همراه با علیرضا برازش کارشناس مذهبی سریال «کمکم کن»

چندی است در سریال های تلویزیونی به رویکرد مذهبی در کنار داستان های امروزی توجه خاصی می شود. سریال «کمکم کن» ساخته قاسم جعفری که در ماه مبارک رمضان از سیما پخش شد اینچنین بود.
کد خبر: ۵۲۶۱۱

جعفری سابقه چنین کاری را در مسافری از هند نیز داشت. ویژگی هر دو سریال وجود مشاور مذهبی بود که علیرضا برازش مسوولیت آن را به عهده گرفت.
برازش از چهره های تحقیقی بخصوص در حوزه علوم دینی است که سابقه حضور در شبکه سه سیما را نیز دارد. سریال کمکم کن با توجه به موضوع خاصی که در آن تعقیب می کرد مورد توجه قرار گرفت و از این رو با برازش نه درباره سریال که با او به گفتگویی فرامتنی نشستیم.


آقای برازش ! در سریال «کمکم کن» که شما مشاور مذهبی آن بودید رذایل و معاصی خاصی موردتوجه قرار گرفته بود. دلیل این انتخاب چه بود؛
یک فیلم سینمایی 90 دقیقه ای ظرفیت گشودن یک یا دو داستان فرعی دارد. یک سریال هم هر چند در 30 قسمت و 900 دقیقه باشد ظرف بی پایانی نیست.
از لحاظ تعدد شخصیت هم ، قهرمان های محدودی را می توان وارد داستان کرد. اگر در این سریال تنها چند نمونه از معاصی انتخاب شده ، برای این است که به کلیت پرهیز از گناه هشدار داده شود ؛ ولی برای انتخاب این نمونه ها هم دلایلی وجود داشت.
در روایات ظلم بر 3 دسته تقسیم شده است: ظلم انسان بر خدا، ظلم انسان بر خودش و ظلم انسان بر دیگر همنوعانش که آن را حق الناس یا مظلمه می گویند. این ظلم تبعاتی دارد که جز با تسویه با کسی که به او ظلم شده است ، چاره و درمانی ندارد.
اگر انسان بین خدا و خودش اعمال صالح و پاداش زیادی هم داشته باشد ولی ذره ای حق الناس به گردنش باشد، پاداش های او در جای خود محفوظ است ، اما رسیدن به آن پاداش ها و گذشتن از پل صراط منوط به این است که این حق الناس را پاک کند.
یا در همین دنیا باید از کسی که به او ظلم یا حق او ضایع شده است رضایت طلبیده شود. در آن دنیا این امکان وجود دارد که شخصی مورد ظلم رضایت ندهد.
از این منظر حق الناس اهمیت ویژه ای دارد و گریبان افراد زیادی را می گیرد. به همین علت زمینه اصلی این سریال گناهانی قرار گرفت که ظلم به دیگری است ، هر چند ظلم به دیگران ، ظلم به خداوند هم هست ، چون دستوری که از جانب خدا بوده ، نادیده گرفته شده است.
همچنین در نشست و مشورت هایی که با آقای کرم یار، کاظمی پور و دری نویسندگان این مجموعه وکارگردان و دیگر عوامل تهیه این سریال داشتیم نتیجه بر این شد که باز از احادیث و کلام معصومین علیهم السلام استفاده کنیم. در روایتی از امام صادق ع آمده است «پایه های کفر 3چیز است: کبر، حرص و حسد.»
در احادیث دیگری روایت شده که بسیاری از گناهان از این سه گناه نشات می گیرد، یعنی اگر کسی در وجودش کبر و حرص و حسد را از میان ببرد به احتمال زیاد به گناهان دیگر آلوده نخواهد شد. بیشتر ظلمها، مال اندوزی ها، اجحاف و تجاوز به حقوق دیگران از حرص سرچشمه گرفته است.
بسیاری از رذایل از حسد است. این شد که 3 شخصیت اصلی داستان را هر کدام مبتلا به یکی از این رذایل نشان دادیم. قصد داشتیم این سه گناه بیشتر مورد توجه مخاطب قرار گیرد تا در ماه توبه و انابه بکوشد از این سه رذیله دوری کند. سراغ چند گناه دیگر نیز رفتیم مانند ربا که فاصله فقیر و غنی را زیاد می کند.
گناهی است که خداوند فرموده اگر کسی ربا بگیرد مانند این است که به پروردگار عالم اعلان جنگ داده است. گناه دیگر دورویی و نفاق بود.
بعضی ها برای رسیدن به پست و مقام یا بهره برداری های اقتصادی یا کسب آبروی دنیوی ، خودشان را بهتر از آنچه در باطن هستند، جلوه می دهند.
در اجتماع و محیط کار، خودشان را عابد، زاهد، خدادوست و انسان دوست جلوه می دهند اما در درون ، چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند.
همان طور که حافظ در ادامه اش می گوید:
گوییا باور نمی دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند.
اگر کسی باور داشته باشد خدایی هست و حساب و کتابی وجود دارد مطمئنا دو رویی نمی کند.
متاسفانه یکی از گناهان متداول جامعه ، همین همراه نبودن دل و زبان انسان هاست و بهتر نشان دادن ظاهر نسبت به باطن که یکی از مظاهر نفاق است ؛ هر چند در این سریال هم نتوانستیم به طور عمیق و درست به این مساله بپردازیم و حتی در مراحلی از پیشرفت سریال هم بینندگان احساس می کردند آقای اعلمی ، گناه زیادی ندارد.
به این معنا که قصد نداشته دخترش را به کسی که در سطح اجتماعی او نیست ، بدهد. گناه دیگر، عاق والدین است ؛ احترام شایسته و بایسته نگذاشتن و رعایت نکردن حقوق پدر و مادر.
این مساله اینقدر مهم است که خداوند در آیه های مختلف قرآن ، پس از پرهیز از شرک ، دستور نیکی به والدین می دهد. یکی از درخشان ترین صحنه های این سریال بخشش مادر در شب قدر بود.
امیدواریم پیام عملی سریال کمکم کن این باشد که به پدران و مادران بیش از پیش احترام گذاشته شود. در حدیث نبوی آمده که نیکی به پدر و مادر عقیده نمی شناسد. به آنها نیکی کنید.
خواه نیکوکار باشند یا بدکار، خواه با شما موافق باشند یا نباشند. در واقع نیکی به پدر و مادر محدودیتی ندارد. گناه دیگری که می خواستیم نشان دهیم تجاوز به حقوق دیگران بود که نمونه ای از آن را در این سریال با خوردن مال یتیم نمایش دادیم.
خداوند در قرآن آن را مرتب نهی کرده است. گناه دیگری هم مطرح کردیم به نام تفریط. در آیه شریفه سوره زمر از زبان کسانی که در آن دنیا نمره قبولی نگرفته اند می فرماید: «یا حسرتی علی ما فرطت \ فی جنب الله» این حسرت به خاطر اعمالی است که می توانستیم بکنیم و نکردیم.
به علت تفریطی است که در حق خداوند و در حق دستورات خداوند انجام داده ایم. تفریط به عبارتی کم گذاشتن است ؛ انسانی که موظف است فرزندان خود را خوب تربیت بکند، انسانی که موظف است به جامعه خدمت کند، انسانی که اگر معلم است و سی چهل دانش آموز را در ساعاتی از شبانه روز به او سپرده اند ؛ اگر اهل قلم است و ستونی از یک روزنامه یا دقایقی از یک رسانه را به او سپرده اند، اگر قاضی است و اعلام رای عادلانه در پرونده هایی به او واگذار شده.
اگر این اشخاص آن مقداری که باید دقت و انرژی نگذارند و حق را به حق دار ندهند یا برای شکوفایی استعدادهای دانش آموزانی که در اختیارشان است تلاش بایسته انجام ندهند، هر چند به ظاهر ممکن است پدر و مادر این دانش آموزان یا دو طرف آن پرونده قضایی اعتراضی نداشته باشند ولی در پیشگاه حق ، خداوند می داند که این افراد کم گذاشته اند و روز قیامت که پرده ها کنار می رود انسان می فهمد که چکارهایی می توانسته بکند و نکرده است.
در متون دینی هم داریم که جهنم حسرت ، بسیار سوزان تر از جهنم های دیگر است و مطمئنا فریاد وا حسرتا از کارهای نکرده ما بسیار شدیدتر و بیشتر از فریادهایی است که به خاطر اعمال ناشایستمان سرخواهیم داد.

برخی بینندگان این سریال تصور می کردند شخصیت اول این مجموعه از عالم پس از مرگ یا برزخ به دنیا بازگشته است و درباره امکان بازگشت از برزخ پرسشهایی برایشان به وجود آمده بود. شما قصد داشتید چنین مساله ای را نمایش دهید؛
البته اگر دقت شود، مشخص است که شخصیت اصلی داستان و سریال به عالم برزخ نرفته است. عالم برزخ ، عالم بعد از مرگ است ، در حالی که این شخص نمرده است.
حتی برای این که بینندگان اشتباه نکنند، فضای خاصی طراحی شده بود که آنجا افراد در کما دور هم جمع شدند. وقتی آقای کرامتی می گوید من مردم ، آقای تقوی شخصیتی که آنجا مظهر افراد آرام بود می گوید ما در کما هستیم. ممکن است بتوانیم به دنیا برگردیم یا ممکن است بمیریم.
کما خوابی عمیق است و خواب هم درجات دارد. در آیه شریفه قرآن در سوره زمر آمده است: «الله یتوفی الانفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها فیمسک التی قضی علیها الموت و یرسل الاخری الی اجل مسمی». یعنی خداوند نفس و جان انسان ها را چه هنگام مرگ و چه هنگام خواب که کما هم نوعی از خواب است توفیه می کند، یعنی به تمامه می گیرد.
افرادی که هنوز زمان مرگشان فرا نرسیده پس از اتمام ساعت خواب ، روح و نفس به جسد زیستی شان برمی گردد و آن کسی که مقدر است بمیرد روحش نگاه داشته می شود. این افراد مصداق همین آیه بودند، یعنی به خواب رفتند.
بعضی از این افراد مقدر بود دیگر به زندگی مادی برنگردند، ولی آقای کرامتی ، خانم شفیعی و آن آقایی که حق مادرش را ادا نکرده بود، مصداق آن قسمت از آیه هستند که یرسل الاخری یعنی روحشان را به بدنشان برگرداندیم ، البته نه الی الابد. در بعضی مطبوعات به اشتباه گفتند این برزخ بوده است. خیر برزخ نبوده ، عالم خواب بوده است.

به نظر می رسد برخی هنرپیشه های این سریال چندان با متون شخصی خود بخصوص در مسائل دینی ، ارتباط لازم را برقرار نکردند و گاه در بیشتر قسمتها صحبت هایشان باورپذیر نبود. نظر شما چیست؛
بنده به سهم خودم به عنوان یک بیننده و کسی که مقداری از عقاید و آموخته های دینی خودم را در مشورت با دوستان دیگر در سناریوی این سریال وارد کردیم و عزیزان هنرمندی آن را به تصویر کشیدند از یکایک آن عزیزان ، از کارگردان ، تدوینگر و بخصوص هنرپیشه ها نهایت تشکر را دارم.
به هر صورت این افکار و نوشته هایی است که با مشورت من و آقایان کاظمی پور و دری با بازی زیبای این عزیزان همراه شد و اگر وزن هنری و محبوبیت آنها نزد مخاطبان نبود مطمئنا سریال این مقدار تاثیر نمی کرد. خب البته بعضی هنرپیشه ها در نقشهایی بهتر فرو می روند و بعضی اوقات ممکن است با نقش ، خیلی خوب درگیر نشوند.
شخصیت هایی هم که نقشهای مذهبی را در فیلمهای مذهبی مثل مریم مقدس و مردان آنجلس خوب بازی می کنند با یک پیش زمینه چندین و چند ماهه به آن می رسند تا در آن قالب مذهبی - تاریخی فرو بروند.
این سریال و سریال مسافری از هند به عبارتی قالب شکنی کرد. داستان مذهبی و فضای مذهبی نداشت که به خاطر جذب بیننده یک مقداری تم عشقی وارد آن بکند، بلکه در یک داستان و در یک زندگی معمولی که در آن عشق هست ، پلیس بازی هست ، ازدواج هست ، یک سری مسائل جدی مذهبی وارد شد تا جوانان پای آن بنشینند و با آن همذات پنداری کنند. آقای جعفری کارگردان این دو سریال هم چون کارهای جوان پسند ارائه می کند، نوع چینش یا انتخاب هنرپیشه ها را طوری انجام داده که بتواند مخاطب جوان را جذب کند و این مساله از موفقیت های آقای جعفری است.
حالا ممکن است در این سریال هنرپیشه ای که می خواهد ماکسیما سوار بشود یا دیگری که قصد دارد با مادرش به امریکا برود یا دختر خانمی که خودکشی کرده و رگه های مذهبی قوی در او نیست ، بخواهند نقش کسی را بازی کنند که خبرهایی از آن دنیا آورده و با زبان خودشان ، مفهومی دینی را نصیحت گونه انتقال دهند.
بنده به سهم خودم در حد یک بیننده نمره مقبولی به این عزیزان می دهم. در برخی صحنه ها خیلی هم آفرین گفتم. بخصوص دیالوگ هایی که برای آقای پوریا در شبهای قدر نوشتند نسبتا طولانی بود ولی به نظر من ایشان بسیار خوب از پس آنها برآمد. جملاتی که آقای سلیم زاده و مادرش رد و بدل می کردند یا حتی جملاتی که دکتر رضوی و آقای کرامتی داشتند به نظرم کم تاثیر نبود.
خب هر کسی جای رشد دارد و امیدواریم به هر صورت این عزیزان هم در طول زندگی هنریشان هر روز بهتر از دیروز باشند. فکر می کنم خودشان هم از خودشان چنین انتظاری خواهند داشت. به هر صورت کار با بازی این عزیزان بود که جلوه کرد، وگرنه متنی که ما فکر کردیم و دوستان نویسنده روی کاغذ آوردند اگر منتشر می شد احتمالا بیش از چندهزار خواننده نداشت ، اما حالا که بیننده آن چند میلیون نفر بوده اند مابه التفاوت عمده آن به این عزیزان هنرمند و تصویربرداری های خوب و تدوین مناسب و کارگردانی هنرمندانه آقای جعفری و دیگر عوامل مربوط است.

به نظر می رسد برخی نقشها برای نماد برخی گناهان مناسب نباشد. مثلا خانم شفیعی که نماد کبر است ، بسیار جوان بود. بهتر نمی شد از افراد میانسال برای این مساله استفاده می کردند؛
باز هم این انتخاب تهیه کننده و کارگردان است. استفاده از هنرپیشه های جوان ، خوش سیما و به اصطلاح کسانی که نزد مخاطب محبوبیت دارند یکی از تزهای این گروه سازنده است.
حالا اگر داستان دیگری نوشته شود و در آن داستان باز قرار باشد قهرمان های اصلی 3 گناه دیگر را نشان بدهند، باز هم ایشان ترجیح می دهد هر 3 قهرمان و حتی شخصیت های منفی داستان ، بازیگران جوان باشند که چهره و بازی شان نزد بینندگان محبوبیت دارد.
حتی اگر دقت بکنید کارگردان برای مادر آقای کرامتی یا مادر خانم شفیعی هم هنرپیشه های پا به سن گذاشته نیاورده است ، اما از زاویه دیگر کبر این طور نیست که انسان باید به سن و سالی برسد تا فرعون بشود. یک جوان هم می تواند مغرور و متکبر باشد.
کبر این دختر خانم هم کبر فرعونی نیست. کبر فروختن به همه عالم و آدم هم نیست. مقداری غرور و خود برتربینی ست. این خانم یک نامادری دارد که مقداری خودش را از او برتر می بیند شاید آن هم به دلیل آن باشد که نتوانسته او را بپذیرد.

گفتگو: بتول خالدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها