عفو قاتلان توسط اولیای دم مقتولان در ایام مذهبی بیشتر می‌شود

اهدای زندگی برای محکومان به مرگ

مرد خم شده بود روی میز و داشت برگه‌ای را می‌خواند که منشی دادگاه گفته بود باید امضا کند. پیراهن و شلوار یکدست به تن داشت، لاجوردی با راه‌راه‌های سیاه انگار که میله‌های زندان را افقی کرده و به تنش دوخته باشند. همان طور که برگه را می‌خواند لبانش بتدریج به لبخند گشوده شد. حقیقت داشت. برگه آزادیش بود. آزادی از زندان، بعد از تحمل سه سال حبس. سه سالی که هر روز و ساعتش به اندازه قرن‌ها کش آمده بود و او را زیر انبوهی از هراس و وحشت و انتظار و اضطراب دفن کرده بود.
کد خبر: ۵۷۸۲۶۵

او قاتل بود و محکوم به قصاص و حالا اولیای دم مقتول رضایت داده بودند و مرد می‌توانست یک بار دیگر به زندگی امیدوار شود. می‌توانست فرزندش را برای نخستین بار ببیند و در آغوش بکشد. نامش سعید است و بیست و نه سال دارد. او برگه را که امضا می‌کند، می‌نشیند روی صندلی چوبی دادگاه و می‌گوید: خدا را شکر بالاخره تمام شد.

قتل چند روز قبل از تولد دخترم اتفاق افتاد. برای یک پدر سخت است که بچه‌اش را نبیند. من یک بار هم او را بغل نکرده‌ام. زنم همان اول کار که به زندان افتادم، طلاق گرفت و رفت. همه این مدت دلم می‌خواست دخترم را ببوسم اما....

نگاهش به کف سالن دوخته می‌شود و سکوت می‌کند. سعید سه سال قبل برادرهمسرش به نام محمود را با ضربه کارد از پادرآورد. آن دو از مدت‌ها قبل با هم اختلاف داشتند و گهگاهی مشاجره می‌کردند: هم فامیل بودیم و هم همسایه. برای همین زیاد همدیگر را می‌دیدیم.

محمود روز حادثه به خانه خواهرش رفت اما دوباره کارش با سعید به مشاجره کشید. متهم می‌گوید: دعوایمان که شد، محمود را از خانه بیرون کردم. او رفت اما چند دقیقه بعد با مادرش برگشت و شروع به داد و فریاد کرد و شیشه‌های خانه‌مان را شکست. من هم عصبانی شدم.

خشم چنان بر سعید حکمفرما شده بود که او قدرت فکر کردن را هم از دست داده بود. به آشپزخانه دوید، چاقویی برداشت و ضربه مهلک را وارد کرد. بعد از آن ضربه ترسیدم و فرار کردم اما زود دستگیر شدم.

اولیای‌دم محمود در مراحل اولیه گفته بودند تنها خواسته‌شان قصاص قاتل است و به هیچ‌وجه حاضر به گذشت نمی‌شوند حتی حکم مرگ متهم نیز صادر شده بود و او در زندان در انتظار روزی به سر می‌برد که صدایش بزنند و بگویند خودش را برای رفتن پای چوبه دار آماده کند، اما پدر و مادر محمود بالاخره قاتل را بخشیدند و او هفته قبل وقتی در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد، برگه آزادیش را دریافت کرد.

بخشش قاتلان از جمله اخباری بود که در دو هفته گذشته زیاد به گوش می‌رسید. هر ساله از نیمه‌شعبان تا پایان ماه مبارک رمضان این اتفاق بیش از ایام دیگر سال به ثبت می‌رسد و محکومان به قصاص زیادی از چوبه دار نجات پیدا می‌کنند. والدین جوانی که چهار سال قبل در جریان سرقتی خونین به قتل رسیده بود، چند روز قبل به دادسرای جنایی تهران رفتند تا به قاضی اجرای احکام خبر تازه‌ای بدهند: قاتل را بخشیدیم. هیچ خواسته‌ای هم نداریم. این کار را فقط به مناسبت نیمه‌شعبان انجام می‌دهیم.

قاتل عفو شده جوانی به نام یحیی است که شامگاه دوم مهر 88 در پارکی در غرب تهران خون به پا کرد. او قبل از این‌که با صفت جنایتکار شناخته شود،به عنوان کارگر در یکی ازمیادین میوه‌وتره‌بار تهران کار می‌کرد و مقتول را نیز از همانجا می‌شناخت. او می‌گوید: من و یکی از دوستانم که همشهری‌ام بود با هم در میدان کار می‌کردیم. سرمان به کار خودمان گرم بود تا یکی از دوستان‌مان آمد و گفت پیشنهاد خوبی دارد. او گفت می‌توانیم از جعفر سرقت کنیم.

جعفر آن زمان در حجره شوهرخواهرش ترازودار بود و هر شب بعد از تعطیلی مغازه، پول‌های دخل را به خانه خواهرش می‌بردو تحویل می‌داد.سه پسر جوان بعد از همفکری مصمم شدند این دزدی را انجام بدهند. یحیی می‌گوید: ما در پارکی که جعفر همیشه از آن رد می‌شد، کشیک دادیم و وقتی او آمد در تاریکی شب سرش ریختیم تا کیفش را که پول‌ها در آن بود، بدزدیم اما مقاومت کرد و مرا گرفت. خیلی تقلا کردم خودم را آزاد و فرار کنم اما نتوانستم برای همین با چاقو ضربه‌ای به او زدم.

متهم بعد از قتل به شهرستان گریخت اما سرانجام دستگیر شد. بقیه ماجرا نیز معلوم است: بازجویی، اعتراف، محاکمه، حکم قصاص، انتظار، تشویش و سرانجام گذشتی بزرگ.

اکبر، مردی حدودا چهل ساله و پدر سه فرزند است؛ دو دختر و یک پسر. او تا لحظاتی قبل از وقوع درگیری خونین مغازه‌داری معتبر بود اما ناگهان خشم عقلش را ربود و دست به چاقو برد. او می‌گوید: من و برادرم یک کبابی را اداره می‌کردیم. برادرم به مردی بدهکار بود. آن روز طلبکار به مغازه آمد و با برادرم درگیر شد. وقتی دیدم برادرم زخمی شده است، چاقو را برداشتم و طرف را زدم.

اکبر بعد از دستگیری محاکمه شد و اولیای‌دم مقتول اعلام کردند خواستار قصاص او هستند. به این ترتیب حکم صادر شد و قضات دیوان‌عالی کشور نیز رای صادره را تائید کردند. در شرایطی‌که مقدمات اجرای حکم در حال آماده شدن بود، اکبر با کمک خانواده‌اش توانست رضایت اولیای دم مقتول را جلب کند و به زندگی بازگردد. او می‌گوید: من همان موقع از کاری که کردم پشیمان شدم. اصلا قصد نداشتم کسی را بکشم. نمی‌دانم چرا این کار را انجام دادم. از این اتفاق خیلی ناراحت هستم. امیدوارم زودتر آزاد شوم تا بتوانم پیش خانواده‌ام بروم و در کنار آنها باشم. می‌خواهم گذشته را جبران کنم.

فاطمه زن پنجاه و پنج ساله‌ای است که قاتل فرزندش را بخشیده است. او می‌گوید: اوایل خیلی به قصاص اصرار داشتم. بچه‌ام را در یک دعوا کشته بودند. تازه پسرم در این دعوا هیچ نقشی نداشت و فقط جلو رفته بود تا بقیه را جدا کند که یکی از آنها با چاقو به گردنش زد. منتظر روزی بودم که قاتلش را بالای چوبه دار ببینم، خیال می‌کردم این طوری آرام می‌شوم. در دادگاه هم به قاضی گفتم من فقط قصاص قاتل بچه‌ام را می‌خواهم. حتی چند باری که خانواده قاتل آمدند، من حاضر نشدم با آنها حرف بزنم. از آن به بعد چند نفر از اقوام، جسته و گریخته زمزمه‌هایی درباره بخشش می‌کردند. باز هم این حرف‌ها را جدی نمی‌گرفتم تا این‌که خودم کم‌کم به فکر افتادم. خیلی سخت بود اما بالاخره به این نتیجه رسیدم که ببخشم، بهتر است. فکر کردم با مردن قاتل، پسر من زنده نمی‌شود و فقط خانواده‌اش مثل من داغدار می‌شوند. او را به خاطر جوانی و خانواده‌اش عفو کردم. حالا هم خیلی راضی هستم. همان بهتر که حکم اجرا نشد.

داستان زندگی قاتلان عفوشده بسیار شبیه هم است. همگی ادعا می‌کنند ناخواسته دست به جنایت زده​اند و بعد از آن بشدت پشمان شده​اند. همگی از روزها و شب‌های سخت زندان سخن می‌گویند و از این حرف می‌زنند که امیدشان را به زندگی از دست داده بودند و حالا که بخشیده شده‌اند، قصد دارند بار دیگر به جامعه بازگردند و به فردی سالم و مفید تبدیل شوند.

سهیل یکی از همین متهمان است. او که همسرش را به قتل رسانده و از ده سال قبل در زندان به سر می‌برد، می‌گوید: با همسرم اختلاف داشتم. خیلی با هم دعوا می‌کردیم تا این‌که روز حادثه از شدت عصبانیت از کوره در رفتم و.... او نمی‌خواهد جزئیات قتل را شرح بدهد.

هنوز هم یادآوری آن واقعه برایش تلخ و آزاردهنده است: در زندان خیلی سختی کشیدم. والدین همسرم خیلی به قصاص اصرار داشتند. از طرفی خانواده خودم به هر دری زدند تا این‌که توانستند رضایت آنها را جلب کنند. ده سال زمان کمی نیست. من در زندان پیر و شکسته شدم اما خدا را شکر که بزودی آزاد می‌شوم.

سهیل، اکبر ،سعید و... همه حالا به آینده امیدوار هستند و عهد بسته‌اند از این پس زندگی آرامی داشته باشند.

برداشت اول

چه کسانی رضایت می​دهند؟

حسین فتحعلی‌زاده ـ روان‌شناس

اکثر قریب به اتفاق اولیای‌دم مقتولان اگر قتل خانوادگی و مواردی مانند برادرکشی، فرزندکشی و والدکشی نباشد، در بدو امر بر قصاص قاتل پافشاری می‌کنند. چنین رفتاری کاملا طبیعی است، زیرا آنها در شوک از دست دادن عزیزی که فرزند یا والدشان است به سر می‌برند. آنها دنبال راهی هستند تا آرامش از دست رفته خود را بازیابی کنند اما هرچه زمان می‌گذرد، آنان بتدریج به مرحله پذیرش می‌رسند و اعلام رضایت نیز در همین مرحله انجام می‌شود، بنابراین گذشت زمان در این میان نقش اساسی بازی می‌کند. باید به اولیای‌دم فرصت داد بتدریج خودشان را آرام کنند و آن طور که در کلام گفته می‌شود با واقعیت کنار بیایند. تجربه نشان داده است بیشتر اعلام رضایت‌ها بعد از گذشت مدت طولانی از حادثه اتفاق می‌افتد، البته این به آن معنی نیست که همه اولیای‌دم در این مرحله به بخشش می‌رسند. به هر حال قصاص حق مسلم آنهاست.

افرادی که باورهای مذهبی قوی دارند، معتقدند نتیجه هر عملی را در آخرت خواهند دید و بیشتر از دیگران به رضایت می‌اندیشند. آنها نه فقط در مورد واقعه قتل بلکه در تمام شئون زندگی خود بر این باورند که حتی اگر مورد ظلم قرار گرفتند، گذشت راه مناسب‌تری است. به همین دلیل است که ما در ایام مذهبی مانند ماه مبارک رمضان، ماه محرم یا اعیاد شعبانیه شاهد هستیم آمار بخشش‌ها افزایش پیدا می‌کند.

اولیای‌دمی هم که می‌دانند قتل عزیزشان ناخواسته و اتفاقی بوده، راحت‌تر به بخشش فکر می‌کنند. همچنین آنانی که باور دارند خود مقتول نیز در وقوع جنایت بی‌تقصیر نبوده است در اعلام گذشت حتی با تعیین شرایط خاص پیشقدم می‌شوند.

برداشت دوم

تلطیف فضای عمومی با عفو قاتلان

کاظم بیرجندی ـ آسیب‌شناس اجتماعی

سال‌ها قبل قرار بود قاتل یک جوان بسیجی در میدان امام حسین(ع) تهران در ملأ‌عام قصاص شود اما پدر جوان بسیجی پای چوبه دار اعلام گذشت کرد. این اتفاق هرگز از یاد من و تمامی کسانی که از واقعه مطلع شدند، بیرون نخواهد رفت. این‌گونه رفتارها موج مثبتی در جامعه راه می‌اندازد و در خاطره جمعی خواهد ماند. هرگاه چنین اخباری رسانه‌ای می‌شود، شاهد هستیم بعد از آن موجی از رفتارهای مشابه به راه می‌افتد، زیرا همان‌گونه که خشونت می‌تواند از فردی به فرد دیگر سرایت پیدا کند، رفتارهایی مانند گذشت، احسان و نیکوکاری نیز مسری است. بنابراین با اطلاع‌رسانی درست و انجام کارهای فرهنگی می‌توان روحیه بخشش را در جامعه تقویت کرد.

ما در بسیاری از پرونده‌های قتل با مجرمان حرفه‌ای یا جنایتکاران مخوف طرف نیستیم بلکه قاتلان افرادی عادی هستند که ناخواسته و در پی رفتاری نسنجیده دست به قتل زده‌اند، بنابراین بخشیدن آنها می‌تواند به آنان شانس تازه‌ای بدهد تا به افرادی مفید برای جامعه تبدیل شوند. هرچقدر این بخشش‌ها بیشتر شود و رسانه‌ها نیز به این‌گونه اخبار توجه نشان بدهند، بازتاب آن در سطح جامعه بیشتر خواهد شد. بخشیدن یک قاتل فقط نجات جان او نیست بلکه کمک بزرگی به تلطیف روح جامعه، فضای عمومی و رفتارهای شهروندان محسوب می‌شود.

تبصره

مجازات قاتلان بخشوده شده

ابراهیم سماواتی ـ حقوقدان

وقتی قتلی توسط قضات، عمدی تشخیص داده شد مجازات آن در صورت درخواست اولیای دم مقتول، قصاص است. قصاص، حق ولی‌دم است که می‌تواند آن را مطالبه کند یا ببخشد.در بخشش نیز حالات و شرایط مختلفی وجود دارد و قانونگذار دست ولی‌دم را باز گذاشته است. به این معنی که ولی‌دم می‌تواند بدون مطالبه هیچ خواسته‌ای و صرفا برای رضای خدا قاتل را عفو یا این‌که اعلام رضایت را به دریافت دیه منوط کند. البته در قانون این حق هم به ولی دم داده شده است که مبلغی بیشتر یا کمتر از دیه مطالبه کند.

در برخی پرونده‌ها شاهد هستیم اولیای‌دم مقتول اعلام گذشت را مشروط به دریافت مبلغی کلان می‌کنند. قانونگذار منعی در این خصوص ایجاد نکرده و چنین کاری کاملا مطابق با حق گذشت‌کنندگان است. همچنین در برخی موارد شاهد هستیم اولیای‌دم شروط دیگری مانند تامین هزینه ساخت مدرسه، مسجد یا انجام اقدامات عام‌المنفعه دیگر را تعیین می‌کنند که در این صورت محکوم باید عمل به آن شرط را متعهد شود. قانونگذار این موضوع را نیز پیش‌بینی کرده است که ولی‌دم حق ندارد بعد از اعلام گذشت بگوید از تصمیم خود پشیمان شده و مجدد خواهان قصاص است.

از سوی دیگر محکومان به قصاص بعد از عفو آزاد نخواهند شد بلکه آنها باید به خاطر جنبه عمومی جرم مجازات شوند. جرم قتل از جمله جرایمی است که هم جنبه خصوصی و هم جنبه عمومی دارد، زیرا علاوه بر این‌که حقی از اولیای‌دم تضییع می‌شود امنیت و نظم جامعه نیز به خطر می‌افتد و از طرفی به قول حقوقدان‌ها مساله‌ای به نام بیم تجری مجرم وجود دارد به این معنی که اگر قاتلی بعد از عفو از سوی اولیای دم مشمول مجازات دیگری نشود ممکن است برای ارتکاب جرایم بعدی جری‌تر شود. این استدلال سبب شده مجازات سه تا ده سال زندان در انتظار قاتلان عفوشده، باشد. قضات حق دارند باتوجه به حال و روز متهم حداقل یا حداکثر مجازات را برای وی درنظر بگیرند و حتی می‌توانند از مجازات‌های شدیدتر مانند تبعید نیز استفاده یا این‌که به همان میزان مجازات زندان را هم به حالت تعلیق دربیاورند. قضات برای صدور حکم به این توجه دارند که آیا مجرم در مدت بازداشت، اصلاح شده است، از نظر خانوادگی و اجتماعی در چه شرایطی قرار دارد و حتی این‌که چرا و چگونه دست به ارتکاب قتل زده است.

نکته دیگر این که اولیای‌دم در تمام مراحل دادرسی چه زمانی که پرونده در دادسراست و چه در دادگاه، بعد از صدور حکم و حتی هنگام اجرای حکم می‌توانند گذشت خود را اعلام کنند به همین دلیل همیشه در مراسم اجرای حکم، قبل از این‌که محکوم به دار آویخته شود، مسئولان قضایی با اولیای‌دم صحبت می‌کنند تا بلکه بتوانند رضایت آنها را جلب کنند. البته تلاش برای اخذ رضایت معمولا در دادگاه نیز انجام می‌شود، زیرا یکی از وظایف ذاتی قاضی، ایجاد مصالحه و جلب رضایت طرفین پرونده‌ است.

برداشت سوم

بازگشت تدریجی

مهسا یارندی ـ روان‌شناس

تاثیر برخی اتفاقات هرگز از ذهن فرد پاک نمی‌شود. طبیعتا شخصی که به هر دلیل و به هر نحوی جان انسانی دیگر را گرفته است، هرگز نمی‌تواند این عمل خود را به بوته فراموشی بسپارد. همچنین شخصی که سال‌های زیاد در زندان در انتظار مرگ بوده حتی بعد از آزادی نیز نمی‌تواند به یکباره همه چیز را پشت در زندان بگذارد و بعد از خروج به فردی متفاوت و انسان دیگری تبدیل شود. حقیقت این است که تغییر در رفتار و افکار انسان‌ها ناگهانی و سریع رخ نمی‌دهد بلکه این کار باید بتدریج انجام شود.

قاتلان بخشیده شده گرچه عزم خود را برای بازگشت به زندگی جزم می‌کنند حتی بعد از آزادی نیز از نظر روحی و ذهنی درگیر قتل و وقایع پس از آن هستند و به همین ‌دلیل شاهد هستیم بیشتر آنان از افسردگی و اضطراب رنج می‌برند.

وقتی قاتلی از زندان آزاد می‌شود، خانواده او وظیفه سنگینی را بر دوش خواهد داشت. آنان هستند که باید در آماده‌سازی فرد برای بازگشت به جامعه نقش اصلی را ایفا کنند. خانواده‌ها در چنین شرایطی باید از برخوردها و رفتارهای هیجانی بپرهیزند و به فرد اجازه بدهند که آرام‌آرام شرایط جدید را درک کند و آن را بپذیرد.

بایدها و نبایدهای رفتاری زیادی در این خصوص وجود دارد که البته برای هر شخصی باتوجه به محل سکونت، جایگاه اجتماعی، شرایط فردی و... متفاوت است و توصیه می‌شود چنین اشخاصی و خانواده‌هایشان حتما از کمک روان‌شناسان بهره ببرند تا بتوانند بر مشکلات فائق بیایند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها