نیلوفر - ت که تا چند ماه پیش انترن بخش گوش و حلق و بینی بود می گوید: در کشیک های اورژانس قسمت عمده مراجعات را بینی های شکسته و پرده گوشهای پاره تشکیل می داد. وقتی از زنان بینی شکسته علت ضربه را می پرسیدم ، تقریبا همه آنها بعد از مکثی بلند شوهرانشان را دلیل آن می دانستند. پارگی پرده گوش نیز معمولا موضوعی زنانه بود. زنانی از قشرهای مختلف اجتماعی. او در ادامه می افزاید: گاهی که موفق می شدم بیشتر با این خانمها صحبت کنم ، می دیدم خیلی از آنها از زندگی مشترکشان نه تنها ناراضی ، بلکه بیزار بودند ؛ اما اعتقاد راسخ داشتند که «همینه که هست» و هر تفسیری را غیرممکن می دانستند.
متاسفانه آمار دقیقی از خشونت خانگی که بر زنان اعمال می شود در دست نیست. ولی آنچه از اخبار و گزارش ها به چشم می خورد ، حاکی از این است که شمار زیادی از زنان ایرانی ، از هر قشر و طبقه اجتماعی مورد ضرب و شتم ، توهین و تحقیر عناصر ذکور خانواده ، پدر ، برادر ، شوهر و... قرار می گیرند.
دکتر هادی معتمدی ، مدیر کل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در این باره می گوید: سال گذشته 8332 مورد خشونت خانگی به ثبت رسیده است که از این تعداد 2300 مورد جسمی ، 2000 مورد روانی ، 3000 مورد سهل انگاری و 945 مورد هم خشونت جنسی بوده است. آسیب و جراحت جسم زن خشونت دیده در درجه دوم اهمیت قرار دارد. مهمتر از آن روح و روان اوست که در زیر کوبه های خشم له می شود. هر ضربه ای که از جانب مرد در محیط خانه جایی که قاعدتا باید مکان امن و آسایش باشد بر اندام زن وارد می شود ، بخشی از غرور ، شخصیت و احساس امنیت او را محو می کند. یعنی همان چیزهایی که برای ادامه حیات سالم روانی یک انسان بشدت لازم است. نباید فراموش کرد مردی که کتک می زند همان است که در کودکی مورد آزار بزرگتر خویش واقع شده یا شاهد کتک خوردن مادر از پدر بوده و در واقع کودکی که مورد شکنجه قرار بگیرد، بالاخره روزی دستان سنگینش را بر صورت زنی یا کودکی خواهد کوفت و این چرخه خشونت تا ابد ادامه خواهد داشت...
خشونت جهانی
خشونت علیه زنان به هیچ وجه خاص جوامع عقب مانده و توسعه نیافته نیست. در پیشرفته ترین کشورهای جهان ، زنان و کودکان از تبعات و عوارض ناشی از خشونت بخصوص در زندگی خانوادگی رنج می برند و آزارهای جسمی و جنسی و روانی نه تنها تندرستی ، سلامت عقل ، تعامل عاطفی و روانی آنها را به خطر می اندازد ؛ بلکه جامعه را نیز متضرر می سازد. بهایی که بابت این صدمات پرداخت می شود، دولتها را با مشکلات گوناگون اقتصادی ، فرهنگی و خدماتی درگیر می کند و در بسیاری موارد دولتها قادر نیستند این بهای سنگین را بپردازند. در نتیجه دور باطل ادامه می یابد و پدیده خشونت تشدید و تقویت می شود.
در این میان ستاد سلامت و توسعه زنان سازمان جهانی بهداشت که از سال 1995 فعالیت های خود را آغاز کرده ، تلاش دارد تا با فعال کردن سازمان های غیردولتی ، سطح آگاهی مردم را در زمینه عواقب و عوارض ناشی از خشونت علیه زنان افزایش دهد. تعیین راهکارهای پیشگیری و ممانعت از شیوع خشونت در جوامع ، حمایت از تهیه قوانین توسط دولتها در مورد سیاست ها و پروتکل های ضدخشونت و بهبود ظرفیت ها و توانایی کارکنان بهداشتی برای کمک رسانی به زنان آسیب دیده ، از جمله فعالیت های سازمان بهداشت جهانی برای کاهش خشونت علیه زنان در سراسر جهان است.