عروسک های خوب ،عروسک های بد

بسیار کم اتفاق می افتد که پخش یک فیلم سینمایی از تلویزیون باچنان اقبالی از سوی بینندگان رو به رو شود که پخش سینمایی و اکران گسترده آن راتحت الشعاع قرار دهد
کد خبر: ۵۸۲۶
برای مثال ،پخش گسترده پرفروش ترینفیلم تاریخ سینما یعنی تایتانیک آن چنان وسیع بود و به تبع آن آنقدر کپی ویدیویی در سراسر دنیا از تایتانیک پخش شد که عملا پخش تلویزیونی آن ، چندان لطفی نداشت.فیلم سینمایی کارتونی داستان اسباب بازی که در دو قسمت ساخته و اکران شد، جزو فیلمهایی به حساب می آید که در هر صورت در پخش تلویزیونی و استقبال بینندگان ، سرآمدترین نام گرفت.از آنجا که هر دو قسمت این فیلم در17 ژانویه سال جاری به عنوان برترین فیلم سینمایی پخش شده از تلویزیون طی 5 سال اخیر و پربیننده ترین فیلم برگزیده و معرفی شد، نوشتار ذیل مروری کوتاه بر دو قسمت فیلم داستان اسباب بازی دارد.این انتخاب توسط مجمع ملی نقد سینمای امریکا و با همکاری تل فیلم کانادا صورت گرفته است.داستان اسباب بازی شاید به تعبیری پیشرو و سرآمد فیلمهای رایانه ای و دیجیتالی باشد. در این زمینه ، قسمتهای اول و دوم این فیلم که در سالهای 1995 ونودونه عرضه شد، فروش هنگفتی به دست آورد. داستان اسباب بازی قرار است ماجرای زندگی پنهانی عروسک ها و آن چیزی باشد که آنها در فضا و دور از چشم ما انجام می دهند.بنابراین قصه این فیلم ، پر از شور و انرژی و در عین حال سرشار از ظرافت است و عروسکهای دوست داشتنی و پراحساس قصه را شکل می دهند کاراکتر وودی با صدای تام هنکس چیزی شبیه به فرمانده عروسک های اندی با صدای جان موریس است و می داند که صاحبش شدیدا او را دوست دارد.ظاهر داستان واقعا ساده است ؛ اندی مثل تمام بچه ها می دود، بازی می کند، ماشین ها را به هم می کوبد و ماجرا خلق می کند؛ اما به محض این که او اتاق را ترک می کند، تازه بازی خود عروسک ها شروع می شود همراه با وودی ، عروسک های دیگر مثل پوپیپ با صدای آنی پاتز آقای کله سیب زمینی با صدای دن ایکلز اسلینکی داگ با صدای جیم وارنی و هام با صدای جان راتزن برگر و تعدادی دیگر از عروسکهای جذاب ودوست داشتنی با کمک هم ماجراهای فیلم را خلق کرده و به پیش می برند؛ اما اصلی ترین ماجرا، جشن تولد آینده اندی است.سالگرد تولد اندی نزدیک شده و همین موضوع عروسک ها را به سرگیجه واداشته است آنها نگران اند که با رسیدن هدایای تازه او که قطعا عروسک های جدیدتر و تازه تری هم درمیان آنها وجود دارد بازارشان کساد شود و در واقع محبت اندی به آنان کم گردد این چنین است که کاراکتر باز لایت یی یر با صدای تیم الن نیز وارد ماجرا می شود این کاراکتر با حرکات متهورانه اش بسرعت عروسک محبوب اندی می شود و کار به جایی می رسد که او حتی قلبهای سایر عروسک های صاحبش را نیز تسخیر می کند و صد البته این کار باعث عصبانیت وودی می شود اما مشکل باز این است که نمی داند او را در تایوان ساخته اند و قرار است فقط یک اسباب بازی باشد او فکر می کند مسافری از سیاره دور است و باید دیگران را از شر موجودات پلید آسوده کند. در چنین شرایطی ، اندی نیز توجه بیشتری به باز می کند و این وودی است که می رنجد و تصمیم می گیرد کلک باز را بکند و در ادامه داستان ، بینندگان با دوئل های متعدد وودی و باز خو می گیرند.فیلم داستان اسباب بازی به قدری موفق از آب درآمد که در میان حیرت ناظران ، نامزد اسکار نیز شد و یاد آن برای همیشه در ذهنها ماند و البته همین مساله بهانه و دلیل و دستمایه مناسبی برای ساخت قسمت دوم آن در سال1999 شد.یک فرضیه بارها به اثبات رسیده قدیمی می گوید: معمولا قسمت دوم یک فیلم و به اصطلاح دنباله سازی قسمت نخست ، به خوبی و زیبایی و توفیق قسمت نخست از آب در نمی آید و فقط نمونه های کمیابی مثل پدر خوانده این اصل را نقض کرد؛ اما به نظر می رسد داستان اسباب بازی 2 هر چند به پای فیلم نخست نمی رسد، اما در کل فیلمی موفق از آب درآمده است و به تنهایی توانسته اعتبار زیادی برای خود کسب کند.آن اشتراکی که در هر دو قسمت فیلم داستان اسباب بازی وجود دارد، حسی است که به بیننده می قبولاند عروسکها واقعا زنده اند و مشغول سرگرم کردن ما هستند.قسمت دوم فیلم داستان اسباب بازی با کارگردانی جان لاسیتر، ما را بار دیگر به دنیای کودکانه اندی و عروسک هایش می برد و قسمتی از جادوی سینما بر سطح فیلم و قصه اش خودنمایی می کند و این بار البته ماجرا پرحادثه تر خواهد بود. ال مک ویگین ، کلکسیونر عروسک با صدای شیطانی دین نایت می خواهد وودی را از میان عروسک های اندی بدزدد و به یک موزه عروسک ها در ژاپن بفرستد. این مرد جاه طلب عروسکهای بسیار معروف قدیمی را برای خود جمع آوری کرده و تصمیم دارد با دزدیدن وودی قیمت فروش مجموعه اش را بسیار بیشتر کند؛ اما فعلا مجموعه او شامل استینکی پیت و جسی و بولزای، دوست قدیمی و قابل اعتماد وودی است.اما باز با کلکسیونر سود جو مبارزه می کند تا از این راه باعث نجات وودی شود از مهمترین دستاوردهای قسمت دوم این فیلم ، استفاده بجا و صحیح و پر احساس از صداهای مناسب برای هر عروسک است و همه اینها باضافه هوشیاری جان لاسیتر، باعث ایجاد جذابیت سطح بالا در داستانی می شود که در اصل ساده و ابتدایی است.اصلی ترین دلیل موفقیت لاسیتر و دستیارانش این است که می دانند برای کشاندن بزرگترها به بطن قصه چه باید کرد.بنابراین اتفاقات را به گونه ای پیش می برند که برای بزرگسالان نیز جذابیت و کنجکاوی ایجاد شود لاسیتر در این زمینه اعتقاد دارد:باید فیلمی ساخت که مناسب بچه ها از هر گروه سنی باشد؛ در حالی که پدران و مادران آنها نیز در دیدن فیلم شریک شوند و در آخر این که باید از صدای ویژه و تاثیر گذار وودی به عنوان یکی از عوامل موفقیت این دو فیلم یاد کرد.صدای تام هنکس در نقش کاراکتر مرکزی یعنی وودی چنان تاثیر گذار است که بیننده تصور می کند دارد یک آدم واقعی را می بیند.او به قدری موفق است که نه فقط صدای عروسک ، بلکه روح و وجود وودی می شود و این جا افتادن صداها و جاری شدن آن روی تصاویر، کمک می کند تا بیننده همه چیز را قابل فهم و باور ببیند؛ هر چند که در اصل قصه این فیلم رویایی بیش نیست.اما در قسمت دوم ، یک پرسش جالب نیز مطرح می شود؛ یعنی خود وودی حتی به شک می افتد که به صاحبش اندی وفادار بماند و یا این که طبق خواست کلکسیونر مورد بحث ، به موزه عروسک ها اعزام شود او با خود فکر می کند آخر چه فایده ای دارد نزد صاحبش بماند و آن فرد وی را دوست نداشته باشد.آیا در موزه بودن و تبدیل شدن به ابدیت ، جالب تر نیست ؛ در این زمینه ، کاراکتر جسی که خود توسط صاحب قبلی اش رها شده است ، به وی هشدار می دهد که اندی در حال بزرگ شدن است و روزی او را رها خواهد کرد و بنابراین دوره شادی او کوتاه مدت است اینجا پرسشهای فلسفی دیگری نیز مطرح می شود و فرضیه پایداری و ماندگاری عشق زیر سوال می رود شاید هم داستان عروسک 2 مثل قسمت اول ، بچه ها را به اندیشیدن وادار کند و غیر مستقیم به آنها بگوید برای روزهای بزرگسالی شان برنامه ریزی کنند و فکر و اندیشه ای برای آینده داشته باشند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها