در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در فیلمهایی از آن جنس که به نزاع ازلی و ابدی سرخپوستها و سواره نظام میپرداخت، به بدلکارانی نیاز بود که در اسبسواری مهارت داشته باشند و در اجرای بدلکاریها، چابکی و مهارت خاصی از خود بروز دهند.
در دهه 50 و با تولید فیلمهای عظیم تاریخی همچون «بن هور»، «اسپارتاکوس» و... بدلکارها بتدریج صاحب صنف شدند و دستمزدهای بالاتری دریافت کردند که البته در برخی موارد، این دستمزدها در حکم پول خونشان بود!
یاکیما کانوت که اصلیتی سرخپوست داشت، یکی از مهمترین بدلکاران سینمای آمریکا و بعدها سرپرست امور بدلکاری فیلمها بود که به شکل مطلوبی کارش را پیش میبرد و از منافع همکارانش در برابر استودیوهای فیلمسازی دفاع میکرد.
پس از او نیز در دهههای 80 و 90، موج فیلمهای حادثهای، ارج و قرب بیشتری به بدلکاران بخشید و از این رهگذر جذابیتهای فیلمهای یاد شده بشدت افزایش یافت.
برای مثال میتوان به فیلم مشهور «نابودگر 2» ساخته جیمز کامرون اشاره کرد که بخش مهمی از کیفیت فوقالعاده خود را مدیون بدلکارهای حرفهایاش است.
در سالهای اخیر در این زمینه شاهد پیشرفتهای وسیعی بودهایم که بخش مهمی از آن به پیشرفتهای تکنیکی فیلمها و نیز افزایش ایمنی بدلکاران هنگام کار برمیگردد.
در سینمای ایران، این رشته از آغاز تا امروز آنچنان که باید جدی گرفته نشده و گاهی شاهد حوادث تلخی نیز در این زمینه بودهایم.
برای مثال در سینمای پیش از انقلاب میتوان از آتش گرفتن یکی از بدلکارها در خودرویی که آتش آن را محاصره کرده بود، یاد کرد که قفل شدن درها بر اثر شدت گرما، فرد یاد شده را به شکلی دلخراش از میان برد. پس از پیروزی انقلاب و در فیلمهای مربوط به سینمای دفاع مقدس حوادث خطرناک کم رقم نخورده که البته خوشبختانه کمتر به مرگ بدلکارها منجر شده است.
بخش عمدهای از این حوادث به ناآشنایی بدلکارها با این حرفه به صورت علمی برمیگردد. در واقع در فیلمهای حادثهای، گروهی آموزش دیده همراه با یک سرگروه وارد کار شده و پس از چند بار تمرین و در نظر گرفتن عوامل مختلف صحنه آن را فیلمبرداری میکنند.
علمیتر شدن بدلکاری در ایران با ورود پیمان ابدی (بدل شخصیت سمیر در مجموعه پرطرفدار «هشدار برای کبرا 11») به کشورمان آغاز شد. تکنیسینی که پس از سالها کار در این رشته در اروپا به ایران میآمد.
وی که به شکلی علمی و آکادمیک فنون این کار را فرا گرفته بود برای خدمت به سینما و تلویزیون ایران وارد کار شد و علاوه بر آموزش نیروهای کارآمد، خود نیز به عنوان طراح جلوههای ویژه با پروژهها همکاری میکرد؛ نیروهایی که هر یک در رشتهای متخصص شدند و بسیاری از نیازهای سینما و تلویزیون ایران را در این رشته برآورده کردند.
یکی از بهترین کارهای ابدی و گروهش در سینما، فیلم «مخمصه» ساخته محمدعلی سجادی بود که به واسطه ساختار فیلمنامهاش، صحنههای اکشن زیاد داشت.
ابدی در این زمینه عالی عمل کرد و بخش نفسگیر دزدی از بانک و درگیری بیرون آن را با یک طراحی عالی بدون کوچکترین تلفات اجرا کرد که بسیار هم مورد توجه مخاطبان عام و خاص قرار گرفت.
مجموعههای تلویزیونی پلیسی و جنگی به بدلکارانی با تجربه و کاربلد نیاز دارد که در سالهای اخیر، این نیاز تشدید شده است.
گروه پیمان ابدی در زمان حیاتش و پیش از حادثه دلخراش به وجود آمده برای او که در نهایت به فوتش سرصحنه یک کار تلویزیونی منجر شد، در مجموعه تلویزیونی «خواب و بیدار» مهارت خوبی از خود نشان داد و سکانسهای پرحادثه آن سریال پربیننده، عیار بالایی از بدلکاری تلویزیونی را به نمایش گذاشت؛ از زدوخوردهای ماموران پلیس با تبهکاران گرفته تا تعقیب و گریز با اتومبیل و انفجارها که حداقل استانداردهای سریالسازی اروپایی را داشت.
مجموعههای تاریخی سیما، میدان بزرگ دیگری برای بدلکاران است. طرحهایی که علاوه بر این که از نظر مالی و کارآفرینی برای بدلکاران اهمیت دارند، از سویی زمینهای به منظور محکخوردن اعتبار حرفهای و تواناییهای فعالان در این حرفه به شمار میروند. این دسته از مجموعههای تلویزیونی با توجه به بودجه بالای خود، عموما بدلکاران طراز اول را جذب میکنند و از این منظر موفق نشان میدهند.
برای نمونه میتوان مجموعه تلویزیونی «مختارنامه» ساخته داوود میرباقری را مثال زد که یکی از بهترین نمونههای کیفی بدلکاری در مجموعههای تلویزیونی به شمار میرود. جنگهای مختلف مختار ثقفی با سربازان ابن زیاد و نیز زبیریان، به بدلکاران کارکشته برای اجرا نیاز داشته که از این حیث گروه بدلکاران موفق عمل کرده، چرا که در بسیاری از این صحنهها بازیگران اصلی کار در میدان حاضر بودند و کمی نابلدی میتوانست به قیمت آسیبدیدن شدید آنها و در نتیجه توقفهای کوتاه و بلند کار در مرحله فیلمبرداری منجر شود که خوشبختانه این اتفاق بندرت رخ داد.
اجرای درست عملیات رزمی و این که از گذشتههای دور، شکل درست شمشیر دستگرفتن و ضربهزدن در عملیات رزمی یکی از آرزوهای مخاطبان مجموعههای ایرانی از جنس مختارنامه بود که در این مجموعه، با اجرای دقیق تحقق پیدا کرد و واقعگرایی کار را افزایش داد. افتادن اسب و سوار به شکلی که هیچ یک آسیبی نبینند که سالها پیش در وسترنهای هالیوودی و کارهای تاریخی مشهور دنیا متداول بود، در مختارنامه هم به شیوه درخشانی به چشم آمد و شکل ملموستری به صحنههای جنگ بخشید.
بدلکاران ایرانی که این روزها هنرنماییشان در بخشهایی از آخرین فیلم جیمز باند (اسکای فال) بر پرده نقرهای سینماهای جهان است، بیش از هر چیز به آموزش صحیح و نیز صرف بخشی از هزینه تولید برای این امر نیاز دارند تا دیگر شاهد حادثهای تلخ نظیر آنچه برای پیمان ابدی رخ داد، نباشیم. (جام جم - ضمیمه قاب کوچک)
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: