
حبیب دهقاننسب، متولد سال 1328 شیراز، فارغالتحصیل بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیباست. وی از سال 46 تا 52 با واحد نمایش رادیو شیراز همکاری کرد و از سال 47 واردعرصه تئاتر شد. دهقاننسب سال 1352 با فیلم 8 میلیمتری «تابستان 52» به کارگردانی علی عطایی مقابل دوربین ظاهر شد و بازی در سینما را از سال 1366 با فیلم «شرایط عینی» به کارگردانی احمدرضا گرشاسبی شروع کرد. او تاکنون در آثار مختلفی همچون مختارنامه، عقاب صحرا، سگکشی، شب واقعه، حقیقت گمشده، قفسی در پرواز، نسل سوخته و سفر سرخ بازی کرده است. این روزها شاهد بازی او در سریال «بالهای خیس» به کارگردانی عباس رنجبر هستیم. او در این سریال نقش دکتر مجید پرتو را بازی میکند که با تشکیل گروهی جوان، پژوهش در زمینه تولید داروی ضد سرطان را آغاز کرده است. وی معتقد است شخصیت مجید پرتو جای کار داشت و او تلاش کرده حس و حال این شخصیت را در موقعیتهای مختلف درست نشان دهد.
بعد از این همه سال فعالیت در عرصه بازیگری و ایفای نقشهای مختلف، آیا مقوله بازیگری برایتان عادی شده یا هنوز هم شیفته آن هستید و با علاقه آن را دنبال میکنید؟
اگر فردی سهل و ساده وارد عرصه بازیگری شده باشد، بعد از مدتی این حرفه برایش عادی میشود و بیتفاوت با آن برخورد میکند، اما برای من و امثال من که با علاقه و انگیزه وارد این عرصه شدیم، هنوز هم این حرفه جذاب است. در این حرفه درگیر شهرت نشدم. هنوز هم وقتی نقشی برای بازی پیشنهاد میشود با دقت فیلمنامه را مطالعه میکنم و برایم اهمیت دارد نقشی که بازی میکنم مثل نقشهای قبلیام نباشد.
تنوع و تفاوت حرف اول را در بازیگری میزند، شما برای ایجاد تنوع در نقشهایی که به عهده میگیرید از چه شیوههایی بهره میبرید؟
گرچه بازیگر در ابتدا از سوی کارگردان و تهیهکننده انتخاب میشود، اما در مرحله بعد انتخاب به عهده خود بازیگر است و اگر از فیلمنامه خوشش نیامده باشد، میتواند آن را قبول نکند. وقتی بازی در اثری به من پیشنهاد میشود به مسائلی همچون نگارش خوب فیلمنامه، کارگردان، دیگر بازیگران و... توجه میکنم.
بعد از در نظر گرفتن همه این عوامل، کار را انتخاب میکنم. معتقدم تنوع نقش در دست بازیگر است. او باید سعی کند با وسواس نقشهایش را قبول کند، چراکه مخاطب امروز تنوعطلب است و توقع دارد بازیگر مورد علاقهاش نقشهای متفاوت و رنگارنگ بازی کند. مسلما اگر بازیگر را فقط در یک تیپ مشخص ببیند از او دلزده میشود و او را پس میزند.
همانطور که مردم احتیاج به خواندن کتابهای مختلف دارند، خواستار تماشای آثار متنوع هم هستند. بنابراین بازیگر نباید نسبت به این مساله بیتوجه باشد. زمانی که مخاطب با دیدن یک فیلم یا سریال با خودش بگوید دوباره این بازیگر همان تیپ قبلیاش را تکرار میکند، اصلا خوشایند نیست، تکرار باعث میشود، بازیگر حرفی برای گفتن به بیننده نداشته باشد.
در طول سالهای فعالیتم تلاش کردهام در آثاری با مضامین پلیسی، تاریخی، اجتماعی و... بازی کنم. اگر هم قرار باشد مثلا در یک اثر دفاع مقدسی دو بار نقش یک فرمانده را بازی کنم، سعی میکنم حتما تفاوتهایی بین این نقشها وجود داشته باشد. در صورت نبود این تفاوتها از دوستان تهیهکننده و کارگردان عذرخواهی میکنم و نقش را نمیپذیرم.
ولی چرا برخی بازیگران در ایفای تیپهای مختلف گرفتار میشوند و حاضر نیستند از این تیپها فاصله بگیرند؟
این مساله دو طرفه است. در مرحله اول تهیهکننده و کارگردان از یک بازیگر که در یک تیپ جا افتاده و پولساز شده است، توقع دارند همیشه نقشهای یکنواخت را بازی کند، چراکه با این تیپ توانسته شهرتی کسب کند و پولساز شود. از سوی دیگر چون امتحانش را در این زمینه پس داده، کارگردانان با خیال راحت نقشهای تکراری را به او میسپارند، چون مطمئن هستند او از پس آنها برمیآید. به همین دلیل بازیگر به تکرار میافتد، حتی بعضی کارگردانان هنگام بازی اینگونه بازیگران را رها میکنند تا ساز خودش را بزند. در حالی که این مساله به کل کار لطمه وارد میکند.
در مرحله دوم خود بازیگر تصمیمگیرنده است. بازیگر باید به دنبال تنوع بازی و نقش باشد تا به تکرار نیفتد. وقتی متوجه میشود نقش حرفی برای گفتن ندارد و تکرار نقشهای قبلیاش است، نباید آن را بپذیرد. جالب است بدانید برخی بازیگران علاقهمند به ایفای نقشهای مثبت هستند و حاضر نیستند نقشهای منفی را بازی کنند، چراکه معتقدند نباید در شکل و شمایل آنها که در ذهن مخاطب ساخته شده، خدشهای وارد شود اما برای من ایفای نقشهای مثبت و منفی تفاوتی ندارد، آنچه اهمیت دارد این است که بتوانم نقش را بخوبی بازی کنم و حس و حال شخصیت را در موقعیتهای مختلف بدرستی نشان بدهم. گاهی هم پیش آمده ایفای نقشی به من پیشنهاد شده اما احساس کردم مناسب من نیست، به همین دلیل به کارگردان و تهیهکننده پیشنهاد فرد دیگری را به جای خودم دادهام.
حال که صحبت از تنوع و تفاوت شد، بهتر است اشارهای به سریال بالهای خیس کنیم. شما در این سریال نقش دکتر پرتو را بازی میکنید که فرد بسیار مثبتی است. او هیچ کار اشتباهی نمیکند، حتی وقتی شاگردانش در زندگی خصوصیشان با مشکلاتی روبهرو میشوند، پرتو آنها را حل میکند. به نظرتان این شخصیت خیلی مثبت مطلق در نیامده است؟ این در حالی است که همه انسانها جایزالخطا هستند؟
شخصیت دکتر مجید پرتو جای پرداخت و کار داشت، حتی فراتر از آنچه در فیلمنامه برایش نوشته شده بود. به همین دلیل وقتی فیلمنامه را خواندم احساس کردم نقشی است که میتوانم روی آن کار کنم. او جزو شخصیتهای مثبت قصه است که جبهه رفته و پزشک حاذقی است و حالا همراه یک گروه جوان قصد دارد در زمینه داروی ضد سرطان فعالیت کند.
با شما موافق هستم که شخصیت دکتر پرتو خیلی مثبت است. متاسفانه این مشکل همیشه درباره شخصیتهای مثبت قصه وجود دارد که از کارگردان و بازیگر میخواهند هیچ نقطه منفی درباره چنین شخصیتهایی وجود نداشته باشد، بخصوص وقتی آن فرد جبهه هم رفته باشد. در این موارد مشکلات بیشتر میشود، چون او نباید عکسالمعلهایی همچون عصبانیت یا پرخاشگری را در موقعیتهای مختلف بروز دهد. در حالی که هر فردی در موقعیتهای مختلف واکنشهای متفاوتی نشان میدهد. با همه اینها تلاش کردم در موقعیتهای مختلف حس و حال دکتر پرتو را بدرستی به تصویر بکشم.
ولی در صحنهای که قاسمی نزد دکتر پرتو میآید و با ناراحتی عنوان میکند که پسرش محسن دیگر قصد ازدواج با نامزدش افرا (خواهرزاده پرتو) را ندارد، پرتو به جای عصبانی شدن خیلی راحت با این مساله برخورد میکند. به نظرتان این نوع حس و حال از سوی پرتو دور از واقعیت نیست؟ نباید در این صحنه پرتو کمی عصبانی میشد؟ چون افرا را مثل دخترش بزرگ کرده است؟
بله، اتفاقا همین صحنه را من و علی عمرانی سعی کردیم به بهترین شکل در بیاوریم، حتی یک کم در این صحنه بداهه هم داشتیم. من کمی عصبانی میشوم و داد و فریاد میکنم. در این صحنه حتی من خطاب به قاسمی میگویم که این چه بچهای است که تو تربیت کردهای؟! بعد از ضبط این صحنه، کارگردان هم خیلی راضی بود و اعلام کرد که صحنه خوب درآمد؛ اما متاسفانه در پخش این صحنهها حذف شد. به همین دلیل در این صحنهها شما بهعنوان مخاطب شاهد واکنشی از سوی من نبودید.
به نظرتان این مساله به شخصیت مجید پرتو لطمه نزده است، چون هر انسانی امکان دارد در شرایطی عصبانی شود؟
مسلما لطمه زده است. وقتی بیننده در این صحنه واکنشی از سوی من نمیبیند، احساس میکند من بد بازی کردم. در حالی که اینطور نیست و من و علی عمرانی برای درآوردن این صحنه زحمت خودمان را کشیدهایم. من کار خودم را انجام دادهام. مسائل پخش به بازیگر مربوط نمیشود.
در مجموع اگر میخواهیم قصه برای مخاطب قابل باور باشد و دور از زندگی واقعی خودمان نباشد، باید سعی کنیم شخصیتهای مثبت را هم در موقعیتهای مختلف قرار دهیم. به هر حال هر فردی ممکن است اشتباه کند حتی کسی که به ظاهر خیلی مثبت است.
امروز عصر رقابت رسانهها با یکدیگر است. ما باید مخاطبمان را حفظ کنیم و نباید با حذف چند صحنه کوچک به کار لطمه بزنیم و از سوی دیگر، قصه را برای مخاطب غیرقابل باور کنیم. میتوانیم تعاریفمان را از شخصیتهای مثبت تغییر بدهیم که تا وقتی او درگیر ناملایمات میشود، واکنشهای طبیعی از او شاهد باشیم، نه اینکه رفتار او دور از واقعیت زندگی باشد.
مسلما عکسالعمل آدمها در موقعیتهای مختلف زندگی فرق میکند. نوع تربیت، تحصیل و... در این زمینه موثر است. من نمیگویم شخصیت مثبت قصه در مقابل سختیها و ناملایمات زندگی مثل یک فرد لمپن داد و فریاد راه بیندازد، ولی میتواند واکنش ملایمتری داشته باشد، نه آن که کاملا خنثی با ماجرا برخورد کند.
از سوی دیگر بخشی از صحنههای این سریال که مربوط به بازی من و علی عمرانی در جبهه میشد یا فضاهایی که مربوط به کمک پرتو به مردم روستا بود، به دلیل مسائل مالی ضبط نشد. به نظرم ضبط این صحنهها کمک بیشتری به شناساندن شخصیتهای پرتو و قاسمی میکرد. وقتی اینطور عمل کنیم مثل این میماند که موجود ناقصالخلقی را به تماشاگر نشان دادیم.
با توجه به اینکه تاکنون تجربه همکاری با علی عمرانی را نداشتید، بازی در کنار او برایتان چگونه تجربهای بود؟
علی عمرانی را دورادور میشناختم. او بازیگر شناخته شدهای در رادیو و تئاتر است. چند بار بازی او را در تئاتر دیده بودم. تا اینکه شرایط همبازی شدن با او در سریال بالهای خیس فراهم شد. عمرانی، بسیار بازیگر توانمندی است. معتقدم آنطور که باید قدر او را بدانند، ندانستند. تجربه بازی در کنار او برایم لذتبخش بود.
برای بازی در سریال بالهای خیس چه نمرهای به خودتان میدهید؟
با توجه به شرایط تولید، حذف و ضبط نشدن برخی صحنهها به خودم نمره متوسط میدهم. البته شنیدهام استقبال مردم از این سریال خوب بوده است، امیدوارم این رضایتمندی تا پایان سریال وجود داشته باشد.
فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم