در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

او استاد تمام گروه فیزیولوژی دانشگاه تهران است، اما ما نه به این علت بلکه به این دلیل که او اهداکننده مستمر خون است به سراغش رفتیم. او تاکنون بیشتر از 130 بار خون اهدا کرده و در 12 سال اخیر بسیار منظم پیش رفته، عزمش برای ادامه کار هم جدی است، اما با این حال تذکراتی میدهد که اگر بدون تعصب به آنها گوش داده شود، میتواند چرخه اهدای خون را در کشور دلپذیرتر کند.
شما یک اهداکننده باسابقه خون هستید، چه احساسی دارید؟
نمیتوانم بگویم چه احساسی دارم، به هر حال چنین پیش آمده و تا به حال بیش از 130 بار خون اهدا کردهام.
چه شد که به فکر اهدای خون افتادید، منظورم اولین باری است که خون دادید؟
هفده یاهجده ساله بودم که این کار را شروع کردم. یادم هست آن موقع در میدان ولیعصر تهران یک کانکس سازمان انتقال خون بود که موزیک پخش و مردم را به اهدای خون تشویق میکرد. من هم به آنجا رفتم و خون دادم. آن زمان فقط برای این که کار خیری کرده باشم به این کانکس رفتم، اما بعد که پزشک شدم و به ارزش خون دادن و نقشی که در سلامت دارد، پی بردم این کار را ادامه دادم. خون دادن هم تا به حال برای من ضرری نداشته، این کار برایم زحمتی هم ندارد چون هر سه ماه حداکثر یک ساعت وقتم را میگیرد.
پس شما به اهدای خون نگاه انسانی دارید.
بله. خیلی به این موضوع فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اهدای خون هم یک کار خیر است. آن زمان خوندهندههایی بودند که خونفروشی شغلشان بود، اما چون زیاد خون میدادند و خون رقیقی داشتند و احتمال عفونت در آنها بالا بود، سازمان انتقال خون برای تهیه خون سالم از مردم دعوت به همکاری کرد. خب من هم جزیی از مردم بودم و وظیفه خودم میدانستم که مشارکت کنم. در تمام این سالها هیچ نیتی جز انجام کار خیر و کمک به همنوعان نداشتهام. البته معتقدم بابت این کار پاداش هم به انسانها میدهند و مسلما هیچ پاداشی را مجانی به کسی نمیدهند پس اگر اهدای خون کمی سرگیجه و سردرد یا بیحالی دارد تحمل میکنم.
پس به پاداش اخروی هم فکر میکنید، اما حدیثی هست که در انتظار پاداش نشستن را کار تاجران میداند (با خنده)
باور کنید به فکر پاداش نیستم چون خون دادن اصلا کار شاقی نیست. شاید اگر به من میگفتند یک چشم یا کلیهات را بده برایم سخت بود، اما به اعتقاد من خون دادن نهتنها سخت نیست بلکه برای مرکز خونسازی بدن هم نوعی ورزش است چون آنها را وادار میکند سختتر کار کنند. اهدای خون برای من سلامتی هم به بار آورده چون حالا با این که وزنم زیاد است، اما نه قند و چربی و نه فشار خون دارم و هیچ دارویی هم مصرف نمیکنم.
چرا وزنتان را کم نمیکنید؟
نمیشود، نه این که نخواهم. 80 درصد ساختار هر فرد را ژنها تعیین میکنند و 20 درصد بقیه را محیط. من با نخوردن، نهایت هفت یا هشت کیلو وزن کم میکنم بعد هم ولش کنم دوباره وزنم به حالت قبل برمیگردد. کار من هم فکری است چون بیشتر باید مطالعه کنم و بنویسم پس زیاد نمیتوانم گرسنه باشم.
شما در خانوادهتان کسی را دارید که مثل خودتان اهداکننده مستمر خون باشد؟
نه.
حتی همسرتان؟
همسرم نمیتواند خون بدهد چون در بچگی یرقان گرفته، دو دخترم هم چند باری خون دادهاند، اما ادامه ندادند. من هم کسی را مجبور به این کار نمیکنم چون اهدای خون یک کار دلی است و فرد باید با رضا و رغبت این کار را بکند.
ولی حتما دیگران را تشویق به این کار میکنید؟
بله خیلی زیاد مخصوصا آنهایی که قصد حجامت کردن دارند. به باور مردم با حجامت، خونهای کثیف از بدن دفع میشود در حالی که خون ما کاملا استریل است و خون کثیف معنا ندارد. البته با حجامت چربیها از بدن دفع میشود، اما در واقع خونی که میتواند برای انسانهای نیازمند صرف شود، دور ریخته میشود. حجامت متعلق به زمانی بود که امکان اهدای خون وجود نداشت پس حالا باید خون داد. از یک واحد خون فرآوردههایی گرفته میشود که برای ده نفر استفاده میشود و میتواند جان افراد زیادی را نجات بدهد.
از همکاران پزشک شما در دانشکده کسانی هستند که اهل خون دادن مستمر باشند؟
نه به مستمری من، اما عده معدودی هستند که گهگاه خون میدهند. خون دادن علاوه بر تمایل، اراده و همتی قوی نیز میخواهد.
روزهایی که میشنوید ذخایر خونی کشور رو به اتمام است و سازمان انتقال خون از مردم کمک میخواهد چه حسی دارید؟
ناراحت میشوم، چون اگر با کمبود خون مواجه میشویم مشکل مدیریت ما را نشان میدهد. درست مثل این است که ما بگذاریم شعلههای آتش به ما نزدیک شود و وقتی داشت ما را میسوزاند آن وقت داد و فریاد راه بیندازیم. ما کشوری جوان هستیم که میتوانیم اهداکنندههای زیادی داشته باشیم و کاری کنیم که هیچ وقت دچار کمبود خون نشویم. میشود برای اهدای خون و ترغیب مردم به این کار مشوقهایی قرار داد مثلا گفت کسانی که 20 بار خون دادند به سفر مشهد فرستاده میشوند و آنها که 50 بار خون اهدا کردهاند به سفر کربلا، یا مشوقهای دیگری از این قبیل. باید به اهدای خون ارزش داد چون بعد از عضو، خون باارزش ترین چیزی است که میشود اهدا کرد.
من زمانی که در انگلیس درس میخواندم و بعد هم کار میکردم سه یا چهار با خون دادم. آنجا به من یک کارت طلایی دادند که نشان میداد من قهرمان ملی هستم. به دارنده این کارت مزایای زیادی میدهند ازجمله این که اگر خودروی این فرد در منطقه پارک ممنوع باشد و پلیس این کارت را ببیند، راننده را جریمه نمیکند. در این کشور میگویند هر جا گیر کردی کارت اهدای خون را نشان بده و مشکلاتت را حل کن چون آنجا اعتقاد دارند که به پاس انجام این کار انسانی باید به اهداکننده خون بها داد.
کارت اهدای خون شما در ایران تا به حال به دردی خورده؟
به هیچ درد. این کارت هیچ ارزشی ندارد. یک سال است که به من کارت طلایی دادهاند که نشان میدهد اهداکننده مستمر خون هستم و تنها حسنش این بوده که برای اهدا کردن خون دیگر از من شناسنامه و کارت ملی نمیگیرند.
سیستم ما نیاز به اصلاح دارد. ما باید به جای این که هر سال میلیونها دلار صرف واردات فاکتورهای خونی کنیم برای گسترش فرهنگ اهدای خون تلاش کنیم. برای فرهنگسازی هم همین کافی نیست که یک جمله بنویسیم «اهدای خون، اهدای زندگی». ما باید از منافع خون دادن با مردم حرف بزنیم، امکانات سازمان انتقال خون هم باید بیشتر از این بشود تا اگر روزی تعداد اهداکنندهها زیاد شد، بتواند به همه آنها سرویس بدهد و مهمتر این که از همه خونهای اهدا شده بخوبی استفاده کند. ما با پتانسیلی که داریم، میتوانیم صادرکننده خون بشویم و از این راه کسب درآمد کنیم.
باور کنید با اصلاح روشهای مدیریتی میشود این کارها را انجام داد همان طور که ما حالا از معدود کشورهای جهان هستیم که میتوانیم خون بند ناف را ذخیره کنیم. اگر سیستم اهدا و استفاده از خونهای اهدایی تغییر کند، دیگر نیازی نیست در ماه رمضان دست کمک به سوی مردم دراز شود.
برخی از کسانی که به پایگاههای انتقال خون مراجعه کردهاند، میگویند برخورد برخی پرسنل با اهداکنندهها مناسب نیست. شما به چنین مواردی برخورد کردهاید؟
بله، اما من و دیگرانی که اهداکننده مستمر خون هستیم پوستمان کلفت شده و دیگر به این برخوردها اهمیت نمیدهیم، اما رفتار برخی پرسنل، زننده است و مراجعان را از اهدا پشیمان میکند.
وضع در انگلیس چطور بود؟
در انگلیس و در کشورهای پیشرفته به موضوعات طور دیگری نگاه میشود. آنجا حتی وقتی به بانک میروی مسئول باجه طوری رفتار میکند و برای راه انداختن کارتان راغب است که فکر میکنید شما تنها مشتری او هستید و همه فکر و ذکر او این است که به شما کمک کند. در بخش اهدای خون هم همین طور است. آنها اهداکنندهها را مثل کسانی میدانند که در حال لطف کردن به جامعه هستند برای همین با بهترین برخورد و خدمات با آنها رفتار میکنند. آنجا از مردم ممنون هستند که باارزشترین چیزشان را میبخشند.
گروه خونیتان چیست؟
ب مثبت.
تا به حال شده خودتان به خون نیاز پیدا کرده باشید؟
نه چون تا به حال بیمار نشده و جراحی نداشتهام. برای هیچ کدام از بستگانم هم چنین موردی پیش نیامده است. البته آن زمان که بیماری نیازمند به خون بود یا باید بستگانش خون اهدا میکردند، من چند باری کارتم را در اختیار این افراد قرار دادم.
تا به حال شده در مراکز بیمارستانی کیسههای خونی را ببینید که نام شما روی آنها نوشته شده؟
نه. هیچ وقت هم دنبالش نبودم.
شما که اهدای خون را با نیت خیرخواهانه انجام میدهید آیا در زندگی اهل انجام کارهای خیر دیگر هم هستید؟
تا آنجا که در توانم باشد و هر وقت کاری از دستم برای کسی برآید حتما انجام میدهم البته به این شرط که آن کار خلاف اخلاق و قانون نباشد. مثلا به شاگردانم نمره نمیدهم با این که آنها خیلی فشار میآورند.
استاد سختگیری هستید؟
به نوعی بله، برای این که شاگردان امروز من پزشکان فردا هستند و نمیخواهم کسی بگوید خدا لعنت کند کسی را که تو را تربیت کرده. من نمیگذارم کسی بیسواد از زیر دستم بیرون برود. در پزشکی هر خطا به منزله بازی با جان مردم است. در این حرفه ببخشید معنا ندارد مثلا انگشت یک بیمار را از روی اشتباه قطع کنی بعد بگویی ببخشید حواسم نبود.
تا کی به خون دادن ادامه میدهید؟
تا هر وقت که از من خون بگیرند. دو سال پیش قفسه سینهام درد میکرد و به توصیه دوستانم آنژیو کردم. بعد از این ماجرا که برای اهدای خون رفتم از من خون نگرفتند و تا یک سال هم از خون دادن محروم شدم. برای همین است که میگویم تا هر وقت از من خون بگیرند.
به آنها که از خون دادن میترسند و از این بابت نگرانی دارند چه توصیهای دارید؟
خون دادن یک کار انسانی و مفید برای سلامت است و انجام آن برای افراد زحمتی هم ندارد، اما دوست دارم یک بار دیگر تاکید کنم که مردم برای این که جدی تر وارد عرصه شوند باید آموزش ببینند و مسئولان انتقال خون هم نه فقط یک بار در سال بلکه به صورت مستمر از طریق رسانهها در این باره با مردم حرف بزنند. البته حرف زدن تنها هم کافی نیست و همان طور که گفتم باید تشویق هم وجود داشته باشد همچنین احترام و تکریم مراجعان، چون مردمی که با پایگاههای انتقال خون میروند ارباب رجوع نیستند بلکه مشغول انجام یک کار انسانی هستند.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: