون بارها از من پرسیده‌اند این کتاب چیست و از کجا می‌توان آن را پیدا کرد؟ اما قبول کنید ما در برنامه جایی نداریم که بگوییم این همه کتاب نیست. اهالی رسانه باید به ما کمک کنند تا در این زمینه خبررسانی کنیم.

حذفیات چگونه صورت گرفته که کتاب لطمه نبیند و روایت اصلی از دست نرود؟

برای خلاصه‌سازی کتاب، ابتدا یک‌بار تمام کتاب خوانده و تدوین شد تا براساس آن زمان روایت کتاب، توالی روایت‌ها و حس و حال آنها مشخص شود و خلاصه‌سازی برمبنای صدای شاهد صورت بگیرد. از آنجایی که زمان برنامه 15 دقیقه تعیین و 30 قسمت برایش تصویب شده است، ما تقریبا از هر 45 دقیقه روایت فقط 15 دقیقه استخراج کردیم. این کار بسیار پیچیده بود و گاهی مخاطبان از من می‌پرسند چقدر تعداد اتفاقاتی که در هر قسمت روایت می‌کنید زیاد است و همیشه پاسخ من این است که آنچه می‌بینید بخشی از اتفاقاتی است که در هر قسمت می‌تواند رخ بدهد. خود کتاب پر از داستان و ماجراست و بیش از این نمی‌شد آن را خلاصه کرد.

چرا برای روایت کتاب سراغ انیمیشن رفتید؟

برخی موضوعات مانند جبهه و جنگ ازجمله مواردی است که بازسازی آنها به‌صورت واقعی هم بسیار دشوار است، هم زمانبر و هم نیاز به هزینه زیادی دارد. در چنین مواردی استفاده از انیمیشن معقول‌ترین کار است. همچنین در این کتاب به احساسات و مسائل ذهنی و عاطفی هم پرداخته شده که برای به تصویر کشیدن آنها انیمیشن می‌توانست بسیار مناسب باشد. انیمیشن این امکان را در اختیارمان می‌گذارد که به کمک نمادها مفاهیم ذهنی و مسائل روحی و عاطفی را به تصویر بکشیم. همچنین معتقدم وقتی مخاطب با چنین تصویری از یک روایت واقعی روبه‌رو می‌شود، آن را بهتر می‌پذیرد، چرا که هم جذاب است و هم مبتنی به واقعیت‌.

در کنار همه اینها انیمیشن به ما کمک می‌کند که به لحاظ ساختار، جنس متفاوتی از روایت را به مخاطبان ارائه کنیم و برایش جذابیت بصری به‌وجود بیاوریم، چون اصلا نمی‌خواستیم از تصاویر آرشیوی یا روش‌های پیش‌پاافتاده استفاده کنیم.

آقای نورالدین عافی عکس‌ها یا مستنداتی نداشت که بتوانید از آنها استفاده کنید؟

مستنداتی که در اختیار آقای عافی بوده همان مستندات مربوط به هشت سال دفاع مقدس است چون ایشان در بیشتر عملیات‌ها و معمولا در بطن جنگ حضور داشتند، اما خودشان انسانی بشدت بی‌ادعا هستند که چیزی از آن دوران گرد‌آوری نکرده و حتی روایات این کتاب هم از سوی دوستان ایشان به‌صورت پراکنده روی نوار کاست ضبط شده و سال‌ها بعد از اتمام دفاع مقدس به صورت کتاب منتشر شده است.

با این حال ما از همه مستنداتی که در این زمینه وجود داشته بهره گرفته‌ایم، اما نه به صورت مستقیم؛ به عنوان مثال حتی شکل لباس شخصیت نورالدین، نوع حرکات و رفتارهایش براساس مستنداتی است که درباره ایشان به دستمان رسیده. حتی از تصویر راوی هم در کارمان استفاده نکرده و ترجیح دادیم از زمانی که برنامه شروع می‌شود تا انتهای برنامه در همان فضایی که برایش خلق می‌کنیم، بماند. به شیوه‌ای که در این برنامه استفاده شده، مستند انیمیشنی می‌گویند و حدود هفت، هشت سالی هست که به صورت جدی در شبکه‌های معتبر بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته است. در این شیوه انیمیشن‌هایی براساس مستندات ساخته می‌شود و همه چیز صرفا در قالب انیمیشن ارائه می‌شود نه هیچ چیز دیگر، حتی فیلم، عکس یا هر تصویر مستند دیگری در این شیوه جایی ندارد. ما فقط در پایان هر برنامه بخش‌هایی از تصاویر راوی را به نمایش گذاشته و اعلام می‌کنیم در هر برنامه کدام‌یک از چهره‌های سرشناس کتاب را روایت کرده است.

برای طراحی انیمیشن برنامه چه مستنداتی در اختیار داشتید؟ آیا صرفا به صحبت‌های آقای عافی و متن کتاب بسنده کرده‌اید؟

آرشیوی از عکس‌های آقای عافی و مجموعه‌ای از خاطرات و توضیحات ایشان را داشتیم که در کتاب نیامده بود و در دیدارهایمان نقل کرده بودند و از آرشیو بزرگی از عکس‌ها و موقعیت‌های جغرافیایی، نقشه‌های نظامی و دیگر اطلاعاتی که اجازه دسترسی به آنها را داشتیم، استفاده کردیم. اطلاعات جامعی گردآوری شد تا برنامه‌ای که تولید می‌شود بی‌نقص باشد، چون در میان مخاطبان برنامه کسانی هستند که خودشان در دفاع مقدس حضور داشته‌اند و باید دقت می‌کردیم چیزی نشان ندهیم که برخلاف واقعیت‌ها باشد. خوشبختانه برخی از فعالان هشت سال دفاع مقدس به من گفته‌اند که کارمان از این جهت بسیار فنی و درست انجام شده است؛ ادوات جنگی درست طراحی شده، موقعیت‌ها دقیق به تصویر درآمده و به لحاظ قرابت با فضا و جغرافیای دفاع مقدس ایرادی ندارد.

با این وصف پیش‌تولید کارتان طولانی بوده است!

از فروردین دو سال پیش تولید این برنامه را شروع کردیم و از یک سال و نیم پیش کارهای اجرایی آن را به‌دست گرفتیم. خلاصه‌سازی کتاب یکی از مهم‌ترین بخش کارهای ما بود و زمان زیادی طلب کرد. در واقع پیش‌تولید این برنامه بسیار طولانی و پرزحمت بود و بیش از یک‌ماه درگیر مقدمات این برنامه بودیم. در مرحله پیش‌تولید کارهایی مانند تحقیقات، جمع‌آوری مستندات، ضبط صدای شاهد، بازخوانی و خلاصه‌سازی کتاب را انجام دادیم. در مرحله تولید نیز براساس همین مستندات تاریخی، دکوپاژ، استوری‌بورد و بقیه مراحل فنی را اجرا کردیم.

در برنامه کتاب دا تصاویر همزمان با روایت از سوی دست طراحی می‌شد، اما «پایی که جا ماند» با تصاویر انیمیشن به مخاطبان ارائه می‌شود. چرا به همان شیوه قبلی کار نکردید؟

دلم‌ می‌خواست مخاطب در برنامه پایی که جا ماند تصاویر تازه‌تری ببیند و با ترکیب‌بندی‌های متفاوتی آشنا شود، اما شیوه قبلی این امکان را نمی‌داد که موقع طراحی یک شخصیت روی کاغذ یا مقوا، پس‌زمینه‌اش را طراحی کرد. باید پس‌زمینه، ادوات جنگی و صحنه‌ها را جدا از هم طراحی می‌کردیم. به همین دلیل در کتاب دا، نماهای ساده‌ای داشتیم که همه از زاویه دید انسانی بود، اما در شیوه جدید به مدد نقاشی دیجیتال، می‌توان مقیاس و مختصات شخصیت‌ها و ادوات را در هر نما مشخص کرد و امکان ارائه زاویه دید و دکوپاژهای متعدد وجود دارد. ویژگی دیگر این شیوه، ارائه رنگ و لعابی است که در تلویزیون کمتر سابقه دارد.

به نظر می‌رسد از نرم‌افزارهایی استفاده کرده‌اید که عکس را به نقاشی تبدیل می‌کند. همین‌طور است؟

نه. این‌طور نیست. برای مستند بودن انیمیشن‌ها لازم بود از عکس افراد واقعی بهره‌برداری کنیم، اما برای طراحی انیمیشن از نرم‌افزار استفاده نکرده‌ایم. این کار ترکیبی است از سه تکنیک مختلف و مطرح در انیمیشن‌سازی؛ یکی از این تکنیک‌‌ها استفاده از یک تصویر مرجع است که در آن روی تصاویر اصلی شخصیت‌‌ها و پس‌زمینه‌ها نقاشی می‌شود. ما در این برنامه این تکنیک را کاملا با دست انجام داده‌ایم و هر کسی که اندکی با عملکرد چنین نرم‌افزارهایی آشنایی داشته باشد، متوجه می‌شود در این برنامه از نرم‌افزار استفاده نشده است. تکنیک‌های دیگری هم استفاده کرده‌ایم تا تصاویر به‌صورت آهسته و منقطع در امتداد هم به‌نمایش درآیند تا به این ترتیب فضای خاصی خلق کرده باشیم.

وقتی چنین نرم‌افزارهایی وجود دارد چرا آنها را با دست نقاشی کردید؟

به نظر من استفاده از نرم‌افزار یک جور کم‌فروشی به مخاطب است. ما در مقابل مخاطب مسئولیم و باید چیزی در مقابل دیدگانش قرار بدهیم که ارزش دیدن داشته باشد، حتی اگر تولیدش پرزحمت باشد. تهیه همه عکس‌ها یا عکاسی از سوژه‌ها، چیدمان همه آنها در هر نما، نقاشی روی تصاویر، ایجاد بافت روی نقاشی‌ها، تبدیل نقاشی‌ها به انیمیشن‌، صداگذاری و... مراحل مختلفی بود که در این کار طی شد و بدون تردید چیزی بیش از هفت ساعت زمان صرف تصویری شده که در پنج ثانیه از مقابل چشم بیننده عبور می‌کند، اما در نهایت برنامه‌ای ساخته‌ایم که متفاوت از کار درآمده است. به نظرم نرم‌افزار برای ساخت کارهای ساده مثل یک تیتراژ می‌تواند کاربرد داشته باشد، اما برای برنامه‌ای مانند نورالدین باید خیلی بیشتر مایه می‌گذاشتیم.

شما برای روایت این کتاب از چهر‌های مطرح دعوت به همکاری کرده‌اید. اول این که آیا این برنامه بودجه کافی برای این کار را داشت و دوم این که اصولا وقتی تصویری از این شخصیت‌ها در طول برنامه نمی‌بینیم، چه اهمیتی داشت که از چهره‌های معروف باشند؟

حتما این نکته را ذکر کنید که آقایان نیما رئیسی، آتیلا پسیانی، جلال مقامی، محمد صالح‌علاء، حامد بهداد، کامبیز دیرباز، مهدی پاکدل، پژمان بازغی و دیگرانی که در روایت تلویزیونی این کتاب به ما کمک کردند حتی یک ریال بابت این همکاری دستمزد نگرفته‌اند و صرفا به خاطر ادای دین به رزمندگان دفاع مقدس این کار را کرده‌اند.

در مورد استفاده از چهره‌ها هم باید بگویم که در تیتراژ ابتدایی اسم راوی هر قسمت ذکر می‌شود و در پایان هر برنامه هم بخش‌هایی از ضبط استودیویی همان برنامه به نمایش درمی‌آید و مخاطب می‌فهمد صدایی که تا به حال شنیده، صدای کدام هنرمند بوده است. سیاست ما در انتخاب این شیوه ایجاد جذابیت برای مخاطب بوده است. صدای برخی از این دوستان نوستالژی دارد مانند آقای مقامی یا آقای صالح‌علاء، برخی دیگر صدای جذاب و دلنشین دارند مانند آقای نیما رئیسی و برخی دیگر هم به خاطر محبوبیتشان نزد مردم؛ ضمن این که استفاده از چند صدای متنوع خیلی بهتر از استفاده از یک صدا بود. به نظرم لازم بود این کار را بکنیم چون روایت جبهه و جنگ کمی مورد کم‌لطفی قرار گرفته و شاید شنیدن صدای این شخصیت‌ها مخاطب را به دیدن این برنامه بیشتر ترغیب کند.

آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها